طرح نظریه «معنا»، رویکردی وجود شناختی برای تحلیل و تبیین فعل و صفات فعلی خداوند است که متکلمان مدرسه کوفه به ویژه هشام بن حکم از آن بهره برده اند. از میان صفات فعلی خداوند، اراده بارزترین صفت است که در نگاه متکلم بزرگِ این دوره از تاریخ کلام امامیه، به «حرکت» شناسانده می شد. در این مقاله بر اساس شیوه مطالعات تاریخ اندیشه، نشان داده شده است که در نظر هشام بن حکم اراده، اگر چه امری است که از سر قدرت و اختیار سر می زند؛ با این حال با دیگر امور و مخلوقات عالم که برخاسته از قدرت و اختیار است نیز تفاوت دارد. هشام برای اراده وجودی مستقل از ذات و فعل الهی در نظر می گرفت و از آن با واژه «معنا» تعبیر می کرد. این تلقی درواقع برگرفته از پاره ای روایت هایی بود که بر اساس آن، برای اراده خلقتی ممتاز از دیگر مخلوقات در نظر می گرفت.
ابوالقاسم فنایی به حجیت ظنون عقلی در فقه قائل است و تبعیض میان ظنون نقلی و عقلی را از نظر حجیت خردستیز می داند. هدف این نوشتار، نقد و ارزیابیِ چهار استدلال او در این مسئله به روش تحلیلی است. در ضمن این بررسی ها روشن می شود که (1) امکان دارد خداوند، سیره خردمندان را کنار بزند؛ (2) ممکن است از منظرِ دانای کل، ظنونِ حدسی در حیطه ای خاص، نوعاً پرخطاتر از ظنونِ حسی باشند؛ (3) حجیت نداشتن ظنون عقلی مختصّ حیطه شریعت و افتاء است، نه دیگر حیطه های زندگی مؤمنان؛ (4) نهی از عمل به ظنون عقلی نه مستلزم دوْر است، نه خودشکن است و نه مستلزم تعطیلی نقل؛ و (5) معضلاتِ پیش روی فقه سنتی به حجیت ظنونِ عقلی نمی انجامند. بر پایه نکات پیش گفته نشان داده ایم که استدلال های فنایی برای اثبات خردستیزی ناتمام اند و بنابراین برای کنار نهادن روایت های این باب در منابع اسلامی، دلیل موجّهی در دست نیست.
فایده گرایی از جمله نظریه های اخلاق هنجاری است که به خیرخواهی همگانی توجه دارد. در این پژوهش تلاش می شود با روش تحلیل فلسفی و با تأکید بر دیدگاه بنتام و میل، رویکرد فایده گرایی به مسئولیت اخلاقی تبیین گردد. فایده گرایان با نفی استحقاق و سزاواری در مسئولیت اخلاقی، خاستگاه مسئولیت را لذّت و الم می دانند و در ارزیابی ها به نتایج عمل نظردارند و گستره مسئولیت را همگانی می دانند. نتیجه اینکه مسئولیت نزد فایده گرایان با ابهام هایی همراه است؛ ابهام هایی مانند استفاده ابزاری از ارزش های اخلاقی، بی توجهی به انگیزه عامل، بی توجهی به تعهدات پیشین به سبب اصل فایده که اصلی پسین است، نسبی گرایی، طبیعت گرایی و همچنین بی توجهی به لذّت های پایدار اخروی.
اعتقاد به جبر از مهم ترین چالش های کلامی است که در نیمه دوم سده اول هجری از سوی معاویه در اسلام پایه گذاری شد و خلفای اموی در جهت ترویج آن کوشیدند. در برابر، مکتب تشیع از مخالفان سرسخت جبرگرایی بوده و به رهبری امامان اهل بیت(ع) همواره با این اعتقاد باطل جنگیده است؛ اما در عین حال روایت هایی موسوم به «روایت های طینت» از آن بزرگواران رسیده است که موهم اعتقاد به جبر است. در توجیه و تبیین این روایت ها و نشان دادن سازگاری آنها با اعتقاد به اختیار انسان در رفتار، کردار و باورها بسیار سخن گفته اند که به ظاهر ناتمام می نماید؛ از این رو ما ضمن پذیرش صدور فی الجمله این روایت ها، به این نتیجه رسیده ایم که ائمه به دلیل آنکه در شرایط تقیه قرار گرفته بودند، به ناچار به شیوه توریه سخن گفته و از واژه «طین» به عنوان یک نماد بهره گرفته اند؛ بنابراین روایت های طینت مفهومی جز آنچه از ظاهر آنها برمی آید، دارند و لازم است با نگاه به روایت هایی خارج از این باب شناخته شوند.
