"امروزه شش سیگما بهعنوان یک رویکرد کارا و اثربخش حل مسأله شناخته شده است، رایجترین متدلوژی در شش سیگما ،متدلوژیDMAIC است که شامل پنج مرحله تعریف مسأله، اندازهگیری و سنجش،تحلیل، بهبود و کنترل میباشد. یکی از مهمترین ارکان متدلوژی شش سیگما استفاده از تکنیکها و روشهای آماری متعدد بهمنظور تحلیل دادهها وشناسایی علل ریشهای معایب میباشد.بهعبارت دیگر یکی از نقاط قوت این روش در مقابل سایر رویکردهای بهبود،استفاده از روشهای آماری می باشد. به گونهای که در فاز تحلیل با استفاده از ابزارهای آماری میتوان میزان تأثیر علل بالقوه را بر عوامل بحرانی کیفیت سنجش کرد. براساس بررسی پژوهشهای انجام شده تاکنون دستهبندیهای متعددی از فنون آماری و جایگاه کاربردی آزمونهای آماری در فاز تحلیل شش سیگما ارائه شده است، که بهطور عمده به دو دسته پارامتریک و ناپارامتریک تقسیم میشوند.
هدف این پژوهش در مرحله اول شناسایی دقیق نارساییها و کمبودهای ناشی از بهکارگیری آزمونهای آماری در فاز تحلیل شش سیگما و در مرحله دوم ارائه راهکار برای برطرف کردن موانع با استفاده از فنون تصمیمگیری چند شاخصه (MADM) در فضای تحقیق عملیات میباشد.
با توجه به نتایج این پژوهش سه دسته از موانع و مشکلات اصلی حاصل از بهکارگیری آزمونهای آماری عبارتند از: شرایط استفاده از فنون آمار پارامتریک مهیا نباشد، حجم دادهها بسیار کم باشد و یا هیچ آزمون فرض مناسبی برای تصدیق علل ریشهای وجود نداشته باشد.
در این پژوهش با هدف برطرف کردن نقایص موجود، به مطالعه منابع علمی معتبر در زمینه فنون تصمیمگیری چند شاخصه و بررسی انواع دستهبندی آن فنون پرداخته شد. در نهایت مدل و الگوریتم جدیدی برای بهکارگیری فنون MADM در فاز تحلیل شش سیگما ارائه شد:
در الگوریتم ارائه شده به ویژگیهای تصمیم گیرنده،مشخصات تکنیکهای MADM ، ویژگیهای مسأله و معیارهای مربوط به جواب بهدست آمده نیز توجه کافی شده است. در ادامه مقاله نتایج حاصل از بهکارگیری بخشی از الگوریتم و مدل پیشنهادی در یک شرکت صنعتی ارائه گردیده است که تأییدی است بر پوشش خلأهای موجود و راهکارهای جدید ارائه شده (در این مقاله در فاز تحلیل متدلوژی شش سیگما). در نهایت و در بخش مطالعه موردی از دو تکنیک رایج آنتروپی شانون و TOPSIS برای سنجش میزان تأثیر علل بالقوه بر عوامل بحرانی کیفیت استفاده شد که نتایج آن با روشهای آماری مقایسه شده است، نتایج نشان میدهد که استفاده از روش MADM علاوه بر تعیین وزن هر علل بالقوه ، رتبهبندی کاملی نیز از علل بالقوه به نسبت میزان تأثیر آنها بر CTQها ارائه میکند."
