توجه به مدح، منقبت و زندگى حضرت على(علیه السلام) از جمله بخش هاى نخستین اکثر مثنوى هاى فارسى، بهویژه مثنوى هاى حکمى و عرفانى است. شاعر در این بخش ضمن برشمردن صفات و ویژگى هاى ایشان، بسیارى از حوادث مهم زندگى حضرت را به صورت موجز بیان مى کند.
پژوهش حاضر، بررسى این موضوع در چهار مثنوى اسرارنامه، الهى نامه، مصیبت نامه و منطق الطیر عطار نیشابورى است. در این تحقیق، ابتدا صفات و ویژگى هاى حضرت امیر(علیه السلام) دسته بندى و تحلیل شده است; سپس مسائل و حوادث مربوط به ایشان با عنوان اشارات استخراج شده، بر اساس مستندات تاریخى و تفسیرى بررسى گشته است. در بخش سوم نیز آیات و احادیثى که در شان على(علیه السلام) آمده، یا احادیثى که از ایشان نقل شده و عطار بدان ها پرداخته است، بررسى شده است.
عزیزالدین محمدنسفی را به جرات می توان از بزرگ ترین حکمای الهی ایران در قرن هفتم دانست که متاسفانه چندان شناخته شده نیست. ویژگی مهم این عارف- فیلسوفِ مکتب کبراویه تعادل فکری وی در زمانه ای (سخت ترین دوران هجوم مغولان) بود که خشونت و افراط از مشخصات بارز آن بود. نسفی مفاهیم فلسفی بسیاری را در کتب خود تشریح کرده است که یکی از مهم ترین آن ها مفهوم سیر استکمالی انسان و اساساً حرکت جوهری است که بعدها توسط صدرالدین شیرازی دنبال شد. به نظر می رسد فهم فلسفه اسلامی زمانی ممکن است که بتوان حلقه های مفقوده این زنجیر را بازیافت. نسفی را می توان یکی از آن حلقه ها دانست که پیوند دهنده عرفان به فلسفه بود و بعد ها بر مکتب اصفهان بسیار تاثیر گذارد. این مقاله به بررسی وجوهِ تاثیرپذیری صدرالدین شیرازی از عزیز نسفی در مفاهیم حرکت جوهری و سیر استکمالی این اندیشه می پردازیم.
دین اسلام برای رساندن انسان به درجات بالای اخلاقی و توسعه ی ارزش های والای آن در جامعه، از مبلّغین دینی و در قالب آموزش و یاددهی غیر رسمی بهره ی فراوانی می برد. اسلام در این روش راهبردهایی دارد که در صورت عمل به آنها از ناحیه ی مبلّغین، می توان انتظار داشت ارزش های اخلاقی به درستی در جامعه توسعه یابد و انسان، راه سعادت و تعالی را در پیش گیرد.
بر این اساس، در این مقاله سعی داریم پس از بررسی آموزش غیر رسمی و مقایسهی کوتاه بین آن و آموزش رسمی، به بررسی راهبردهای اساسی قرآن کریم در تربیت اخلاقی انسان ها که می بایست توسط مبلّغین دینی دنبال گردد بپردازیم. این راهبردها عبارتند از:
1. راهبرد تعظیم؛
2. راهبردتکریم؛
3. راهبردتبیین؛
4. راهبرد تبشیر و تحذیر، که در این جا با عناوین 1. اختبار[1] 2. اعتبار 3. التزام و 4. اعتدال نام برده شده است.