فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲٬۳۸۱ تا ۴۲٬۴۰۰ مورد از کل ۸۳٬۴۴۶ مورد.
فرآیند تأثیر حکمت سینوی و اسلامی در اندلس و اسپانیای معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با مطالعه دقیق فرآیند شکلگیری تفکر فلسفی در جهان اسلام و ورود آن به اندلس، و سیر در مکتب مترجمان طلیطله و سپس ترویج آن در دیگر کشورهای جهان غرب و با بررسی و تحلیل نقش هر یک از فلاسفه اسلامی و آثار آن ها در می یابیم که ابن سینا از معماران اصلی بنای تفکر، فلسفه و علم در شرق و غرب بوده است، تا حدی که میتوان ابنسینا و حکمت سینوی را سرچشمه رشد و تحول تفکر فلسفی غرب در سده های میانی، تصور کرد. نقش مؤثر و پویای تفکر اسلامی در کشور اسپانیا به دلیل هویت تاریخی800 ساله آن تحت تأثیر حکومت اسلامی اندلس، این کشور را در سده های میانی به عنوان ناقل اصلی تفکر اسلامی به جهان غرب مبدل نمود. در عصر حاضر نیز موضع واقع گرای اندیشمندان و محققان اسپانیایی، در شیوه برخورد با نقش متفکران اسلامی در فلسفه و تأثیر آن در فلسفه مدرسی و سپس در رنسانس، بهترین تصویر را از جایگاه و نقش تفکر اسلامی در جهان غرب ارائه میکند. این مقاله در صدد است به تبیین فرآیند سیر و میزان نقش و تأثیر ابنسینا و حکمت سینوی بر اندلس و اسپانیای معاصر به عنوان گذرگاه انتقال فلسفه اسلامی به جهان غرب بپردازد.
عبدالله افندی بوسنوی (992-1054ه ) و رساله سر یقین او(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
عبدالله بوسنوی، از عارفان قرن یازدهم هجری است که تأثیر بسیاری بر گسترش فرهنگ اسلامی در منطقه بالکان داشته است. وی صاحب آثار بسیاری در عرفان نظری است که مهم ترین آنها شرح فصوص است. وی رساله سرّ یقین را در تفسیر آیه شریفه ﴿واعبُد رَبَّکَ حَتّیٰ یأتِیکَ الیقین﴾ به رشته تحریر درآورد و در آن از مقام احمدی و معانی یقین سخن گفت و ضمن رد این دیدگاه که یقین به معنای موت است، با استناد به سخنان شیخ با کلنجار در کتاب مناقب العارفین جامی، یقین را به معنای مشاهده عین قدیم تفسیر نموده است. مقاله حاضر حاوی توضیحاتی درباره نگارنده این رساله و متن اصلی رساله است.
ویژگی های فلسفه و نسبت آن با علوم(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نوشتارحاضر، از ویژگی های فلسفه و نسبت آن با علوم دیگر سخن می گوید و بر آن است که اولا فلسفه امام و پیشوای سایر دانش ها است و ثانیا فلسفهٴ الهی جهان بینی ویژه ای است که قضایای ممکن را ضروری و قضایای ضروری را به قضایای ازلی که اصلی ترین مبادی معرفتی اند و بدون آنها راهی به سوی حقیقت نیست منتهی می کند. این نوشتار نشان می دهد که فلسفه به لحاظ برخورداری از ثبات و کلیت و اطلاق، ترازوی حق و باطل و صدق و کذب علوم دیگر است. بر این اساس الهی و یا الحادی بودن دیگر علوم بستگی به فلسفه ای دارد که آن علوم بدان تعلق دارند. بدین ترتیب اگر فلسفه الهی باشد همهٴ علوم در پرتو آن الهی و دینی می شوند؛ زیرا همهٴ موجودات اعم از مادی و مجرد و حقیقی و اعتباری مخلوق پروردگارند و صحنهٴ هستی ساحت خلقت الهی است که معلوم انسان نیز هست و علم انسان چیزی جز شرح و تفسیر آن مخلوق نیست. در ادامه این نوشتار نکاتی درباره فلسفهٴ اسلامی به عنوان دانشی الهی و دینی در برابر الحادی و غیردینی آمده است.
