امروزه کلیه شرکت ها می بایستی رویکردهای کسب و کار خود را متحول سازند تا بتوانند در عرصه رقابتی، رشدی سریع تر از رقبا داشته و ارزش بیشتری برای مشتری خلق نمایند. در این عرصه رقابتی عواملی که می توانند به عنوان مزیت رقابتی شرکت ها عمل کنند و آن ها را از هم متمایز سازد و سبب بهبود عملکرد آن ها شود، تاکید براستراتژی های بازرگانی، گرایش به بازار و رفتارکارآفرینانه می باشد. تحقیق حاضر به دنبال بررسی تاثیراستراتژی های رقابتی رهبری هزینه و تمایز بر عملکرد شرکت های تولیدی متوسط و بزرگ با نقش واسط گرایش به بازار و رفتارکارآفرینانه است. روش تحقیق، توصیفی- پیمایشی و از نوع کاربردی است. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده گردیده و روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و سازه و همچنین آلفای کرانباخ مورد تایید قرار گرفت. جامعه آماری در این پژوهش شرکت های تولیدی متوسط و بزرگ شهرک های صنعتی شهرستان مشهد می باشد. طرح نمونه گیری احتمالی بوده و از نوع نمونه گیری تصادفی ساده استفاده گردیده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار PLS استفاده شده و تحلیل داده های مربوط به 89 شرکت که به سوالات تحقیق پاسخ دادند حاکی ازتایید نقش میانجی رفتارکارآفرینانه دررابطه بین استراتژی های بازرگانی و عملکرد سازمانی است. به علاوه استراتژی رهبری هزینه به طور مستقیم با عملکرد، گرایش به بازار و رفتارکارآفرینانه؛ استراتژی تمایز با گرایش به بازار و رفتارکارآفرینانه و همچنین رفتارکارآفرینانه با عملکرد رابطه معناداری دارند. همچنین نقش واسط گرایش به بازار دررابطه بین استراتژی های بازرگانی و عملکرد سازمانی مورد تایید قرارنگرفت.
تحقیق حاضر به بررسی تأثیر چرخش مؤسسات حساب رسی و شریک مؤسسه ی حساب رسی بر کیفیت حساب رسی می پردازد. در این تحقیق به منظور تعیین کیفیت حساب رسی از معیار اقلام تعهدی اختیاری استفاده شده است. برای آزمون فرضیه های پژوهش از مدل رگرسیون خطی استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که اگر اقلام تعهدی اختیاری به عنوان معیار کیفیت حساب رسی در نظر گرفته شود، چرخش مؤسسات حساب رسی بر کیفیت حساب رسی تأثیری ندارد؛ اما چرخش شریک مؤسسه ی حساب رسی باعث افزایش کیفیت حساب رسی می شود. هم چنین یافته های تحقیق حاکی از آن است که چرخش مؤسسات حساب رسی بر تعدیلات سنواتی تأثیری ندارد و چرخش شریک مؤسسه ی حساب رسی باعث کاهش تعدیلات سنواتی می شود.
در دهه های اخیر، تغییر و تحول در شئون مختلف جوامع انسانی سرعت قابل ملاحظه ای یافته است و بقا و بالندگی سازمان ها در گرو آمادگی و واکنش کارکنان در برابر تغییر قرار دارد. هدف این تحقیق، بررسی رابطه ی ارتباطات سازمانی و واکنش کارکنان به تغییر، با تاکید بر نقش هوش عاطفی می باشد. جامعه ی آماری این تحقیق کارکنان بانک صادرات منطقه ی 3 شهر تهران می باشد. تعداد 200 کارمند به روش نمونه گیری تصادفی مبنای تحلیل قرار گرفت. گردآوری داده ها به وسیله ی پرسشنامه انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق روش رگرسیون سلسله مراتبی و نرم افزارSPSS صورت گرفت. نتایج تحلیل نشان داد که ارتباطات سازمانی، با آمادگی و واکنش مثبت کارکنان به تغییر رابطه ی مثبت دارد و هوش عاطفی کارکنان، این رابطه را تشدید می کند.
از مهم ترین اهداف پیش روی بانک ها می توان به مشتری مداری از راه کاهش مدت زمان انتظار مشتریان در شعب اشاره کرد. یکی از راه حل های ممکن برای این مشکل، به کارگیری ترکیب مناسبی از تعداد تجهیزات و امکانات است که به کارگیری بیش از نیاز در این خصوص منجر به هزینه اضافی برای بانک می شود. این مقاله با مدلسازی ریاضی، به کارگیری ابزارهای فراابتکاری و شبیه سازی به دنبال تعیین ترکیب بهینه تعداد تجهیزات و امکانات شعب بانک می باشد.
مقاله حاضر از یک مدل ریاضی با دو تابع هدف کمینه سازی تشکیل شده است. برای حل مدل در هر مرحله جوابی موجه شبیه سازی شده است که به عنوان ورودی به روش فراابتکاری تبرید انتخاب می شود. سپس الگوریتم تبرید در همسایگی این جواب، جواب موجه بهتری شناسایی می کند که در ادامه این جواب شبیه سازی می شود. این چرخه تا جایی تکرار می شود که جواب یا سناریوی بهینه انتخاب شود. در این روش با در نظر گرفتن محدودیت های مسئله، سناریو های ممکن به کمک الگوریتم تبرید با نرم افزار MATLAB تولید و به کمک نرم افزار شبیه سازی ED در 50 مرتبه 8 ساعته اجرا می شود. در این مقاله یکی از شعب بانکی خصوصی مورد بررسی قرار گرفت و سناریویی که در آن 4 عدد باجه ریالی، 2 عدد باجه ارزی، 3 عدد باجه تسهیلاتی و دو عدد دستگاه خودپرداز می باشد، با کمترین هزینه به عنوان سناریو بهینه انتخاب شد.
با توجه به تغییرات گوناگون و وسیع در دنیای تجارت امروز، سازمان ها با شیوه های قدیم تجارت، قادر به حضور سودآور در بازار نیستند. امروزه سازمان ها ناگزیر به برقراری روابط تجاری جدید با مشتریان، عرضه کنندگان و حتی رقبای خود می باشند که این امر منجر به تغییراتی اساسی در نحوه فعالیت سازمان ها شده است...
هدف این پژوهش، بررسی میزان انطباق آموزش های فنی وحرفه ای با نیازهای آموزشی بخش صنایع در شهرستان خرمشهر بود. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه سازمان ها و شرکت ها (صنایع کوچک، متوسط و بزرگ شهرستان مطابق اطلاعات ثبت شده در اداره صنایع استان_ وزارت صنایع و معادن، معاونت توسعه صنعتی، دفتر آمار و اطلاع رسانی) که 42 شرکت برآورد شد و مرکز فنی و حرفه ای شهرستان خرمشهر، در بخش صنعت بود. نمونه گیری دوبار و به دو منظور انجام شد. ابتدا با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 9 شرکت انتخاب گردید و با 9 نفر از مدیران و 9 نفر از کارشناسان مصاحبه به عمل آمد. در مرحله دوم به صورت تصادفی ساده، 125 نفر از مدیران و کارشناسان برای تکمیل پرسشنامه انتخاب گردید. جهت جمع آوری دادهای پژوهش از بررسی اسناد و مدارک، مصاحبه و پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردید که روایی محتوایی پرسشنامه توسط صاحب نظران مورد تأیید قرار گرفت و پایایی ابزار محاسبه و تأیید شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آمار توصیفی تجزیه و تحلیل گردید. یافته های پژوهش نشان داد که بین عملکرد موجود آموزش های فنی وحرفه ای با وضعیت مطلوب (نیازها و محورهای آموزشی شناسایی شده دارای اولویت) این شهرستان انطباق وجود ندارد. همچنین بررسی نتایج بدست آمده، نشان داد که 9 دوره عمومی، 7 دوره مدیریتی و 45 دوره تخصصی اولویت های آموزش های فنی و حرفه ای مورد نیاز بازار کار در زمینه صنایع این شهرستان را تشکیل می دهند.
زمانبندی صحیح پروژه از ارکان اصلی و لازمه موفقیت و همچنین تطابق برنامهریزی و اجرا، اصلیترین
موضوع مدیریت پروژه میباشد. در این مقاله سعی شده است تا سیستمی کاربردی و مناسب برای زمانبندی
پروژههای مختلف ارائه شود تا از طریق آن زمانبندی پروژهها دقیقتر انجام شود. در حال حاضر تکنیک
ارزیابی و بازنگری پروژه PERT به طور گستردهای برای مدیریت پروژههای با مقیاس بزرگ به کار میرود.
در روشهای سنتی موجود در تکنیک PERT ، زمان انجام فعالیتها به صورت اعداد قطعی و یا از طریق
توزیع بتا حاصل میشده است، لیکن در شرایط و دنیای واقعی، تخمین زمان عملی انجام هر فعالیت به طور
دقیق کار بسیار دشواری است. در این مقاله با استفاده از منطق فازی و به منظور مقابله با مشکلات مربوط به
عدم قطعیت، سیستم خبره فازی طراحی شده است و در آن بسیاری از محدودیتها و عوامل تأثیرگذار بر روی
زمان انجام پروژه مد نظر قرار گرفته است. در این ارتباط پارامترهای ورودی و خروجی سیستم از طریق
پرسشنامه تهیه و پایایی نتایج حاصله تحلیل شده است. نتایج حاصل حاکی از قدرت بالای سیستم در کنترل
شرایط مختلف تأثیرگذار بر روی زمان انجام پروژه میباشد.