در حکمت 252 نهج البلاغه آنجا که امیرالمؤمنین علی (ع) از فلسفه شرایع و احکام و حکمت آن ها با مطلع «فرض الله الایمان تطهیرا من الشرک» سخن می گوید، عبارت «الامامه نظاماً للامه» آمده است که بر اهمیت مسئله امامت در رهبری امت دلالت دارد. اما در برخی نسخه های متأخر، این عبارت به صورت « الأمانه نظاما للأمه» ثبت شده است که به اهمیت امانتداری در حفظ نظام امت اشاره دارد. از سوی دیگر متأسفانه در سال های اخیر تحریف هایی از ناحیه برخی از ناشران و مصحّحان در شروح نهج البلاغه به عمل آمده است، به طوری که متن نهج البلاغه درج شده در ابتدای شروحی مثل ابن ابی الحدید و ابن میثم با متن شرح شده، توسط شارح مطابقت ندارد که از آن جمله است: عبارت «الامامه نظاماً للامه». در این مقاله با استناد به نسخه های کهن و شروح معتبر نهج البلاغه و نیز سیاق عبارت و روایات قریب المضمون دیگر اثبات شده است که ضبط «الامامه» صحیح است. امامت است که رکن اساسی در نظام امت را دارا می باشد و بر آن تأکید شده است نه «امانت» و بی گمان تمایلات کلامی برخی از شارحان هم چون محمد عبده و صبحی صالح در برگزیدن ضبط «الأمانه» مؤثر بوده است.
تا دهه 1970م. قرآن در مطالعات تاریخی غرب، کتابی بود برای بازسازی تاریخ نزول وحی و تدوین قرآن در قرن اول هجری. با انتشار کتاب مطالعات قرآنی ونزبرو و هاجریسم از کرون و کوک، جریان شکاکیتی شکل یافت که قرآن را منبعی برای تاریخ ادبیات عرب از میانه قرن دوم به شمار می آورد. در این مقاله به روش تحلیل تاریخی از جریان شناسی این گونه مطالعات بحث به میان آمده، مسئله و مفروضات کلّی آن ها مطرح شده و به مهم ترین انتقادات بر جریان شکاکیت نوین اشاره شده است. پیش از جریان شکاکیت در اصالت تاریخی قرآن، می توان از چهار رهیافت توصیفی، نقد منبع، نقد سنت و رهیافت شکاکیت در منابع اسلامی نام برد. سپس آرای تجدیدنظرطلبان و شکاکان نوین مطرح شد که تدوین قرآن را از نیمه قرن دوم می دانند و گزارش های منابع اسلامی را «تاریخ نجات» فرض می کنند. محققان در نقد آرای شکاکان، به کتیبه ها، مصاحف قرآنی و سکه های نویافته استناد کرده اند. در این مقاله، افزون بر این منابع، بر دو روش دیگر در نقد بر شکاکان، یعنی تحلیل اسناد متن درباره روایات و نیاز به پیش فرض توطئه یا اجماع گسترده، تأکید شده است.
چکیده: از جمله آیاتی که از دیرباز بین مفسران مورد گفتگوست، آیه 37 سوره احزاب است که به ماجرای جدایی زید از زینب بنت جحش و سپس ازدواج پیامبر(ص) با زینب اشاره دارد. رهیافت های نادرست برخی از مفسران درتأثیرپذیری از روایات مجعول، سبب شد تا عشق و علاقه قلبی پیامبر(ص) به زینب، علت اصلی جدایی زید و زینب قلمداد شود. اینگونه برداشتهای نادرست زمینه را فراهم نمود تا دشمنان اسلام نیز ازآن یک داستان عاشقانه ساخته، ساحت قدس پیامبر(ص) را با آن آلوده، و عصمت و طهارت انبیاء را زیر سوال ببرند. این پژوهش، با رویکردی تحلیلی و انتقادی، با بررسی سندی و محتوایی روایات، به ارزیابی دیدگاه های مفسران فریقین دراین زمینه پرداخته است. یافته ها نشان می دهدکه؛به دلیل مخالفت با آیات، ضعف درسند، اضطراب در متن روایات، اسرائیلی بودن روایات، مخالفت با عصمت و ... رهیافت برخی ازمفسران نادرست می باشد، از سوی دیگر، قرائن موجود در سیاق آیه، شأن نزول آیه، مباحث تاریخی، و روایات صحیح، رهیافت صحیح را مشخص و روشن می سازدکه؛ ازدواج پیامبر(ص) با زینب به دستور خدا و با هدف شکستن یک سنت جاهلی درارتباط با حرمت ازدواج با همسرمطلقه فرزند خوانده بوده است. لذا منظور ازعبارت « وَتُخْفی فی نَفْسِکَ مَا اللَّهُ مُبْدیهِ» این است که؛ پیامبر(ص) حکم ازدواج با زینب، را که ازطریق وحی به ایشان ابلاغ شده بود، ازمردم مخفی می کرد.
