ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۳۳٬۸۹۱ مورد.
۴۰۱.

تحلیل الگوی میانجی گری چین در مناقشات بین المللی: مطالعه موردی و چشم انداز ورود به مناقشه اسرائیل-فلسطین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۹
در حالی که بسیاری از اندیشمندان روابط بین الملل، افول نظام تک قطبی به رهبری آمریکا را پیش بینی می کنند، چین به عنوان تنها رقیب بالقوه، با بهره گیری از قدرت اقتصادی خود، در پی ایفای نقشی پررنگ تر در نظم نوین جهانی است. یکی از ابزارهای کلیدی چین برای دستیابی به جایگاه هژمونیک، نقش آفرینی فعال در حوزه میانجی گری های بین المللی است. پژوهش حاضر با هدف تبیین الگوی رفتاری چین در این عرصه، به این پرسش اصلی پاسخ می دهد که: “بر اساس کدام شاخص ها چین به عنوان میانجی گر به مناقشات بین المللی ورود می کند و آیا این الگو، زمینه را برای میانجی گری در مناقشه اسرائیل-فلسطین فراهم می آورد؟” این تحقیق با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و در چارچوب نظری نئورئالیسم، الگوی رفتاری چین را از طریق مطالعه موردی میانجی گری های موفق این کشور در مناقشات «ایران-عربستان» و «طالبان-پاکستان» استخراج می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که تصمیم چین برای ورود به یک مناقشه، مبتنی بر یک مدل تحلیلی چهاروجهی است که شامل منطقه مورد مناقشه (وجود خلاء قدرت)، بازیگران درگیر (همسویی با منافع راهبردی چین)، زمان بندی (افول قدرت رقیب) و میزان نفوذ (امکان موازنه قوا) می شود. با تطبیق این الگو بر مناقشه اسرائیل-فلسطین، نتیجه گیری می شود که به دلیل حضور راهبردی آمریکا در منطقه، عدم وجود خلاء قدرت محسوس و عدم همسویی کامل منافع بازیگران با اولویت های چین، این کشور در کوتاه مدت و میان مدت، انگیزه ای برای ایفای نقش میانجی گر مستقیم در این مناقشه نخواهد داشت.
۴۰۲.

گفتمان مقام معظم رهبری در پرتو برجام نسبت به قدرت های غربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۷
برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) به عنوان یکی از پیچیده ترین و پرچالش ترین موضوعات در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، همواره محل مناقشه میان دیدگاه های مختلف در عرصه دیپلماسی بوده است. این مقاله با رویکردی توصیفی-تحلیلی، به ارزیابی عملکرد دیپلماسی ایران در تعامل با دولت های غربی در ماجرای برجام می پردازد. محور اصلی این پژوهش، تبیین و تحلیل این روابط بر اساس محورهای گفتمانی مقام معظم رهبری (مدظله العالی) است که همواره بر اصولی چون «اعتماد نکردن به غرب»، «تکیه بر توان داخلی»، «هوشیاری در برابر نفوذ» و «حفظ منافع ملی و امنیت پایدار» تأکید داشته اند. در این مقاله نشان داده می شود که تجربه برجام، به ویژه خروج یکجانبه ایالات متحده آمریکا از این توافق در سال ۱۳۹۷ و عدم پایبندی کشورهای اروپایی به تعهداتشان، به وضوح صحت و درستی تحلیل های راهبردی رهبر انقلاب را مبنی بر ماهیت پیمان شکن و غیرقابل اعتماد دولت های غربی به اثبات رساند. بررسی تحولات سال های اخیر (۱۴۰۲ تا ۱۴۰۴) نیز مؤید این نکته است که هرگونه توهم زدگی و غرب گرایی در دیپلماسی، نه تنها منجر به حل مشکلات اقتصادی نمی شود، بلکه کشور را در وضعیت انفعال و وابستگی عمیق تر قرار می دهد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که دیپلماسی موفق در برابر غرب، دیپلماسی مبتنی بر «تعامل از موضع قدرت» و «استقلال کامل» است، نه دیپلماسی مبتنی بر التماس و سازش. گفتمان رهبر انقلاب با تأکید بر واقع بینی سیاسی و پرهیز از خوش بینی های بی جا، نقشه راهی را ترسیم کرده است که در آن مذاکره تنها یک ابزار تاکتیکی است و نباید جایگزین استراتژی های کلانِ تقویت توان داخلی شود.
۴۰۳.