در بررسی های بعمل آمده تعداد و بخصوص شدت حوادث در فرایند معدن کاری میزان قابل ملاحطه ای از حوادث ناشی از کاررا در جهان تشکیل می دهد. حجم بالای کار و به کارگیری ماشین آلات و تجهیزات عظیم و پر مخاطره علت اصلی بروز حوادث شدید در این بخش می باشد . علاوه براین سپردن این بخش به پیمانکاران و عدم رعایت موازین ایمنی و بهداشتی توسط آنها از دیگر علل بالا بودن حوادث محسوب می شود . دراین مورد ضمن تمرکز بر موارد قانونی و یاد آوری آن نکات تکمیلی ارائه خواهد شد
یک شرکت یا سازمان، جهت تحقق اهداف کلان و اهداف بازاریابی خود نیاز به برنامهریزی بازاریابی دارد که یکی از ستادههای مهم این فرآیند، تدوین استراتژیهای بازاریابی است. اجرای درست استراتژیهای بازاریابی، بخش نهایی و ضامن موفقیت شرکت در امر بازاریابی است. نتایج پژوهشهای مختلف در زمینه مدیریت استراتژیک نشان میدهد شرکتهایی که از رویکرد استراتژی جهت رسیدن به یک مزیت رقابتی پایدار استفاده میکنند، اغلب در مرحله اجرای استراتژی در سطوح مختلف سازمانی با مشکل مواجه میشوند. هدف اصلی در این مقاله، ارائهی یک طبقهبندی از موانعی است که در راستای اجرای موثر استراتژیهای بازاریابی وجود دارد و رتبهبندی آن برای نمونهی موردی شرکت ایران خودرو. ابتدا یک طبقهبندی از موانع برگرفته از ادبیات بینالمللی برای این شرکت براساس نظرات خبرگان این شرکت بومی میشود و سپس با استفاده از آزمونهای آماری تی تکنمونهای و فریدمن طبقهبندی و رتبهبندی بررسی میشود. نتایج نشان میدهد که در میان طبقهبندی هشتگانه، طبقه موانع مدیریتی دارای بالاترین اهمیت است. پس از آن، طبقه موانع ساختاری در رتبه دوم و طبقات موانع فرهنگی، ادراکی، استراتژیکی، عملیاتی، نیروی انسانی و منابع به ترتیب در رتبههای بعدی قرار میگیرند. یعنی در شرکت ایران خودرو، کمبود منابع یک مانع جهت اجرای استراتژی بازاریابی نبوده و از این نظر شرکت کمبود خاصی ندارد، بلکه سایر طبقات موانع اصلی را تشکیل میدهند.
معمولاً جنگ، آخرین راه رسیدن یک حکومت و ملت به اهدافش می باشد که در طول اعصار مختلف، دارای شکل های گوناگونی بوده و به طورکلی دارای چهار دوره مشخص می باشد که هم اکنون عصر چهارم (دوره پسامدرن) خود را در حال گذراندن است. در این دوره ایالات متحده آمریکا به لحاظ برتری همه جانبه نظامی، خود را پلیس جهان دانسته و کشورهایی را که در تضاد رأی با خود می بیند، مورد تهدید قرار می دهد. لذا کشورهایی نظیر جمهوری اسلامی ایران، همواره در معرض تهدید نظامی آمریکا قرار داشته و به همین علت، محیط رزمی در پیش رو، یک محیط ناهمتراز می باشد که دارای مشخصات و وی ژگی های مخصوص به خود است. فرماندهی و کنترل نیز در نبرد برابر نیروی ناهمتراز، دارای مشکلات، تهدیدات و مشخصات خاصی است که مدافع، با توجه به نقاط قوت خود و نقاط ضعف دشمن، بایستی در سه مرحله یعنی: قبل از درگیری(هنگام طرح ریزی)، هنگام نبرد و نهایتاً با اقدامات متقابل آن را به مورد اجرا گذارد تا هم سیستم فرماندهی و کنترل خود را تا حد امکان حفظ کند و هم تا جایی که ممکن است، سیستم فرماندهی و کنترل دشمن را با اخلال مواجه سازد.
هدف اصلی این پژوهش بررسی تاثیر دوره های آموزشی ICDL بر بهبود عملکرد کارکنان مؤسسه ی عالی آموزش و پژوهش سازمان مدیریت و برنامه ریزی است. در پژوهش حاضر با توجه به نوع فرضیات و اهداف تحقیق از روش توصیفی استفاده شده است. جامعه ی آماری این تحقیق کارکنان شاغل(کارمندان، کارشناسان و مدیران) در مؤسسه ی عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی بودند که بر اساس جدول مورگان حجم نمونه ی کارکنان از روی اندازه ی جامعه به تعداد 169 نفر بود، که برای انتخاب نمونه ی مورد نظر از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای استفاده گردید. دراین پژوهش از کلیه ی مدیران بلاواسطه کارکنان نیز(سی نفر)در رابطه با تاثیر دوره های مذکور بر بهبود عملکرد کارکنان زیر مجموعه ی آنان نظرخواهی شد و در نهایت نظرهای مدیران با کارکنان با یک دیگر مقایسه گردید
در بحث مربوط به مدیریت،عوامل انگیزشی به عنوان یکی از شاخصهای اصلی و یکی از متغیرهای تأثیرگذاردراستراتژی سازمانی وکسب موفقیت شغلی است. مطالعه حاضربا هدف پی بردن به رابطه برخی از متغیرهای مورد مطالعه و انگیزه پیشرفت مدیران تعاونیها و شناسایی سهم هرکدام از عوامل با استفاده از روش تحقیق همبستگی و پس رویدادی صورت گرفته است. بر اساس نتایج این مطالعه میتوان با تقویت عوامل انگیزشی وموفقیت در مدیران تعاونیها،آنان را درمحیطهایکاری به منظور تولید بیشتر،کارآفرینی و بالندگیدر تشکلهای تعاونی یاری نمود.تحلیل دادههای حاصلاز مطالعه نشان میدهدمتغیرهای حمایت مالی دولت، پایین بودنمدت زمان دریافت وام، پایینبودن نرخ سود تسهیلاتی، ارتباط عاطفی و درونی اعضاء،بازاریابی مناسب، تجهیزات و امکانات پیشرفته، جوانی اعضای تعاونی و تعدیل در میزان اقساط وام دریافتی با انگیزه پیشرفت و موفقیت مدیران تعاونیها ارتباط معنیداری دارد.