تفسیر قرآن کریم و باورهای کلامی رابطه ای دوسویه دارند. از سویی باورهای کلامی به آیات قرآن مستدل می شوند، واز سویی دیگر باورهای کلامی به منزله قرینه صارفه موجب رفع ید از ظواهر برخی آیات قرآن وگذر از معنای حقیقی به معانی غیرحقیقی می شود. تحلیل و بررسی گستره تاثیر مبانی کلام در تفسیر، آسیب ها و نابسامانی هایی را آشکار می کند. سیدمرتضی (م436ه ) در آثار کلامی خویش، آیاتی از قرآن را تفسیر کرده است. وی در بیان گستره عصمت پیامبر و پاسخ به پرسش های مفروض، به تفسیر آیات نخستین سوره عبس پرداخته است، و از آن رو که عبوس کردن را کرداری نفرت انگیز می شمرد و پیامبران را از کردار نفرت آمیز معصوم می داند؛ عبوس کننده در آیات عبس را شخصی جز پیامبر می پندارد و البته خطاب های عتاب آلود موجود در این آیات را نیز به پیامبر متوجه نمی داند. بسیاری از مفسران شیعه از سخن سیدمرتضی پیروی کرده اند. تحلیل و نقد سخن سیدمرتضی آشکار خواهد کرد که در پیِ تطبیق باور کلامی بر آیات عبس خطاهایی روی داده است: بی توجهی به معنای ماده و ساخت "عَبَسَ"، نادیده گرفتن ویژگی باب مزید فیه (یَزّکّی)، و قرائن موجود در سیاق آیات، و روایات وارد در شأن نزول، و خطا در مقدمات استدلال کلامی. این آسیب ها ریشه در سیطره مبانی کلامی بر قواعد و اصول علم تفسیر دارد و توجه به آنها زمینه را بر حفظ حدود و قوانین هر یک از حوزه های تفسیر وکلام آماده می سازد و از آسیب های تفسیر کلامی آیات قرآن می کاهد.
واژه «حدیث» از واژگان پرکاربرد قرآن کریم به شمار می آید و واژه «احادیث» نیز در چندین آیه و البته تنها در قالب دو تعبیر «جَعَلْناهُمْ أَحادیث» و «تَأْویل الْأَحادیث» به کار رفته است. این پژوهش با روش توصیف و تحلیل ادبی، دو واژه «حدیث» و «احادیث» را در فرهنگ عرب و قرآن مجید مورد بررسی قرار داده و به این نتیجه دست یافته است که واژه «حدیث» نه به معنای مطلق سخن، بلکه به معنای سخنی است که در بر دارنده رخداد یا حادثه ای باشد و این معنا در تمام استعمالات قرآنی این واژه مشاهده می شود. واژه «أحادیث» نیز در اصل به عنوان جمع قیاسی واژه «أحدوثه» وضع شده است که به معنای حادثه و رخدادی است که بین مردم بر سر زبان ها افتاده باشد. در قرآن کریم نیز تعبیر «جَعَلْناهُمْ أَحادیثَ» در سیاق نکوهش برخی امت ها، به عذاب و تبدیل شدن آنها به حکایت ها و داستانهایی که بر سر زبان مردم جریان دارند اشاره دارد و تعبیر «تَأْویل الْأَحادیثِ» بر خلاف تفسیر مشهور که آن را به تعبیر خواب و رؤیا معنا کرده اند، به معنای شناخت سرانجام و عاقبت حوادث و وقایع روزگار است.
در متون رواییِ اهل سنت، روایات متعددی در خصوص فضائل امام حسن و امام حسین v به نقل از پیامبر اکرم 2 آمده است؛ از جمله حدیث شریف «انّ الحَسن و الحُسین سَیّدا شَباب أهل الجَنه» که در بسیاری از منابع روایی اهل سنت به طرق مختلف نقل شده است. هرچند برخی از محدثان اهل سنت در نگاشته های خود در موضوع احادیث متواتر، به تواتر این حدیث اذعان داشته اند، اما هیچ یک از آنان گزارش جامعی را در این خصوص ارائه نداده و به جمع آوری کامل اسانید و مشخص کردن تعداد راویان در هر طبقه نپرداخته و یا راویان این روایت را ضعیف شمرده اند. در این جستار، ضمن بازپژوهی این حدیث در منابع روایی اهل سنت، به بررسی تواتر این حدیث از طریق ارائه طرق متعدد آن و شناسایی راویان در هر طبقه پرداخته شده است. تکمیل گزارش ناقصِ محدثان اهل سنت و ارائه گزارشی جامع در خصوص تواتر این حدیث، و بی نیازی حدیث پژوهان از مباحثی همچون بررسی نوع خبر، درجه اعتبار آن و شناخت احوال راویان این حدیث در منابع رجالی، از نتایج این پژوهش است.
مفهوم آزادی یکی از ضروریات حیاتی و تکامل بخش زندگی انسان به شمار می آید. آزادی مقاومت به عنوان یکی از انواع آزادی به دنبال آگاهی بخشیدن و مشروعیت دادن این حق در برابر مبارزه با دولت های داخلی استعماری و استبدادی و استقلال در زندگی مقابل قدرت هاست. در حقیقت مبنای آزادی مقاومت همانا عدالت بوده که اسلام در تمام شئون خود بر آن تأکید نموده است. لذا اندیشه فقه سیاسی به عنوان مدبر شئون جامعه عمل کرده و حقوق و تکالیف انسان را بر اساس شریعت در مسائل سیاسی و اجتماعی بیان می کند. آزادی مقاومت در اشکالی چون نافرمانی مدنی و انقلاب، ظهور و بروز پیدا می کند. به طوری که خاستگاه و زیربنای آن را می توان در سه دسته دینی، جامعه شناختی، انسان شناسی جستجو نمود. رد پای حق بر آزادی مقاومت در ادله نقلی کتاب و سنت و قواعد فقهی مصلحت، عدالت، اهم و مهم، حرمت بدعت، تقیه و نفی سبیل یافت می شود. البته شایان ذکر است که دایره جواز آزادی مقاومت هرگاه منجر به اختلال نظام اجتماعی، اضرار به غیر، تضعیف اسلام یا دولت اسلامی شود با شرایطی محدود می گردد.
یکی از اهداف اساسی نظام آموزش و پرورش، هدایت آگاهانه به سوی ارزش های اخلاقی برای جهت دهی به زندگی دانش آموزان است. این موضوع، در حیطه اخلاق جنسی با توجه به فاصله بین بلوغ جنسی و بلوغ اقتصادی برای تشکیل زندگی مشترک، در معرض ارزش های متعارض قرار گرفتن و نیرومندی غریزه جنسی دارای اهمیتی ویژه است. براین اساس، هدف این پژوهش، تبیین مبانی ارزش شناختی اخلاق جنسی در اسلام، با روش توصیفی−تحلیلی است. بنابراین، با توجه به نظام ارزشی اسلام در حیطه اخلاق جنسی، مبانی همچون فطری بودن ارزش های اخلاقی، خیر علی الاطلاق بودن خداوند، اعتباری بودن ارزش ها، ثبات و تغییر در ارزش ها و عدالت استخراج شد. تأثیر این مبانی در اخلاقی جنسی به ترتیب عبارت اند از: عفت و حیا، حجاب، غیرت، ازدواج؛ خداوند معیار ارزش های اخلاق جنسی، اعتبارسازی، اعتباریابی؛ ساختارمند شدن اخلاق جنسی، فهم نسبتاً آسان دیگر سیستم های اخلاق جنسی؛ رعایت اعتدال، تناسب و هماهنگی بین زوجین، عدالت عاطفی در تعدد زوجات و عدالت اجتماعی بین زن و مرد.
تاریخ گذاری یا تعیین زمان نزول سوره ها هرچند عنوانی جدید در تحقیقات قرآنی است، اما علوم زیربنایی آن، همچون ترتیب نزول، اسباب نزول و ... از صدر اسلام مطرح بوده است. اهمیت تعیین مکی یا مدنی بودن سوره ها باعث تصحیح برداشت، شناخت مصادیق صحیح از غیرصحیح و مانع از حمل معانی و مصادیق نامربوط بر سوره های قرآن است. در مکان و زمان نزول تعداد اندکی از سوره ها اختلاف نظر وجود دارد که سوره قدر از جمله آنهاست. با گردآوری و تحلیلِ گزارش های ترتیب نزول، سبب نزول، بررسی اطلاعات سوره هایی که به همراه این سوره نازل شده، می توان به زمان و مکان تقریبیِ نزول این سوره دست یافت. در خصوص سوره قدر تاریخ گذاری صحیح، مانع از خلط شأن نزول با تطبیق سوره بر رخدادهایی چند است. این تحقیق با رویکرد توصیفی تحلیلی، در پی اثبات مکی بودن سوره قدر در سال چهارم یا پنجم بعثت پیامبر (ص) است.
مراد از تعبد آن است که احکام معنای غیرمعقول، و مراد از تعقل آن است که احکام معنای معقول داشته باشند. در خصوص تعبدی یا تعقلی بودن نصوص دو نظریه وجود دارد: نخست اینکه نصوص تعبدی هستند و تفسیر مضیق دارند. دوم اینکه نصوص تعقلی هستند و از تفسیر موسع برخوردارند. براساس قواعد اصولی، اصالت در غیرعبادات بر تعلیل است و در عبادات بر تعبد. عبادات از جمله مصادیق احکام تعبدی، و معاملات از جمله مصادیق احکام تعقلی است. در بخش حدود و تعبدی یا تعقلی بودن آن، براساس پژوهش انجام گرفته، از سوی فقها تصریحی صورت نگرفته است. این تحقیق با استفاده از منابع کتابخانه ای و با روش توصیفی تحلیلی و با هدف مشخص نمودن مصادیق احکام تعبدی و تعقلی و مفاد این تقسیم بندی و بررسی تطبیقی آنها از دیدگاه مذاهب خمسه و نتیجه مترتب بر آن، سامان یافته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که در احکام عبادات، جنبه تعبد غالب است و اصل بر تعبد است، اما در غیر آنها، اصل بر تعلیل یا همان تعقل است.
دستیابی به صلح، همواره یکی از آرمانهای بشری در طول تاریخ بوده است. با این وجود، درک و برداشت افراد و جوامع مختلف از مفهوم صلح بسیار متفاوت است و با فرهنگها و مبانی معرفتی متنوعی، معانی و شاخصه های مختلفی را از صلح ارائه نموده اند. در مغرب زمین، کانت بر مبنای آموزه های معرفتی و انسان شناسانه خود و مکتب اومانیسم، دریافتی حداقلی و پراگماتیکی از صلح، در چهارچوب اخلاق و دموکراسی مطرح می کند، در حالی که از منظر امام علی(ع) در نهج البلاغه</em>، برداشتی عدالت محورانه و توحیدی از صلح ارائه می شود که به مراتب متقن تر و کامل تر از برداشت کانتی از صلح می باشد. در این پژوهش، با رویکردی سازه انگارانه به مفهوم صلح، تلاش شده تا ضمن تعریف این مفهوم در هردو دیدگاه علوی و کانتی، به بررسی تطبیقی آنها نیز پرداخته شود. پژوهش حاضر به این یافته دست پیدا می کند که اگرچه مفهوم صلح در گفتمان علوی با گفتمان کانتی به لحاظ مبانی معرفتی و هستی شناسی متفاوت است، اما از لحاظ نگرش جهان وطن گرایانه با یکدیگر تشابهاتی دارند.
از میان رویکردهای گوناگون در بررسی مسئله صلح و جنگ در سنت علوی، رویکرد الاهیاتی اهمیت خاصی دارد. در این مقاله ضمن استناد به مدارک و منابع تاریخی می کوشیم با نگاهی تحلیلی، مبانی و ریشه های الاهیاتی این مسئله را در سنت امام علی (ع) بکاویم. بنا بر نتایج این تحقیق، مهم ترین مبانی الاهیاتی صلح و جنگ در سنت علوی عبارت اند از: رحمت الاهی، شناساندن توحید، تقابل حق و باطل، تقابل هدایت و ضلالت، دفاع از آموزه های اسلام و سنت نبوی و فرمان الاهی مبنی بر مقابله با پیمان شکنان. نتیجه کلی این اصول، نوعی صلح گرایی (تقدم صلح بر جنگ) و اختصاص تجویز جنگ به مواقع اضطرار در سنت علوی است.