دولت ترامپ و برنامه هسته ای ایران: ادراکات رئالیستی در نظم انتقالی نظام بین الملل (2025- 2017)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۷
دهه ی سوم قرن بیست و یکم، بیش از هر دوره ای با پیچیدگی ها و دگرگونی های متعددی روبرو شده است و می توان با برخی تسامحات، دوره ی حاضر را عصر انتقالی با محوریت ایالات متحده دانست. با به قدرت رسیدن مجدد دونالد ترامپ، سیاست-های رئالیستی ایالات متحده از مسیر «صلح از طریق قدرت» ابعاد عمل گرایانه تری گرفته است. در پژوهش حاضر این پرسش مورد بررسی قرار گرفته است که سیاست های ایالات متحده در دوران ترامپ (2025-2017) در مقابل ایران، با تمرکز بر برنامه هسته ای چگونه می باشد؟ در پاسخ این فرضیه مورد بررسی قرار گرفته است که سیاست های دونالد ترامپ، مبتنی بر دکترین جکسونی و رئالیسم تهاجمی مبتنی بر ادراکات رئالیستی است و بعید به نظر می رسد که بدون دستاوردی قابل توجه در قبال برنامه هسته ای ایران، رویکردهای فشار حداکثری خود را تقلیل ببخشد. نتایج نشانگر آنست که ایالات متحده به هر نحوی، موضوع ایران (و به تبع آن برنامه هسته ای و موشکی) را جزو اهداف اصلی خود قرار داده است و با ترکیبی از گزینه های مختلف، نهایتاً به دنبال وادار کردن ایران در همسویی با منافع خود در غرب آسیا است. شیوه گردآوری مطالب کتابخانه ای و اینترنتی (مقالات، کتب و گزارش های معتبر جهانی) و روش پژوهش توصیفی-تحلیلی می باشد.
۴۰۴.

تحلیل تطبیقی قوانین پولشویی در ایران وانگلیس ؛ چالش ها و فرصت ها(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۶۱
پولشویی به عنوان یکی از معضلات جدی اقتصادی در جهان امروز، نیازمند اقداماتی جامع و هماهنگ از سوی کشورهای مختلف است. این مقاله به بررسی تطبیقی قوانین پولشویی در ایران و انگلیس می پردازد. تحلیل تطبیقی قوانین پولشویی در ایران و انگلستان، می تواند به بهبود قوانین موجود و پیشنهاد راهکارهای بهتر برای مبارزه با این جرم کمک کند. با استفاده از روش های تحقیق توصیفی و تحلیلی، این مطالعه بر روی عوامل مؤثر بر اجرای قوانین و نهادهای مربوطه تمرکز دارد. چالش هایی نظیر اختلافات قانونی و فرهنگی در دو کشور و نیاز به بهبود همکاری های بین المللی از مهم ترین موضوعات مورد بررسی است. همچنین، فرصت هایی مانند گسترش همکاری های قضائی و تجاری می تواند به تقویت ساختارهای قانونی و بهبود وضعیت مبارزه با پولشویی کمک کند. با درک عمیق از آثار منفی اقتصادی این پدیده، به ویژه در بستر ایران، این تحقیق بر ضرورت توسعه راهکارهای قانونی مؤثر تأکید دارد. پولشویی به عنوان جرمی پیچیده و فراملی، تهدیدی جدی برای اقتصاد، سیاست و جامعه در کشورهای مختلف، ازجمله ایران و انگلستان، به شمار می آید. این جرم از طریق تطهیر عواید حاصل از فعالیت های غیرقانونی، نظام های مالی این کشورها را تحت تأثیر قرار داده و زمینه ساز تقویت فساد می شود. در ایران، قوانین مبارزه با پولشویی باوجود برخی پیشرفت ها، نیازمند اصلاحات گسترده در حوزه های بازدارندگی مجازات ها و ارتقای نظارت های مالی هستند. در انگلستان نیز، علی رغم وجود چارچوب های پیشرفته، چالش هایی مانند فرار متهمان از مجازات و استفاده از ساختارهای پیچیده مالی برای تطهیر پول همچنان وجود دارد. مقابله مؤثر با این پدیده در هر دو کشور، مستلزم همکاری های بین المللی، افزایش شفافیت مالی، و تقویت نظام های قانونی است تا ضمن کاهش فرصت های فساد، بستری مناسب برای سلامت اقتصادی و اجتماعی فراهم شود.
۴۰۵.

بررسی سیاست خبری شبکه سی ان ان در زمینه حمله به افغانستان و عراق پس از 11 سپتامبر 2001(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۶
رسانه های محتلف بر مبنای رویکردها و سیاست های متفاوت خبری که تحت تاثیر عوامل درون سازمانی و برون سازمانی قرار می گیرند اخبار مختلف در حوزه بین الملل را منتشر می کند. بازتاب اخبار مربوط به سیاست خارجی ایالات متحده نسبت به کشورهای مختلف جهان ، به دلیل تاثیر گذاری آن بر اقتصاد و سیاست بین الملل، همواره مورد توجه رسانه های بین المللی بوده است. در این میان شبکه خبری سی ان ان به عنوان یک شبکه خبری بین المللی که رویدادهای مختلف سیاسی را در حوزه بین الملل انعکاس می دهد، دارای راهبردهای خبری متفاوتی است. طبق نظریه تأثیر سی ان ان، مهم ترین راهبردهای این شبکه خبری دربازتاب اخبار برجسته سازی، بازدارندگی و شتابزایی است.در این نوشتار سیاست خبری این شبکه درباره حمله ایالات متحده به افغانستان و عراق بر مبنای نظریه تآثیر سی ان ان تحلیل شده است. در این تحلیل، برجسته سازی به عنوان مهم ترین و اصلی ترین راهبرد در بازتاب اخبار مربوط به حمله ایالات متحده آمریکا به عراق و افغانستان پس از رویداد 11 سپتامبر 2001 ، در نظر گرفته شده است. روش پژوهش در این مقاله توصیفی- تحلیلی و بر مبنای اخبار منتشر شده این رسانه در مقاطع مختلف زمانی درباره حمله ایالات متحده آمریکا به افغانستان و عراق است.
۴۰۶.

