ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۱٬۶۰۱ تا ۳۱٬۶۲۰ مورد از کل ۳۳٬۸۹۱ مورد.
۳۱۶۰۱.

همکاری استراتژیک ایران و روسیه: ارتقای جایگاه و مقابله با یکجانبه گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۳۲
وضعیت امنیتی منطقه غرب آسیا، ضرورت پویایی دکترین سیاست خارجی ایران را برای ارتقای جایگاه و سطح کنشگری در تعاملات میان قدرت های منطقه ای برجسته کرده و ازاین رو، تقویت روابط نظامی و سیاسی با روسیه به عنوان یک راهبرد استراتژیک در رفتار سیاست خارجی ایران صورت بندی شده است. حال سؤال اساسی پژوهش این است که چه ظرفیتی در روابط دو کشور وجود دارد که موجب گسترش همکاری های نظامی و مناسبات سیاسی میان ایران و روسیه شده و تعاملات دو کشور را به سطح روابط راهبردی و استراتژیک رسانده است؟ پژوهش حاضر با هدف بررسی مناسبات سیاسی- امنیتی و نظامی ایران و روسیه در نظام بین الملل انجام شد. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر رویکرد توصیفی- تحلیلی بود. یافته ها نشان داد شکل گیری همکاری استراتژیک ایران و روسیه ناشی از فهم و نوع نگرش دو بازیگر به مساله "جایگاه" است. بدین معنا که مقابله با یکجانبه گرایی امریکا، افزایش توانایی های نظامی و کسب جایگاه نسبی بالاتر؛ بیشینه سازی قدرت/ امنیت در مناسبات همکاری جویانه، ناسازگاری از جایگاه و نارضایتی از آن و تلاش برای حداکثرسازی قدرت/ امنیت جهت ارتقای جایگاه موجب افزایش سطح همکاری ها و گاه ترسیم اهداف بلندمدت همسو؛ اشتراک نظر در مسائل راهبردی؛ همکاری های اقتصادی و باورمندی مشابه به نقش دشمن مشترک در مناسبات آتی موجب شکل گیری روابط عمیق و همکاری های استراتژیک بین ایران و روسیه شده است.
۳۱۶۰۲.

A Comparative Analysis of Mediation Efforts by Iran and Russia in the Karabakh Conflict(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۲۱
Following the dissolution of the Soviet Union, the Karabakh conflict remains the longest and most significant conflict in the Caucasus region. This study examines the role of mediation, a key method in international conflict resolution, within international law, focusing particularly on the Karabakh conflict. The hypothesis suggests that mediation, a fundamental necessity for resolving international disputes, plays a crucial role in mitigating territorial conflicts, including Karabakh. Our findings highlight diverse perspectives regarding Iran's role in Central Asia, particularly in the Southern Caucasus during the conflict. Despite attempts by major powers like Russia, the USA, and Turkey to diminish its influence, Iran has maintained a stance of neutrality, asserting its significance as a neighboring state. Mediation, deeply rooted in various cultural traditions, including Islamic culture, has been strategically employed by Iran based on religious doctrines and national interests. Iran's mediation efforts, supported by cultural and historical commonalities, were conditional on the readiness of the conflicting parties and the appropriateness of the geopolitical context. The complexity of the Karabakh conflict is underscored by its multi-layered nature, the continued crisis, the geopolitical agendas of the mediators, and the number of involved actors. Iran's mediation aims to prevent a tripartite alliance among Azerbaijan, Armenia, and Turkey, stave off the conflict's expansion towards its borders, and curb the involvement of external actors like Israel and the USA. Russia, although geographically distant from Karabakh, plays a pivotal role in the region, amplified by its recent diplomatic maneuvers in response to the USA's attempts to reduce Russian influence in the Southern Caucasus.
۳۱۶۰۳.

Feasibility of Democratic Guarantees in the Principles of the Iranian Constitution(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۳۲
In today's era, there are few governments willing to consider their sovereignty based on domi-nation and force, or hereditary rule and not claiming legitimacy due to the acceptance and support of the people. Although many governments maintain the appearance of democracy (show elections, puppet parties) have an absolute and authoritarian nature. Therefore, observ-ing the principles and determining the principles in the constitution along with the guarantee of implementation is a necessary and sufficient condition for the establishment of democracy in any country. Which provisions of the constitution have satisfied the establishment of de-mocracy in the constitution of Iran? This is the question of this article. The dual control and restraint of power (separation of powers on one hand and the creation of a supervisory body to supervise them on the other) is to control power (check & balance system) and prevent the body of power from violating legal limits and attacking democracy. The following items are among the important means of guaranteeing democracy in Iran's constitution. judicial super-vision (prosecution of crimes caused by abuse of power and civil responsibility); political sur-veillance (investigation, questioning, impeachment); Hierarchical supervision and public su-pervision (parties, publications, commanding good and forbidding evil, principle 8).
۳۱۶۰۴.