چیستی و گستره علم دینی از نظرگاه آیت الله جوادی آملی؟(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مبحث علم دینی، یکی از مباحث چالشی است که با دو رویکرد مخالف و موافق همراه است. یکی از موافقان نظریهٴ علم دینی، آیت الله جوادی آملی دام ظلّه است. ایشان «علم» را در این مباحث، به معنای اعم و شامل تمام علوم می داند و سایهٴ دین را بر سر همهٴ علوم می گستراند. استاد، امکان علم دینی را پذیرفته و با دو روش تفسیری و روش فلسفی آن را اثبات می کند. در مسئلهٴ چگونگی تحقق علم دینی، رویکرد حداکثری را به دین می پذیرند و معتقدند که دین، شامل تمام علوم می شود و علم غیردینی وجود ندارد. دیدگاه حداکثری علم دینی، دارای سه مرحله است: 1. قرار دادن عقل در هندسهٴ معرفت دینی؛ 2. تنفیذ شرع بنای عقلا را؛ 3. تبیین کلیات علوم با دلیل نقلی. این مراحل به صورت تکاملی، همه علوم را در بر می گیرد.
زهد و قناعت؛ وظیفه حاکمان
منبع:
فرهنگ کوثر ۱۳۸۹ شماره ۸۱
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی اخلاق کاربردی اخلاق حرفه ای اخلاق سیاسی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت نظری تعلیم و تربیت و حکومت
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تربیت تربیت دینی
اسلام و اصلاح الگوی مصرف
منبع:
فرهنگ کوثر ۱۳۸۹ شماره ۸۲
گفتوگو با رضا دزفولی
حوزههای تخصصی:
لمحةٌ مع الشریف الرضی و غزلِه
حوزههای تخصصی:
فی هذه المقالة قمنا بدراسة شخصیة الشریف الرضی الادبیة و خاصةً خصائص الغزل فی شعره. ونحن نعلم أن حجازیات الشریف تمثّلُ منهجَهُ الغزلی خیرَ تمثیلٍ، فعلیها تبلورت عبقریته الفذة . وهی تحوی جمیع میزاتِ غزله التی نراها فی قصیدته المیمیة و سائر قصائده . تغلّبت علی غزله النفحةُ الدینیة . غزله شدیدالإلتئام إلی نفسه ،صادر عن شعور حی ،عمیق الإحساس علی مظاهر الطهر و العفة والذکری ،و فی شعره تتمثّل صور الوفاء و المحبّة والإخلاص و التسامح والعتاب الرقیق.
ملامح اسطوریة فی الشعر الجاهلی
حوزههای تخصصی:
تعتبر الاساطیر حکایات مقدسة وقصص خیالیة لشعب او شعوب، و تُراثاً متوارثاً لها صلة بالعقائد الدینیّـة و الظواهر و الکوارث الطبیعیّة و تفسیرها، و واقع ثقافی عن الموت و الحیاة الأخرویة للشعوب کما تُعَدُ رافداً فی حفظ القیم و الطقوس و العادات و التراث الحضاری عبّر الاجیال لترسیخ الثقافة و منحها قوة التثبیت التی لا ضیرَعنها لضمان استمرار الثقافة بحیویتها و تأصیلها عَبّر ارتباطها بجذورها. فکانت الاسطورة عند العربی الجاهلی تُمثل علاقته با لکائنات و آرائه فی الحیاة و مشاهداته و کانت مصدراً لبنات افکاره الهمته الشعر و الادب.
غمز، غمزه، نعره، نغمه(تصحیح بیتی از حافظ)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یا رب چه غمزه کرد صراحی که خون خم با نعـره های قلقلـش اندر گلـو بـبست این بیت معروف حافظ، بنا بر اختیار علامه قزوینی چنین است. بعضی از نسخ خطی دیوان خواجه در مصراع نخست، به جای «غمزه»، «غمز، نعره و نغمه» و در مصراع دوم به جای «نعره»، «نغمه» آورده اند. در این مقاله، پس از طرح فضای معنایی غزل و گزارش مفهوم کلی(عاشقانه ـ عارفانه) آن، با عرضه دلایل کافی و طرح شیوه ای که در تصحیح متون فارسی معمول و بایسته است، برای مصراع نخست «نغمه» و برای مصراع دوم «نعره» پیشنهاد، و انتخاب و رأی بعضی از محققان تأیید شده است.
مفهوم و قلمرو غصب در فقه اسلامی و حقوق مدنی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در منابع معتبر فقهی، مباحث جالب و مهمی در مورد مفهوم و قلمرو غصب مطرح¬شده که برخی از آنها وارد قانون مدنی گردیده است لیکن قسمتی از این مباحث در قانون مدنی، مدون نشده ولی در سکوت قانون، می¬توان از منابع فقهی و این مباحث بهره جست. به عنوان نمونه اینکه، آیا برای تحقق غصب، صرف اثبات ید بر مال دیگری کافی است یا این اثبات ید باید همراه با ازالة ید مالک باشد؟ آیا حقوق معنوی (فکری) نیز قابل غصب است؟ در مورد مال، آیا فقط عین مال قابل غصب است یا غصب در مورد منافع هم تحقق می¬یابد؟ آیا غصب مال مشاع توسط یکی از شرکا، امکان پذیر است؟ در این تحقیق، ضمن بیان مفهوم و قلمرو غصب، پاسخ سؤالات مذکور داده خواهد شد.
تاثیر فضائل و رذایل اخلاقی در معرفت الهی از دیدگاه ملاصدرا
حوزههای تخصصی:
نقش عواملی چون عواطف و احساسات، خواستههای پیشینی، گناهان و رذایل اخلاقی و ... در تکون معرفت، از دیرباز مورد توجه فیلسوفان بوده است. ملاصدرا نیز با تلقی خاصی که درباره معرفت الهی دارد و از سویی آن را مترادف با حکمت دانسته؛ و از سوی دیگر، تحقق چنین معرفتی را مسبوق به تهذیب و استکمال نفس انسانی میانگارد، در حقیقت، موانع معرفت به خداوند را همان موانع حکمت و کمال انسانی معرفی میکند. بدین ترتیب، تقرب به عالم قدس و دست رسی به معرفت حضرت حق، در گرو تزکیه نفس و تهذیب اخلاق از زشتی ها، معاصی و رذایلی چون بخل، کبر، عجب، غیبت، حب جاه و ریاست، خصومت، شرب خمر، دروغ گویی و ... و التزام به شریعت خواهد بود.
ناخنکى بر کار مردى سترگ خرده نقدى بر ترجمه نهج البلاغه
حوزههای تخصصی:
تأثیر کلام امام علی (ع) در اشعار ابوالعتاهیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادیبان و صاحب¬نظران را اعتقاد بر این است که ابوالعتاهیه (213 یا 209ـ30) خداوندگار و قافله سالار شعر زهد عربی است و اشعار زاهدانه¬ی او بر پیشانی شعر زهد عربی قرار دارد. ابداع و نوآوری او در اشعار زاهدانه، موجب تفاسیر مختلفی از سوی محققان شده است؛ چندان که گروهی، او را متأثر از حسن بصری، برخی او را وام¬دار اندیشه¬های مانوی و بودائی دانسته و عده¬ای از صاحب نظران نیز ریشه¬ی زهدیات او را در فرهنگ ایرانی جستجو کرده¬اند. در این تحقیق، با مقایسه¬ی تطبیقی بین کلام علی (ع) و اشعار ابو¬العتاهیه، نشان می¬دهیم که او بر خوان ادب علی (ع) نشسته و در سایه سار آن بالیده و تنفس کرده، به گونه-ای که حکمت¬های روح افزای علی (ع)، دست کم در قالب (حل یا تحلیل) در 7 بیت از اشعار او بدون تغییر واژه، از کسوت نثر به لباس نظم درآمده است؛ به علاوه، واژگان کلام علی (ع) را در لایه¬های کلام خود گنجانده و در طرز سخن، نکته¬ها آموخته، تشبیهات و مضامین بسیاری را از نهج البلاغه، در نسج اشعار خود جاری ساخته است. از نتایج این تحقیق، تبیین یکی از جنبه¬های عمق و اعتلای کلام علی (ع)، یعنی سیطره¬ی بی¬مانند و تأثیر گسترده بر ادب عربی است. دیگر اینکه کلام علی (ع)، قبل از گردآوری نهج البلاغه، در بین ادیبان و سخن سنجان بزرگی چون ابو¬العتاهیه، معروف و شناخته شده بوده است