توجَه به وقوع پدیده ی انفجار اطَلاعات، دسترسى به اطَلاعات علمى براى محققَان و اعضاى هیات علمى بسیار اهمیَت دارد،و طرَاحى درگاه هاى اخذ اطَلاعات معتبر بیش از پیش مورد نیاز است. در این مورد وب سایت هاى دانشگاهى مى توانند نقش مهم و محورى ایفا نمایند. هدف از این مطالعه، تحلیل محتوایى و ساختارى وب سایت هاى ده دانشگاه برتر آمریکا جهت ارائه الگویى مناسب از یک وب سایت براى دانشگاه علوم پزشکى تبریز بر اساس نیازها و شرایط (فناورى هاى موجود و...) داخلى کشور بود.
روش بررسی: این تحقیق از نوع تحلیل محتوایى ست. براى این کار استانداردهاى طراحى صفحات وب سازمانى از طریق تحلیل محتوایى ده وب سایت برتر دانشگاه هاى آمریکا استخراج ؛ و براى تعدیل و رتبه بندى مجدد و همگام کردن آنها با شرایط دانشگاه هاى داخل، به صاحبنظران در این زمینه سپرده شد. از سوى دیگر میزان همبستگى متغیَر اعمال استانداردها و وارسى نامه ها با متغیَرهاى دیگر از طریق جمع آورى اطَلاعات پرسشنامه اى از همان صاحبنظران محاسبه شد. نتایج به دست آمده با استفاده از نرم افزار آمارى SPSS14 و فرمول همبستگى پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: همبستگى هاى بسیار نزدیک بین متغیَر استانداردها و سیاهه هاى وارسى و متغیَر هاى دیگر اعم از طراحى مطلوب وب سایت، موفقیت در امر جست وجو، افزایش ظرفیَت محتوایى و سهولت در امر جست وجو وجوددارد. همچنین با رتبه بندى مجدد استانداردها ى اخذ شده ، سیاهه اى به عنوان یک الگوى پیشنهادى در پایان ارائه شد. از این رو مى توان الگویى مناسب و متناسب با شرایط کشور براى طراحى وب سایت هاى دانشگاهى ارایه کرد.
نتیجه گیری: به کارگیرى شاخص هاى استاندارد در طراحى صفحات وب سایت دانشگاه ها، موفقیت در امر جست وجوى اعضاى هیات علمى، افزایش ظرفیَت محتوایى وب سایت و صرفه جویى در وقت کاربران نقش مهمَى دارد. "
این مقاله به چگونگی توسعه موازی مدیریت بحران و مدیریت راهبردی (استراتژیک) می پردازد . شباهتهای زیادی بین این دو حوزه وجود دارد که نشان دهنده ارتباط نزدیک بین آنهاست . تفاوتهای استخراج شده از منابع مختلف نیز فرصتهایی برای برقراری ارتباط بین این دو حوزه ارائه می کند . همچنین بررسی می شود که چگونه قابلیتهای تدافعی - پیشگیرانه مدیریت بحران در گرایش تهاجمی مدیریت راهبردی برای یافتن جایگاه در بازار ، تلفیق می شود و یک رویکرد جامع برای مدیریت راهبردی سازمانها ارائه می شود ...
یکی از نگرانی های اصلی مدیران کسب و کار طی سال های گذشته، بکارگیری فناوری اطلاعات به روشی مناسب و به موقع و هماهنگ با استراتژی ها، اهداف و نیازهای کسب و کار بوده است. این نگرانی، هم به نحوه همسوسازی فناوری اطلاعات با کسب و کار و هم همسوسازی کسب و کار با فناوری اطلاعات اشاره دارد. نتایج پیمایش های اخیر نشان می دهد که در اکثر شرکت ها، فناوری اطلاعات با استراتژی کسب و کار همسو نمی باشد. بنابراین، همسویی بین نیازهای کسب و کار و توانمندی های فناوری اطلاعات همچنان یکی از حوزه های نگرانی قابل توجه است. در این نوشته قصد داریم تا با مروری بر ایجاد مفهوم همسویی بین فناوری اطلاعات و کسب و کار و نحوه ارزیابی و اندازه گیری آن، چالش های همسوسازی را درک کنیم و به مسائلی که همسوسازی فناوری اطلاعات و کسب و کار در عمل با آنها مواجه است، بپردازیم. این نوشته سعی دارد تا رهنمودی در جهت توسعه دانش همسویی کسب و کار و فناوری اطلاعات هم برای دانشگاهیان و هم برای شاغلین در حرفه فراهم کند
