تبعیض و تعصب نژادی و قومی در سراسر تاریخ به شکل های گوناگون و با شدت و ضعف های فراوان از سوی حاکمان ظالم اعمال گردیده. اسلام نیز در پرتو وحی الهی با تبعیض قومی و نژادی مبارزه برخاسته است و پیامبر اسلام(ص) نیز در خشکاندن ریشه این سنت جاهلی توفیق فراوانی به دست آورد. در دوران معاصر امام خمینی برخی مفاهیم را جان دوباره بخشید و در ادبیات سیاسی جهان اسلام آن ها را احیاء نمود. یکی از این مفاهیم نفی تبعیض نژادی و قومی در امت اسلامی بود که خود مقدمه ای برای تقریب مذاهب در دنیا و جهان اسلام می باشد. امام خمینی در اندیشه خود بردوگونه تبعیض تأکید بیشتری داشت؛ نخست تبعیض اقتصادی که آن را حاصل سرمایه داری و حذف بعد معنوی دانسته و دیگری تبعیض نژادی که نتیجه سلطه استکبار بر ملت های ستمدیده عنوان می کرد. در این نوشتار به بررسی زمینه های فهم این دو تبعیض قومی و نژادی خواهیم پرداخت.
در این مقاله پس از تعریف زبان دین، زمینه های طرح آن و تعریف زبان قرآن، نقش و کارکرد زبان از دو منظر تأثیرگذاری و معرفت بخشی (جنبه ارتباط و حکایت مفاهیم دینی از واقعیات عینی) بررسی میشود، ازاین رو محور اصلی مقاله تحلیل نقش دوگانه معرفت بخشی و انگیزه بخشی زبان قرآن و دلایل توجیهی آن است، از این رو نخست اشاره میشود که غایت دین، هدایت انسان است، اما این هدف بدون ربط با واقعیت تحقق نمییابد. در ادامه محتوای دین در دو سنخ گزاره ها و آموزه ها معرفی میشود. آنگاه مسئله ارتباط دین و اخلاق و عدم تساوی آنها بیان میشود. سپس با تبیین دو خصوصیت توأم واقع گرایی و تحول آفرینی گزاره ها و آموزه های قرآن، چگونگی ارتباط با واقعیت در هریک از این دو سنخ جمله ها، توجیه و برای آنها استدلال آورده میشود.
تفسیر دقیق عقلانی از معاد همواره یکی از مهم ترین دل مشغولی های فیلسوفان مسلمان بوده که در این میان ملاصدرا از نخستین کسانی است که توسط اصول یازده گانه خویش، توانسته است گامی مهم در تبیین عقلانی معاد جسمانی بردارد. پس از صدرا، برخی فیلسوفان اسلامی همچون علامه طباطبایی و امام خمینی ضمن پذیرفتن اصول صدرایی، برخی از نتایج او را نپذیرفته و سخن جدیدی را در این باب ارائه داده اند. امام خمینی از میان مقدمات یازده گانه صدرا، فقط سه مقدمه را پذیرفته و در اینکه بدن آدمی پس از مرگ ظاهری بدون هیولای مادی است، با استواری سخن می گوید و علی رغم ملاصدرا به صراحت بر این باور است که بدن مثالی در باطن بدن دنیوی ایجاد می شود و امکان ندارد بدن اخروی توسط نفس ایجاد شود. علامه طباطبایی نیز ضمن پذیرش سخن زنوزی، معتقد است که بدن انسان در عالم آخرت دوباره زنده می شود و به سوی روح حرکت می کند و به آن ملحق می گردد و با این تعبیر، برای نفس جایگاهی مهم تر قائل شده است. لذا با توجه به اینکه دیدگاه امام خمینی به مقدمات کمتری نیاز داشته و اشکال دیدگاه لحوق ابدان به نفوس را ندارد، از برتری برخوردار است.
در میان فلاسفه، مشهور است که اصل حسن و قبح عقلی، امری مشهور و از آرای محموده است و اعتباری جز بنای عقلا ندارد؛ و از این رو، در جدل قابل استفاده است. اما به نظر می رسد این اصل، یکی از یقینیات است و در برهان قابل استفاده می باشد. در این مقاله ابتدا دیدگاه مشهور فلاسفه نقد شده و نیز توجیهات مربوط به این دیدگاه ناصواب ذکر شده است. در مرحله بعد، دو دیدگاه معاصر درباره معیار حسن و قبح عقلی، بررسی شده و در نهایت، دیدگاه «بدیهی بودن حسن و قبح قضایای ذاتی عقل عملی» برگزیده و تبیین شده است.
جایگاه توسعه در اندیشه امام خمینى (ره) فراتر از تعاریف نظرى توسعه مىباشد که غالبا معطوف به مفاهیم اقتصادى و بعضا سیاسى است . نگرش ایشان به توسعه، متاثر از دیدگاه مذهبى او مىباشد که نشاتیافته از جهانبینى دینى است . در این دیدگاه با آنکه توسعه متوازن در همه ابعاد جامعه پذیرفته شده اما این فرآیند باید در مجموع به استحکام پایههاى دین و تقویت مبانى اسلام و تربیت و هدایت انسان منتهى گردد .
در اندیشه امام، توسعه در ابعاد مختلف خود مىبایستى اهدافى بلند و متعالى را برآورده سازد که آن اهداف از درون اندیشه دینى ناشى مىشوند . هدف عمده از این مقاله بررسى اهداف توسعه از دیدگاه حضرت امام خمینى (ره) است که این اهداف در ابعاد توسعه و انسان، توسعه معنوى، توسعه سیاسى، توسعه علمى و فرهنگى و توسعه اقتصادى با بهرهگیرى از سخنان ایشان تبیین شده است
"هدف مقاله حاضر پاسخ به این پرسش است که آیا نظریه حرکت جوهرى، که یک نظریه توصیفى است، ظرفیت لازم را براى تدوین یک نظریه تربیتى را، که یک نظریه هنجارى است، دارد؟و در صورت مثبت بودن پاسخ، آیا این نظریه توان چالش با مشکلات نظرى موجود در عرصه فلسفه تعلیم و تربیت و نیز قدرت تفکر درباره مشکلات عملى موجود در زندگى انسان را دارا است.روش گفتار حاضر نیز، استدلال و بطور عمده، حرکتهستبهبایداست.با توجه به نکات یاد شده کوشش شده است بر مبناى نظریه حرکت جوهرى حکیم صدر المتألهین، نظریهاى تربیت پرورده شود.این نظریه همچون هر نظریه فلسفى تربیت شامل بررسى مقولات اصول، اهداف، روشها، محتوا و ارزشیابى است که در کل، نظام واحدى را تشکیل مىدهند.در پایان، این نظام به عنوان معیارى در نقد برخى نظریات تربیتى به کار گرفته شده و نیز تلاش گردیده بر مبناى آن بعضى پارادوکسهاى تربیتى گشوده شود.همچنین ظرفیت نظریه حاصل در حل مشکلات عملى موجود انسان امروز مورد بررسى قرار گرفته است.
"
عاشورا با مبانی مهمی چون توحید، قرآن و نبوت، از نگاه درون دینی و برون دینی و تکیه بر اعتقادات اسلامی ـ انسانی چون امر به معروف و نهی از منکر، اصلاح جامعه، اصول و مشترکات انسانی، چون آزادی، کرامت و عزت انسانی، در وحدت بین مسلمانان تأثیرگذار است. از منظر روان شناختی و عاطفی ـ روانی شهادت امام حسین و یاران باوفایش، اسارت اهل بیت پیامبر و هتک حرمت آنان، به عنوان محرک های عاطفی ـ روانی در رسیدن مسلمانان و انسان ها به وحدت و هم دلی، مطرح گردیده و فضیلت های اخلاقی چهره های عاشورا، از جمله امام حسین، به خاطر خدامحوری، اخلاق کریمانه و ایثار، هم چنین اوصاف اخلاقی اصحاب و زنان، چون وفاداری، تعهد و اخلاص، از عوامل عمدة اخلاقی ـ عاطفی وحدت نه تنها بین مسلمانان، بلکه در جوامع غیر مسلمان، بیان شده است.