Regional Sport Governance in West Asia(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۵۶
The Islamic Awakening and the power vacuum after 2012 have been key factors motivating Arab states to invest in sport as a soft power tool to assert regional dominance. While Qatar hosted the 2022 FIFA World Cup, Saudi Arabia is set to host the 2029 Asian Winter Games and the 2034 FIFA World Cup for the first time. This study aims to explore the role of sport in governance within West Asia. In recent years, an expanding body of literature has deepened our understanding of sports in the Middle East. Under the leadership of Mohammad Bin Salman (MBS), Saudi Arabia has entered a new era of sports investment but has faced accusations of 'sportswashing.' Meanwhile, Qatar and the UAE, two smaller states in the region, have played pivotal roles in supporting high-profile sporting events. This study employs qualitative content analysis to assess the achievements of the Persian Gulf States-namely the UAE, Saudi Arabia, and Qatar-in soccer. The analysis draws from articles and reports published between 2000 and 2024, sourced from scientific databases such as Google Scholar, ScienceDirect, DOAJ, and Web of Science. While sport plays a crucial role in enhancing the international prestige of the Persian Gulf States, soccer has emerged as the primary focus. Unlike Saudi Arabia, which has sought to dominate the region through soft power initiatives, particularly in soccer, Qatar has pursued a distinct strategy, positioning itself as a peacemaker and friendly nation in the Middle East.
۳۱۶۰۵.

تأثیر تهدیدات زیستی فناوری کریسپر بر امنیت ملی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۳۱
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر تهدیدات زیستی فناوری کریسپر بر امنیت ملی است. تهدیدات زیستی در چند سال اخیر به دلیل تأثیرگذاری شگرف بر امنیت ملی کشورها، به یکی از مسائل و چالش های عصر جدید برای آن ها تبدیل شده است. به همین منظور، سؤال پژوهش حاضر آن است که تأثیر تهدیدات زیستی فناوری کریسپر بر امنیت ملی چیست؟ برای پاسخ به سؤال مذکور، این فرضیه را به محک آزمون می گذاریم که فناوری های نوین زیستی مانند فناوری کریسپر، تهدیدات قابل توجهی بر امنیت ملی از جمله در کاربرد آن به عنوان تسلیحات زیستی، تأثیرات خواسته و ناخواسته محیطی، بیماری ها و سمومات زیستی مصنوعی، ترور زیستی و... دارد. بر اساس روش توضیفی- تحلیلی، یافته های پژوهش نشان می دهد که با وجود مزایای استفاده از اصلاح ژنوم و تغییر آن،  نگرانی های جدی در رابطه با جنبه های اخلاقی ارائه فناوری، ایجاد انواع جدید بر روی جمعیت انسانی و تأثیر منفی بالقوه بر پیامدهای ناخواسته وجود دارد. زیرا پدافند زیستی در بیشتر کشورهای قدرتمند، سویه سیاست امنیتی و خارجی به خود گرفته و توجهی به بهداشت عمومی در سطح جهانی ندارد از سویی دیگر، امنیتی سازی در بخش های خاص بدون هماهنگ سازی با دیگر بخش ها، توسعه نامعلوم و ناپایداری را به دنبال خواهد داشت و سیاست گذاری نامناسب در تهدید بیوتروریستی، می تواند ظرفیت پاسخگویی یک کشور را به مخاطره بیندازد.
۳۱۶۰۶.

نقش ادراک رهبران در تحولات اقتصادی- سیاسی هند و تأثیرش بر سیاست خارجی این کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۲۶
هند از قدرت های نوظهور اقتصادی، رشد و توسعه چشم گیری را در چند دهه اخیر تجربه نموده است. این کشور با شروع اصلاحات اقتصادی در سال 1991، دست به سامان دهی اقتصاد سیاسی زد که امروز به عنوان یک قدرت اقتصادی رو به رشد، در عرصه بین المللی شناخته می شود. در این راستا، هدف این پژوهش، بررسی روندهای حاکم بر اقتصاد سیاسی کشورهند با تمرکز بر نقش ادراک رهبران این کشور می باشد. از این روی، این پژوهش سعی دارد به این سوال اساسی بپردازد،که ادراک رهبران هند چه تأثیری بر اقتصاد سیاسی و متعاقبا سیاست خارجی این کشور داشته است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که رهبران هند بر اساس ادراک خود از شرایط نامناسب اقتصادی داخلی این کشور و نظم حاکم بر نظام بین الملل با سامان دهی مجدد ساختار اقتصادی- سیاسی در راستای منافع اقتصادی- تجاری، نقش مهم در سیاست خارجی تعامل گرا و همسو با نظم بین المللی داشته اند. در این تحقیق، سعی شده است از روش نمونه پژوهی و تحلیل روند با رویکرد تبینی در تحلیل داده ها استفاده شود. نتیجه کلی پژوهش نشان می دهد که با روی کار آمدن رهبران بعد از نهرو با رویکرد عملگرایانه که مبتنی بر درک واقع بینانه آنان از وضعیت نامناسب اقتصادی هند بوده است، دست به اصلاحات اقتصادی می زنند و در تعامل با نظم حاکم براقتصاد بین الملل ساختار نوین اقتصادی سیاسی هند را شکل می دهد و در پی آن سیاست خارجی هند نیز از آرمان گرایی و عدم تعهد به سیاست خارجی عمل گرا و همگرایی با ساختار نظام بین الملل تغییر جهت یافته است.واژگان کلیدی: هند، اقتصاد سیاسی، رهبران هند، سیاست خارجی.
۳۱۶۰۷.

