برای درک روشن تر نظریه قدرت در اسلام و منظر و مشروعیت آن باید به دیدگاههای شیعه و سنی درباره پایه های حکومت اسلامی با یادآوری عملکرد حکومتهای اولیه اسلامی پرداخته شود.
سؤال اصلی مقاله این است که آیا قیام مردم بحرین را می توان در قالب مفهوم بیداری اسلامی با شاخص های اصلی آن، یعنی اسلامی بودن، مردمی بودن و استکبارستیز بودن که از سوی مقام معظم رهبری بیان شده است، تحلیل نمود؟ فرضیه مقاله عبارت از این است که قیام مردم مسلمان بحرین، رویداد و حادثه ای یک شبه نبوده که فقط و صرفاً تحت تأثیر انقلاب های تونس و مصر به وقوع پیوسته باشد. بلکه فرآیندی تاریخی از بیداری اسلامی بوده که اکنون فرصت مناسبی برای بروز و ظهور پیدا کرده و با مشخصه هایی همچون اسلامی، مردمی و استکبار ستیز بودن همچنان به مسیر خود ادامه می دهد. بیداری اسلامی در بحرین از یک سو ریشه در برخی زمینه های داخلی همچون: سیاست های اسلام ستیزانه رژیم آل خلیفه، ظلم و سرکوب سیستماتیک علیه اکثریت جمعیت شیعه این کشور و آپارتاید مذهبی رایج در آن دارد و از سوی دیگر متأثر از یکسری عوامل خارجی همچون تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر مردم این کشور و تأثیرپذیری گسترده رژیم آل خلیفه از عربستان سعودی و نیز روابط این رژیم با آمریکا و رژیم صهیونیستی است.
سابقة فعالیت های اجرایی سیدحسین نصر به عنوان یک دولتمرد سبب شده است که اندیشة او با سکولاریسم پیوند زده شود. اما بررسی سابقة وی در این زمینه جدا از مبانی فکری وی که در اندیشه های اسلاف سنت گرایش ریشه دارد نیست. از جمله مؤلفه های اندیشة سنت گرایی ارتباط وثیق میان حجیت معنوی و اقتدار دنیوی است که پشتوانة اندیشة نصر دربارة حکومت دینی است. به اعتقاد نصر، مطابق با آموزه های دینی و مخالف با اندیشه های غربی، نمی توان دست دین، به خصوص دین اسلام، را از عرصة حکومت کوتاه کرد. در این مقاله کوشیده شده است دلایل نظری مخالفت نصر با سکولاریسم، به معنای جدایی دین از عرصة حکومت، مطرح و بررسی شود و در عین حال نشان داده شود که چگونه نحوة تقریر این موضوع از جانب نصر موجب شده است که در ایران کسانی محمل هایی برای نفوذ سکولاریسم در اندیشة او بیابند و با وی مخالفت کنند.
پژوهش، کلید پیشرفت کشور است؛ زیرا یکی از پایه های مهم هر گونه رشد و توسعه در زمینه های مختلف اجتماعی و اقتصادی محسوب می شود و کیفیت مترقی نظام های پژوهشی مختلف در برخی کشورهای پیشرفته حاکی از این است. امروزه مسائل فراوانی در نظام پژوهشی کشور موجود است که موجب رخوت و کاهش نشاط در جوامع علمی شده است؛ نظام پژوهش کشور به ویژه در حوزه علوم انسانی سردرگمی خاصی دارد و شاهد موازی کاری ها و هدررفت منابع مالی، سرمایه انسانی و زمان هستیم که منشأ آن نیز عدم حکمرانی مطلوب در این عرصه است. از این رو، پژوهش حاضر درصدد شناسایی و آسیب شناسی چارچوب حکمرانی پژوهش در علوم انسانی است تا بر این اساس امکان راهبری مناسب پژوهش های علوم انسانی حاصل شده و گامی در جهت طراحی الگوی مطلوب اسلامی- ایرانی حکمرانی پژوهش باشد. در این پژوهش که از استراتژی پیمایش کیفی تبعیت شده است، پژوهشگر با حضور در عرصه های اصلی حکمرانی پژوهش علاوه بر مشاهده نزدیک به مصاحبه عمیق با خبرگان این عرصه پرداخته است. پس از گردآوری داده ها و تحلیل آنها با روش تحلیل مضمونی، چارچوب حکمرانی پژوهش استخراج و آسیب های آن نیز احصا شده است. چارچوب نهایی دارای هفت بخش اصلی است که آسیب های مرتبط با هرکدام ذکر شده است. این بخش های هفتگانه عبارتند از: کلیت نظام، درونداد، جعبه حکمرانی (به مثابه فرایند سیستم پژوهش، دارای سه سطح کلان، میانی و خرد)، برونداد، باز داد، فرهنگ و محیط پژوهش و نظامات مرتبط با پژوهش. پژوهشگر برای بررسی اعتبار یافته های پژوهش، مهم ترین آسیب ها (با اهمیت و تکرار بالا) را در قالب یک پرسشنامه به 28 نفر از خبرگان (مصاحبه شدگان و دیگران) عرضه کرده است و درنهایت ضمن تأیید حداکثری از آسیب های مستخرج، مهم ترین و کم اهمیت ترین آسیب ها از نظر این خبرگان مشخص شده است.