رویکرد چین در مدیریت منازعات غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۵۵
یکی از حوزه هایی که پکن در سیاست جهانی خود در دستور کار قرار داده است، حضور مؤثر به عنوان میانجی گر یا بازیگر در منازعات جهان، به ویژه در منطقه غرب آسیا است. در همین راستا، پژوهش پیش رو رویکرد مدیریت بحران چین در منازعات غرب آسیا را ضمن بررسی برخی از منازعات سال های اخیر این منطقه، مورد تحلیل قرار داده و این پرسش را مطرح می کند که رویکرد مدیریت چین در بحران های غرب آسیا به چه صورت بوده است؟ در جهت پاسخ به این پرسش، شاخص های بازیگری چین در قبال منازعات مختلف این منطقه مورد بررسی قرار گرفت. فرضیه این پژوهش آن است که سیاست تنش زدایی، حفظ توازن و میانجی گری چین در راستای منافع اقتصادی که این کشور در مناطق مختلف جهان دنبال می کند، رویکرد غالب و اصلی چین در منازعات غرب آسیا می باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد که چین بر اساس منطق هزینه _فایده در موضوع منازعات غرب آسیا، یک رویکرد تعامل سیاسی و اقتصادی را در پیش گرفته است. پژوهش حاضر از نظر روشی در دسته پژوهش های توصیفی_تحلیلی به کمک اسناد و منابع کتابخانه ای قرار می گیرد.
۴۰۷.

گذار جهانی شدن به ملی گرایی؛ ایالات متحده آمریکا و چین در نظم جهانی پساکووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۸۲
همه گیری کووید-19 بحث ها را جریان غالب و عمده پارادیم نظری روابط بین الملل در مورد تغییر اساسی نظم اقتصادی جهان دستخوش تشدید کرده است. دیدگاه لیبرالیسم ادامه جهانی شدن اقتصادی را پس از همه گیری پیش بینی می کنند، جریان غالب واقع گرایی با توجه به پیامدهای منفی ساختاری این همه گیر بر اقتصاد جهانی، به جای جهانی شدن انتظار ملی گرایی را دارند. از این رو، این پژوهش درصدد پاسخگویی به سؤال مبنی بر اینکه کووید-19 چه تاثیری می تواند بر فرآیند نظم اقتصادی جهانی در حال شدن داشته باشد؟ روش این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی است و از تحلیل آمار ها، مطالعات کتابخانه ای و اسنادی برای پاسخ به پرسش اصلی استفاده شده است. فرضیه پژوهش این است جهانی شدن اقتصادی از زمان بحران مالی 2008 در حال گذار بوده است و یکی از عوامل مهم اما نه انحصاری برای توضیح این تغییر، روابط اقتصادی در حال تحول ایالات متحده و چین است که از همزیستی به سمت رقابتی فزاینده کشانده شده است. بازسازی اقتصادی در ایالات متحده و چین پس از عبور از بحران سال 2008 و شتاب گرفتن از زمان شروع جنگ تجاری و کووید-19 آغاز شده است.
۴۰۸.

توسعه اقتصادی به مثابه پارادایم قدرت در دوره های اندیشه ژئوپلیتیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۲۸
توسعه، فرآیندی برای دستیابی به وضعیت مطلوب است که کشورها با تدوین و پیگیری سیاست های مشخصی آن را دنبال می کنند. از سوی دیگر، چنین مفاهیمی عمدتا ماحصل برنامه ها و سیاست های بیرونی و تجویزی است که برای تقویت بنیه کشورهای ضعیف از سوی قدرت های بزرگ و کشورهای توسعه یافته ارائه شده است. تحقیق حاضر با اتخاذ رویکرد ژئوپلیتیکی و با بهره گیری از دوره های اندیشه «ژئوپلیتیک تمدنی»، «ژئوپلیتیک طبیعت گرا» و «ژئوپلیتیک ایدئولوژیک» مورد نظر جان اگینو، به واکاوی سیر تحول مفهومی توسعه و توسعه اقتصادی می پردازد. از این رو، تحقیق حاضر به دنبال پاسخ گویی به این پرسش است که ماهیت مفهوم توسعه و توسعه اقتصای با توجه به دوران اندیشه ژئوپلیتیکی چیست؟ روش تحقیق، توصیفی تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات به توجه به ماهیت مسئله مورد بررسی، کتابخانه ای و اسنادی است. یافته های تحقیق با بررسی مفهوم و ماهیت توسعه و توسعه اقتصادی در سه کلان دوره اندیشه ی ژئوپلیتیکی، نشان می دهد که توسعه با قرائت های مختلف، به عنوان گفتمان یا پارادایمی از قدرت، از سوی قدرت های مرکز به کشورهای ضعیف اقتصادی و سیاسی تجویز می شده است. در چنین برخوردی و برای توجیه و پیشرفت سیاست های قدرت، از کشورهای ضعیف ذیل عناوین «بربر»، «عقب مانده»؛ «توسعه نیافته»؛ «جهان سوم»؛ «در حال توسعه»؛ «جنوب»؛ «غیرمتمدن» و ... یاد شده است. همچنین در یک مدل روابط ژئوپلیتیکی مرکز پیرامون، سیاست های قدرت طلبانه مرکز زیر عنوان توسعه و مشتقات آن در کشورهای ضعیف دنبال شده و آنان را در موقعیّت تابع و وابسته و استثمار شده قرار داده است.
۴۰۹.

