الطباق، التضاد، المماثلة أو المقابلة هی المفاهیم التی تُطلق فی علم البلاغة العربیة علی ضربٍ من الفن البدیعی الذی یجعل الألفاظ فی نقطتین مقابلتین ک : النور والظلمات، اللیل والنهار، الأول والآخر، الظاهر والباطن وإلخ. وَلکن نحن نقترب من الموضوع بطریقة تختلف تماما عن التعاریف المتداولة وندرسه من منظار الآرکیولوجیة المعرفیة أی الفهم البشری. مفهوم الطباق أو الثنویّة یشکل أساس الفهم عند البشر، غربی منه کان أو الشرقی کما نجد هذا الأسلوب کثیراً فی القرآن الکریم. أنواع الطباقات التی یمکن أن نستخرجها من القرآن الکریم هی: الطباق المتعادل، المترادف والمتوحّد. الطباق التعادلی بمعنی أنّ وجود أحد طرفی الطباق ضروریّ لوجود الطرف الآخر کما أنّه فی الطباق التوحیدی لا یجوز اجتماع طرفی الطباق. أمّا الطباق التوحیدی فیعنی أن یکون بین طرفی الطباق علاقة شبه ترادف. النتائج التی اهتدت الیها المقالة تبیّنُ أنّ أساس المجتمع فی الحضارة الغربیّة یبنی علی الثنویّات التی نُسمّیها من وجهة النظر القرآن الکریم بالثنویّات المتعادلة کما هو الحال فی الحضاریة الشرقیّة حیث نجده عند «یین وینغ» الصینی. أمّا فی الفکر القرآنی فأساسُ الفهم یُبنی علی الثنویّات التوحیدیّة.
یکی از مسائل مهم فقه خانواده در مکتب فقهی اسلام مساله ی امکان یا عدم امکان قرار دادن خیار شرط در نکاح است، مسئله ای که در اکثر کتب اصلی فقهی مورد بررسی قرار گرفته و با اینکه ادله متعددی برای نفی آن ذکر شده است. باید گفت: این ادله، استحسانی و قابل نقد ورد می باشند. در این میان، تنها اجماع و سیره عملی مسلمانان می تواند مورد استناد قرار گیرد، لیکن این اجماع و سیره نیز در پرتو بنای عمومی عقلا بایستی مورد مطالعه قرار گیرد. این نوشتار به مطالعه و نقد و تحلیل ادله مردود بودن خیار شرط در نکاح پرداخته و گامی به سوی تنقیح بحث و پیراستن آن از گفته های نه چندان دقیق، به پیش نهاده است.
در زیست فردی و اجتماعی باید به اصول و قواعدی بها دادکه فرد و جامعه را با واقعیت ها و مطلوب ها مواجه کرده، هر گونه پندار نادرست و اندیشه ناسازگار را از اذهان دور کند. اصل انصاف( مطابق آموزه های اسلام) و قرابت معنایی آن با"قاعده زرّین" آن گونه که درآیین ها ونظام های اخلاقی غرب تبیین شده است،می تواند مطلوب ما از زیست فردی و سازمانی را برآورده سازد .به حدی که مثلا اطلاع از کارکردهای آن دو در ساحات مختلف زندگی سبب تدوام روابط اجتماعی، فزونی همدلی، رشد همسوی منطق وآگاهی، بالا رفتن آمار بی طرفی و سازواری می شود. از این رو، چنان چه کنشگران مطابق این معنا از انصاف که باید انتظار معقول و مشروع از خود ودیگری در صورت قرارگرفتن در موقعیت های مشابه داشت، رفتارکنند به پیدایش زمینه بیداری وجدان، عزت نفس، تقویت حس مشارکت و اعتماد و احترام متقابل در فرد و نهادینه شدن الگوی رفتاری «من دوست دارم ... پس مراقب باشم نسبت به دیگران» در جامعه و سازمان کمک رسانده است.