راهبردهای «جهش تولید با مشارکت مردم» بر اساس اندیشه مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۷۶
در منظومه فکری مقام معظم رهبری، مشارکت و حضور فعال مردم یکی از ارکان اصلی تحقق جهش تولید در اقتصاد کشور محسوب می شود. ایشان بر این باورند که برای رسیدن به شکوفایی اقتصادی، همه عناصر و منابع موجود در کشور باید به طور هماهنگ و یکپارچه مورد بهره برداری قرار گیرند. هدف مقاله حاضر دستیابی به عناصر و مؤلفه های اساسی تبیین شعار تحقق جهش تولید با مشارکت مردم، در منظومه فکری مقام معظم رهبری است. روش مورد استفاده، روش تحلیل مضمون است. مطابق نتایج حول موضوع جهش تولید با مشارکت مردم، 4 مضمون فراگیر (زمینه ای، ساختاری، رفتاری، تسهیل گر)، 15 مضمون سازمان دهنده (استفاده از ظرفیت های مردمی، توانمندسازی مردم، برنامه ریزی و یافتن راه حضور در میدان عمل، استفاده از توانایی های مردم، سرمایه گذاری مردم در بخش خصوصی، شرکت های دانش بنیان، حمایت سرمایه گذار، اقتصاد مقاومتی به مثابه اقتصاد مردمی، اهمیت به قشر کارگر، رونق کشاورزی، مشارکت مردم در ترویج فرهنگ مصرف کالای ایرانی، حمایت از کالای ایرانی، پرهیز از گرایش به برندهای خارجی، پرهیز از مصرف کالای خارجی مشابه داخل، اطلاع رسانی به مردم جهت مشارکت اقتصادی) و 71 مضمون پایه استخراج شد. براساس بیانات رهبر معظم انقلاب، استفاده از زیرساخت های کشور، بهره گیری از ابتکارات و خلاقیت های مردمی، بهره مندی از توانمندی های مدیریتی فعالان اقتصادی، استفاده از نیروی انسانی جوان و تحصیلکرده و حمایت از شرکت های دانش بنیان و بسیج مردمی در عرصه اقتصادی می تواند زمینه ساز تحقق جهش تولید در اقتصاد ملی باشد.
۳۱۶۰۸.

عبور ترانزیتیی کشورهای محصور در خشکی از منظر حقوق بین الملل دریاها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۲۰
کشورهای محصور درخشکی به این علت که هیچ ساحل دریایی ندارند باموانع مختلفی برای تجارت بین المللی خود از طریق دریا مواجه و برای انجام مبادلات تجاری خود وابسته به یک یا چند کشور ساحلی از طریق ترانزیت می باشند. این روش تجارت منتهی به افزایش هزینه های تجاری شده واین وضعیت زمانی بدتر می شود که یک کشور ترانزیتی بخواهد وفق ماده 125 کنوانسیون حقوق دریاها این دسترسی را ممنوع یا محدودکند. این مقاله باروش توصیفی تحلیلی به بررسی حقوق دریایی کشورها محصور درخشکی برای تجارت پرداخته و درصدد پاسخگویی به این سوال است که عبور ترانزیتی کشورهای محصور در خشکی برای تجارت از طریق دریا چگونه است؟ این مقاله با توجه به اسناد بین المللی چنین نتیجه گیری می کندکه حق دسترسی پیش بینی شده در اسناد بین المللی تحت عنوان عبور ترانزیتی در واقع یک حق دسترسی «ناقص» است و پیشنهاد می کند بر اساس اصل آمره پذیرفته شده تحت عنوان میراث مشترک بشریت باید حق دسترسی به دریا برای کشورهای محصور در خشکی به عنوان یک حق قانونی به رسمیت شناخته شود. چنین حقی نمی تواند رد یا محدود شود، مگر اینکه یک خطر امنیتی واقعی و قابل تأیید برای یک کشور ترانزیت ایجاد کند.
۳۱۶۰۹.