یکی از پایگاههای مهم ارائة خدمات مرجع، کتابخانه های آموزشگاهی هستند. مجموعه مهارت های لازم برای استفاده از منابع اطلاعاتی، سواد اطلاعاتی نامیده شده است. وقتی دربارة سواد اطلاعاتی و راه های ارتقای آن صحبت می کنیم نخستین مسأله ای که بهذهن می رسد کلاس درس است، زیرا پایه و اساس مهارت آموزی هر فرد از مدرسه آغاز می شود. مسیریاب ها از دهة 1970 توسط کتابخانه ها و کتابداران برای هدایت کاربران بهمنابع مورد نیاز و پاسخ بهپرسشهای پژوهشی آنها، استفاده شدند. مسیریاب، از این نظر که بهاجبار شامل فهرست کاملی از منابع موجود مربوط بهیک مبحث نمیشود با کتابشناسی متفاوت است با وجود این، منابع پایة کافی جهت جستجو را در اختیار کاربران قرار میدهد. امروزه بهطور معمول، در مدارس مسیریاب ها توسط کتابدار- معلم و با همکاری معلمان جهت کمک بهدانشآموزان برای جستجو در زمینة تکالیف تعیین شده تهیه میشوند. در این مقاله، تعریف مسیریاب، ایجاد مسیریاب در مدارس، انواع، ویژگی ها و عناصر مسیریاب و نحوة طراحی آن برای کودکان و نوجوانان ذکر شده است.
امروزه تعارض در سازمانها به صورت یک مساله ی جدی وجود دارد، باید به خاطر داشت که این وجود تعارض نیست که باعث اختلال و از هم پاشیدگی در سازمانها می شود، بلکه مدیریَت ناکارساز تعارض سبب نتایج نامطلوب می شود. این مطالعه به منظور تعیین همبستگی هوش هیجانی با راهبردهای مدیریَت تعارض بین مدیران بیمارستانهای آموزشی قزوین انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع همبستگی ست ؛ و به صورت مقطعی انجام شد. نمونه ی مورد پژوهش 78 نفر از مدیران بیمارستانهای آموزشی قزوین بود. داده ها با استفاده از پرسشنامه ی هوش هیجانی شرینگ و پرسشنامه راهبردهای مدیریَت تعارض رابینز؛ و پرسشنامه ی ویژگیهای دموگرافیک به شیوه ی لیکرت جمع آوری ؛و با استفاده از شاخصهای آمار توصیفی، آزمون هبستگی پیرسون، آزمون تی و آنالیز واریانس تحلیل شد.
یافته ها: یافته ها نشان می دهد که بین میزان هوش هیجانی مدیران مورد مطالعه با راهبرد عدم مقابله در مدیریَت تعارض همبستگی ازلحاظ آماری معنی دار معکوس وجود دارد(γ = - 0/370). بین میزان هوش هیجانی مدیران با دو راهبرد راه حل گرایی و راهبرد کنترل همبستگی ازلحاظ آماری معنی دار مشاهده نشد (P>0/05 ). همچنین همبستگی هوش هیجانی با هیچ یک از ویژگیهای فردی مدیران (سن، جنس، سابقه خدمت، سابقه مدیریَت و میزان تحصیلات) از نظر آماری معنی دار نیست.
نتیجه گیری: میزان هوش هیجانی مدیران می تواند عامل مهمی در شناسایی تعارضها و اتخاذ راهبرد مناسب برای مدیریَت تعارض در سازمان باشد. "