مفهوم جنگ و جهاد یکی از جستارهای چالش برانگیزی است که عدم فهم صحیح آن، پیامد های سوئی به دنبال داشته است. از آنجا که در آیات قرآن مفهوم جهاد، امری مقدس و متعالی به شمار می رود و قرآن کریم در آیات بسیار و تعابیر مختلف به این موضوع پرداخته است، تحلیل صحیح الگوی بیانی قرآن و نحوه کاربست افعال می تواند به فهم روشمند آیات جهاد مدد رساند. از این رو در پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به تحلیل گفتمان افعال گفتاری در آیات جهاد پرداخته شد و این نتیجه حاصل آمد که باید برای رسیدن به فعل مضمون در سخن که همان مقصود گوینده است، به ترکیب جامعی از نظام های گفتمانی بر آمده از افعال گفتاری، نظر داشت. از این رو نظام های گفتمانی هوشمند، احساسی و رخدادی که با عنایت به افعال گفتاری آیات جهاد تحلیل شده اند، در ترکیب با یکدیگر تحلیل گفتمان جامع آیات جهاد را روشن می سازند. این گفتمان، گفتمانی ارشادی است که در کنار گفتمان هوشمند، از فشاره های تنشی_عاطفی و احساسی و نیز گفتمان رخدادی مبتنی بر مشیت الهی نیز بهره می برد. در واقع افعال گفتاری، به شکل گیری نظام گفتمانی هوشمند در آیات جهاد، کمک کرده و زمینه را برای انجام کنش، فراهم می کند. نظام گفتمانی احساسی نیز در قالب افعال گفتاری عاطفی و ترغیبی، گفتمان شور و شعور را کامل می نمایند. نظام گفتمانی رخدادی نیز در قالب افعال گفتاری تعهّدی به مرجعی فراتر و مانا اشاره دارد و روشن می سازد مشیّت الهی، نصرت و یاری مجاهدان در راه خداست.
برای مقایسه تمدن غرب و اسلام در خصوص «وفاداری و استحکام خانواده» و نشان دادن برتری مبانی اخلاقی اسلام، خانواده در تمدن یونان بررسی و وفاداری عامل اخلاقی استحکام یا تداوم خانواده تشخیص داده شد. این عامل، بسترساز استحکام خانواده در اسلام نیز بود؛ استحکام خانواده نتیجه حاکمیت اعتدال، اخلاق و حفظ حقوق اعضاست و اصل وفاداری، عمل براساس فضیلت وفا و رفتارهای برخاسته یا مستقل از آن است که باعث التزام کامل به پیمان ازدواج می شود. به رغم وفاق تمدن یونان و اسلام درزمینه تأثیر وفاداری در استحکام خانواده، نظام اخلاقی اسلام با تبیین خاص و به کارگیری آن در خانواده، تأثیری منحصربه فرد داشت. این پژوهش به شیوه کتابخانه ای و اسنادی گردآوری اطلاعات و روش توصیفی تحلیلی، نقش وفاداری در استحکام خانواده در تمدن مذکور و اسلام را بیان و نتایج به دست آمده را با آیات قرآن ارزیابی کرده و دیدگاه اسلام در مورد نقش وفاداری در استحکام خانواده را بیان کرده است.
این جستار، سبک زندگی ایمانی را در پرتو قرائت مضمونی و ساختاری سوره حجرات و با عنایت به مبحث نظری معناشناسی ایمان و کفر بررسی می کند. ابتدا به پیشینه بررسی سوره حجرات در تفاسیر مختلف از جمله المیزان و نمونه و برخی تک نگاری ها اشاره می شود. سپس، ساختار و مضمون سوره حجرات در پرتو سبک زندگی ایمانی بررسی می شود. عبارت «یا أیّها الذین آمنوا»، نوعی فراخوانی یا خطاب تلقی شده که ایدئولوژی اسلامی را برمی سازد. در این سوره، شش بار این فراخوانی به کار رفته است. این فراخوانی ها در پرتو معناشناسی دو مفهوم متضاد ایمان و کفر بررسی می شوند. آنگاه از سبک زندگی ایمانی نیز ذکر به میان می آید. در ادامه، گفته می شود که این فراخوانی ها از نوع سلبی است و لازم است در سبک زندگی ایمانی از آنها پرهیز شود. بر پایه معناشناسی دو مفهوم ایمان و کفر و حوزه معنایی آنها، شش صفت نکوهیده در این سوره که ریشه زبانی دارند، بررسی می شوند. این شش صفت عبارتند از: استهزاء، عیبجویی، انتساب القاب زشت، گمان بد، تجسس و غیبت. آنگاه تقوا برترین صفت مٶثر بر این شش صفت نکوهیده معرفی می شود. در پایان، الگویی مبتنی بر دو قطب ایمان و کفر برای سبک زندگی ایمانی ترسیم شده و به چند یافته اشاره می شود.