رویکرد مقایسه ای راهبردهای امنیت ملی بوش، اوباما و ترامپ؛ مبارزه با تروریسم و چندجانبه گرایی راهبردی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۳۵
رویکرد مقایسه ای در سیاست خارجی بر اساس شاخص های ادراکی، راهبردی و رفتاری تصمیم گیران حاصل می شود. سیاست خارجی آمریکا همانند هر کشور دیگری در سال های آغازین قرن بیست و یکم با نشانه هایی از تغییر و تداوم همراه بوده است. از آنجایی که سیاست بین الملل در این دوران تاریخی بر اساس قالب های سیاست آشوب زده شکل گرفته، نشانه های تغییر در الگوی رفتاری بوش پسر، باراک اوباما و دونالد ترامپ بیشتر از هر دوران تاریخی دیگری بوده است. نشانه های تغییر و تداوم را می توان در راهبرد، الگوی رفتاری و سیاست منطقه ای آمریکا در قرن بیست و یکم مشاهده کرد. پرسش اصلی مقاله آن است که سیاست مقایسه ای آمریکا در قرن بیست و یکم چه ویژگی هایی دارد و چه تغییرات راهبردی و منطقه ای در دوران جورج بوش پسر، باراک اوباما و دونالد ترامپ به وجود آمده است؟ فرضیه مقاله این است که هرچند بنیان های راهبردی رئیسان جمهور آ مریکا در حوزه امنیت سرزمینی، رفاه اقتصادی و حقوق بشردوستانه ثابت باقی مانده است، سیاست راهبردی بوش مبتنی بر امنیت پیش دستانه، سیاست راهبردی باراک اوباما بر اساس موازنه راهبردی و نگرش دونالد ترامپ مبتنی بر توسعه قدرت ملی و یکپارچه سازی ساختار اجتماعی آمریکا بر اساس انگاره هایی همانند یک جانبه گرایی بوده است». در تحلیل داده ها از پارادایم رئالیسم بهره خواهیم برد.
۳۱۶۱۰.

جنگ هیبریدی و شناختی ایالات متحده آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۵۲
اگر امروزه (2024) دسته بندی جدیدی از جنگ ها ارائه شود، بدون شک جنگ هیبریدی و شناختی یکی از مدرن ترین آن ها است، چرا که این جنگ ها یکی از پرطرفدارترین و رایج ترین جنگ های پیش رو کنشگران است. هر چند در شکل گیری این نوع جنگ ها هنوز ابهاماتی وجود دارد. ولی آنچه باعث جلب توجه به این جنگ ها شده است، شیوع ویروس کرونا و جنگ روسیه و اوکراین می باشد. از این رو لازم است در جامعه علمی ایران چنین جنگ های مورد بررسی و تحلیل قرار گیرند تا قبل از بحران و درگیر شدن با چالش های عمقی آن ها نقاط قوت و ضعف شناسایی شود. لذا نویسندگان در این مقاله تلاش خواهند کرد به این پرسش «جنگ هیبریدی و شناختی ایالات متحده آمریکا علیه ایران چگونه قابل ارزیابی است؟» پاسخ دهند. رویکرد تحقیق نوشتار حاضر توصیفی- تبیینی و داده ها با استفاده از روش کتابخانه ای گردآوری شده اند. یافته های کلی نشان می دهد در حال حاضر آمریکا جنگ هیبریدی و شناختی علیه ج.ا.ایران در قالب جنگ روانی، اطلاعاتی، سایبری، تبلیغاتی، رسانه ای و اعتراضات داخلی دنبال می کند.
۳۱۶۱۱.

The European Union's Strategies Toward the Islamic Republic of Iran: From the Islamic Revolution to the Present(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۳۶
This article examines the European Union's (EU) strategies toward the Islamic Republic of Iran from the 1979 Islamic Revolution to the present, offering a comprehensive longitudinal analysis of EU-Iran relations through a constructivist lens. The relationship between the EU and Iran has traversed a landscape marked by ideological divergence, geopolitical tensions, and shifts in diplomatic approaches, providing an essential case study for understanding the role of ideas, norms, and identities in international relations. While previous scholarship has largely addressed isolated aspects of EU-Iran relations-such as critical and comprehensive dialogue frameworks, nuclear negotiations, and regional strategy-this study seeks to provide a cohesive overview of the EU's evolving policy by situating these engagements within the broader context of the EU's normative commitments and strategic interests. Employing constructivism as the theoretical foundation, this research argues that the EU's strategies have been shaped not solely by material interests but by the EU' self-perception as a promoter of international norms, such as human rights and nuclear non-proliferation. Additionally, the EU's continuous emphasis on dialogue and diplomacy, even amid rising tensions, reflects its identity as a distinct actor in the international system. The study delves into key aspects of this evolving relationship, including the EU's perception of Iran as a regional actor, the influence of interfaith and intercultural dialogue on EU-Iran engagements, and the ways in which social learning has reshaped EU strategies over time. The analysis reveals that repeated interactions between the EU and Iran have fostered mutual understanding and reframed strategic priorities, shifting from a focus on human rights to broader concerns of energy security and regional stability. This constructivist approach underscores the socially constructed nature of threats, opportunities, and interests, offering a nuanced understanding of the EU's enduring engagement with Iran. By shedding light on the ideational factors that inform EU policy, this study contributes valuable insights into the complexities of EU-Iran relations within an evolving global context.
۳۱۶۱۲.

