انجام فعالیت های مشارکتی و حضور اجتماعی فعال تر زنان در فرآیند توسعه یکی از رهیافت های مورد تأکید در پارادایم مشارکتی توسعه است، اما «گروه هدف» قرار دادن زنان بدون توجه به موقعیت مردان و متقاعد کردن آنان به همراهی با زنان نمی تواند موفقیت لازم را در پی داشته باشد. تلقی مردان از وظایف و نقش های زنان در زندگی معیار مهمی برای حضور اجتماعی و انجام فعالیت های آنان به شمار می رود. لذا دستیابی به توسعه ای که در همه ساختارهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی جریان داشته باشد، نیاز به تغییر ذهنیت ها و سیاست های معطوف به روابط جنسیتی و بازسازی ساختارها بر این اساس دارد.در این مقاله، با توجه به نتایج پژوهش میدانی در روستاهای 6 شهرستان واقع در استان آذربایجان شرقی جهت بررسی عوامل مؤثر بر موفقیت تسهیلگران در ایجاد گروه های مستقل زنان، تأثیر نظر مردان بر ایجاد چنین گروه هایی بررسی می شود؛ این پژوهش با تکمیل پرسشنامه تهیه شده توسط محقق و با انجام مصاحبه رودررو با پاسخگویان صورت گرفته است. روایی پرسشنامه صوری و پایایی مقیاس اصلی با استفاده از آماره آلفای کرونباخ 88/0 محاسبه شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که از میان عوامل مورد بررسی، بین نظر مردان در خصوص نقش زنان در زندگی، موافقت آنان با شرکت زنان در جلسات زنانه و نظر مردان در خصوص زمینه های مناسب برای فعالیت زنان با ایجاد و تداوم فعالیت گروه های مستقل زنان روستایی رابطه مستقیم وجود دارد.
امروزه یکی از راههای دستیابی به توسعه پایدار، انتقال مالکیت از مالکیت دولتی به مالکیت خصوصی بیان شده است. تصویب سیاستهای اصل44 قانون اساسی توسط مجلس شورای اسلامی نیز گویای همین امر است. یکی از بهترین روشهای خصوصیسازی، واگذاری سهام از طریق بورس اوراق بهادار بوده و یکی از مسائل مهم در این باره، نحوه قیمتگذاری سهام واگذارشده است. بهدلیل اهمیت وحساسیت این موضوع ، تاکنون مدلهای زیادی مبتنیبر دیدگاههای مختلف برای قیمت گذاری سهام ارائه گردیده که با توجه به شرایط اقتصادی، سیاسی، منطقهای وغیره، نتایج و کاربردهای متنوع و متفاوتی، داشته است. در این پژوهش، قیمت واگذاری سهام شرکتهای دولتی مشمول خصوصیسازی در سه سال با قیمت محاسبه شده سهام آنها برمبنای مدل علمی، در بورس اوراق بهادار تهران ، مورد بررسی قرار گرفته است.داده های مورد نیاز از طریق مراجعه به بورس اوراق بها دار وسایت سازمان خصوصی سازی وسایر بانکهای اطلاعاتی مربوطه جمع آوری در این راستا، از بین مدلهای ارزشیابی سهام از دیدگاه شرکتهای قابل مقایسه، مدل نسبت قیمت بازار به سود هر سهم(P/E) شرکتهای مشابه انتخاب ، سپس قیمتهای سهام شرکتهای دولتی مشمول واگذاری برمبنای این مدل در سالهای1385،1384و1386 محاسبه، وبا قیمت های اعلام شده توسط سازمان خصوصیسازی مقایسه ورابطه بین این دوقیمت ارزیابی شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های تحقیق بیانگر این است که تنها قیمتهای تعیین شده در عرضه تدریجی توسط سازمان خصوصیسازی تا حدود زیادی به ارزش ذاتی محاسبه شده برای سهام شرکتهای مشمول واگذاری نزدیک است. بنابراین سازمان خصوصیسازی میتواند با اطمینان بیشتری از قیمتهای محاسبه شده برمبنای مدل نسبت قیمت بازار به سود هر سهم(P/E) شرکتهای مشابه، برای قیمتگذاری عرضه تدریجی سهام استفاده کند .
برای رقابت موثر در محیط آموزشی نوظهور، لازم است که تمامی کشورها بهطور پیوسته استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات را در دانشگاهها بهبود دهند. اما استفاده موثر از فناوری اطلاعات و ارتباطات نیازمند برنامهها و سیاستهای اجرایی است که متناسب با شرایط داخلی باشد. در این مقاله، با الگوبرداری از 12 کشور و 5 گروه منطقهای، 279 راهکار برای بهبود استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در دانشگاهها استخراج شده و با بهکارگیری روشتحلیل محتوا، 23 راهکار از بین آنها انتخاب می شوند. سپس نظرسنجی در سطح ملی انجام شده و با استفاده از آزمونهای آماری، راهکارهای متناسب با شرایط داخلی کشور ارایه میشوند. این راهکارها اولویتبندی شده و به سه گروه لازم و ضروری، لازم و غیر ضروری و مخصوص ایران تقسیمبندی میشوند. دستهبندی فوق بر اساس 3 معیار اهمیت از دیدگاه خبرگان، اهمیت در تجربیات کشورها و اجرا یا عدم اجرا در کشور میباشد. متدولوژی ارایه راهکارها بهگونهای طراحی شده است که هرکشور با انجام قسمت نظرسنجی از خبرگان میتواند راهکارهای مناسب با شرایط داخلی خود را استخراج کند.
هدف اصلی این مقاله بررسی ویژگیهای شخصیتی مدیران موفق در بخش تعاون با برنامههای آموزشی مدیریتی آنان میباشد. نتایج بهدست آمده در این مقاله حکایت از آن میکند که میان برخی از صفت فردی مدیران از یک سو و میزان موفقیت آنان رابطه معناداری وجود دارد، در حالیکه چنین رابطهای با برخی از ویژگیهای آنان به چشم نمیخورد. بررسیهای موجود نشان میدهد که میان صفاتی نظیر هوش، قابلیت تصمیمگیری، نوآوری و ابتکار، رهبری، اعتماد به نفس و میزان قاطعیت مدیران با جنسیت آنان رابطه معناداری وجود دارد. اما بین ویژگیهای دیگری همچون وابستگی به نیروی انسانی بامیزان کارایی مدیران رابطه چندانی وجود ندارد. تحلیل دادههای جمعآوری شده نشان میدهد که بین صفاتی همچون انگیزه فردی و نیاز به فراگیری برنامههای آموزشی مدیریتی از یک سو و میزان موفقیت مدیران رابطه معنا داری وجود داشته، ولی کمیات دیگری همچون، امنیت شغلی، پاداش مالی با میزان موفقیت آنان رابطه معناداری به چشم نمیخورد. (گی و چان، 2005) [13] معتقدند که مدیرانی که ارزیابی مثبتی از میزان موفقیت خود دارند، این احساس آنان ناشی از دارا بودن برخی صفات فردی از یک سو و آموزش مهارتهای مدیریتی از سویی دیگر میباشد. بهعلاوه آموزش موفقیتهای مدیریتی بر روی کارایی مدیران تاثیر مستقیم میگذارد.