به دلیل وسعت شبکههای انتقال برق، همواره این احتمال وجود دارد که این شبکهها در اثر بروز خطاهای مختلف، دچار شرایط اضطراری گردد. در این حالت اگر اقدامات اصلاحی مناسب بر روی شبکه مذکور صورت نگیرد این شبکه دچار ناپایداری شده و عملا خاموشی سراسری اتفاق میافتد. در این شرایط اضطراری معمولا از گزینههایی مانند بارزدایی (قطع انرژی الکتریکی برخی از مصرف کنندگان) و جابجایی در میزان تولید نیروگاهها در مراکز پخش و توزیع نیروی برق، جهت کنترل شبکه انتقال برق استفاده میگردد. اما همواره این بحث مطرح بوده است که کمترین میزان بارزدایی یا جابه جایی تولید جهت خروج شبکه انتقال برق از شرایط اضطراری به چه میزان میباشد. در این مقاله، بر اساس یکی از روشهای قدرتمند ریاضی (مانند برنامهریزی غیرخطی)، که یکی از ابزارهای تحلیلی رشته مدیرت صنعتی میباشد، جهت تحلیل و بهینه سازی بارزدایی و جابجایی تولید استفاده میگردد. در نهایت مدل فوق به همراه الگوریتم طراحی شده، در یک شبکه توزیع انرژی الکتریکی (شامل هشت ایستگاه توزیع انرژی) مورد آزمون و شبیه سازی قرار گرفته تا میزان کارایی و برتری این روش نسبت به روشهای دیگر مشخص گردد.
اقتصاد روستایی اتّکای قابل توجهی به فعالیت های کشاورزی دارد، بنابراین شعاع تأثیر پدیده ی خشکسالی در مناطق روستایی، بیش از نقاط دیگر بوده و پیامدهای خشکسالی در این مناطق بیشتر از مناطق شهری است؛ چراکه یکی از منابع اصلی تأمین غذای خانوارهای روستایی، روش خود مصرفی تولیدات زراعی، باغی و دامی است. اثرات اقتصادی خشکسالی های اخیر هم در کشورهای در حال توسعه و هم در کشورهای توسعه یافته، نشانگر آسیب پذیری جوامع در برابر خشکسالی می باشد که مهم ترین تأثیر آن می تواند در نواحی روستایی و وضعیت اقتصادی کشاورزان روستایی باشد. در این بین مدیریت ریسک می تواند باعث کاهش آسیب های ناشی از این پدیده طبیعی در مناطق روستایی باشد. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی اثرات مدیریت ریسک خشکسالی بر بهبود اقتصادی کشاورزان روستایی شهرستان بناب می باشد، که بدین منظور از روش توصیفی- تحلیلی و پیمایش میدانی استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه در پژوهش حاضر تمام روستاهای شهرستان بناب می باشد که با استفاده از روش کوکران تعداد 344 نفر انتخاب و پرسشنامه به صورت تصادفی ساده بین آنها توزیع شده است. نتایج به دست آمده از تحلیل نرم افزار SPSS و آزمون کای اسکوئر نشان دهنده اجرای برخی از زمینه های مدیریت ریسک خشکسالی نظیر آبیاری فنی (آبیاری تحت فشار، قطره ای و ...) و استفاده از گونه های مقاوم در مقابل خشکسالی با ضریب معناداری 01% می باشد. همچنین اجرای مدیریت ریسک خشکسالی در محدوده مورد مطالعه توانسته است باعث بهبود وضعیت اقتصادی کشاورزان در برخی زمینه ها نظیر تنوع بخشی به محصولات روستا، حفظ مراتع روستا، پایداری اقتصاد کشاورزی و کاهش فقر در اقشار آسیب پذیر روستایی شود.
مقدمه: خود- استنادی به عنوان یکی از بارزترین کاستی شاخص های علم سنجی مبتنی بر تحلیل استنادی مطرح است. اگر چه خود- استنادی برای مجلات تا حدودی طبیعی است، اما میزان نامتعارف آن باعث حذف مجله در بررسی و ارزیابی توسط پایگاه های اطلاعاتی می شود. این پژوهش به بررسی میزان خود- استنادی مجلات علمی- پژوهشی انگلیسی زبان ایران در حوزه ی پزشکی که در فاصله ی سال های 09-2005 در پایگاه Scopus نمایه شده بودند، پرداخته است.
روش بررسی: این مطالعه از دسته مطالعات توصیفی بود که در آن از تحلیل استنادی استفاده شد. جامعه ی مورد پژوهش عبارت از مجلات علمی- پژوهشی انگلیسی زبان ایرانی در حوزه ی پزشکی بودند که تا زمان انجام این پژوهش (اسفند 1388) در فاصله ی سال های 09-2005 در پایگاه Scopus نمایه می شدند که شامل 16 عنوان مجله بود. ابزار جمع آوری داده ها، فهرست کنترلی محقق ساخته بود که روایی آن به تأیید رسید. جمع آوری داده ها به صورت مشاهده ی مستقیم و با مراجعه به وبگاه نمایه نامه ی استنادی Scopus و جستجوی عناوین مجلات و بررسی منابع آن ها صورت گرفت. داده ها بعد از جمع آوری و ورود به رایانه توسط نرم افزارهای SPSS و Excel تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: میانگین نرخ خود- استنادی در میان مجلات مورد بررسی 64/29 درصد و در مجموع 43/14 درصد از کل استنادها، مربوط به خود- استنادی بود. مجله ی Hepatitis monthly با 100 درصد، بالاترین نرخ خود- استنادی و مجله ی Iranian journal of medical science با 88/6 درصد خود- استنادی، پایین ترین نرخ خود- استنادی را داشتند. بیشترین میزان خود- استنادی مجلات در سال 2009، 34/42 درصد و کمترین میزان در سال 2005، 95/13 درصد بوده است.
نتیجه گیری: میانگین نرخ خود- استنادی در مجلات به نسبت بالا است. این میزان بسیار نزدیک به سقف معمول خود- استنادی ها در جهان است. نرخ خود- استنادی در فاصله ی سال های اولیه، روندی افزایشی و در فاصله ی سال های پایانی (09-2008) رشدی300 درصدی داشته است. بنابراین، مجلات بایستی در کاهش این نرخ و تلاش در جهت جذب استناد از سایر مجله ها بیشتر تلاش کنند.
مقدمه: افزایش سریع هزینه های سلامت، جوامع را به استفاده از برنامه های بیمه ای ترغیب نموده است. همواره قیمت خدمات مذکور برای سازمان های بیمه گر مهم بوده است؛ به طوری که عدم کنترل هزینه ها به کاهش توان مالی آن ها در ارایه ی خدمات به بیمه شدگان می انجامد. تقلب و سوء استفاده از بیمه از عوامل اصلی افزایش هزینه های سلامت در آمریکا می باشد. سالانه 3 تا 15 درصد از بودجه ی بخش سلامت، از این طریق به هدر می رود. این پژوهش با هدف، تعیین موارد مغایر با ضوابط و مقررات سازمان بیمه ی خدمات درمانی مندرج در پرونده ی قراردادی پزشکان طرف قرارداد بیمه ی خدمات درمانی استان اصفهان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه در سال 1390 به روش توصیفی انجام شد. از مجموع 2752 پرونده ی قراردادی پزشک، نمونه ای با حجم 384 پرونده به روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده، انتخاب گردید. پس از استخراج اطلاعات و انتقال آن ها به فرم گردآوری داده ها و ثبت در رایانه، از نرم افزار SPSS جهت تحلیل داده ها استفاده شد. اعتبار ابزار به روش تعیین اعتبار محتوی و پایایی آن با ضریب Cronbach's alpha، 75/0 تعیین شد.
یافته ها: انجام ویزیت با دفترچه ی غیر (02/0 = P)، جدا کردن بیش از یک نسخه در یک نوبت ویزیت (008/0 = P) و تجویز دارو و انجام خدمات درمانی منجر به خسارت مالی (024/0 = P) توسط پزشکان عمومی به طور معنی داری بیشتر از پزشکان فوق تخصص بوده است. عدم رعایت تعرفه ها توسط پزشکان متخصص به طور معنی داری بیشتر از پزشکان عمومی بوده است (01/0 = P). انجام ویزیت به صورت دسته جمعی توسط متخصصین به طور معنی داری بیشتر از پزشکان فوق تخصص بوده است (007/0 = P). ایجاد محدودیت در پذیرش بیمه شدگان توسط پزشکان فوق تخصص به طور معنی داری بیشتر از پزشکان عمومی بوده است (000/0 = P).
نتیجه گیری: به طور کلی نتایج نشان داد که در بسیاری از موارد، پزشکان طرف قرارداد قوانین و مقررات را رعایت نموده اند و در کمتر از 1 درصد موارد نسبت به برخی قوانین توجه کافی نداشته اند. بنابراین سازمان های بیمه گر می توانند با اطلاع رسانی قوانین و مقررات، حذف دفترچه ی بیمه و جایگزینی آن با کارت الکترونیک بیمه ی سلامت، پرداخت به موقع مطالبات، برگزاری سمینارهای بازآموزی اخلاق حرفه ای با محوریت شرع و قانون و ... زمینه ی پیش گیری از کم توجهی نسبت به قوانین و مقررات را فراهم آورند.