دیپلماسی فرهنگی ایالات متحده در قبال مهاجران مکزیکی پس از جنگ سرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۳۰
پژوهش پیش رو با تأملی انتقادی در باب کارکرد دیپلماسی فرهنگی ایالات متحده، به واکاوی شیوه های مداخله نمادین آن در تنظیم مناسبات مهاجرتی با مکزیک در دوران پساجنگ سرد می پردازد. پرسش بنیادین این مطالعه از این منظر طرح می شود که چگونه دیپلماسی فرهنگی آمریکا، در مقام ابزاری از جنس قدرت نرم، به پاسخ گویی به مطالبات معیشتی و اجتماعی مهاجران مکزیکی پرداخته و چه نقشی در فرآیند ادغام آنان در کالبد جامعه آمریکایی ایفا کرده است؟ بر مبنای فرضیه ای تحلیلی، این مقاله مدعی است که ابتکارات فرهنگی ایالات متحده، با تأکید بر ظرفیت های توانمندساز، بازسازی تصویر عمومی مهاجران و اشاعه ارزش های به ظاهر مشترک، بستری برای تسهیل فرآیند ادغام فراهم آورده اند؛ و در عین حال تلاش کرده اند اثرات گاه نامتوازن و سرکوب گر سیاست های مهاجرتی سخت گیرانه را تقلیل دهند. این پژوهش، با اتکا بر منظری نظری برگرفته از انگاره «قدرت نرم» و مفهوم «بینافکنی فرهنگی»، و با بهره گیری از روش تحلیل محتوای اسنادی، به تحلیل وجوه متکثر دیپلماسی فرهنگی از جمله مبادلات آموزشی، مشارکت نهادهای جامعه مدنی و ظرفیت زبانی مهاجران اسپانیولی زبان در بستر آمریکایی پرداخته است. یافته ها حاکی از آن است که دیپلماسی فرهنگی، هرچند در کاستن از منازعات مهاجرتی و ارتقاء سطح گفت وگوی میان فرهنگی میان دو کشور تا اندازه ای مؤثر بوده، اما همچنان در دل خود با تعارضاتی ساختاری همچون قطبی سازی سیاسی، فقدان راهبردی جامع در سیاست گذاری زبانی، و محدودیت های نهادین مواجه است. 
۴۱۰.

ارزیابی نقش ترکیه به مثابه قدرت نو ظهور در تحولات شاخ آفریقا

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۵۶
این پژوهش به طور جامع نقش ترکیه را به عنوان یک قدرت نوظهور در تحولات استراتژیک شاخ آفریقا مورد ارزیابی قرار می دهد. ترکیه در سال های اخیر با رویکردی چندجانبه و مبتنی بر دیپلماسی اقتصادی، کمک های توسعه ای، و همکاری های نظامی، به بازیگری کلیدی در این منطقه تبدیل شده است. این تحقیق با بهره گیری از روش کیفی و ترکیبی از تحلیل داده ها، بررسی اسناد و گزارش ها، و مطالعه موردی، به بررسی عمیق اهداف و استراتژی های ترکیه در شاخ آفریقا پرداخته و تاثیرگذاری آن بر مناسبات بین المللی و بازآرایی ژئوپلیتیک منطقه را تحلیل می کند. یافته ها نشان می دهند که ترکیه از طریق گسترش نفوذ خود و ایجاد هم پیمانی های جدید، به دنبال تثبیت موقعیت خود به عنوان یک قدرت موثر در موازنه های منطقه ای و جهانی است. این پژوهش نمایانگر آن است که حضور فعال ترکیه در شاخ آفریقا، نه تنها تقویت جایگاه دیپلماتیک و اقتصادی این کشور را هدف قرار داده، بلکه در جهت گیری های سیاست خارجی و افزایش قدرت نرم آن در عرصه بین المللی نیز تاثیرگذار بوده است.
۴۱۱.