تیپولوژی شخصیتی رهبران سیاسی در ترازوی داده های روانشناسی سیاسی با تاکید بر ترامپ و بنیامین نتانیاهو (فرصت ها و تهدیدات)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۳۵
رفتار سیاسی رهبران توسط یک تعامل پیچیده از ویژگی های شخصیتی، انگیزه ها و عوامل زمینه ای شکل می گیرد. همچنین شناخت ویژگی های شخصیتی و رفتارهای سیاسی رهبران می تواند به پیش بینی رفتارهای آینده آن ها کمک کند و از وقوع حوادث ناگوار در سطح ملی و بین المللی جلوگیری نماید. نظر به پیروزی ترامپ در انتخابات 2024 آمریکا و جنایاتی که اسرائیل به بهانه حوادث (7) اکتبر 2023 در منطقه به رهبری بنیامین نتانیاهو شکل داده است ضرورت مطالعه تطبیقی کاراکترهای شخصیتی این دو رهبر می تواند ضرورت و اهمیت این جستار تحقیقاتی باشد. روش تحقیق در این مقاله توصیفی تحلیلی و درعین حال تطبیقی با بهره جستن از ابزار اسنادی و کتابخانه ای است. سؤالی که پیش می آید این است ضرورت مطالعه تطبیقی رفتار ترامپ و نتانیاهو در وضع موجود چگونه قابل توجیه است؟ به نظر می رسد هر دو رهبر سیاسی مورد نظر دارای مشابهت های فراوان اخلاقی و رفتاری اند؛ ولی ترامپ بیشتر با دید اقتصادی منفعت محور و خود محوری به سیاست نگاه می کند، در حالی نتانیاهو رویکردی تهاجمی بی محابا و امنیت گرا مبتنی توسل به زور و نظامی دارد این امر می تواند تفاوت هم قلمداد گردد. در نتیجه برای رویارویی با چنین وضعیتی آماده شدن برای سناریوهای خطرناک در بدترین حالت می تواند یکی از رویکردهای دولت های متقابل با رژیم صهیونیستی (در جنگ اقتصادی، نظامی) محسوب گردد.
۳۱۶۱۳.

A comparative study of the political, analytical and operational capacity of fundamentalist and reformist political currents (2001-2021)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۲۸
The examination of the political, analytical, and operational capacity of Iran's political movements at the individual, organizational, and systemic levels forms the theoretical foundation of this re-search. The relationship between the different levels of each of these capacities is also of great sig-nificance. The present study, with a foundational research approach, provides a conceptual frame-work for analyzing and explaining political, analytical, and operational capacities. Here, political capacity refers to qualifications, abilities, and capabilities. Analytical capacity addresses technical, scientific knowledge and analytical techniques at different levels, and finally, operational capacity emphasizes the ability to execute policies and the coordination between them. Accordingly, politi-cal, analytical, and operational capacities at individual, organizational, and systemic levels form a 9-base model in which the relationships between them are taken into account. Political movement analysis is, in fact, the identification of ideological waves inspired by political schools of thought, which have become the source of political opinion and action, creating movement and change in society. However, this is not merely an intellectual study but a sociological analysis. The research findings show that the challenge facing the Principlists movement, due to its adherence to ideologi-cal principles, lies in its analytical capacity at the individual, organizational, and systemic levels, which has affected all of its capacities. However, reformist movements, despite having a high ana-lytical capacity, are unsuccessful in their political and operational performance due to a lack of control over the main centers of power at various levels.
۳۱۶۱۴.

شاخص های مسجد هویت ساز با تکیه بر اندیشه های مقام معظّم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۳۸
هویت به عنوان مجموعه ای از عقاید و باور ها که ایجاد علقه و وابستگی می کند؛ از منظر دیدگاه های مقام معظم رهبری در سه لایه هویت دینی، هویت ملی و هویت انقلابی تعریف می شود. مسجد به عنوان پایگاه اصلی جوانان و نوجوانان محلّه برای این که بتواند هویت سازی کند؛ باید در دو بعد سخت افزاری و نرم افزاری نمایشگر این هویت های سه گانه باشد. از این منظر مرکزیت و محوریت فیزیکی مساجد در محلّات از یک طرف و میزان نقش آفرینی آن در تعظیم شعائر دینی، تحکیم ارتباطات محلّی، تقویت مشارکت های محلّی، محوریت در خدمات دهی و محوریت در مطالبه گری و امور سیاسی احیاگر حلقه مفقوده هویت بخشی مساجد امروزی خواهد بود. عناصر اصلی سازنده هویت در مساجد ائمه جماعات به عنوان رکن اصلی مسجد، مردم و تشکّل های فرهنگی هستند. مساجد می توانند با نقش دهی و مسئولیت سپاری به نوجوانان در محلّ میان آن ها و مسجد ایجاد علقه کنند تا هویت دینی، ملی و انقلابی آن ها در پرتو هویت مسجدی و محلّی آن ها شکل بگیرد. بنابراین مسجد زمانی می تواند هویت ساز باشد که بتواند انسجام اجتماعی و مشارکت را در محله بالا ببرد. از طرفی بسیج و دیگر تشکّل های فرهنگی می توانند با ورود به مساجد به عنوان حلقه میانی رابطه بین نوجوان و جوان و مسجد را بیش از پیش تقویت بخشند.مقاله پیش رو با روش تحلیل مضمون به بررسی سخنان مقام معظم رهبری با کلید واژه های مسجد و هویت پرداخته است که پس از اشباع نظری و با حذف موارد تکراری، مجموعاً 32 سخنرانی و پیام انتخاب و پس از کد گذاری، از میان آن ها 106 مقوله و 10 مضمون فرعی و 6 مضمون اصلی مستخرج گردید.
۳۱۶۱۵.

