واقعیت های حاکم بر روابط بازیگران درجامعه بینالمللی بخوبی نشان داده که نظم حقوقی همواره مانع قطعی سیاستهای تجاوزکارانه برخی دولتها نیست . تهاجم عراق در سال 1980 ( 1359) به سرزمین مقدس کشورمان نمودی از همین سیاستهاست که با حمایت اجانب صورت گرفت . هر چند جنگ ایران و عراق اولین مخاصمه بین المللی قلمداد می گردد که شرق و غرب دو طرف مستقیم آن نبوده اند اما مشارکت مستقیم این دولتها در راه اندازی و ادامه آن که مصادف با نقض اصول مسلم بیطرفی بود ، تصور جنگ بدون مداخله قدرتهای بزرگ را غیر واقعی می نمایاند .
جوانان امروز نه تنها رهبران فردا بلکه بدون شک رهبران امروز نیز محسوب میشوند . امروزه بسیاری از جوانان از روحیه قوی و حس تعلق و وابستگی عمیق به کشور و میهن خود برخوردار هستند و بر همین اساس با کسب تحصیلات و تجارب مختلف سعی در ایجاد تحولی شگرف در اجتماع خود دارند . آنان با پذیرش مشاغل داوطلبانه ، ضمن بهرهمندی از تجارب مفید ، در آینده بخش موثری از نیروی انسانی شاغل را تشکیل خواهند داد . ..
پس از باز شدن پای انگلیس به حوزه خلیج فارس ،منافع استعماری انگلیس موجب شد این کشور در اختلافهای مرزی ایران و عراق ، جانب عراق را بگیرد . با روی کار آمدن حکومتهای کودتایی در این کشور ، اختلافهای دو کشور تشدید شد که منافع بیگانگان در این بحبوحه نیز قابل تامل است .
مقصود این مقاله بیان این نکته است که کسب قدرت برای انسان تنها از طریق میل دایم او به اقتدار و تاسیس دولت بر آورده نشده بلکه روی به طور طبیعی به نابودسازی اقتدارهای محیط و مسلط دولت های بیگانه و نابیگانه روی می آورد. طبیعت انسان صرفا در ساختن دولت ها نیست ، بلکه کوششی برای شناخت راه های دیگر وحدت سیاسی گروه هایی از انسان هاست که تن به دولت شهرنمی دهند. مقصود این نوشته تبیین جدایی منافع سیاسی دولت ها از هویت های نابود کننده درونی بیرونی آنهاست...
به زعم نویسنده این مقاله ، جمهوری اسلامی بعد از دوره ای از انکار و طرد سارمان های بین المللی ، بر اساس تحولات جدید و درک نوین از منافع ، دریافت که این سازمانها ، اولا می توانند ابزاری برای حفاظت از حقوق و امنیت کشور باشند ، ثانیا به خروج ایران از انزوا کمک کنند و ثالثا درمقابل خطرات تک قطبی شدن جهان از جمهوری اسلامی حمایت و حراست کنند. در این راستا ایران ضمن روی آوردن به سازمان های غیر غربی همچون عدم تعهد و سازمان کنفرانس اسلامی ، دست به ابتکار و طرح ایجاد سازمان های جدید منطقه ای زد...
دیدگاههای نظری گوناگونی درباره جنگ ، قدرت نظامی و امنیت وجود دارند که از منظری خاص و متفاوت به این مقوله می پردارند. و هیچ یک به تنهایی پاسخ مناسبی به پرسش های مطروحه نمی دهند. در این نوشتار امنیت ، جنگ و قدرت نظامی از دیدگاه نظریات کلان روابط بین الملل یعنی رئالیسم ، لیبرالیسم و نظریه نظام جهانی بررسی شده و در کنار آنها دیدگاه سازه انگاران به عنوان نظریه پردازان مناظره چهارم در روابط بین الملل نیز شرح داده شده است. در این چارچوب رئالیست ها به قدرت سخت افزاری نظامی توجه می کنند و جنگ را نظم طبیعی امور می دانند.