تبیین علل عدم نهادینگی جنبش های محیط زیستی در ایران بر مبنای نظریه فرصت سیاسی سیدنی تارو و مک آدام(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۶
: جنبش های محیط زیستی، امروزه به بخش جدایی ناپذیر، ساختار حاکمیت در کشورهای توسعه یافته تبدیل شده اند. اما در ایران، با وجود گستردگی بحران های محیط زیستی، هنوز جنبش های محیط زیستی گسترده ای برای تبدیل آنها به دغدغه ایی برای سیاستمداران شکل نگرفته است. هدف مقاله حاضر، تبین علل عدم نهادینگی جنبش های محیط زیستی در ایران است. سوال اصلی این است " عوامل عدم تکامل جنبش های محیط زیستی در ایران چیست؟" روش: برای این منظور، از روش کیفی ( اسنادی) و با تحلیل اسناد و محتوای تولید شده در این زمینه تحقیق انجام شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد، اتحاد نخبگان در سرکوب جنبش های اجتماعی به ویژه محیط زیستی ، وجود موانع سیاسی و ایدئولوژیک در فضای سیاسی برای ورود آنها به بدنه نظام سیاسی به عنوان احزاب سیاسی یا گروه های فشار، ثبات و اتحاد دورنی ارکان حکومت، هوشیاری هیاَت حاکمه و سیاست مداران نزدیک به حاکمیت در مورد ماهیت چالشی جنبش های اجتماعی برای آنها و عدم دسترسی به متحدین سیاسی نافذ، راه هر گونه دسترسی به فرصت سیاسی را برای جنبش های محیط زیستی سد نموده و آنها را از روند تکاملی ناکام گذاشته است. نتیجه گیری: نظریه فرصت های سیاسی، عدم نهادینگی و تکامل جنبش های اجتماعی در ایران به ویژه جنبش های محیط زیستی را با دقت بالایی توضیح می دهد،
۴۱۲.

عقلانیت امنیت محور و همسویی عربستان با هژمون (با تاکید بر رابطه با ایالات متحده آمریکا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۱
عربستان سعودی در طول تاریخ خود همواره درصدد بوده تا سیاست خارجی خود را بر محور دوستی و اتحاد با قدرت های بزرگ یا هژمون قرار دهد. در همین چارچوب، طی حدود یک سده اخیر این کشور مناسبات خود را با ایالات متحده آمریکا در ابعاد گوناگون توسعه داده و تحکیم بخشیده است. به نظر می رسد که کانون سیاست خارجی عربستان مبتنی بر نوعی عقلانیت امنیت محور است که سبب تداوم حیات سیاسی این کشور طی دهه های گذشته است. بر همین اساس، سوال اصلی پژوهش بر این مبنا شکل گرفته است که مقوله امنیت چه نقشی در همسویی عربستان سعودی با ایالات متحده آمریکا به عنوان قدرت هژمون داشته است؟ یافته های پژوهش مبین این واقعیت است که علیرغم مناسبات گوناگون ریاض و واشنگتن، روابط نظامی- امنیتی از اهمیت فراوانی برخوردار است. همچنین، با وجود این که در سال های اخیر عربستان سعی نموده سیاست پلورالیستی را در عرصه دیپلماسی اتخاذ نماید و روابط خود را با قدرت های شرقی نیز توسعه بخشد، با این حال بلحاظ نظامی- امنیتی این کشور کماکان متکی بر چتر حمایتی آمریکا بوده و ترجیح می دهد این مناسبات و اتحاد تاریخی را حفظ نماید. این پژوهش از نوع کیفی با رویکرد توصیفی – تبیینی است و برای جمع آوری داده ها از منابع کتابخانه ای و اینترنتی استفاده شده است. همچنین، برای تبیین نظری موضوع پژوهش از رهیافت نظری نو واقع گرایی کنت والتز بهره برداری شده است.
۴۱۳.

روندپژوهی دیپلماسی دیجیتال چین در شرق آسیا؛ راهکارهایی برای تقویت قدرت نرم ایران در غرب آسیا از طریق دیپلماسی دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۰
در ادامه توسعه فناوری های نوظهور، نوع جدیدی از دیپلماسی عمومی تحت عنوان «دیپلماسی دیجیتال» پدید آمده است که به استفاده حاکمیت ها از بسترهای ارتباطی برخط برای برندسازی ملی، روایت سازی و تعامل مستقیم با افکار عمومی جهانی اطلاق می گردد. این بررسی، با هدف مطالعه تطبیقی روندهای دیپلماسی دیجیتال کشور چین در منطقه شرق آسیا و استخراج درس آموخته هایی برای ارتقای قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در غرب آسیا صورت گرفته است. پژوهش در پی پاسخ به این سوال است که «روندهای دیپلماسی دیجیتال چین در شرق آسیا کدام هستند و چه درس آموخته هایی برای تقویت قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در غرب آسیا می توان از آن ها استنباط کرد؟» روش پژوهش، مبتنی بر تحلیل محتوای اسناد است که با بررسی مضامین و الگوهای تکرارشونده دیپلماسی دیجیتال چین در منطقه شرق آسیا، به شناسایی روندهای آن منتج شده است. سپس در چارچوب مطالعه ای تطبیقی، دیپلماسی عمومی جهوری اسلامی ایران در غرب آسیا مورد بررسی قرار گرفته و درس آموخته هایی از تجربه دیپلماسی دیجیتال چین مطرح شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که روایت سازی دیجیتال هدفمند، شبکه سازی علمی-نخبگانی، توسعه نهادهای فرهنگی-آموزشی دیجیتال، و نقش آفرینی فزاینده شرکت های فناوری در سیاست خارجی چهار روند کلیدی دیپلماسی دیجیتال چین هستند و تصور می شود که مطالعه الگوی دیپلماسی دیجیتال چین و روندپژوهی آن، می تواند به ارتقای قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در غرب آسیا یاری رساند.
۴۱۴.

