فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۸٬۵۸۱ تا ۳۸٬۶۰۰ مورد از کل ۸۳٬۴۱۶ مورد.
اسلام و اخلاق زیست محیطی با تأکید بر آرای آیت الله جوادی آملی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مهم ترین چالش و معضلی که بحث اخلاق در محیط زیست را دامن زده، پدید آمدن مخاطره یا بحران زیست محیطی است که بر اثر توسعهٔ زندگی مادی انسان پدید آمده است. دغدغه مندان و پژوهشگران این عرصه مباحثاتی را در جهت چگونگی برطرف سازی این مخاطره یا نحوهٔ مدیریت آن به راه انداخته اند که مهم ترین آن ها به نحوهٔ بازنگری مسائل اخلاقی در محیط زیست، شناخت رابطهٔ اخلاقی صحیح انسان با سایر موجودات طبیعی، ریشه یابی معضلات و مشکلات زیست محیطی، و نقد اخلاق سنتی مردانهٔ غربی در مواجهه با محیط زیست بازمی گردد. در این مقاله ضمن گزارش روشن این مباحثات، سعی شده خطوط کلی منظر اسلامی در آن ها با نظر به آثار حضرت استاد آیت الله جوادی آملی (حفظه الله) ترسیم شود.
اخلاق، محیط زیست، اخلاق زیست محیطی، اسلام، استقلال طبیعت، اکوسیستم، اکوفمنیسم.
توسعه کوثری در چهارچوب اخلاق الاهی از دیدگاه آیت الله جوادی آملی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
«توسعهٴ اقتصادی» یکی از جنبه های توسعه به مفهوم وسیع آن است که در دورهٴ جدید، به ویژه پس از جنگ جهانی دوم، عالی ترین هدف و آرمان اجتماعی بسیاری از کشورهای جهان بوده است. توسعهٴ اقتصادی از کشورهای غربی آغاز گردید و بر مبانی اعتقادی، انسان شناختی و اخلاقی خاصی استوار است، از این رو، برای بسیاری از اندیشمندان مسلمان، این سؤال مطرح گردید که آیا اصولاً توسعهٴ اقتصادی امری ممدوح است؟ اگر چنین باشد، آیا چنین چیزی با عقاید و اخلاق اسلامی، سازگاری دارد؟ هدف این مقاله، بررسی این مسأله از دیدگاه حکیم متأله آیت الله جوادی آملی است. یافته های مقاله، نشان می دهد که از دیدگاه ایشان، دو نوع توسعهٴ اقتصادی وجود دارد که یکی ممدوح است (توسعهٴ کوثری) و دیگری، مذموم (توسعهٴ تکاثری). توسعهٴ کوثری توسعه ای است که در درون خود، متضمن رشد مستمر تولید، پیشرفت فنی، شکوفایی علمی و فراوانی امکانات رفاهی است؛ اما در عین حال، بر اخلاق و ارزش های الاهی نیز مبتنی است. از این رو، نه تنها امری مجاز، که واجب است. ایشان برخی مختصات نظری چنین توسعه ای را در حوزه های مختلف، از جمله در تولید، توزیع و مصرف، بیان نموده ، معتقدند با تلاش علمی بیش تر در گزاره های ارزشی و دانشی اسلام، می توان الگوی کاملی از چنین توسعه ای را طراحی و اجرا کرد.
تأملی بر روش شناسی در علوم انسانی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
موقعیت جدید اسلام در جهان معاصر و ضرورت نقش آفرینی آن به عنوان منبعی غنی در سامان بخشیدن به هویت فرهنگی و تمدنی مسلمانان در پرتو علوم مبتنی بر معرفت دینی و توحیدی از یک سو و بازتولید متونی با جهت گیری های غیردینی و گاه متعارض با دین و اندیشه توحیدی در حوزه علوم انسانی در کشورهای اسلامی از سوی دیگر، مسئله روش شناسی را به واسطه نقش قابل تأمل آن در تولید علوم و معارف انسانی جایگاهی ویژه می بخشد. از این رو نوشتار حاضر بر آن است تا با مروری نقادانه و موشکافانه بر روش شناسی های رایج علوم انسانی و مقومات معرفت شناختی، هستی شناختی و انسان شناختی هر یک، امتیازات روش رئالیزم صدرایی را به عنوان روشی کارآمد در تولید علوم انسانی اسلامی نشان دهد.
عرفان حقیقی و عرفان های کاذب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معنویت امری است که بشر همیشه به آن تمایل داشته، ولی رشد تجربه گرایی در سده اخیر و سرخوردگی انسان از فناوری، موجب گرایش بیشتر به امور ماورای طبیعی و معنویت خواهی شده است. با افزایش گرایش به معنویت، عرفان نماهای فراوانی ظهور کرده اند که درصدد پاسخ به این نیاز و حل بحران معنویت برآمده اند، اما نه تنها نتوانسته اند به عطش معنوی انسان پاسخ درست بدهند، بلکه بر آلام روحی بشر افزوده اند.
این نوشتار به روش تحلیلی توصیفی به دنبال معرفی تعالیم برخی از این مکاتب نوظهور عرفانی برای اثبات کذب آنها و حقانیت عرفان اسلامی است. از این رو، با بررسی مهم ترین فرقه های نوظهور و مبانی آنها، به مقایسه و بازشناسی عرفان حقیقی و عرفان های نوظهور پرداخته می شود.
معنویت های نوظهور از جذابیت های فریبنده و ادبیاتی ساده برخوردارند که ظاهرا حق جلوه می کنند، اما مبانی آنها سست و مبتنی بر عقل گریزی، نفی شریعت، اومانیسم، جاه طلبی و مانند آن است. در مقابل، عرفان ناب اسلامی ناشی از وحی و مبتنی بر آموزه های قرآن و اصولی همچون کرامت انسان، توحید، شریعت و ولایت مداری است.
توحید شهودی از منظر امام خمینی(س)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهم ترین رکن وصول به وحدت از منظر عرفا شهود عرفانی است. به تعبیر ایشان فاصله میان انسان و پدیده ها در آگاهی شهودی از میان می رود و حقایق به شکل حضوری بر عارف هویدا می گردد. در حالی که نزد فلاسفه نیل به وحدت از رهگذر وجود محقق می گردد و نزد عارف این مهم از طریق شهود حاصل می شود. تبیین اصل شهود وحدانی نشانگر جایگاه توحید در دایره صعود و نزول است. در قوس نزول، وجود و کثرات به ظهور می رسند. خالق به خلق تبدیل می شود و مراتب شکل می گیرند. در این مرتبه سالک ظهورات را به نظاره می نشیند و کثرت را موجود می یابد. مشاهده او در این مرتبه بصری است. حال آنکه در قوس صعود سالک بصر را رها کرده و با بصیرت حقایق را شهود می کند. توحید در قوس صعود رقم می خورد. جایی که در آن کثرات رنگ می بازند و سالک پلکان تنزیه را با قدم سلب می پیماید. شاید به تعبیری بتوان گفت نهایت توحید همان نهایت تنزیه و سلب است. به تعبیر امام نیز سالک در اوج تنزیه به عالی ترین مرتبه توحید که همانا «تسبیح» است واصل می گردد. و این نشان از آن دارد که «وجود» در قوس نزول متحقق می گردد حال آنکه در قوس صعود تحقق از آنِ «شهود» است. وجود، متضمن ایجاب، تشبیه و کثرت است اما شهود، متضمن سلب، تنزیه و وحدت است. فیلسوف به اثبات وجود نزولی و عارف به اثبات شهود صعودی می پردازند.
نقش صوفیه در گسترش آیینه ای نقالی و روضه خوانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله نقش صوفیه در گسترش قصه گویی، نقالی و روضه خوانی را در سه بخش دنبال می کند. در بخش اول به قصه گویی به عنوان یکی از کارکردهای اجتماعی تصوف می پردازد و علل مخالفت علمای دوره صفوی با قصه گویی را بازگو می کند. در ادامه، موضوع قصه ها و ارتباط آن با واقعه کربلا و چگونگی تطور مقتل خوانی به قصه خوانی در روضه الشهداء کاشفی و عکس العمل متفاوت عالمان رسمی شیعه در این باره بررسی می شود. در بخش دوم، به معرفی نقالی و دو صورت فرعی آن یعنی پرده خوانی و سخنوری پرداخته و قصه گویی صوفیه در کسوت نقالان در دوران صفوی را در آیینه اسناد و گزارش های سیاحان غربی نشان می دهد. همچنان که در دوره قاجاری نیز نقالی یکی از کارکردهای اصلی دراویش خاکساری و به خصوص فرقه عجم مطرح می شود. در بخش سوم، به نقش اصلی نقالان صوفی در گسترش روضه خوانی در دوران صفوی و قاجاری اشاره شده و نشان داده شده که نقالی مذهبی و گرایش به نقل واقعه عاشورا هم در ماده و هم صورت، عنصری صوفیانه است. این آیین ها به رغم مخالفت اولیه متشرعان با اقبال عمده عوام و خواص مواجه شده و از مهم ترین سنت های عزاداری به شمار می رود.
خط مشی بازتوزیع و حد عادلانه آن از دیدگاه اسلام(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
بر اساس دیدگاه اسلامی, یکی از وظایف مهم و اساسی دولت و حکومت ایجاد و بسط عدالت اجتماعی است که یکی از عرصه های مهم آن عدالت اقتصادی است. با مراجعه به قرآن و روایات و معارف اسلامی، می توان مجموعه ای از (خط مشی ها را که به تحقق و بسط عدالت اقتصادی می انجامد استخراج کرد. در این میان، یکی از خط مشی های مهم اقتصاد اسلامی برای ایجاد و بسط عدالت اقتصادی، سیاست های «بازتوزیعی» است. این مقاله تلاش دارد با روش «اجتهادی» ـ مرسوم در حوزه های علمیه ـ و «تحلیلی» و با تکیه بر آموزه های اسلامی، اثبات کند که سیاست های بازتوزیعی باید تا آنجا ادامه یابد که در درجة اول، فقر و محرومیت برطرف گردد، و علاوه بر آن، این سیاست ها به گونه ای طرّاحی شوند که نظام اقتصادی نوعی توازن نسبی ثروت بین اقشار گوناگون جامعه ایجاد کند، به گونه ای که در جامعة اسلامی شکاف و فاصلة عمیق طبقاتی و اقتصادی وجود نداشته باشد.
اصل مردم داری در مدیریت اسلامی و معیارهای آن(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
با مطالعة منابع اسلامی، می توان به خوبی درک کرد که اسلام نه تنها بر جنبه های معنوی انسان، اخلاقیات، تقوای افراد و رابطة انسان با خدا تأکید داشته، بلکه عنایت زیادی به روابط اجتماعی میان مردم و ادارة امور جامعه داشته است. به دلیل آنکه مدیر، کارها را به وسیلة افراد انجام می دهد، ضروری است ارتباطات با معنا و قابل درک و روشن داشته باشد. مدیران باید از نظر ارتباطات، چه با کارکنان و چه با مردم، به گونه ای مؤثر عمل کنند. در رویکرد دینی، نوع ارتباط میان مدیران و افراد زیر مجموعه و چگونگی رفتار رؤسا با زیردستان و مردم با توجه به حوزة معرفتی و ارزشی مدیر صورت می گیرد. در حوزة معرفتی و ارزشی اسلام، برای رفتار مدیران و سرپرستان ویژگی ها و اصولی در نظر گرفته شده است که اگر مدیران به طور عام بتوانند به آن اصول آراسته گردند، بی شک در ارتباطات با افراد زیرمجموعه موفق خواهند بود. از بارزترین این اصول، «مردم داری» است. پیامبران و ائمّه اطهار(ع) می توانند الگوهای مناسبی برای مدیران جامعة اسلامی باشند. در این پژوهش، با روش اسنادی، تلاش شده اصل مردم داری، که از اهمیت فوق العاده ای در مدیریت اسلامی برخوردار است، بررسی و معیار های آن، با مراجعه به منابع دینی استخراج شود.
بازخوانى مفهوم نشوز زن و مرد در قرآن(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در دو آیه 34 و 128 سوره نساء به بحث نشوز زن و مرد اشاره شده است. توجه به کاربرد قرآنى واژه و روایات امامان معصوم(ع) و نظر لغویان همواره مهم ترین منابع براى فهم مفردات قرآن هستند، اما در برخى موارد مفسران با تکیه بر گفتار اهل لغت، به کاربرد قرآنى آن واژه چندان توجه مبذول نداشته اند. یکى از این واژگان، کلمه «نشوز» است. به نظر مى رسد این واژه در قرآن به معناى جمع شدن (با شدت الصاق و چسبیدگى) است و در روابط زوجین از آن به «رغبتى افسارگسیخته به جماع» تفسیر مى شود. این برخلاف گفتار مفسران است که نشوز را به معناى ارتفاع و بلندى دانسته و در روابط زوجین آن را برترى طلبى ایشان به یکدیگر تعبیر کرده اند.
البته برخى از معاصران نیز این دیدگاه مشهور را نپذیرفته اند و با استناد به کار برد قرآنى این واژه و خطبه پیامبر(ص) در حجة الوداع، نشوز زن و مرد را «الرغبة الجامحة فی الجماع» تفسیر کرده اند، (1) که دیدگاه مختار نگارنده همین است.
منطق پژوهی مسلمانان؛ ضرورتی برای وحدت سلائق متعارض
حوزههای تخصصی:
علم منطق در مقامِ ابزاری متقن، بستر وصول به حقیقت را در حوزه اندیشه برای آدمی گسترده است. در سنتهای رایج دینی و فلسفی به درازای تاریخ، منطق دانان در صدد کشف قوانین اندیشه راستین و استحکام استدلال در راستای مقاصد دینی، فلسفی، سیاسی و ... بوده اند. در این میان متفکران بزرگ مسلمان با استمداد از منابع اصیل دینی از جمله قرآن و سنت، و اغلب با نیت سازگار کردن اصول محض اندیشه انسانی (یعنی منطق و فلسفه) با اصول و معتقدات دینی و مذهبی، توانستند علم منطق و مبانی آن را اعتلای چشمگیری ببخشند. ماهیت و کارکرد منطق به گونه ای است که موجبات اهتمام به آن را در حوزه های علمیه مذاهب گوناگون اسلامی، مدارس دینی و حتی دانشگاهها تاکنون فراهم آورده است؛ چرا که این علم اساسی ترین قواعد اندیشه بشری را مدلّل کرده و به درازای تاریخ بشر مدعی بی طرف استنتاج و ژرفای اندیشه ورزی عقلی است. از آنجا که گفتمان راستین و مسالمت آمیز میان مذاهب مختلف در جهتِ تحقق وحدت اسلامی بر استدلال درست و گفتار حسنه ابتناء دارد، اهتمام به اصول و قواعد منطقی بایسته است.
در این مقاله، با اتخاذ رویکردی تحلیلی و البته مقارنه ای، سعی خواهد شد تا علاوه بر ارائه توصیفی بنیادین از علم منطق، ماهیت بی طرفانه و وحدت گرای این علم در طول تاریخ اندیشه اصیل اسلامی فراروی خواننده نهاده شود.
تأثیر اندیشه های سیاسی برنارد لویس در ترویج اسلام هراسی در غرب
حوزههای تخصصی:
با سقوط کمونیسم در اواخر دهه 80 میلادی، لیبرال دموکراسی غرب، خود را یکه تاز میدان ایدئولوژیک جهانی می دانست و چنین توان رقابتی را در برخورد با «اسلام» مشاهده می کرد. این آغازی شد برای ایجاد وحشت و ترویج اسلام گریزی در ذهن جمعی غربیها که «آیا اسلام به دنبال رقابت و یا کنار زدن و حذف جوامع غربی است؟».
«اسلام هراسی» از جمله اصطلاحاتی است که پیشینه تاریخی دارد، اما اهمیت آن با توجه به رخدادها و اوضاع اجتماعی و سیاسی بعد از پایان دوران جنگ سرد، به خوبی احساس می شود. حوادث مهمی چون انقلاب اسلامی ایران، ترور انور سادات در مصر، شکست ارتش سرخ شوروی در افغانستان، ایجاد شورشها و درگیریها در عراق، عربستان، کویت، یمن و ... بهانه خوبی دست داد، تا هراس و ناآرامی ناشی از اسلام سیاسی را در جهان منعکس نماید. برنارد لویس (Bernard Lewis) یکی از محققان برجسته تاریخ اسلام و مطالعات خاورمیانه است که نقش زیادی در طرح چنین اندیشه هایی دارد و می توان این تفکرات را به صراحت در نوشته ها و آثارش ملاحظه نمود.
ماهیت امید؛ مقایسه ای تطبیقی بین اسلام و مسیحیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امید، سرمایة اصلی حیات آدمی است. کسی که به آینده امیدوار است، احساس می کند همه چیز دارد؛ چراکه خوشبختی واقعی و سعادت جاودان در احساس آرامش، امید و مطلوب اندیشی است. کسی که از آرامش روان بهره ای ندارد، با ناامنی روانی، دغدغه خاطر و وسوسه های فزون خواهانه، در اوج قدرت مادی نیز اندک توشه ای هم ندارد.
در میان تعالیم ادیان آسمانی، شاید نتوان نمونه ای را یافت که از امید به آینده و تحولات آن تهی بوده و به طور مستقیم و یا غیرمستقیم به اصلاح و بهبود وضع بشر و تحقق آرمان های وی در آینده نظری نداشته باشد. ادیان آسمانی و با منشأ وحیانی در این خصوص، بسیار برجسته تر از سایر آیین ها به این معنا توجه داشته اند و بسیاری از معتقدات دینی پیروان آنها با این معنا ارتباط می یابد.
این نوشتار به طور خاص به نحوه انعکاس مفهوم «امید»، در متون دینی اسلام و مسیحیت پرداخته و برآن است که مختصات کلی این آموزه را در این متون ترسیم نماید تا زمینه ای برای نزدیکی هرچه بیشتر ادیان به یکدیگر را فراهم آورد.
بررسی تطبیقی «سنّت امداد» در قرآن کریم و عهد عتیق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بخش عمده ای از امدادهای غیبی خداوند در قرآن کریم، مربوط به امت های پیشین و پیروان ادیان گذشته است. در این میان آیاتی که دربارة بنی اسرائیل یا قوم موسی(ع) نازل شده، از سایر امّت ها بیشتر به چشم می خورد. بحث «امداد» از دیدگاه قرآن کریم در بعضی موارد به لحاظ نوع، شرایط و کارکردها، با عهد عتیق مشابهت دارد. امدادهای خداوند هنگام خروج از مصر و یاری یهوه در بیابان و اعطای انواع نعمت های درخواستی از سوی پروردگار در قرآن کریم هم مطرح است. هرچند در برخی موضوعات، بین قرآن کریم و عهد عتیق اختلاف وجود دارد. در قرآن کریم از تعهّد خداوند مبنی بر اعطای سرزمین، به ذریة ابراهیم(ع)، از طریق اسحاق(ع) و یعقوب(ع)، آن گونه که در عهد عتیق به آن اشاره شده است، سخنی به میان نمی آید. همچنین دادن سرزمین موعود به بنی اسرائیل به طور مطلق مطرح نیست، بلکه منوط به عدم تخلف از دستورات الهی است. آنچه که از آیات قرآن کریم استفاده می شود، رهایی قوم بنی اسرائیل از بندگی و اسارت فرعون و وراثت زمین در جهت عبادت آزادانه خدای متعال است. برخی دیگر از انواع امدادها، مربوط به جامعة مسلمانان در صدر اسلام است.
این مقاله، ضمن اشاره به تفاوت ها و شباهت های موجود در این زمینه، ویژگی های امدادهای غیبی در قرآن کریم و عهد عتیق را از نظر مفهوم، انواع، شرایط و کارکردها بررسی می کند.
رویکردهای رایج به تربیت ارزش های دینی و مقایسة آنها با رویکرد اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با روش توصیفی – تحلیلی درصدد واکاوی نقادانة رویکردهای جهانی رایج در تربیت ارزش ها، مقایسة آنها با مبانی و مقاصد تربیت اسلامی و ترسیم رویکرد جامعی برای بنا نهادن «الگوی اسلامی تربیت ارزش های دینی» است. رویکردهای رایج دینی و فلسفی فضیلت مدار، بر آموزش سیرت شایسته و تربیت منش مطلوب تکیه کرده اند؛ ولی رویکردهای رایج غیردینی، بر خودشکوفایی و خودتبیینی ارزش ها اصرار می ورزند. مطالعة خاستگاه و واکاوی ذهنیت سکولار حاکم بر این رویکردها، تفاوت کلی نگرش آنها با رویکرد اسلام به دین را به خوبی روشن می سازد.
رویکرد تلفیقی اسلام به تربیت هم زمان؛ ارزش های عقلی و دینی، و امکان، بلکه وقوع هماهنگی تربیت دینی و عقلانی، تفاوت کلیدی رویکرد اسلامی به تربیت ارزش ها با رویکردهای دینی رایج است که به تعامل کامل عقل و دین در هندسة معرفتی اسلام برمی گردد. ارزش های دینی در رویکرد اسلامی، جامع همة ارزش های انسانی، اعم از فردی و اجتماعی است؛ درحالی که همت اصلی الگوهای دینی و فضیلت گرای رایج، وقف تربیت ارزش های اخلاقی و آموزش سیرت نیکو بوده، قلمرو تربیت ارزش ها در آنها به حوزه های فردی و شخصی محدود می شود.
نقش آشنایى با تاریخ در ارزیابى حدیث
حوزههای تخصصی:
آشنایى با طبقات راویان و آگاهى از عصر و زمانى که ایشان در آن مى زیسته اند و به طور کلى، وقوف بر هرگونه قراین و شواهد تاریخى مرتبط به آنان، تاثیر بسزایى در ارزیابى احادیث و چگونگى نقد و بررسى آنها دارد و مى توان بدین وسیله، به آگاهى از وجود ارسال و تدلیس در اسناد آنها و نیز تمییز راویان مورد وثوق از غیر آنان و همچنین فواید دیگر نایل آمد.
نقش واسطه هاى فرهنگى در حفظ و انتقال میراث مکتوب شیعه
حوزههای تخصصی:
چکیده: مقاله حاضر درصدد بیان نقش واسطه هاى فرهنگى در حفظ و نشر میراث شیعه در فاصله زمانى پیش از تدوین کتب اربعه است. واسطه هاى فرهنگى یعنى کسانى که با انجام سفرهاى علمى، میراث و معالم شیعى را به نقاط مختلف برده و نشر دادند و یا با استفاده از میراث شهرهاى حدیثى به نشر آن در مناطق خود پرداختند. اگر سفرهاى علمى برخى از بزرگان راویان احادیث اهل بیت : نبود، امروز بخش زیادى از تراث مکتوب شیعه از بین رفته بود. در اکثر روایات کتب اربعه نام این واسطه هاى فرهنگى در سلسله سند به چشم مى خورد که اهمیّت این سفرها را مى رساند. برخى از کتابهاى اصحاب ائمّه و روایات آنان فقط از طریق همین سفرها به ما رسیده است. با شناخت این سفرها سرگذشت تراث اصحاب به خوبى روشن مى شود.