اصل مثبت در ادبیات اصولی به استصحابی اطلاق می شود که آثار شرعی بر مؤدای آن به واسطه لوازم عقلی و عادی و اتفاقی (مثبتات) مترتب شود. اصولیان متقدم بر شیخ انصاری، مثبتات استصحاب را حجت می دانستند؛ اما مشهور اصولیان متأخر از ایشان، قائل به عدم حجیت اصل مثبت شدند. مبتنیی بودن بی اعتباری برخی از مسائل اصولی بر عدم اعتبار اصل مثبت و تأثیر این مسائل در فتاوای فقها، نشان از کاربرد وسیع این مسأله دارد. عدم حجیت اصل تأخر حادث و استصحاب عدم ازلی، عدم جواز اموری همانند ترتیب آثار فرد بر استصحاب کلی، ترتیب آثار مقتضا بر استصحاب عدم مانع در قاعده مقتضی و مانع و إثبات موضوع حکم به شکل مقیَّد با استصحاب جزء موضوع، جملگی به عدم حجیت اصل مثبت مربوط است.
حقوق ایران با توجه به ریشه های عمیق آن در فقه شیعی، مجازات سرقت حدی را در ماده 278 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 گنجانده است. این مجازات برای مرتبه اول، قطع انگشتان دست راست سارق است. پرسش مقاله این است که آیا قطع انگشتان دست راست سارق به صورت مطلق و در تمامی شرایط ثابت است یا در موارد خاص این اصل تخصیص می خورد و حد قطع ید اجرا نمی شود؟ در کتب فقهی فرضی مورد بحث قرارگرفته که چنانچه سارق دست چپ نداشته باشد آیا حد قطع دست راست در مورد وی اجرا می شود یا خیر؟ مشهور فقها با استدلال به کتاب و سنت قول به قطع دست راست را در فرض ذکرشده پذیرفته و در مقابل، گروهی از فقها قول به عدم قطع را ترجیح داده اند. در مقاله پیش رو، نگارندگان با اتکای به روش تحلیلی توصیفی و با توجه به اصول فقهی و در پی ارزیابی ادله دو گروه بر این عقیده استوارند که در فرضی که سارق فاقد دست چپ باشد نباید دست راست وی قطع شود و حد سرقت در خصوص چنین فردی قابل اجرا نیست. با توجه به اینکه در قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 به این نکته پرداخته نشده و مقنن موضعی را نفیاً یا اثباتاً اتخاذ نکرده پیشنهاد اصلاح و پیش بینی این مطلب در متن قانون، مطرح گردیده است.
برهان وجودی آنسلم از همان بدو معرفی، هم از حیث تصوری که از خدا ارائه کرده و هم از حیث استدلالی که برای وجود او به دست داده، معرکه ی آرا بوده است. سنخی از نقدها معتقدند که الف) خدای آنسلمی مستلزم خدای مطلق است؛ اما ب) خدای مطلق ناممکن است. یوجین ناگاساوا، فیلسوف دین معاصر، در پاسخ به این نقدها معتقد است که حتی اگر (ب) صادق باشد، باز هم به سبب کذب (الف)، نقصی بر برهان آنسلم نیست؛ زیرا خدای آنسلمی نه مستلزم خدای مطلق، بلکه مستلزم خدای بیشینه است. اولاً نشان خواهم داد که ناگاساوا معتقد است که در سناریوهایی که خدای مطلق، ازلحاظ متافیزیکی ناممکن است، نمی توان او را تصور کرد؛ ثانیاً استدلال خواهم کرد که چنین ادعایی مخدوش است و خدشه ی به آن، استدلال ناگاساوا را از پا می اندازد؛ ثالثاً استدلال خواهم کرد که با یک تعدیل مختصر، یعنی فراسازدانستن امکان، می توان این خدشه را برطرف کرد و استدلال ناگاساوا را دوباره سر پا کرد.
از نیازهای اساسی انسان برای شناخت و قرارگیری در مسیر صحیح تربیت و پذیرش مسئولیت در زندگی، آشنایی با هدف است. زیرا بدون شناخت هدف امکان انحراف از مسیر صحیح تربیت وجود دارد. ازهمین رو، اولین شرط هماهنگی فعالیت های تربیتی، داشتن هدف است که می باید برنامه ها و فعالیت های مربوط را هدایت کند. لذا ضروری است که برنامه ریزان تعلیم وتربیت، هدف از تربیت متربیان را مشخص نمایند. زیرا اهداف تربیت در هر مکتبی، کمال مطلوب آدمی است و تمام فعالیت های او متأثر از آنهاست. پژوهش حاضر به منظور تدوین اهداف تربیت اسلامی نوجوانان باتأکیدبر رویکرد مسئولیت پذیری انجام شده است که ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش، تحلیل محتوای کیفی است. جامعه آماری قرآن و روایات (شامل کتاب های منبع در زمینه حدیث و روایت) است. در این پژوهش ابتدا داده های موردنیاز از بررسی متون اسلامی استخراج شد. سپس تحلیل داده ها در سه مرحله ی کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفته و در مراحل بعد مقوله بندی، یکپارچه سازی و پالایش انجام شده و مقوله مرکزی به نام «اهداف تربیت اسلامی نوجوانان با رویکرد مسئولیت پذیری» حاصل شد. یافته های تحقیق حاکی از آن بود که مهم ترین اهداف تربیت اسلامی با رویکرد مسئولیت پذیری عبارتند از: اهداف اعتقادی شامل: پرستش و عبادت خدای یگانه (ادای فرایض، تقوا، سپاس گزاری)؛ اهداف اقتصادی شامل: روحیه کار و معاش، انفاق؛ اهداف فرهنگی شامل: خودباوری، مشارکت و همکاری در فعالیت های گروهی، پاسداری از قداست و روابط خانواده، تعاون، روحیه امر به معروف و نهی ازمنکر به عنوان وظیفه ای همگانی، تقویت روحیه نظم و انضباط؛ اهداف علمی آموزشی شامل: تقویت روحیه تعقل، تحقیق و تفکر، پرورش روحیه تعلیم وتعلم مستمر، پرورش روحیه مشارکت و همکاری در فعالیت های گروهی و پرورش روحیه کتابخوانی و مطالعه.
نسبت میان هنر و اخلاق همواره از مهم ترین و بنیادی ترین مباحث نظری هنر بوده است. خیالی نگاری یکی از سبک های نقاشی عامیانه ایرانی است که قدمت (آثار اسلامی- شیعی) آن به دوران آل بویه می رسد و پیوندی مستقیم با دین و اعتقادات مردم ایران دارد. هریک از روایت هایی که در نقاشی های خیالی نگاری تصویر شده، منظور و هدفی داشته و درپی بیان مضمونی بوده است، که با مطالعاتی رویکردمحور می توان به خوانش نظام مند این آثار پرداخت. در تحقیقاتی که تاکنون انجام پذیرفته، از منظر اخلاق قرآنی به چیستی این مضامین از منظر اخلاق قرآنی پرداخته نشده است. در این مقاله، برای تعریف اخلاق، مبانی انسان شناختی اخلاق و ارتباط آن با هنر از نظریات علامه طباطبایی بهره مند گردیده، تا با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و مبانی پارادایمی تفسیری-فلسفی به این پرسش اصلی پاسخ دهد که خیالی نگاری های مذهبی بر اساس کدام مبانی اخلاقی شکل گرفته اند؟ همچنین هدف دست یابی به اصول اخلاقی ذکر شده در این نقاشی ها است. در همین راستا پس از بیان دسته ای از مبانی نظری به بیان مفاهیم و مبانی انسان شناسی اخلاقی علامه طباطبایی به بررسی عوالم سه گانه و عوامل سعادت انسان و نمود آن در نمونه هایی از خیالی نگاری های مذهبی پرداخته که در قالب جداولی ارائه شده است. بر اساس بررسی های انجام شده می توان نتیجه گرفت، با اقتباس از نگاه قرآنی علامه، یکی از بایسته های خیالی نگاری های مذهبی، به نمایش درآوردن آموزه های اخلاقی اسلامی و قرآن است و خالقان این آثار با آگاهی از آموزه های اخلاقی و مبانی اسلام به خلق این آثار پرداخته اند و این نقاشی ها کاربردی رسانه ای جهت آموزش این اصول اخلاقی در میان عوام جامعه داشته است.
اخلاق جنسی بر دسته ای از عادات، ملکات و رفتار های انسان مشتمل است که به غریزه جنسی مربوط می شوند. آنچه این مقاله به روش توصیفی - تحلیلی به آن می پردازد، کیفیتی است که در قرآن برای ارتباط مرد و زن با یکدیگر ترسیم شده است. تمرکز مقاله بر سوره های احزاب و نور و بر روابطی است که در خارج از پیوندهای نسبی، سببی، مِلکیّت و نکاح شکل می گیرد. البته آیاتی که درباره روابط یادشده هستند، به فهم بهتر آیاتی که به روابط خارج از این پیوندها ناظرند، کمک می کنند. یافته های مقاله نشان می دهد هدف از اوامر و نواهی قرآن در این دو سوره، تحصیل اغراضی مشخص است و مناط هایی نیز در نظر گرفته شده است. تزکیه و تطهیر قلب، غرض این اوامر و نواهی به شمار می رود که با رعایت اموری از قبیل غضّ بصر، حفظ فرج، ستر زینت پنهان، دوری از تبرّج، اجتناب از خضوع در قول و پرهیز از ورود سرزده به اماکن خصوصی تحصیل می شود. مناط این کارها، وجود نیاز و جذابیت جنسی است.
The coming of Internet and computer has revolutionised the communication field globally. The information is at one tip of a person. It is very easy for any person to be aware about different branches of knowledge and same can be applied to world of religion. The Islam which is a global religion has been greatly influenced positively as well as negatively by the new technology. The use of cyber sites of Islamic knowledge is approved and million can benefit from it within time and space benefit. However, along with tremendous advantages of has great many abuses as well.
یکی از اموری که امکان دارد در فرایند تفسیر قرآن آسیب زا باشد، پیش دانسته های مفسر است. این مقاله بر آن است تا با روش توصیفی تحلیلی، این آسیب ها را شناسایی و نمونه هایی از این تفاسیر را نشان دهد. فروغلتیدن در وادی تحمیل بر قرآن، یکی از این آسیب هاست. تطبیق جبرئیل بر عقل فعال، میکائیل بر روح فلک ششم، اسرافیل بر روح فلک چهارم و عزرائیل بر روح فلک هفتم، و تطبیق بحرین در «مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ»، بر هیولای جسمانی و روح مجرد، از نمونه های این آسیب در تفاسیر عرفانی است. استظهارهای نادرست به سبب دانسته های پیشین، دیگر آسیبی است که برخی تفاسیر به آن دچار شده اند. تفسیر سِرسیداحمدخان از آیاتِ بیانگر عبور معجزه آسای حضرت موسی علیه السلام و پیروانش از دریا و غرق شدن فرعونیان از نمونه های این تفاسیر است. حمل آیاتی که ظاهر آنها تجسم اعمال است، بر مشاهدة جزای اعمال یا صحیفة اعمال در روز قیامت، نمونه ای از حمل غیرموجه آیات بر خلاف ظاهر، به سبب دانسته های پیشین است. برخی نیز بی هیچ دلیلی، مدعی تناظر بین دانسته های پیشین و آموزه های قرآنی شده اند.
روایات تأویلی، حجم قابل توجهی از روایات تفسیری امامیه را به خود اختصاص داده است. این روایات به سبب دشواری های مفهومی و ارتباط پیچیده ای که با ظاهر آیات دارند، در گذشته کمتر مورد تحلیل فراگیر نظری قرار گرفته اند. اما در دوران معاصر شاهد تلاش هایی در این ارتباط از سوی علامه طباطبائی با طرح نظریه جری، و آیت الله معرفت با ارائه نظریه بطن هستیم. جواز توسعه مصداقی یا امکان تطبیق مفاهیم آیات بر مصادیق پوشیده و پسینی، خمیرمایة نظریة علامه است؛ و برابری بطن با مفاهیم کلی و مجرد از خصوصیاتِ غیردخیل در هدف و مقصود آیات، بن مایه نظریة آیت الله معرفت است. بااین همه، نمی توان برخی انواع روایات تأویلی را با این دیدگاه ها تحلیل و توجیه کرد، بلکه گره گشایی از آ نها، نیازمند ارائة نظریه های جدیدی در حوزة روش شناسی تفسیر اهل بیت علیهم السلام است.
واژگان «فقر» و «غنا» بارها در قرآن کریم در محور همنشینی کنار یکدیگر قرار گرفته و زوج معناییِ تکرارشونده ای را شکل داده اند. مرور بر آرای عالمان مسلمان نشان می دهد که آنان به ذکر معنای لغوی این واژگان بسنده کرده، اطلاع چندانی از زمینه های شکل گیری این مفاهیم در اختیار نداشته اند. این پژوهش می کوشد با بهره گیری از داده های زبان شناسی تاریخی و الگوهای عمومی در دانش انسان شناسی، زمینه های فرهنگی ساخت این مفاهیم را بیشتر بکاود تا درک عمیق تری از آیات قرآنی که دربردارنده این زوج واژگانی هستند، فراهم آید. پژوهش حاضر نشان می دهد تفاوت در سبک زندگی حضری و بدوی در شبه جزیره می توانست موجب درک متفاوت از جهانِ پیرامون شده، معناسازی های گوناگون و گاه متضاد از یک پدیده را به همراه آورد. این مطالعه آشکار می سازد که زوج واژگانی «فقر/ غنا» برساخته از طرز فکر مردمان حاضره - نه بادیه - نسبت به تنگدستی و ثروت اندوزی در بافت فرهنگی- اقتصادی شبه جزیره بوده است.
ابوالقاسم فنایی در طرح اصلاح گرایانه خود، ظنون عقلی را حجّت می داند و مبتنی بر این نکته، به نقد اجتهاد متداول در حوزه های علمیه می پردازد. هدف مقاله حاضر، نقد دیدگاه او به روش تحلیلی است. ادعای ما این است که مقام معرفت متفاوت از مقام داوری است؛ مقام معرفت، بی شمار ارزشی، بی آستانه و قانون ناپذیر است؛ حال آنکه مقام داوری دوارزشی، آستانه مند و قانون پذیر است. در مقام داوری چه بسا جنبه های غیر معرفتی نیز ترجیح یابند. حجت های اصولی، حجت های مقام داوری فقهی هستند و قانون پذیری آنها، ما را به مراجعه به نقل و فحص از دخالت زائد قانون گذار ملزم می نماید. پس از این بررسی، درمی یابیم که در نصوص فراوانی، قانون گذار از عمل به ظنون عقلی در مقام افتاء نهی کرده است. چشم پوشیدن از این نصوص بدون ارائه دلایل قوی تر از آنها امکان پذیر نیست.
نارساخوانی نوعی اختلال یادگیری است که در آن فرد در مورد مهارت های نوشتن مشکل پیدا می کند. این اختلال به هوشبهر و محیط آموزشی مربوط نمی شود. اگر بهنگام تشخیص داده شود، قابل درمان است. نارسا خوانی اساساً عبارت است از اینکه توانایی شخص در خواندن، نوشتن یا ریاضیات با در نظر گرفتن سن تقویمی، هوش اندازه گیری شده و تحصیلات مناسب با سن وی، به میزان قابل ملاحظه ای پایین تر از حد مورد انتظار باشد. این مشکل بر پیشرفت تحصیلی یا فعالیت های زندگی روزمره که به این مهارت ها نیاز دارد، تأثیر می گذارد. از ویژگی های دانش آموزان دارای اختلال یادگیری می توان به این موارد اشاره کرد که آنها معمولاً هوش بالای متوسط دارند و فاقد ضایعات بیولوژیک بارز هستند و مشکلات حاد روانی و اجتماعی ندارند اما در شرایط یکسان آموزشی عملکرد ضعیف تر دارند، هدف این تحقیق تعیین نمودن میزان نقش هوش هیجانی بر مسائل و مشکلات درون نمود فراگیران پایه هفتم نارساخوان بود. روش پژوهش شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان و فراگیران پسر نارساخوان شهرستان البرز بود که از میان آنها 40 دانش آموز 11 تا 13 ساله که دارای سابقه نارسا خوانی بودند به روش نمونه در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه آخنباخ و رسکورلا و پرسشنامه هوش هیجانی شات بود. با استفاده از روش تحلیل کوواریانس داده ها تحلیل شد، نتایج نشان داد که هوش هیجانی گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه به طور معنی داری افزایش، و مشکلات درون نمود این گروه کاهش یافته است،آموزش هوش هیجانی می تواند در افزایش هوش هیجانی و کاهش مشکلات درون نمود موثر باشد. لذا پیشنهاد می شود با آموزش هوش هیجانی و استفاده از نتایج این پژوهش در مراکز مشاوره نوجوانان نارساخوان، مشکلات درون نمود آنها را کاهش دهند.
اراده و آزادی گوهر انسان است و به عنوان فصل ممیز انسان از سایر حیوانات بشمار می رود و انسان با سیر روند تکاملی عقلی قادر می شود با عقل خویش، سره را از ناسره تشخیص داده و راه خود را آزادانه انتخاب کند. در انتخاب آزادانه انسان ها فرقی بین زن و مرد نیست، زیرا هیچ اختلافی میان آن دو گوهر انسانیت، آزادی و عقل وجود ندارد و مؤلفه های دین اسلام با فطرت همخوانی و سازگاری دارد و در حوزه ی مطالعات دینی، جایگاه و منزلت زنان و به تبع آن بررسی نقش ها، حقوق و وظایف و انواع کارکردهای اجتماعی زنان در عرصه های گوناگون از اهمیت بسزایی برخوردار بوده و موضوع مشارکت سیاسی زنان، قرائت های متعددی در ادیان و تفکرات مختلف دارد و تبیین ابعاد این مسأله به استناد منابع دینی، علاوه بر روشن کردن حقیقت، در جهت اعتلاءِ جامعه اسلامی و جایگاه زنان در جامعه بستر لازم را فراهم کرده و می تواند با الگوی مناسب به سامان بخشی وضعیت زنان کمک نماید. مشارکت سیاسی زنان گرچه تابع نظام عمومی مشارکت سیاسی جامعه است؛ ولی در عین حال متأثر از مجموعه عوامل خاص فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی و سیاسی است.
قبض در حقوق عبارت از استیلاء مشتری بر مبیع است و اقباض در حقوق عبارت از تحویل دادن مورد تعهد به متعهد له یا قائم مقام قانونی او است. عقد معوض، عقدی دارای یک مورد و عقد غیرمعوض، دارای دو مورد است. از اهداف اساسی نگارنده، کاهش چالش های علمی، تبیین راه حل های حقوقی و فقهی و ارائه روش های مناسب جهت کاهش تضاد و تمایز در نظرات فقها و حقوقدانان است تا در مراکز آموزشی، پژوهشی، دانشگاهی و قضایی مورد بهره مندی اساتید، دانشجویان، مشاوران، وکلا و قضات قرار گیرد. روش انجام تحقیق، روش توصیفی و تحلیلی و نوع پژوهش نیز نظری می باشد که یکی از اقسام پژوهش بنیادی است و از روش های استدلال و تحلیل عقلانی استفاده می نماید و بر پایه مطالعات کتابخانه ای انجام می شود. اطلاعات این تحقیق با بهره گیری از روش کتابخانه ای بوده است که در این شیوه با مراجعه و استفاده از ابزار گردآوری اطلاعات از قبیل بررسی کتب موجود در کتابخانه های گوناگون، مقالات علمی و حقوقی، مجلات و نشریات، پژوهش انجام می شود. اهتمام و جهد بر آن بوده است که با مراجعه به حقوق و فقه امامیه به تحلیل و بررسی اقوال گوناگونی که توسط دکترین حقوق و فقهای امامیه مطرح گردیده است، پرداخته شود. پژوهش در منابع به صورت مستقیم، مطالعه دقیق نظرات حقوقدانان و فقها، قرائت اکثر مباحث مرتبط با عنوان، تتبع جامع و مشروح به صورت جزئی و تخصصی در موضوع، تحریر تحلیل های نوین و بدیع برخی از دستاوردهای مقاله است.
استیون هاوکینگ و ریچارد داوکینز از دانشمندان خداناباور معاصر هستند که با مشی تجربی یکی در حیطه فیزیک، و دیگری در حیطه زیست شناسی به مباحث الاهیات ورود نموده اند که این ورود به الحاد و خداناباوری ختم شده است. مهمترین عاملی که موجب چنین نتیجه ای در مشی علمی این دو شخصیت شده تصورات نادرست از موضوع و مفاهیم فلسفی است. تحقیق پیش رو با استخراج این مبانی به روش کتابخانه ای از لابلای آثار این دو شخصیت، آنها را به بوته نقد گذاشته است. تصور نادرست از فلسفه و قلمرو آن، و نیز درک نادرست از مفاهیم فلسفی چون درک نادرست از مجردات، تصور غلط از واجب الوجود و اوصاف آن، تشخیص نادرست نسبت به ملاک نیازمندی به واجب، و همچنین درک نادرست از مفاهیم «علیّت»، «زمان»، و «عدم»را می توان به عنوان مصادیقی از این فهم نادرست برشمرد.
مسئله ما در این پژوهش بررسی و تحلیل انتقادی دیدگاه دکتر شریعتی در باب "توحیداجتماعی" است. از این رو برای رهیافت به این مهم تلاش نموده ایم، با روشی توصیفی تحلیلی و رویکردی انتقادی، ضمن تبیین اندیشه توحیدی شریعتی و فهم او از "توحیداجتماعی"، نقص ها و نقدهای وارد بر آن را شمارش نماییم. شریعتی، هرچند با محوریت بخشی به توحید در ترسیم منظومه فکری خود، و توجه به ابعاد عینی و عملی آن در ساحت اجتماع، با طرح صورت ترکیبی جدید "توحیداجتماعی" برای این بُعد از توحید، جلوه ای از حُسن، بر اندیشه توحیدی خود کشیده؛ لیکن تفسیر آن به جامعه بی طبقه توحیدی، با نقص ها و نقدهایی هم چون: کم توجهی به ابعاد ذهنی و نظری توحید، عبور اندیشه های توحیدی وی از صافی نحله هایی چون مارکسیسم، فهم جدید و غیرصائب از توحید و شمارش توحیداجتماعی به معنای جامعه بی طبقه توحیدی در عداد توحید اعتقادی، پیش داوری و تفسیر به رأی، قیاس نادرست میان توحید اجتماعی و امت واحده قرآنی و جامعه عادله مهدوی، و درنهایت سمبلیک و نمادین دانستن مفاهیم قرآنی در داستان خلقت مواجه می باشد.
گزارش مکرّر قرآن و جوامع روایی از میزان اثرگذاری و شگردهای شیاطین جن در گمراه سازی انسان، پرداختن به این موضوع را ضروری می کند. دوری از معارف مرتبط با این حوزه، زمینه اثرپذیری از شیاطین را کاهش نمی دهد بلکه می تواند به افزایش آن منجر شود. نوشتار حاضر، تحلیل شماری از روایات معتبر را درباره «قدرت تغییر شکلِ شیطان ها» به عهده دارد. ریشه یابیِ برخی از حوادث مانند هم جنس گرایی قوم حضرت لوط علیه السلام، انحراف خلافت بعد پیامبر| و داوری منصفانه درباره «تجرّد» و «عدم تجرّد» جن در گرو تحلیلِ درست این قدرت است. عدّه ای، آشکارشدن جن و به ویژه شیطان ها با شمایل گونه گون را به معنای دگرگونی ظاهری دانسته و برخی آن را به تصرّف در اِدراک انسان تأویل کرده اند. فرضیه این پژوهش، اثبات امکان تغییر شکلِ شیاطین و وقوع خارجیِ آن است. به همین منظور در گام اوّل نوشتار، «گستره»، «محدودیت» و «سه فرضیه در کیفیتِ» آشکار شدن با شکل های گوناگون، تحلیل می شود. گام دوم هم به گزارش وقوع عینی تغییر شکل می پردازد. جامعیت نوشتار حاضر و فرضیه های مطرح شده در کیفیت تغییر شکل شیطان ها، از نوآوری های آن است.