A Comparative Study of the Impact of the Domestic Driving Forces on the Regional Conflicts in the Middle East from the Perspective of Diversionary Foreign Policy: Case Studies of Turkey, Saudi Arabia, and Iraq(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۷
The conflicts and foreign policies of the Middle Eastern countries are often analyzed through regional and international lenses, with little attention to the impact of domestic driving forces. In this respect, this study aims to provide a comparative explanation of how domestic driving forces, drawing on the concept of legitimacy, affected the Middle Eastern conflicts of Iraq, Turkey, and Saudi Arabia, with a focus on the Iraqi invasion of Kuwait (1990), the Kurdish issue (2013-2019), and Saudi’s proxy involvement in Syria (2011-2016). The hypothesis is that domestic problems and crises as significant internal driving forces in Iraq, Turkey, and Saudi Arabia, leading to the legitimation problems, were influential in shaping their diversionary motives to enter into or initiate regional conflicts/crises, with a focus on the aforementioned cases. The methodology is qualitative comparative analysis. The data were collected through documentary research and analyzed using the diversionary theory of foreign policy. This article suggests that reinforcing the legitimacy of the state and good governance plays a sustainable role in resolving regional conflicts, as well as strengthening peace and stability in the region. From this perspective, the domestic reforms in Saudi Arabia, and structural transformations in post-2003 Iraq have led to considerable changes in their Middle Eastern strategy and conflicts. In contrast, Turkey’s Middle Eastern policy, characterized by a reduction in the use of soft power during the second decade of the AKP’s rule, still has persisted; given the absence of significant changes in domestic policies and the democratic backsliding during this period.
۴۱۵.

بازآفرینی مویرگ های اجتماعی دولت: چارچوبی برای معنابخشی به حکمرانی مشارکتی آینده جمهوری اسلامی ایران (با تاکید بر حوزه اشتغال)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۳
هدف این تحقیق ارایه چارچوبی برای زمینه سازی بازآفرینی مویرگهای اجتماعی دولت برای مولدسازی و نقش آفرینی موثر مردم در حکمرانی مشارکتی برای آینده جمهوری اسلامی ایران .این پژوهش از دو نوع داده اسنادی-کتابخانه ای و میدانی بهره برده و رویکرد تحلیلی-توصیفی را برای دادههای اسنادی-کتابخانه ای و روش تحقیق کیفی/مصاحبه عمیق با خبرگان را برای دادههای میدانی به کار برده است. براساس چارچوب مفهومی پژوهش دامنههای بازآفرینی مویرگهای ریز اجتماعی دولت براساس مصاحبه با خبرگان در 4 دامنه به دست آمد: 1. بازآفرینی مویرگهای اجتماعی دولت در دامنه واقع گرایی؛ دامنه اصلاحات ساختاری و نهادی (سیاست خارجی و کلان). 2. بازآفرینی مویرگهای اجتماعی دولت در دامنه واقع گرایی عاملیتی؛ دامنه ایجاد بسترهای جذب جدید. 3. بازآفرینی مویرگهای اجتماعی دولت در دامنه برساخت گرایی عاملیت؛ روایت پردازی. 4. دامنه بازآفرینی مویرگهای اجتماعی دولت در دامنه برساخت گرایی گفتمانی. بازآفرینی مویرگهای اجتماعی دولت در شاکله حکمرانی از نظر هستی شناسی دارای تنوع است. در مواجهه با این واقعیت درهم تنیده و پیچیده، لازم است براساس توپولوژی در هر دامنه به صورت طبیعی رویکرد سازگار را به کار بست. چارچوب پیشنهادی برای آینده نگاری، شامل دو قلمرو واقع گرایی و برساخت گرایی میشد. در قلمرو واقع گرایی دو دامنه ساختاری و کارگزاری و همچنین در قلمرو برساخت گرایی نیز دو دامنه برساخت گرایی کارگزاری و گفتمانی قرار داشت. برای بازآفرینی مویرگ های اجتماعی دولت، در دامنه واقع گرایی ساختاری، موضوع اصلاحات ساختاری و نهادی مطرح شد و در دامنه واقع گرایی عاملیت، به بسترهای جذب برای تغییر میدان بازی اشاره شد. در دامنه برساخت گرایی گفتمانی ضرورت دارد تا گفتمان اقتصاد سیاسی واگرا که زمینه ساز واگرایی اجتماعی شده است، به حاشیه رانده شود و به جای آن گفتمان همگرای اقتصاد سیاسی به تدریج بر دولت حاکم شود تا زمینه مولدسازی دولت و نقش آفرینی حقیقی و اثربخش برای مردم فراهم شود.
۴۱۶.