Ontological Insecurity and the Decline of the UK Empire: A Study of National Identity under the New Labour Government (1997-2007)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۲۸
This article investigates whether the United Kingdom experienced a significant identity crisis, both geographically and historically, during the New Labour government (1997-2007); it argues that the United Kingdom, which was traditionally regarded as a dominant global superpower, can no longer sustain such a role in the complex and evolving dynamics of the modern world. In this regard, the key question raised is “To what extent were New Labour's policies under Tony Blair shaped by social factors such as trauma, anxiety, and status?” Using a mixed methodology, the article hypothesizes that the UK government struggled to assert material power, while addressing societal anxieties linked to its waning status as a middle power in the international society. The historical analysis traces the roots of the UK's self-perception, connecting this behaviour to a state of ontological insecurity—a national identity crisis in contemporary times to act as a great power in international society. The article concludes that this sense of ontological insecurity under the New Labour government (1997-2007) originates from the loss of Britain's prodigious power status to the United States after World War II, along with the gradual erosion of British influence over former dominions, colonies, and other territories. 
۳۱۶۱۶.

نقش عواطف در تداوم تنش ها و منازعات خاورمیانه (2024-2011)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۶۹
مبسوطمقدمه و اهداف: در سال های پس از بهار عربی، منطقه خاورمیانه شاهد تحولات عمیق و پیچیده ای بوده است که بر الگوهای همگرایی و واگرایی میان کشورهای این منطقه نیز تأثیر گذاشته است. با این حال، یکی از جنبه های کمتر مورد توجه در تحلیل های سیاسی، نقش عواطف در این تحولات می باشد. در همین راستا سوال اصلی پژوهش این است که عواطف چه تاثیری بر تداوم تنش ها و منازعات در خاورمیانه طی سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۴ داشته اند؟ در پاسخ به سوال فوق، این فرضیه مطرح می شود که عواطف قومی، مذهبی و ناسیونالیستی در خاورمیانه پس از بهار عربی با افزایش درگیری های داخلی، تقویت احساسات ضد خارجی و نارضایتی عمومی موجب شده اند که کشورهای منطقه به جای تمرکز بر همکاری های جمعی، بر حفظ هویت های خود و رقابت های منطقه ای متمرکز شوند و در نتیجه بطور قابل توجهی جهت گیری ها و روابط کشورهای منطقه را به سمت تداوم تنش ها و واگرایی سوق داده اند. هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر عواطف بر تداوم تنش ها و منازعات کشورهای خاورمیانه در بازه زمانی ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۴ می باشد . روش شناسی: این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیل کمی و رویکرد توضیحی-تبیینی، به بررسی نقش عواطف قومی، مذهبی و ناسیونالیستی در تداوم تنش ها و منازعات خاورمیانه طی سال های ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۴ می پردازد. داده های پژوهش از منابع کتابخانه ای گردآوری شده و با استفاده از ابزارهای کمی، همبستگی میان متغیرها تحلیل می شود. یافته ها: پس از وقوع بهار عربی، کشورهای خاورمیانه با چالش های متعددی مواجه شدند که موجب تشدید عواطف ملی گرایانه، مذهبی و قومی در این منطقه شده است. بر اساس چارچوب نظری واقع گرایی عاطفی، ترس از تضعیف هویت ملی و مذهبی، دولت ها و گروه های مختلف را به سمت تقویت مرزها و هویت های قومی و مذهبی سوق داده و در نتیجه، به جای همکاری به درگیری های بیشتر دامن زده است. این عواطف، به ویژه در کشورهایی که از مداخلات خارجی رنج برده اند، موجب افزایش بی اعتمادی به قدرت های خارجی و حتی کشورهای همسایه شده است. در نتیجه، دولت های این کشورها به جای تلاش برای ایجاد همکاری های منطقه ای، به سیاست های انزواگرایانه و تقویت هویت های ملی خود روی آورده اند. نکته مهم دیگر در تبیین فرضیه، نقش عواطف جمعی در منازعات خاورمیانه بر اساس هویت های مذهبی و قومی است. رقابت های منطقه ای میان کشورهای خاورمیانه به شکل گیری بلوک های مذهبی منجر شده که هر کدام سعی در جذب حمایت های منطقه ای و بین المللی داشته اند. در اینجا، واقع گرایی عاطفی توضیح می دهد که چگونه عواطف مذهبی و قومی می توانند به عنوان ابزارهای سیاسی مورد استفاده قرار گیرند و به جای همکاری، به تشدید رقابت ها و درگیری ها منجر شوند. از سوی دیگر، واقع گرایی عاطفی نشان می دهد که چگونه ترس از بی ثباتی داخلی و تهدیدات خارجی، دولت های منطقه را وادار به اتخاذ سیاست های محافظه کارانه و انزواگرایانه کرده است. نتیجه گیری: در پژوهش حاضر تلاش شد تا به بررسی تاثیر عواطف در تداوم تنش ها و منازعات در خاورمیانه طی سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۴ بر اساس چارچوب نظری واقع گرایی عاطفی پرداخته شود. در خاورمیانه پس از بهار عربی عواطف منجر به تشدید منازعات شده است و در این شرایط، عواطف و هویت های جمعی نه تنها به عنوان عوامل اصلی در شکل دهی به سیاست های داخلی و خارجی عمل کرده اند، بلکه به عنوان موانعی جدی بر سر راه همکاری های منطقه ای نیز ظاهر شده اند. این عواطف، به ویژه در شرایط بحرانی و بی ثباتی، موجب تقویت هویت های قومی و مذهبی شده و دولت ها را به سمت سیاست های محافظه کارانه و رقابتی سوق داده است که در نهایت منجر به تشدید درگیری های داخلی و بین المللی در خاورمیانه شده است
۳۱۶۱۷.

نظریه تربیت وجودی با تأکید بر تأثیر مکاتب تربیت توحیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۳۱
تمدن فعلیت یافته و عینیت بخش، ارزش های بالقوه یک مکتب است. جوشش یک تمدن از نحوه انسان سازی و جامعه پردازی آن منشعب می شود؛ مسئله اصلی آن است که آیا گفتمان توحیدی شکل گرفته در پسا انقلاب اسلامی، می تواند ظرفیت های بینشی، منشی و کنشی یک انسان در مقیاس امت- تمدن را فعال کند؟ انسانی که در مقیاس امت- تمدن تربیت می شود، قدرت تحول آفرینی در همان سان را دارد و قدرت آن را دارد که به تغییر در فرهنگ پیرامونی و مرجعیت اجتماعی و تمدنی دست یابد. برخورداری از نگاه تربیتی به سطحی از اهمیت است که به تربیت و اصلاح یک فرد انسانی، یک جامعه اصلاح می شود؛ این مقاله به دنبال آن است که نظریه تربیت وجودی را در قالب گزاره های سازواری ارائه نماید و نسبت آن را در فرایند تمدن سازی واکاوی کند. در این منظر تربیت وجودی دارای ویژگی های زیر است؛ اولاً، در آن توجه به وجه «یلی الربی» و وجودی عالم و آدم می شود، ازاین رو «عالم» را «خلقت» و «آدم» را «خلیفه» الهی می یابد. ثانیاً، بر اساس آن انتقالات مفهومی و دلالی صرفاً زمینه ساز بوده و اکتفا و توقف بر آن بی معنا است و در آن بر وجه درک حضوری و قلبی انسان تأکید می شود، ازاین رو به پردازش های ذهنی اکتفا نشده و حصول نتیجه مؤثر از وحدت، وصول و بلوغ به واقعیت و کمالات وجودی است. ثالثاً، هدف از تربیت وجودی، تشبه، مشاکلت و تناسب وجودی با مبدأ وجود و آگاهی است، ازاین رو خداوند و کمالات او را مقوم وجودی خویشتن وجدان می کند و در آن تمکن می یابد. رابعاً، فرایند تربیت وجودی، فرایندی تهذیبی، مشارکتی و پرورش موقعیت محور است که در آن با انجام ارتیاض و ممارست های جسمی و روحی در مناسک عبادی و مراقبت های اخلاقی و همچنین مبتنی بر طریق معرفت و توجه به نفس، منجر به اشتداد ظهور نور طینت و مفطورات هستگانی انسان از غواشی و تعینات خَلقی و خُلقی می شود.
۳۱۶۱۸.

راهبرد دریایی ایران در جنوب غرب آسیا و شمال اقیانوس هند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۶۳
جنوب غرب آسیا و شمال اقیانوس هند از مناطق مهم و استراتژیک جهان هستند که به لحاظ ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک اهمیت بالایی دارند. آنچه که قابل توجه است جمهوری اسلامی ایران به لحاظ دریایی از موقعیت مناسبی در این مناطق برخوردار است. لذا، این موقعیت موجب شده ایران نسبت به مناطق جنوب غرب آسیا و شمال اقیانوس هند بی تفاوت نباشد و تحولات مناطق مذکور را رصد کند. سوالی که در این پژوهش مطرح می شود این است که راهبرد دریایی ایران در جنوب غرب آسیا و شمال اقیانوس هند چیست؟ در پاسخ به این سوال نویسنده با تاکید بر روش تحقیق کیفی و روش توصیفی- تحلیلی بیان می دارد که باتوجه به سیاست های کلی توسعه دریامحور راهبرد دریایی ایران سلطه گرایانه نیست، بلکه راهبرد صلح گرایانه و همکاری جویانه می باشد. برای اجرایی سازی این راهبرد، ایران از دو فرصت حمل و نقل و انرژی برخوردار است که از این طریق اعتبار دریایی گسترش پیدا کرده و زمینه ساز قدرت دریایی برای کشور خواهد شد. با وجود این، از اصلی ترین اهداف رقبای ایران، در انزوا قرار دادن کشور است. آنان بدنبال این هستند تا جمهوری اسلامی از دو فرصت مذکور استفاده نکند تا کشور در تنگنای اقتصادی و عدم مقبولیت جهانی قرار بگیرد و در نهایت این امر موجب کاهش حضور ایران در دریا می شود. همچنین، عرصه را برای سایر نیروهای منطقه ای و فرامنطقه ای فراهم می کند. بنابراین، راهکار حضور قدرتمند ایران در دو بخش حمل و نقل و انرژی از طریق فعال کردن بندر چابهار و توجه به نیازهای انرژی منطقه و فرامنطقه ای است.
۳۱۶۱۹.

آثار تحریم های آمریکا بر سرمایه اجتماعی و سیاسی ایران (2020-2016)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۲۱۴
آمریکا در سیاست خارجی همواره از تحریم به عنوان ابزاری غیرانسانی علیه کشورهای غیرهمسو با خود استفاده کرده است. از جمله این کشورها ایران است که در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ در حوزه های مالی، بانکی، بیمه ای، حمل ونقل و کشتیرانی مورد تحریم شدید قرار گرفت. پرسش اصلی این است تحریم های اعمالی دولت ترامپ چه تأثیری بر سرمایه اجتماعی و سیاسی ایران داشته است؟ فرضیه پژوهش به کاهش سرمایه اجتماعی و سیاسی ایران در دوران تشدید تحریم ها اشاره می کند. برای سنجش فرضیه پژوهش از روش تبیینی- تحلیلی، مبتنی بر اسناد و داده های کتابخانه ای، استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تحریم ها بر وضع اقتصادی کشور تأثیر منفی برجای گذاشته و افت شاخص های اقتصادی مثل رشد اقتصادی، افزایش نرخ ارز، تورم، فقر و نابرابری نگاه جامعه را بیش از گذشته به امر زحمت و بقا معطوف کرده است. در نتیجه غلبه امر معیشت بر کنش و تفکر، آثار مخربی در حوزه های اجتماعی (اعم از افزایش میزان جرم و جنایت، طلاق، مهاجرت)، فرهنگی (کاهش توجه به سازمان های مردم نهاد و فعالیت های هنری و فرهنگی و تولید و مصرف کالاهای فرهنگی) و سیاست (کاهش مشارکت سیاسی، بی تفاوتی نسبت به کنش سیاسی، گسترش اعتراضات، خشونت های جمعی و بی قانونی) ظهور یافته است.
۳۱۶۲۰.

انگاره های تنشی سیاست خارجی جمهوری آذربایجان درقبال ج.ا.ایران؛ راهبردهای همسوساز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۳۵
جمهوری آذربایجان یکی از کشورهای مهم قفقاز جنوبی است که به دلیل دارا بودن کدهای ژئوپلیتیکی- راهبردی، از بدو استقلال در کانون توجه بازیگران منطقه ای و بین المللی قرار گرفته است. روابط این کشور با ج.ا.ایران، با وجود مؤلفه های مشترک مذهبی، فرهنگی، تاریخی، در مدار ناهم سویی تعریف شده و حتی در برخی مواقع، با سطحی از تنش های امنیتی نیز مواجه گردیده است. مقاله پیش رو که مستخرج از رساله دکتری با عنوان، «راهبردهای همسوساز سیاست خارجی جمهوری آذربایجان، در قبال ج.ا.ایران» می باشد، ضمن بررسی مبانی و مؤلفه های تأثیرگذار بر راهبردها و رویکردهای سیاست خارجی جمهوری آذربایجان، با روش تحقیق کیفی مبتنی بر تحلیل مضمون، منابع تنش بین دو کشور را بررسی و راهبردهایی را در حوزه های مختلف ارائه کرده است. به نظر می رسد که اگر دستگاه های مربوط بتوانند موارد پیشنهادی را در دستورکار قرار دهند، نتیجه آن به «درهم تنیدگی» منافع دو کشور منجر و سیاست خارجی آذربایجان را در مدار همسویی با ج.ا.ایران قرار خواهد داد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان