همزمان با روند رو به تزاید تمایل کشورهای مختلف به استفاده از گاز طبیعی برای تامین انرژی مورد نیاز خود، هند نیز جهت گیری سیاست انرژی خود در طی سال های اخیر را به سمت و سوی افزایش استفاده از گاز طبیعی برای تامین انرژی مورد نیازش متمایل ساخته است. سیاست مداران هندی برای نیل به این هدف گزینه های مختلفی را پیش روی خود مشاهده می کنند، گزینه هایی که انتخاب هریک از آنها به وسیله سیاست مداران هندی با توجه به اهمیت تامین امنیت انرژی برای این کشور می تواند تاثیرات معناداری را بر دیگر سیاست های هند به ویژه بر سیاست خارجی این کشور بر جای بگذارد. لذا این پرسش مطرح می شود که بهترین گزینه برای تأمین گاز طبیعی مورد نیاز این کشور برای آینده چیست؟ در این مقاله ضمن بررسی و مقایسه گزینه های موجود برای تأمین گاز طبیعی مورد نیاز هند نشان می دهیم که بهترین گزینه برای تامین گاز طبیعی مورد نیاز این کشور، واردات گاز از طریق خط لوله انتقال گاز بین المللی به طور همزمان از مرزهای شمال شرقی (میانمار) و مرزهای غربی هند (ایران) است.
این مقاله از جریان فکری ساختارگرایی سخن در میان می نهد و پس از آن با تعریف ساختارگرایی و شرح گونه های آن، از جمله زبان شناسانه، انسان شناسانه و مارکسیستی، فهم ساختارگرایان از غیرذاتی بودن، ارتباطی بودن و متمایز بودن ساخت ها را بررسی می کند. ساختارگرایی بینشی خاص نسبت به هویت بود و از این منظر هویت ها برساخته هایی گفتمانی و درون ساخت ها ساکن اند. این بینش ضد ذات گرایانه ساختارگرایان درباره هویت سوژه، نقطه برگشتگاه کار فکری پساساختارگرایان شد و آنها در این راه به فهم جدیدی از هویت سوژه دست یافتند؛ سوژه به مثابه هویتی کدر و آغشته به (دیگری). دیگر خواهی پساساختارگرا، این جریان فکری را به شالوده شکنی روابط فرادستی و فرودستی مسلط بر جریان اصلی سیاست و همچنین واسازی ساخت های اقتدارگرایانه موجود در جوامع انسانی مصمم کرد.
شاهنامه فردوسی، اثری عظیم در ادبیات ایرانی است. محتوای آن را اسطوره ها، افسانه ها و تاریخ ایران، از ابتدا تا فتح ایران توسط اعراب مسلمان تشکیل می دهد. رابطه دین و دولت در شاهنامه، به دلیل اهمیت آن در عصر مدرن، از موضوعات مورد علاقه نسل جدید است. در این مقاله، با روش هرمنوتیک نورمن فرکلاف که مبتنی بر سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین است به بررسیِ نسبت دین و دولت در سه دوره اساطیری، پهلوانی و تاریخی شاهنامه پرداخته ایم. در شاهنامه، دولت روندی ثابت و یکنواخت دارد و دین است که با فرازوفرود خود این رابطه را تحت تأثیر قرار می دهد. دولت که همان حکمرانی و جهان داری است ساختار ساده ای دارد، ولی دین به مرور زمان از ساختار ساده به سوی ساختار پیچیده حرکت میکند که همین موضوع رابطه دین با دولت را متحول می سازد و طی زمان، رابطه ساده آن در دوران کیومرث به رابطه ای پیچیده در پایان شاهنامه تبدیل می شود. در این مقاله سعی شده رابطه دین و دولت در شاهنامه با توجه به سه سطح تحلیلی فرکلاف و سه بخش شاهنامه مورد کنکاش قرار گیرد.
پرسش از این که سعادت در چه جامعه ای سیاسی تحقق پیدا می کند با پاسخ های متفاوتی در تاریخ اندیشه سیاسی رو برو بوده است.در فلسفه سیاسی اسلامی نیز این موضوع مورد بررسی قرار گرفته است به طوری که نوصدرائیان که یک جریان فکری فلسفی معاصر در ایران هستند خواهان پاسخ به این به این پرسش و ارائه الگوی مناسبی برای جامعه سیاسی مطلوب پیش از ظهور حضرت مهدی(عج)بوده اند.ایشان که احیاء کننده حکمت متعالیه و پیرو فلسفه صدرالمتالهین شیرازی هستند،با مبانی انسان شناسی خود درصدد کشف ابعاد انسان و جنبه های گوناگونی همچون مفهوم انسان، آفرینش انسان، استعدادها و توانایی های انسان، جایگاه انسان در نظام هستی و رابطه او با خود، اجتماع و پرودگار می باشند و در این راه نیز توانسته اند با ارائه ایده جامعه مطلوب بر اساس الگوی «حیات طیّبه» سعادتمندی و کمال خواهی جامعه اسلامی را معرفی کنند.این جریان فکری فلسفی که به نمایندگی امام خمینی(ره)علّامه طباطبایی استاد مطهرّی و جوادی آملی در واکنش به رسوخ جریان های ضد دینی در ایران و در جهت احیاء تفکر صدرایی آغاز گردید،با بهره گیری از حکمت متعالیه و در سه زاویه، محتوایی_روشی و صوری، شکلی خواهان پاسخگویی به مسائل و شرایط پیش آمده برای جامعه ایران میباشد. یافته های این مقاله حکایت از آن دارد که حیات مطلوب در اندیشه نوصدرائیان همان «حیات طیّبه» است که در آن انسان کامل تحقق پیدا می کند و ارزش هایی مانند عدالت، آزادی،خدمت به خلق،تشکیل حکومتی سعادتگرا از ملزومات این ایده بشمار می آید.روش پژوهش در این تحقیق از نوع کیفی، توصیفی و تحلیلی بوده و با توجه به بررسی متون از روش هرمنوتیک متن محور و همچنین از تحلیل محتوا نیز استفاده شده است. کلید واژه ها: حکمت متعالیه؛نوصدرایان؛سعادت؛حیات طیّبه؛علّامه طباطبایی؛استاد مطهّری
Since the Islamic Revolution in 1979, Iran has been affected by economic sanctions imposed by Western countries especially the U.S. Since 2006 and with increasing Iranian nuclear standoff with the P5+1 group, the United Nations has frequently imposed economic and financial sanctions against Iran. As a result of these international restrictions and their management by an international organization, Iran's exports have been heavily reduced. Given the sanctions on the oil industry in Iran and the lack of a comprehensive model of export performance of Iranian petroleum products in the sanctions period, this research can help improve and develop this industry in international markets. The research method is phenomenological and the statistical population includes export and marketing managers and oil industry experts. Non-probable sampling and snowball sampling methods were used in this research. In this qualitative study, semistructured in-depth interviews were used to gather information, and 7 in-depth interviews on saturation law were conducted. Structural, internal, interpretive, and descriptive validity were used for validation. For surveying reliability, revision while coding and surveying by another informed person were used to ensure correct coding. This research uses a qualitative study to determine the effect of returning sanctions on the export performance model of Iranian petroleum products. After open, pivotal, and selective coding and the use of Atlas quality software, the background of Iran's oil products export performance in sanctions is market orientation, company resources, marketing mix, macro environment, and items of Iranian oil products export performance in sanction includes: financial performance,customer satisfaction and customer retention in sanction situation. Most of the previous studies have focused onpositivism and quantitative research methodology while we used the qualitative and mixed-method in this research.
گفت وگوی فرهنگی به دلیل ظرفیت های تعاملی نهفته در فرهنگ و همچنین قابلیت های تأثیرگذار گفت وگوی نخبگان، وجهی مهم ومؤثر از تعامل سازنده میان فرهنگ ها محسوب می گردد؛ چرا که این مفهوم در بستر مفاهیمی چون دوسویگی، پذیرش دیگری، تعامل فرهنگی و تنوع فرهنگی معنا پیدا می کند. روابط فرهنگی و گفت وگوی فرهنگی هرچند به تنهایی تعریف و کارویژه های خاص خود را دارند ولی فصل مشترکشان این است که ارتباطات فرهنگی و هم گفت وگوی فرهنگی برپایه همزیستی و زیست مسالمت آمیز و در فضای مبتنی بر صلح و پذیرش دیگری شکل می گیرد. همچنین بر پایه پذیرش مقوله تنوع فرهنگی، مفاهیم مختلفی به عنوان گونه های مختلف تعامل میان فرهنگ ها و تبادل فرهنگی ارائه می گردد. مفاهیمی از قبیل همزیستی، تفاهم، گفت وگو، اتحاد و تقاربِ فرهنگ ها که نمایانگر مدلی از داد و ستد و روابط میان ملت ها است که بر مبنای فرهنگ تعریف می شوند. از این روی امروزه می توان معیار "گفت وگو» را به شاخصی برای صلح جهانی و مناسب ترین بسترِ همگرایی فرهنگی ملت ها برشمرد. سودمند ی و کارکرد عمده گفت وگوی فرهنگی این است که فرهنگ ها در صحنه جهانی به گونه ای در تعامل سازنده قراربگیرند تا از طریق شکل گیری فهم مشترک و با گستراندن فرهنگ مدارا و رواداری، بسترهای مناسب برای توسعه همکاری های بیش از پیش فراهم گردد. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی ضمن تأکید بر ضرورت ها و کارکردهای گفتوگوی فرهنگی نخبگان ایران با کشورهای مختلف به ویژه روسیه، با برشمردن فرصت های موجود جهت شکل گیری گفت وگوهای فرهنگی خصوصاً میان نخبگان ایران و روسیه، سعی دارد به این پرسش پاسخ دهد که گفت وگوهای فرهنگی نخبگان ایران و روسیه چه تأثیر و کارکردی در پایدارسازی و توسعه روابط ایران و روسیه و همچنین صلح و امنیت منطقه ای و بین المللی بر عهده دارد. شکل گیری فرآیند مستمر و منطقی گفت وگوهای فرهنگی ایران و روسیه علاوه بر شبکه سازی تعاملات نخبگی دو کشور، می تواند مجموعه ای از مسایل و چالش های بین المللی را در سازوکارهای تعاملات گفت و گو محور دوجانبه مورد بررسی قرار داده، به راهکارهای مشترک برسند.
سازمان های تحقیقاتی صنعتی دفاعی با توجه به شرایط پیچیدگی ذاتی تحقیق اعم از زمان بر بودن، نیاز به هزینه بالا، عدم قطعیت، وجود فعالیت های متنوع و نیز تنوع و گستردگی مأموریت ها و تهدیدات نظامی، نیازمند جستجو و بررسی عوامل مؤثر بر محصولات نوآورانه این سازمان ها می باشند. هدف از این تحقیق، بررسی تأثیر سرمایه فکری بر توسعه محصولات نوآورانه (جدید) است. جامعه آماری تحقیق، یکی از مراکز تحقیقاتی صنعتی در حوزه دفاع است. با توجه به محدود بودن جامعه آماری، جمع آوری داده های مورد نیاز به روش تمام شماری و با استفاده از ابزار پرسشنامه جمع آوری گردید. در تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها و برازش الگو از روش حداقل مربعات جزئی استفاده شد. یافته ها نشان می دهد که مولفه های مختلف سرمایه فکری بر توسعه محصولات نوآورانه موثر هستند به این صورت که سرمایه ساختاری مستقیم، سرمایه انسانی غیرمستقیم و سرمایه مشتری مستقیم و غیرمستقیم، بر توسعه این محصولات تاثیر دارند. همچنین قابلیت سازمان در اثرگذاری بر سرمایه های انسانی و مشتری نقش میانجی دارد.
از جمله دانش های کاربردی با قابلیت نتایج محسوس برای جامعه بشری، مطالعات امنیتی است. این مطالعات آنگاه که با تجربه های امنیتی تاریخی عجین شود، جامعه را از آزمون های مجدد امنیتی حفظ می کند. ابن خلدون از جمله اندیشمندانی است که در آثار خود مباحث امنیتی را جمع و پیرامون تجربه های امنیتی تاریخ اظهارنظر کرده است. این مقاله با هدف فهم گفتمان امنیتی ابن خلدون انجام شده است، که تا کنون پیرامون آن پژوهش مستقلی صورت نگرفته است. با توجه به مبانی نظری ابن خلدون در موضوع تاریخ و امنیت، گفتمان امنیتی وی در چارچوب مفهومی با هفت مؤلفه کلیدی مفهوم امنیت، ابعاد امنیت، سطح امنیت، دوست و دشمن، روش های تحصیل امنیت و راه کارهای استراتژیکی امنیت بررسی شده است. مهم ترین یافته این پژوهش، مشابهت گفتمان امنیتی ابن خلدون با نحله های مکاتب رئالیستی و همانندی آن با گفتمان های امنیتی حاکم بر جهان اسلام در عصر حاضر و عدم کارآمدی لازمِ گفتمان امنیتی وی در تأمین امنیت پایدار جهان اسلام است.
یکی از سیاست های استعمار برای به استثمار کشیدن ملت ها، تخریب ذهنیت جامعه نسبت به رهبران قیام ها و مبارزانی است که در راه استقلال کشور پایداری کرده اند. چنین سیاستی نیز در ایران، بسیار نمود دارد ازجمله کسانی که به تخریب شخصیت وی پرداخته شده، آیت الله شیخ فضل الله نوری است که در مواجهه با نفوذ استعمار در دوران مشروطه بسیار مبارزه نمود و نماد مقاومت انگاشته می شد. مسئله پژوهش حاضر، عمدتاً به نوع ادبیات تاریخ نگاری غربی ها و جریان همسو با غرب به شیخ فضل الله و شیوه مبارزات ایشان در جنبش مشروطه می پردازد. یافته های تحقیق نمایانگر آن است که هجمه های این گونه از مورخین نسبت به شیخ فضل الله با اتهام به رشوه گیری، محافظه کاری و استبدادخواهی به دنبال نفی رهبری ایشان در مبارزه با جریان استعمار در تاریخ است. نوشتار حاضر بر آن است تا با روش توصیفی و تحلیلی، بر پایه نگاهی بر منابع نوشته شده به وسیله این جریان تاریخ نگار، به بررسی شخصیت شیخ فضل الله در آثار آنها بپردازد.
The government and guardianship (Wilaya) have long been one of the most fundamental human societies issues. Prosperity, failure, dignity, and degradation of any society are directly affected by the power presiding over it. Therefore, universities and educational centers have long put the research, clarification, and the teaching of governing theories, principles, and sub-principles in their academic perspective. Both Shias and Sunnis accept guardianship and governance as a principle to a functioning society while disagreeing on the Islamic ruler's qualifying conditions. When theorizing the jurist's control (Wilaya of Faqih), Shia scholars solely assume their take on Islam for granted, almost irrespective of the Sunni perspective. Therefore, people may rightfully ask: ‘what are the Sunnis scholarly and jurisprudential stance on the Islamic jurist's guardianship?’ ‘Is this specific to the Shia world and limited to Shia Jurisprudential (Fiqh) theorizations or Sunnis supporting it?’ What are the privative and affirmative Sunni views for jurisprudence (Fiqaha) as a qualifying condition for the Islamic ruler?’ and ‘what are these views based?’ ‘What traits and requirements are necessary for the Islamic ruler from the Sunni scholarly perspective and whether or not it is possible to deduce the Islamic jurist's guardianship, as an exigent Islamic issue, from the Sunni-recognized Hadiths?’ These are questions to which this article will seek to provide answers from the viewpoint of political jurisprudence.
Development and progress as a complex concept based on a process have various dimensions and levels usually studied in economic, political, social, and cultural development. Political development is one of the essential dimensions and indicators critical in theories and approaches to development in schools of thought and political sociology studies. While defining and clarifying the concept of "Political Excellence" and recognising the differences between it and the idea of "Political Development" and introducing the indicators of this exploratory concept, the present article examines them in terms of content from Ayatollah Khamenei's perspective. The main question is about the place of political excellence idea and progress in Ayatollah Khamenei's political thought. In response, it should be said that in his view, political excellence will be achieved by considering local conditions and domestic equipment, which is a new viewpoint and an acceptable model to replace with the concept of Western political development. Explaining the concept of political excellence, while considering the Western models of development unsuccessful, emphasising the indigenous Iranian-Islamic model of progress, he expressed seven signs and indicators for the desired model of political excellence and improvement, some of which, such as struggle, the spirit of risk-taking and discipline, the foundations of Islamic epistemology and attention to the two dimensions of human [body and soul], are the prelude to excellence and progress, and others, such as ensuring the independence of the country, producing the science and realising the social justice, is the result of excellence and improvement. In explaining the manifestations of political excellence and progress, he also expresses characteristics of the people such as awareness and insight, participation and presence in scenes and elections, and public monitoring and unity.
هدف پژوهش حاضر مطالعه ی الگوی جامعه سازی اقلیت های شیعه براساس تجربه ی موفق لبنان است به نحوی که بتوان آن را در سیاست گذاری اقلیت های شیعه ی نیجریه به کار گرفت. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و اطلاعات به شیوه ی کتابخانه ای، اسنادی و مصاحبه با متخصصین لبنان و نیجریه گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهند دو نوع جامعه ی پراکنده و جامعه ی خودبنیاد در وضعیت شیعیان لبنان و نیجریه قابل تشخیص می باشند. اقلیت های شیعه در وضعیت پراکنده در چهار نظام فرهنگی، تعاملی- اقتصادی، سیاسی و اجتماعی با بحران های متعددی مواجه هستند که با کنش های شیعیان ارتباط مستقیمی دارند. ارتباط کنش و وضعیت پراکنده دو روی یک سکه می باشند که با یک دیگر هم افزایی دارند. شکستن چرخه ی هم افزایی موجود میان کنش های چهار نظام یادشده در وضعیت پراکنده، نیازمند تدابیری است که این پژوهش به آن پرداخته است؛ این تدابیر موجب تکامل اقلیت شیعیان نیجریه به جامعه ی خودبنیاد شیعه در این کشور خواهد شد.