ارائه مدل تکمیلی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بر اساس نیاز نسل آلفا تا سال 1418(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۱۸
هدف: پژوهش حاضر تلاشی است به منظور ارائه مدل تکمیلی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بر اساس نسل آلفا تا سال 1418 مبتنی بر استمرار روندهای کنونی در آینده(آینده محتمل) با توجه به نزدیک شدن به افق 1404 سند تحول بنیادین آ.پ. روش: این پژوهش از منظر هدف کاربردی، و در زمره پژوهشهای کیفی قلمداد میشود. مقاله حاضر دارای دو گام جهت تحقق هدف پژوهش است: گام نخست CLA و گام دوم تحلیل میک مک. یافته ها: در این مدل با توجه به پژوهش های انجام شده حوزه سند تحول بنیادین و نظر خبرگان در مصاحبه لایه ای، یک مدل سه وجهی جهت تکمیلی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بر اساس نسل آلفا مشخص و تبیین شده است. نتیجه گیری: ساختار فعلی سند تحول بنیادین، به دلیل عدم انعطاف پذیری، ضعف در رویکردهای یادگیری ترکیبی، عدم تناسب با سبک های یادگیری دیجیتال محور، و عدم برخورداری از زیرساخت های لازم برای تحقق عدالت آموزشی، با چالش های متعددی مواجه است. نسل آلفا، به عنوان نسلی که در بستر فناوری های هوشمند رشد یافته است، نیازمند روش های آموزشی نوین مبتنی بر تعامل، شخصی سازی یادگیری و بهره گیری از فناوری های نوظهور است. بسیاری از سیاست های موجود در سند تحول بنیادین، همچنان بر رویکردهای سنتی انتقال دانش تأکید داشته و نتوانسته است همگام با الزامات آموزشی این نسل حرکت کند.
۴۱۷.

دیپلماسی علم و فناوری و الزامات کاربست آن در راهبرد غیر امنیتی سازی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۵
یکی ازحوزههای که قدرت فراوانی در تأمین منافع کشورها درعرصههای مختلف دارد، دیپلماسی علم وفناورری میباشدکه کشورها برای دست پیدا کردن به توسعه وحل اختلافات درعرصههای ملی وبین المللی ازآن بهره میگیرند.. پژوهش حاضر با استفاده از قدرت نرم جوزف نای وامنیتیسازی و غیرامنیتی سازی مکتب کپنهاک و به موازات آنها کارکردگرایی ونوکارکردگرایی با بهرهگیری از روش توصیفی-تجویزی بهدنبال پاسخ دادن به این سؤال است که دیپلماسی علم وفناوری چگونه برغیرامنیتیسازی امنیتیسازی جمهوری اسلامی ایران تأثیرگذار است؟ فرضیه این پژوهش نیز اینگونه مطرح شدهاست که دیپلماسی علم وفناوری، میتواند درقالب تبادلات علمی درسطح منطقهای وبینالمللی، عضویت و همکاری درسازمانهای علمی بینالمللی، تقویت قدرت دانشمحور، تغییر در ذهنیت نخبگان و ایجاد جوامع معرفتی پیشرودر غیرامنیتی سازی جمهوری اسلامی ایران تأثیرگذار باشد. نتایج پژوهش نیز حاکی ازآن است که ایران درسالهای اخیر ودرشرایط اعمال تحریمها و چهره امنیتی شدهی کشور تلاش هایی را با استفاده از قدرت نرم نهفته در دیپلماسی علم وفناوری برای تغییر نگاه به کشور، ابتدا در بین نخبگان علمی وسپس در بین جوامع آنها انجام داده است، اما در این راستا با ضعفها وکاستیهایی روبهرو است و باید چرخهی علمی کشور در راستای تحقق اهداف و منافع، شتاب بیشتری به خود بگیرد، چون تعاملاتی که در راستای مبادلات علمی و دانشگاهی حاصل میشود به بسترسازی و ایجاد آگاهی و افزایش شناخت ملتها بهدور از هرگونه تبلیغی کمک میکندوتصورات مثبتی را از ایران در اذهان دیگر ملل ایجاد میکند
۴۱۸.

تحلیل و بررسی تاثیر هوش مصنوعی بر عمق استراتژیک کشورها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۰۲
سیاست گذاری دقیق و اتخاذ استراتژی جامع و هدفمند در عرصه سیاست خارجی یکی از نیازهای اساسی کشورهاست. کشورها بر اساس ظرفیت-های اعمال قدرت، به گسترش حوزه نفوذ و افرایش نقش در منطقه یا مناطق پیرامونی خود و تأثیرگذاری بر آن علاقه مند هستند و می توان گفت، امروزه دامنه این تأثیرگذاری، از حوزه صرف نظامی خارج و شامل طیف وسیعی از مؤلفه ها می شود که مفهوم عمق استراتژیک را شکل می دهد. هوش مصنوعی به عنوان یکی از تحولات بنیادین عصر حاضر، پتانسیل بالایی برای ایجاد تغییرات اساسی در تمامی جنبه های زندگی بشر دارد. در حوزه سیاست و امنیت ملی نیز، هوش مصنوعی با ارائه قابلیت های جدید در حوزه های مختلف، تعریف سنتی از قدرت را تغییر داده و عمق استراتژیک را به مفهومی چندبعدی تبدیل کرده است. این پژوهش با روش ترکیبی(توصیفی و تحلیلی، باروش مطالعه اسنادی و آماری) انجام گرفته است که ابتدا مولفه های عمق استراتژیک را شناسایی و رتبه بندی کرده است و در یافته ها نیز معتقد است که بهبود تحلیل اطلاعات و پیش بینی رویدادها، ارتقای تصمیم گیری استراتژیک، تقویت دیپلماسی عمومی، بهبود امنیت سایبری و تقویت همکاری های بین المللی از تاثیرات هوش مصنوعی بر عمق استراتژیک کشورهاست.
۴۱۹.

Educating Intelligence, Producing Power: Iranian Sociologists on AI, Knowledge Production, and Global Hierarchies(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۱
This study investigates the ways in which Iranian sociologists conceptualize artificial intelligence as both an epistemic infrastructure and a geopolitical force within global knowledge production. Drawing on 32 in-depth interviews and grounded theory methodology, the research identifies a central analytic category:  contested epistemic futures . This concept encapsulates the tensions between structural epistemic asymmetries and local efforts to reappropriate AI for culturally specific ends. Participants critiqued AI systems as carriers of Eurocentric epistemologies and instruments of digital colonization, but also highlighted strategic opportunities for local innovation, agency, and resistance. The analysis reveals five key thematic axes: epistemic asymmetry, decontextualization versus cultural specificity, technological determinism versus strategic agency, epistemic justice, and sociotechnical governance. These axes describe AI as neither a neutral tool nor an inevitable threat, but as a socially contingent technology shaped by political choices, institutional infrastructures, and cultural values. The study contributes to critical AI and decolonial epistemology by centering non-Western academic voices and proposing a relational, justice-oriented framework for AI governance.
۴۲۰.

تاثیر سالخوردگی جمعیت بر کارکرد دولت در ایران از دهه 80 تاکنون(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۴
امروزه سالخوردگی جمعیت به عنوان یکی از روندهای بنیادین تحول جمعیتی به یک مسئله جهانی تبدیل شده است. در کشور ایران این پدیده با شدت و وضوح فزاینده ای بروز یافته و آثار آن به صورت فراگیر بر تمام عرصه های زندگی به ویژه عرصه ی سیاست و کارکرد دولت تاثیر گذاشته است. بر این اساس پژوهش پیش رو، به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که چه تاثیری سالخوردگی جمعیت بر کارکرد دولت در ایران از دهه 80 تاکنون گذاشته است؟ برای پاسخگویی به این پرسش، از روش دلفی استفاده گردید و پژوهشگر دیدگاه های25 نفر از صاحبنظران علوم سیاسی و اجتماعی را در مرحله اول به وسیله مصاحبه گردآوری نمود و سپس از داده های بدست آمده، پرسش نامه ی بسته ای تهیه گردید که صاحبنظران در سه مرحله پاسخ دادند که در نهایت در مرحله ی سوم اجماع حاصل گردید. یافته ها نشان داد که از منظر صاحبنظران مهم ترین پیامد سالخوردگی جمعیت بر کارکرد دولت در ایران از دهه 80 تاکنون، «افزایش وابستگی مشروعیت و حمایت سیاسی دولت به تحقق هزینه ها و نیازهای سالخوردگان» بوده است (میانگین امتیاز 4.96%). همچنین، تشدید ماهیت رفاهی دولت (4.92) و گسترش گرایش های پوپولیستی (4.88) از دیگر نتایج برجسته بودند. این یافته ها آشکار می سازد که دولت در مواجهه با فشارهای ناشی از سالخوردگی جمعیت، بیش از پیش مشروعیت سیاسی خود را در گرو توانایی تأمین منابع مالی و خدمات رفاهی و اجتماعی می بیند. از این رو، سالخوردگی جمعیت نه تنها موجب دگرگونی در نظام تخصیص منابع دولت گردیده، بلکه جهت گیری های سیاسی آن را نیز به سوی الگوهای مبتنی بر سیاست های رفاهی و گرایش های پوپولیستی سوق داده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان