اسلام به طور کامل با حقوقبشر همخوانی دارد و اگر احیانا تعارضی دیده میشود، بایستی در قرائت از اسلام و یا برداشت از حقوقبشر شک کرد. ما با نگاه آکادمیک و بدون هرگونه پیشفرضی به این موضوع مینگریم. در حوزه علمیه، در نگاه به قرآن، نبوت، خاتمیت، اسلام و مقتضیات زمان و مسائل دیگر، نظامهای فکری نوینی در حال شکلگیری است.
این مقاله به بررسی جایگاه صلح و جنگ در اسلام می پردازد. گروهی از مسلمانان با استناد به آیات متعدد قرآن در مورد جهاد، بر اصالت جنگ در روابط با دیگران تأکید دارند که این نوع نگاه را می توان در بین جریانات سلفی تکفیری و وهابی جهادی و جریاناتی همچون القاعده و داعش بخوبی مشاهده کرد اما در مقابل این نگرش، بخشی از متفکران مسلمان با نقد دیدگاه مذکور بر اصالت صلح در اسلام تاکید می کنند که این مقاله به بررسی بنیان های معرفتی کلامی، عرفانی و فقهی آنها می پردازد.سؤال اصلی این پژوهش آن است که: اولویت دادن به صلح در اندیشه متفکران مسلمان مبتنی بر کدامین بنیان های نظری می باشد؟ این مقاله با روشی تحلیلی تلاش می کند به این سؤال براساس اندیشه های امام خمینی به عنوان یک اندیشمند بزرگ مسلمان، معمار و تئوریسین انقلاب اسلامی در ایران پاسخ دهد. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که اصالت صلح مثبت و همزیستی مسالمت آمیز در روابط بین المللی دارای بنیا ن های محکم انسان شناسانه، کلامی، عرفانی و فقهی در اندیشه سیاسی اسلام می باشد.
بیش از یک دهه از حضور نیروهای ناتو در افغانستان گذشته و در این مدت اعضای اصلی ناتو هر یک سهمی در افغانستان بر عهده گرفته اند. در میان مشارکت کنندگان در جنگ افغانستان، بریتانیا و ایالات متحده، بار دیگر در کنار یکدیگر قرار گرفتند. مشارکت انگلستان با آمریکا در امور دفاعی- امنیتی تحت عنوان هم کاری ویژه، موضوعی قابل بررسی در حوزه های مختلف از جمله جنگ افغانستان است. مقاله حاضر با بررسی روند اشتراک یک دهه ای انگلستان در عملیات نظامی- امنیتی آمریکا در افغانستان، مشخص می کند اولاً انگلستان روابط خود را پس از 11 سپتامبر با ایالات متحده در چه فرایندی نگه داشت و ثانیاٌ موجبات ناکامی در تحقق اهداف جنگ و شکست طالبان چه عواملی بوده اند.
سنتاَ ، اسلام رایج در توده مردم آسیای مرکزی ترکیب عقاید و باورهای بیشمار قدیمی قبیله ای ترکی به علاوه سنن اسلامی مرعی در زمان حاکمیت شوروی ( علیرغم تنزل دانش مذهبی در منطقه ) می باشد . از نظر تاریخی ، مذهب نیازهای بشر را جهت یافتن معنای زندگی و استنساخ چرایی مصیبت ها و گرداب رنج ها جلوه گر می سازد . در تحولات آسیای مرکزی دوران پس از شوروی ، فقر جدید ، بی ثباتی ها و آشفتگی همراه با تشنگی بیشتر برای مذاهب و نقش حکیمانه آن در زندگی روزانه جریان داشته است
در فرآیند توسعه سیاسی، نظام اداری و اجزای آن نقشی تسهیل کننده و راهبردی دارد. یکی از اجزای نظام اداری که در کارایی، دست یابی به اهداف و انجام ماموریت ها دارای اهمیت به سزایی است، سازمان دهی اصولی ساختارهای سازمانی است. در دوره موسوم به اصلاحات، محور اصلی گفتمان دولت، توسعه سیاسی بود؛ یکی از سیاست های اصلی، اصلاح نظام اداری و سازمان دهی مجدد ساختار و تشکیلات کلان دولت در جهت منطقی سازی اندازه دولت، کارآمدی آن و واگذاری امور به مردم وگسترش مشارکت های اجتماعی بود. بنابراین، سؤال اصلی این مقاله این است که «سازمان دهی ساختار نظام اداری در دوره اصلاحات در جهت فرآیند توسعه سیاسی چگونه بوده است؟» فرضیه این مقاله بر این مبناست که سازمان دهی ساختار نظام اداری در این دوره، در جهت فرآیند توسعه سیاسی، هم در سطح دولت و هم جامعه است. هدف اصلی این نوشتار، بررسی تأثیر اصلاح ساختارهای سازمانی نظام اداری بر فرآیند توسعه سیاسی در دوره اصلاحات و روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است.