صنایع کوچک و متوسط[1](SMEها) امروزه به عنوان قلب تپنده اقتصاد و بازوی توانای صادرات در کشورهای مختلف محسوب می شود. به همین دلیل این صنایع از اهمیت بسیاری برخوردار می باشد که در صورت شکوفایی و توسعه آن شاهد افزایش صادرات غیر نفتی و رفاه عمومی جامعه خواهیم بود. تحقیق حاضر تلاشی در جهت مطالعه فرهنگ سازمانی غالب و تاثیرگذار در صنایع کوچک و متوسط و بررسی تفاوت بین شاخص های فرهنگ سازمانی در این صنایع می باشد. جامعه آماری این تحقیق کلیه مدیران صنایع کوچک و متوسط است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده، نمونه گیری بعمل آمده است. در این تحقیق به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است که روایی و پایایی آن نیز از طریق بررسی های مقدماتی، نظر کارشناسان و اساتید تائید شده است. پس از جمع آوری اطلاعات، با استفاده از نرم افزار SPSS میانگین نمره صنایع کوچک و متوسط در هر یک از شاخص های فرهنگ سازمانی محاسبه شده است. با استفاده از آزمون t به بررسی تفاوت بین نمره فرهنگ سازمانی صنایع کوچک و متوسط پرداخته شده است. در پایان به بررسی ارتباط بین ابعاد فرهنگ سازمانی در صنایع کوچک و متوسط پرداخته شده است.
عوامل بنیادی آموزش الکترونیک به دلیل تاثیر بر توانمندی منابع انسانی، عواملی حیاتی به شمار می-آیند. هدف این پژوهش، بررسی تاثیر عوامل بنیادی آموزش الکترونیک بر نوآوری در عملکرد از طریق ظرفیت مدیریت دانش است. در این پژوهش با رویکرد تحقیق پیمایشی، 72 نفر از اعضای گروه های تحقیق و توسعه فعال در شهرک صنعتی بوعلی و شرکت های مجاور آن در شهر همدان به عنوان نمونه تصادفی انتخاب شدند. داده های مطالعه از طریق پرسشنامه های استاندارد و بومی شده به دست آمدند. اعتبار ابزارها به کمک تحلیل عاملی و پایایی آنها با کمک آلفای کرونباخ تائید گردید. همچنین تجزیه و تحلیل با نرم افزار smart pls انجام شد. نتایج نشان داد مدل تحقیق، مدل نظری قوی برای پیش بینی نوآوری در عملکرد از طریق عوامل بنیادی آموزش الکترونیک و ظرفیت مدیریت دانش است. بنابراین، توفیق در اجرای صحیح این عوامل به همراه بهبود ظرفیت مدیریت دانش موجب ارتقای نوآوری در عملکرد کارکنان خواهد شد.
در راستای بهبود عملکرد سازمان ها، مدیریت منابع انسانی نقش های مختلفی را ایفا می کند که از مهم ترین آن ها پرورش استعداد ذاتی افراد سازمان در محیط رقابت دانشی می باشد. هدف از اجرای این تحقیق، تبیین جایگاه سرمایه ی فکری در ارتباط میان وظایف مدیریت منابع انسانی و عملکرد سازمان در قالب یک مدل است. در این تحقیق، سرمایه ی فکری به عنوان متغیر میانجی و وظایف مدیریت منابع انسانی به عنوان متغیر مستقل و عملکرد سازمانی به عنوان متغیر وابسته بررسی شده اند. جامعه ی آماری تحقیق، شرکت ملی نفت ایران است و نمونهة شامل 156 مدیر میانی و عالی است که به روش خوشه ای تصادفی انتخاب شده اند. در این تحقیق، برای بررسی مؤلفه های متغیرهای مورد مطالعه و سنجش روایی سازه از تحلیل عاملی تأییدی و برای آزمون فرضیه های تحقیق از روش مدل معادلات ساختاری استفاده شده است. یافته های تحقیق، حاکی از آن است که فعالیت های مدیریت منابع انسانی از طریق سرمایه ی فکری بر عملکرد سازمانی دارای تأثیر معنادار است. در مدل برازش شده ی این تحقیق، ارزیابی عملکرد، انتخاب و استخدام، بیش ترین بار عاملی را در فعالیت های مدیریت منابع انسانی به خود اختصاص داده و در بین سرمایه های فکری، سرمایه ی ساختاری، بیش ترین بار عاملی را در مجموعه ی سرمایه ها دارا می باشد.
امروزه، دست یابی به بهبود مستمر و سرآمدی در همه ی ابعاد سازمان از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ در این راستا، الگوی بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت سازمان ها را در جهت حرکت به سمت سرآمدی کمک می نماید. هدف این مقاله ایجاد مدلی یک پارچه از بازخورد 360 درجه و الگوی بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت با به کارگیری تکنیک بسط عملکرد کیفی می باشد؛ به گونه ای که برای ارزیابی عملکرد مدیران شرکت پلی اکریل ایران و رسیدن به تعالی سازمانی قابل استفاده باشد. از نتایج مدل پیشنهادی، می توان تحلیل شکاف موجود بین ارزیابی عملکرد مدیر از دید ارزیابان و خود ارزیابی مدیر را برای به دست آوردن نقاط ضعف و قوت مدیریت سازمان بیان نمود و به برقراری رابطه بین عملکرد مدیر و عملکرد سازمان با استفاده از الگوی پیشنهادی، اولویت بندی معیارهای عملکردی مدیر و اولویت بندی توانمندسازهای مدل تعالی سازمان اشاره کرد.
این تحقیق به بررسی رفتار داده های حسابداری با توجه به چرخه های تجاری در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. این مطالعه همچنین رفتار داده های حسابداری با توجه به چرخه های تجاری را با مد نظر قرار دادن ویژگی های خاص شرکت ها بررسی می کند. داده های حسابداری مورد بررسی شامل رشد فروش، تغییرات حاشیه سود ناخالص، سود قبل از مالیات، تغییرات سود خالص و تغییرات کل دارایی هاست. نتایج این تحقیق نشان داد که در بورس اوراق بهادار تهران بین برخی از متغیرهای حسابداری (رشد فروش و حاشیه سود ناخالص) با چرخه های تجاری ارتباط معناداری وجود دارد و در رابطه با برخی از متغیر ها ( مانند تغییر کل دارایی ها) نیز هیچ گونه ارتباطی مشاهده نشد. همچنین، یافته های این تحقیق نشان داد که ارتباط بین داده های حسابداری با چرخه های تجاری تحت تاثیر اندازه شرکت ها و چرخه ای یا غیر چرخه ای بودن شرکت ها (ویژگی های خاص شرکت ها) است.
این مقاله سودمندی استراتژی تفکیک سهام موفق -ناموفق [1] بر مبنای عوامل بنیادی را بررسی می کند. با استفاده از هفت سیگنال بنیادی ( S-Score ) شامل سه عامل سودآوری، دو عامل تغییرپذیری و دو عامل رشد، به منظور تفکیک سهام موفق- ناموفق، اثربخشی استراتژی مبتنی بر خرید سهام موفق و فروش سهام ناموفق بررسی شده است. در این تحقیق از اطلاعات مالی همه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1379 تا 1387 استفاده شده است. با حذف شرکت- سال هایی که فاقد اطلاعات مالی لازم بوده اند، آزمون های این پژوهش بر مبنای اطلاعات مربوط به 2134 شرکت- سال انجام شده است. نتایج به دست آمده حاکی از تفاوت معنی دار بازده همزمان و یک سال بعد شرکت های گروه بالا(دارای بیشترین امتیاز بنیادی) و شرکت های گروه پایین(دارای کمترین امتیازبن بنیادی) است. به منظور کنترل عوامل در بردارنده سطح ریسک، با تفکیک شرکت ها بر اساس اندازه، تفاوت بازده همزمان دو گروه بالا - پایین، برای شرکت های کوچک و بزرگ معنی دار و تفاوت بازده یک سال بعد شرکت های کوچک و متوسط معنی دار بوده است. همچنین، اتخاذ این استراتژی، مبین اثربخشی آن برای شرکت های رشدی تا دو سال بعد و برای شرکت های ارزشی تا یک سال بعد بوده است.
هدف این پژوهش بررسی رابطهی شیوه های شناختی با ویژگیهای کارآفرینی دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور در مرکز تهران است. این تحقیق از نوع توصیفی و هم بستگی بوده و مبتنی بر داده های جمع آوری شده از روش میدانی میباشد. جامعهی آماری این تحقیق شامل 5962 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور مرکز تهران است. حجم نمونه با روش نمونه گیری طبقه بندی تصادفی، 361 نفر تعیین شد. پس از جمع آوری و تحلیل داده ها، الگوهای تحلیل مسیر توسط نرم افزار لیزرل برای بررسی رابطهی شیوه های شناختی گریگوریک با کارآفرینی و با شاخص های کارآفرینی ترسیم شد. آزمون فرضیه ها نشان داد که، شیوه های شناختی با ویژگیهای کارآفرینی رابطهی مثبت و معناداری دارد و از بین متغیرهای شیوهی شناختی بیش ترین تا کم ترین تأثیر به ترتیب به شاخص های شیوهی عینی- متوالی، شیوهی انتزاعی- تصادفی، شیوهی عینی- تصادفی و در نهایت انتزاعی- متوالی مربوط بوده است.
زمینه و هدف: امنیت همواره یکی از دغدغه های انسان و جوامع بشری محسوب شده و نظر به افزایش اهمیت آن در جوامع، ابزار، شیوه ها و رویکردهای ایجاد و حفظ آن دست خوش تحولات حیرت آوری گردیده است. طی سالیان اخیر، امنیت عمومی که برآیندی است از کارکرد عناصر و متغیرهای متداخل و موثر در حوزه های عمومی حیات مانند حوزه های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی در جامعه؛ وجه بارزتری به خود گرفته و به طور ملموسی به حوزه مطالعات و تحقیقات امنیتی در کشور راه یافته است؛ از سوی دیگر اقدامات شبکه های مجرمانه و تشکیلات بزهکارانه در عرصه بین المللی و داخلی که تهدیدی علیه سلامت جامعه به شمار می روند، ایجاد سطح مطلوبی از امنیت عمومی برای شهروندان را به چالش کشیده و مبارزه قاطع و بازدارنده با آن را ضروری ساخته است. این تحقیق قصد دارد با شناسایی تهدیدات ناشی از این جرایم برای امنیت عمومی کشور، به تحقق چنین امری کمک نماید.
روش: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی بوده و به دو شیوه اسنادی و پیمایشی انجام گرفته است. پایایی پرسشنامه محقق ساخته با روش آلفای کرونباخ 90/0 محاسبه گردیده و به منظور تعیین روایی از روش ترستون استفاده شده است. داده های جمع آوری شده به کمک آزمون های تحلیل واریانس یک طرفه و چندمتغیره، تحلیل مسیر و رگرسیون های چندمتغیره تحلیل گردیده اند. نرم افزارهای لیزرل و SPSS نیز برای این منظور مورد استفاده قرار گرفته اند.
یافته ها: مهم ترین تهدید ناشی از جرایم سازمان یافته، انواع قاچاق می باشد و شاخص های امنیت عمومی، شامل مولفه های نهادی، ذهنی، ارزشی و مادی می باشند که بین وضعیت کلی مولفه های مختلف امنیت عمومی، تفاوت معنی داری وجود ندارد.
نتیجه گیری: مهم ترین ویژگی های جرایم سازمان یافته به ترتیب اولویت شامل ابزار حمایتی، فعالیت های مجرمانه، سازمان بزهکار و انحصارطلبی تعیین که شاخص های هر یک نیز احصا گردیده است.