یکى از عوامل مؤثر بر رفتار پرستاران نسبت به بیماران و مراجعان ، شناخت آنان از رعایت عدالت در توزیع حقوق ، امکانات ، مزایا و پاداش در کنار رعایت انصاف و عدل در تصمیم گیرى ست. هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه ی بین عدالت توزیعى و عدالت رویه اى ادراک شده با رفتار مشترى مدارى در پرستاران بود.
روش بررسی: این پژوهش از نوع همبستگی- مقطعى (تحلیل مسیر) است. جامعه ی آمارى پژوهش را کلیه پرستاران زن و مرد شاغل در بیمارستان ها و مراکز درمانی تحت نظر دانشگاه علوم پزشکى اصفهان در سال 1387 (بهار و تابستان) تشکیل می دهند. نمونه ی آمارى شامل 478 پرستاراست که با نمونه گیرى تصادفى ساده براى پاسخگویى به پرسشنامه هاى پژوهش انتخاب شدند. ابزارهاى گردآورى اطَلاعات شامل سه پرسشنامه بود. پس از ترجمه و بررسى روایى و پایائى پرسشنامه هاى پژوهش ؛ازدو پرسشنامه براى سنجش توزیع عدالت و رویه هاى ادراک شده؛ واز یک پرسشنامه براى سنجش رفتار مشترى مدارى در پرستاران استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفى (فراوانى ، درصد فراوانى ، میانگین و انحراف معیار) و استنباطى (آزمون ضریب همبستگى پیرسون و تحلیل مسیر) با استفاده از نرم افزار SPSS صورت گرفت.
یافته ها: ادراک پرستاران از عدالت توزیعى و عدالت رویه اى در بیمارستان هاى محل کارشان در حد ضعیف و تمایل به رفتارى مشترى مدارى در بین آن ها پائین تر از متوسط بود. یافته هاى دیگر حاکى از آن بود که بین عدالت توزیعى ادراک شده و عدالت رویه اى ادراک شده با رفتار مشترى مدارى در بین پرستاران همبستگى مثبت و معنادار وجود دارد. بین عدالت توزیعى و رویه اى ادراک شده نیز رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. سایر یافته ها حاکى از آن بود که فقط عدالت توزیعى ادراک شده قادر به تاثیر مستقیم بر رفتار مشترى مدارى در بین پرستاران است و عدالت رویه اى ادراک شده تاثیر خود بر رفتار مشترى مدارى را از طریق عدالت توزیعى ادراک شده اعمال مى نماید.
نتیجه گیری: پرستاران بیمارستان ها در درجه ی نخست براى رفتارهاى خود در مقابل مشتریان و مراجعان تحت تاثیر رعایت عدالت و انصاف در تخصیص حقوق ، پاداش و امکانات و همچنین تعیین برنامه کارى منصفانه براى خودشان از طرف بیمارستان قراردارند. از طرف دیگر وقتى پرستاران احساس نمایند که رویَه ها و روش هاى تصمیم گیرى در مورد آنان و شرایطشان منصفانه و عادلانه است ، شناخت شان از رعایت عدالت در تخصیص پیامدها (عدالت توزیعى) بالا مى رود و با بیماران و مراجعان رفتارهاى بهترى دارند. "
منابع انسانی دردنیای امروز،بهترین مزیت رقابتی هرسازمان تلقی می شود وانسان بیش از هرزمان دیگری درنظریه سازمان ها اهمیت یافته است.نیروی انسانی به همان اندازه که می تواند سازمان ها را در رقابت یاری دهد، ممکن است مانعی جدی بر سر راه سازمان باشد؛ در نتیجه هدف از این پژوهش مطالعه و بررسی ارتباط بین خودشیفتگی مدیران و رفتارهای منافقانه با نقش میانجی رفتارهای ماکیاولی گری مدیران در سازمان های دولتی شهر کرمانشاه است. حجم جامعه ی مورد مطالعه 4588 نفر بودند که 355 نفر با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی ساده و فرمول کوکران به عنوان نمونه ی آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی صوری آن مورد تأیید اساتید و نخبگان قرار گرفت. برای پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. پژوهش حاضر بر اساس هدف پژوهش کاربردی و همچنین بر اساس چگونگی به دست آوردن داده های مورد نیاز، از نوع پژوهش های توصیفی و همبستگی است. برای تجزیه وتحلیل داده های پرسشنامه از آزمون های همبستگی و مدل معادلات ساختاری، موجود در بسته های نرم افزاری اس پی اس اس و لیزرل استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که خودشیفتگی مدیران بر رفتارهای ماکیاولی گری دارای اثر مستقیم و معنا داری برابر با 0.74 است و همچنین خودشیفتگی نیز دارای اثر مستقیم معناداری برابر با 0.87 بر رفتار منافقانه می باشد. رفتارماکیاولی گری نیز بر رفتار منافقانه دارای اثر مستقیم و معنا داری برابر با 0.66 است؛ پس میانجی بودن رفتار ماکیاولی گری در ارتباط بین خودشیفتگی مدیران و رفتار منافقانه مدیران نیز تأیید می شود.
اتخاذ رویکردی کارآفرینانه در بخش دولتی در راستای پاسخگویی به انتقادهای وارد بر عملکرد سازمان های دولتی از جمله دغدغه های پیش روی سازمان های دولتی به ویژه در کشورهای در حال توسعه از جمله کشورمان ایران است. برخلاف اهمیت این موضوع، متأسفانه مطالعات معدودی با رویکردی جامع گر در این زمینه انجام گرفته است. پژوهش حاضر تحقیقی کاربردی به روش تحقیق کمّی و از نوع همبستگی است. تحقیق حاضر تلاش می کند ابعاد متعدد مفهوم کارآفرینی در بخش دولتی را پیمایش کند. بدین منظور 205 نفر از کارکنان رسمی پژوهشگاه صنعت نفت ایران در این تحقیق شرکت کردند. برای گردآوری داده ها ابزار پرسشنامه، و برای تجزیه وتحلیل اطلاعات آماری ضریب همبستگی، رگرسیون چندمتغیره و تحلیل مسیر به کار گرفته شد. نتایج نشان داد به جز متغیرهای مشاغل تخصصی، چندگانگی اهداف و نفوذ سیاسی، همة متغیرهای دیگر بر متغیر کارآفرینی در بخش دولتی تأثیرگذارند و سه متغیر مخاطره پذیری، نوآوری و پیشروبودن رابطة مثبت و معنادار با عملکرد سازمان های دولتی دارند. همچنین، در نهایت پیشنهادهایی برای تقویت روحیة کارآفرینی در سازمان های دولتی کشور مطرح شده است.
موضوع اصلی این پژوهش بررسی رابطه بین رشد سود و بازده سهام با استفاده از مدل سود باقی مانده در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در این پژوهش از مدل سود باقی مانده برای تفکیک رشد سود به رشد سرمایه به کار رفته و رشد سود باقی مانده و بررسی رابطه آن ها با بازده جاری و آتی سهام استفاده شده است. اطلاعات مورد نیاز برای دوره زمانی 1383 تا 1390 جمع آوری و برای آزمون فرضیه ها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. نتایج نشان می دهد بین رشد سود باقی مانده و بازده جاری سهام رابطه مثبت و معنی دار و بین رشد سرمایه به کار رفته و بازده جاری سهام رابطه منفی و معنی داری وجود دارد، همچنین بین رشد سود باقی مانده و بازده آتی سهام رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد و بین رشد سرمایه به کار رفته و بازده آتی سهام رابطه معنی داری وجود ندارد.
از آن جا که قسمت اعظم صادرات غیرنفتی کشورمان را محصولات کشاورزی و سنتی تشکیل می دهد و از طرف دیگر کوچک بودن و بسته بودن اقتصاد ایران به درآمدهای صادراتی سبب می گردد در صورت مواجه شدن با شوکهای غیرقابل انتظار و زودگذر در آن به کاهش رقابت پذیری صنایع صادراتی بیانجامد. بر همین اساس در این مقاله با پیروی از مدل فدر (1982) به بررسی اثر بی ثباتی درآمد صادراتی بر بخش صنعت و معدن در طی دوره زمانی 1350-1382 پرداخته شده است. تمایز عمده این مقاله با سایر مطالعات را می توان در سه بعد معرفی نمود. اولا اغلب مطالعات به بررسی تاثیر رابطه بی ثباتی صادراتی بررشد اقتصادی به صورت جمعی پرداخته شده است ولی به لحاظ این که مدل سازی برروی متغیرهای جمعی می تواند به تورش جمعی سازی منجر گردد روابط صحیح شناسایی نشود این مطالعه این موضوع را به صورت بخشی مورد مطالعه قرار داده است. ثانیا تقریبا در تمامی مطالعات قبلی چنین رابطه ای بر اساس داده های مقطعی صورت پذیرفته است و مشکل کار با این نوع از داده ها آن است که تنها تخمین متوسطی از اثرات را میسر ساخته و هیچ اطلاع بیشتری درباره کشور تحت بررسی نشان نمی دهد به همین دلیل در این مطالعه از داده های سری زمانی استفاده گردیده است. ثالثا جهت اجتناب از رگرسیون ساختگی از رویکرد نوین اقتصاد سنجی سری زمانی، هم انباشتگی جوهانسن (1988) استفاده گردیده است. نتایج حاکی از آن است که بی ثباتی صادراتی بر ارزش افزوده و صنعت و معدن به لحاظ این که در بلندمدت رشد تولید به عواملی نظیر جمعیت و بهبود تکنولوژی و نظایر آن بستگی دارد و برون زا فرض می گردد تاثیر نداشته است و تنها در کوتاه مدت بر متغیرها موثر خواهد بود که این اثر در این مقاله منفی ارزیابی گردیده است.
امروزه در محیط کسب وکار بازار جهانی، «هوش فرهنگی» اهرم مورد نیاز رهبران و مدیران تلقّی می شود. سازمان ها و مدیرانی که ارزش راهبردی هوش فرهنگی را درک کنند، می توانند از تفاوت ها و تنوّع فرهنگی در جهت ایجاد مزیّت رقابتی و برتری در بازار جهانی استفاده کنند. هوش فرهنگی شیوه ای از اندیشیدن و عمل را به مدیران و کارکنان آموزش می دهد که آنان بتوانند در هر بستر فرهنگی، به گونه ای اثربخش تر عمل کنند.
در این پژوهش، پس از تبیین مفاهیم کلیدی و تشریح ابعاد و جایگاه هوش فرهنگی در ادبیات رایج، اصول و ویژگی های این هوش از نظر اسلام تحلیل و بررسی می گردد، سپس به برخی از راهبردهای اسلام در بهره برداری مؤثر از هوش فرهنگی اشاره می شود و رویکرد اسلام به فرهنگ ملّی و فراملّی مشخص می گردد و در نهایت، برخی از مؤلّفه های هوش فرهنگی با رویکرد اسلامی شناسایی می شود.
هدف این تحقیق بررسی هوش فرهنگی و مؤلّفه های آن ـ در روابط سازمانی ـ با رویکرد اسلامی است. روش انجام این تحقیق توصیفی ـ تحلیلی به همراه تدبّر در قرآن، حدیث و سیرة معصومان(ع) است.
به اشتراک گذاشتن دانش از امور حیاتی برای سازمان هاست و در این میان، اعتماد متقابل بین افراد و به طور خاص اعتماد به مدیریت، عاملی تاثیرگذار در آن مهم است. با توجه به مشهود نبودن رابطه بین اعتماد متقابل و اشتراک دانش، مطالعه حاضر سعی نموده با استفاده از متغیرهای میانجی ""ترس از دست دادن اعتبار شخصی فرد"" و ""مستند سازی دانش""، رابطه میان اعتماد به مدیریت و به اشتراک گذاشتن دانش را مورد بررسی قرار دهد. روش شناسی پژوهش از نوع توصیفی - همبستگی است و با توجه به محدود بودن جامعه آماری، یعنی کارکنان منطقه 9 شهرداری مشهد، نمونه گیری به روش سرشماری انجام شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار لیزرل استفاده شده است. یافته های این پژوهش دارای کاربردهای مهمی در دو سطح نظری و مدیریتی است. این مقاله در سطح مدیران بر نقش اصلی افراد در روند به اشتراک گذاشتن دانش نسبت به دو مؤلفه مستند سازی دانش و ترس از دست دادن اعتبار شخصی فرد تاکید می کند. در سطح نظری نیز شواهد تجربی را برای دو مکانیزم که کمک به بیان تاثیر اعتماد به مدیریت بر به اشتراک گذاشتن دانش می کند، فراهم می نماید.
امروزه با توجه به اهمیت و گسترش به کارگیری فناوری اطلاعات، بسیاری از سازمانها شاهد بروز مشکلات و تناقضاتی در رابطه با عدم برآورده شدن نیازهای کسب وکار با توجه به حجم بالای سرمایه گذاری در زمینه فناوری اطلاعات می باشند. یکی از دلایل این تناقض عدم وجود همسویی بین راهبرد فناوری اطلاعات و راهبرد کسب و کار است. از طرفی فناوری اطلاعات زیر ساختی را فراهم می کند که موجب پاسخگویی بهتر نسبت به تغییرات شده و بر چابکی تأثیرگذار است . لذا همسویی راهبرد فناوری اطلاعات و راهبرد کسب وکار با چابکی سازمانی به یکی از دغدغه های پیش روی مدیران تبدیل شده است. بدین منظور هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین همسوی راهبردی فناوری اطلاعات و راهبردکسب و کار با چابکی در شرکتهای نرم افزاری می باشد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه مدیران کسب وکار، مدیران و کارشناسان بخش فناوری اطلاعات در شرکتهای نرم افزاری شهر تبریز تشکیل دادند .ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه ای شامل دو بخش سوالات مربوط به همسویی و سوالات مربوط به چابکی است. روش استفاده شده در این پژوهش توصیفی می باشد و داده های به دست آمده از پرسشنامه با استفاده از آزمون رگرسیون تحلیل شده است. با توجه به نتایج به دست آمده می توان بیان کرد که همسویی عامل مؤثری برای دستیابی به چابکی می باشد. همچنین دو بعد ارتباطات و مهارتها از ابعاد همسویی دارای تأثیر مثبت روی چابکی می باشند. اما تأثیر ابعاد سطح شایستگی/ ارزش، سطح اعمال اختیار، مشارکت و حیطه عمل روی چابکی تایید نشد. ا
حاصل سیستم اطلاعاتی حسابداری. صورت های مالی اساساسی می باشد و به همین دلیل بخش عمده ای از تئوری ها. تحقیقات و استانداردهای وضع شده در رشته حسابداری به صورت های مالی اساسی اختصاص دارد. هدف نهایی حسابداری تامین نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان از خدمات حسابداری است. در کشور ما نیز که هم اینک به تجربه نمودن استانداردهای حسابداری پرداخته تحقیق در این زمینه از اولویت خاصی برخوردار است. در این تحقیق سعی شده علل عدم استفاده از صورت های مالی تلفیقی در تصمیم گیری مدیران بررسی شود. جهت انجام این تحقیق 30 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که در سال 80 سهام آنها مورد مطالعه قرار گرفته و مشمول تلفیق صورت های مالی بوده اند انتخاب و 150 پرسشنامه برای مدیر عامل. اعضای هیات مدیره و مدیران مالی ارسال گردید که حاوی 42 سوال بود که به گونه ای هدفمند طراحی شده بود. نتایج حاصله از میان 97 پرسشنامه عودت شده نشان داد. علیرغم آنکه مدیران تا حدودی به صورت های مالی تلفیقی شناخت و آگاهی دارند. ولی وجود پیچیدگی تکنیک های مربوط به تهیه صورت های مذکور و کم اهمیت بودن آنها از نظر مراجع قانونی موجب شده تا صورت های مالی تلفیقی در تصمیم گیری مدیران مورد استفاده قرار نگیرد.
مقاله حاضر، با هدف بررسی و سنجش تأثیر ادراک کارکنان از عدالت سازمانی بر سرمایه فکری انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی بوده و از راهبرد همبستگی بهره برده است. ابزار آزمون، مدل سازی معادلات ساختاری می باشد. 181 نفر از کارکنان سازمان به عنوان نمونه انتخاب شدند و برای گردآوری اطلاعات از پرسش نامه های سنجش ادراک از عدالت کیم و لیونگ (2004) و کالکویت (2001) و سنجش سرمایه ی فکری یلیپ لو گری (2004)، رودز (2007) و مهدی حدادزاده (1389) استفاده شد.
نتایج، نشان داد که ادراک کارکنان از عدالت درون و برون سازمانی بر سرمایه ی فکری تأثیری مثبت دارند. بنابراین، می توان ادعا کرد که اگر کارکنان یک سازمان، ادراک مثبتی از رفتارهای عدالت گرایانه ی سازمان داشته باشند، سرمایه ی فکری نیز افزایش خواهد یافت. هم چنین، رابطه ی بین ادراک کارکنان از عدالت درون سازمانی و عدالت برون سازمانی مورد تأیید قرار گرفت.