داعش را می توان مهم ترین گروه جهادی دانست که در تحقق بخشی به ایده آلیسم معلق مانده تشکیل دولت طبق نظریه خلافت در گفتمان سیاسی اهل سنت به صورت نسبی موفق ظاهر شده است . چنین رخدادی از منظر مطالعات دولت حایز ارزش تحلیلی معتنابهی است؛ چه آن که بیانگر تحقق نسبی رویکردی کاملا آلترناتیو نسبت به تئوری دولت مدرن است. این مقاله در صدد مطالعه این مهم ضمن روش شناسی گفتمان است. بر این اساس، پس از طرح مقدماتی در باب روش، به مطالعه گفتمانی داعش پرداخته شده است و کارکرد آن به مثابه یک گفتمان حاشیه ای که رقیب گفتمان مسلط است توضیح داده شده است. پس از آن به جایگاه دولت در گفتمان داعش توجه گردیده و تبار متفاوت نگرشی از این دست با رویکرد به دولت در اندیشه مدرن توضیح داده شده است و سرانجام کنش سیاسی و معنای سیاست از دیدگاه داعش و سپس ایده آلیسم معلق مانده و تعطیل گردیده خلافت مطرح گردیده اند. نکته قابل توجه این که فهم معنای متفاوت دولت و سیاست ورزی در گفتمان داعش با مفهوم دولت مدرن بخت پژوهشی تازه و کم یابی را پیش روی محققان علم سیاست می گشاید تا، ضمن توجه به تفاوت های نظریه رادیکال و آلترناتیو دولت خلافت پایه، نحوه و معنای تقابل میان این دو را مطالعه و بررسی نمایند.
سیاست خارجی دولت های در حال توسعه تحت تأثیر متغیرهای مختلفی است که دو مورد مهم آن ها عبارت اند از: امنیت ملی و توسعة اقتصادی. ضرورت های مربوط به دو انگیزة مذکور ممکن است تحت شرایطی ناهمخوان یا حتی متعارض به نظر برسند. این وضع در تحولات اقتصادی و سیاست خارجی ایران معاصر بسیار آشکار بوده است. در این مقاله، تعامل نقش استراتژی توسعة اقتصادی در سیاست خارجی ایران طی سدة اخیر بررسی می شود. فرضیة مقاله این است که انگیزة مدرنیزاسیون و توسعة اقتصادی از عوامل مهم انعطاف پذیری سیاست خارجی ایران بوده است، هرچند که دغدغة استقلال و امنیت ملی در سیاست خارجی به تمایل نسبتاً پررنگ سیاست گذاران ایران به استراتژی جانشینی واردات منجر شده است. دولت های حاکم بر ایران معمولاً از استراتژی جانشینی واردات به مثابة پل ارتباطی بین دو دغدغة توسعة اقتصادی و امنیت ملی استفاده می کرده اند.
جنگ های هیبریدی شامل گستره ای از حالات متفاوت جنگ از جمله توانایی های متداول، راهکنش های نامنظم، انجام خشونت بی رویه و اغتشاشات جنایی است که توسط دولت ها یا نهادهای غیر دولتی هماهنگ می گردد. هدف اصلی این مقاله تدوین راهبردهای خرد و کلان جنگ احتمالی آینده با تأکید بر اجرای جنگ ترکیبی (هیبریدی) می باشد. این پژوهش به روش آمیخته (روش توصیفی- تحلیلی و زمینه ای موردی) انجام گردیده و از نوع توسعه ای- کاربردی می باشد، روش جمع آوری اطلاعات میدانی و کتابخانه ای بوده و جامعه آماری 47 نفر، که با استفاده از روش های تحلیل خبرگی، تحلیل شده است. تعداد 10 مورد قوت، 8 مورد ضعف، 5 مورد فرصت و 5 مورد تهدید به دست آمده است. بر اساس موقعیت راهبردی به دست آمده، وضعیت نیروهای مسلح ج.ا.ایران در جنگ آینده وضعیت مطلوبی است و در ابتدای ربع اول، یعنی مسیر تهاجم خفیف قرار گرفته است. بر اساس مدل SWOT تعداد 7 راهبرد خرد ارائه گردیده که پس از تلفیق آن با 5 ویژگی راهبردی، بنیادی و مهم جنگ آینده، 4 راهبرد کلان اسخراج شده و در نهایت 10 پیشنهاد مناسب ارائه شده است. از چهار سناریو پیش بینی شده جهت جنگ های ترکیبی آینده، دو سناریوی آن (سنارویو اول و چهارم) به صورت ترکیبی برای ج.ا.ایران متصور می باشد، یعنی ترکیب جنگ کنترل از راه دور با جنگ باتلاقی.
ایرانیان در طول سده ها مقاومت در برابر خودکامگی شیوه های گوناگونی را آزموده اند، شیوه هایی مانند ترور، قیام مسلحانه، انقلاب و انواعی از مقاومت منفی. اما مقارن با آشنایی روشنفکران ایرانی با اندیشه های نوآیین درباب اجتماع و سیاست، در دوران جنبش مشروطه درک جدیدی از مسئله و مفهوم مقاومت سرنمونی یافت. بی گمان مکان تاریخی ظهور این مفهوم جدید از مقاومت در برابر خودکامگی سده ها پیش از نهضت مشروطه ی ایران در میان فرقه های مسیحی مخالف ولایت مطلقه پاپ و بعد از آن در اعتراض به بی رسمی های سلطنت های مطلقه ی اروپایی بود و عموما حاصل تلاش های نظری نویسندگان پروتستان و هوادار سلطنت های مشروطه بود. این گونه از مقاومت که می توان از آن با عنوان مقاومت براساس فرآیند های قانونی یاد کرد، برپایه اصلی مندرج در نظام نامه ها قرار دارد که برمبنای آن هرگاه فرمانروا یا شهریاری خودکامگی پیشه کرده و قرارداد آغازین را منحل کند، آن گاه مردم نیز با توسل به خشونت، حق مقاومت در برابر او را خواهند داشت. این اصل به عنوان قیدی اساسی در نظام نامه ها و قوانین بنیادین، مبنای آن چیزی است که در اندیشه سیاسی جدید از آن به نظریه ی مقاومت یاد کرده اند. در جریان تلاش های روشنفکران ایرانی برای تاسیس حکومت قانون و تبیین اصول مشروطه خواهی و به ویژه در دوره ی استبداد صغیر به این درک جدید از مفهوم مقاومت در معدود رساله های سیاسی و حقوقی توجه شده است. از آن جا که تا کنون پژوهشی جامع درباره ی این وجه از ادبیات مقاومت، به ویژه در جریان نهضت مشروطه ایران، انجام نشده است، سعی نوشتار حاضر بر این است به بحث راجع به آن بپردازد.