قرآن کریم مهم ترین رسالت انبیاء الهی را ابلاغ و رساندن پیام دین می داند. توجه به شاخصه های قرآنی تبلیغ، مبین این نکته است که جریان تبلیغ، صرف اعلام و انتقال پیام نیست بلکه موفقیت آن حاصل نگاه عالمانه و راهبردی نسبت به ابعاد پیچیده تبلیغ و عناصر دخیل در آن است. بررسی آثار و اقدامات متعدد این حوزه نشان می دهد که منابع و رویکردهای موجود «غالباً به شیوه های تبلیغ فردی و تبیین الگوهای درون دینی» تمرکز داشته و به ندرت رویکرد جامع و دقیق نسبت به انسجام و پیوستگی اجزاء و ابعاد مکمل آن ارائه می نماید. این پژوهش با توجه به معارف قرآن کریم و سیره عملی اهل بیت به بایسته هایی دست می یابد که توجه به آن می تواند منجر به تحول و تأثیرگذاری قابل توجه در جریان تبلیغ دین شود. ضرورت درک جامع از وجوه تمایز، اهداف و کارکردهای تبلیغ دین، اولویت بندی نظام موضوعات تبلیغ، ارائه طرح های جامع بلندمحور، طراحی نظام جامع مشارکت و نیز اجرای نظام جامع رصد و پایش مستمر تبلیغ از جمله این بایسته هاست. مبتنی بر تبلیغ راهبردیِ کل نگر، ترویج و نهادینه نمودن اصل دین در جامعه با نگاه های بخشی، جزئی نگر و اقدامات کوتاه مدت و مقطعی حاصل نخواهد شد؛ بلکه تمامی این اقدامات باید مبتنی بر بنیادهای اصیل دینی و بر محور ترسیم دقیق چشم اندازها، تبیین منطقی نقش و جایگاه هر یک از اجزاء، ابعاد و برنامه ریزی های همسو و هم جهت انجام پذیرد.
تحلیل رابطه ایمان و معرفت از مهم ترین مسائل انسان شناسی دینی است. سید بن طاووس از سویی بر نفی روش های کلامی و استدلالی تصریح می کند و از سوی دیگر در مواردی پرشمار، بر عقل فطری تأکید کرده و از استدلال های عقلی بهره جسته است. دیدگاه او بر جریان های عقل ستیز بعدی اثر جدی داشت. ازاین رو جمع بندی دیدگاه وی در نسبت سنجی استدلال عقلی و ایمان در حیات انسان دینی اهمیت می یابد. با کنار هم گذاردن عبارات سید بن طاووس، کفه انتقاد از معرفت استدلالی عقلی سنگینی می کند. به این ترتیب می توان وی را از سردمداران کلام نقلی یا فطری گرایی در علم کلام به شمار آورد. مخالفت با روش تفکر معتزلی در برابر مطلق روش های عقلی و نیز نفی استدلال های پیچیده عقلی در برابر قواعد بسیط عقلی، ازجمله توجیهاتی است که در جمع بین دو رویکرد وی قابل عرضه است. در این مقاله ضمن معرفی دو رویکرد مذکور و جمع بندی نهایی دیدگاه سید، برخی آسیب ها و اشکالات نظریه وی نیز گوشزد شده است.
تحقیقات نشان داده است تنظیم هیجان، نقش مهمی در ابعاد مختلف زندگی انسانی ایفا می کند. در روایات اسلا می نیز توصیه هایی در زمینه نحوه تنظیم و تغییر هیجان ها وجود دارد. هدف از این مقاله بررسی راهبردهای تنظیم هیجان درون فردی در روایات موجود در متون اسلا می و تطبیق آن با راهبردهای ارائه شده در علم روان شناسی است. روش پژوهش تحلیلی تطبیقی بوده و با استفاده از کلیدواژه های مرتبط با هیجان ، در منابع روایی جستجو شده و احادیث بر اساس نوع راهکار موجود در آن دسته بندی و مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که علاوه بر راهبردهای علم روان شناسی، در روایات اسلا می نیز راهبردهای دیگری جهت تنظیم هیجان درون فردی وجود دارد که شامل اذکار خاص، دعا، استغفار، تغذیه، رفاقت، نظافت و نماز است. می توان این راهبردها را به عنوان راهبردهای تنظیم هیجان معنوی مذهبی در نظر گرفت و از آنها برای تنظیم هیجان و آموزش به افراد بهره برد.
نویسنده در نوشتار حاضر به ترجمه بخش هایی از مقاله لوتار کوپف اقدام کرده است تا از این رهگذر، به مرور برخی یافته های زبان شناسی وی بپردازد. نویسنده در انتخاب مدخل های مقاله توجه داشته است که بخش هایی از مقاله که برای مطالعات تطبیقی قرآن و تورات برای جامعه علمی کشور درخور توجه باشد، انتخاب شوند. عاوه بر این، در راستای تبیین و انعکاس بهتر تحقیقات و یافته های لوتار کوپف، شواهد بیشتری از قرآن و متون عربی فارسی نیز بدان افزوده است.