نقد فرمالیستی یکی از رویکردهای نقدی متن محور است که توجّه به شکل و فرمِ اثر ادبی را در دستور کار خود دارد. یک منتقد شکل گرا در پی این نیست که ادیب در آفرینش ادبی خود چه می خواهد بگوید، بلکه می کوشد تا دریابد که شاعر یا نویسنده مقصود خویش را چگونه بیان می کند و تلاش دارد از رهگذر شکلِ متن، به معنا و مفهوم پنهان آن دست یابد. با توجه به این امر که سروده «أنشوده المطرِ» "بدر شاکر سیّاب" به رغم شهرت فراوانش تاکنون از دیدگاه نقد فرمالیستی مورد بررسی قرار نگرفته است، در جستار حاضر، نگارندگان برآنند تا با شیوه تحلیلی– انتقادی این سروده را از نظرگاه مکتب فرمالیسم روسی بررسی نمایند و این فرضیه را مورد تحلیل قرار دهند که شگردهای شکلی به کار رفته در شعر از یک سو به افزایش زیبایی روساخت آن انجامیده و از سوی دیگر مشخص کننده هدف و مقصود شاعر است. نقد شکل گرایانه این سروده گویای آن است که شاعر برای القای حسّ پایداری و ظلم ستیزی، آواها، حروف، واژگان و جملات را به شیوه ای منسجم و هدفمند به کار گرفته تا مخاطب با دیدن شکل زیبای بیرونیِ متن به معنا و شکل درونی آن پی ببرد. در ضمن شاعر کوشیده با کاربرد آشنایی زدایی و استفاده از شگردهایی همچون متناقض نما، کنایه، استعاره و . . . بر ادبیّت شعر خویش بیفزاید.
تفرقه در لغت، جداگشتن، و فاصله گرفتن معنا می دهد و در فرهنگ قرآن و معارف اهل بیت :، دورشدن قلب ها، عواطف اعتقادات از یکدیگر است. این عمل، پی آمد رذالت ها و صفات ناپسندیدهی انسانی است که ریشه در اعتقادات ناصحیح دارد.
هدف اصلی نوشتار حاضر دستیابی به عوامل اخلاقی تفرقه از منظر قرآن و سنّت معصومین :است. نتیجه و ثمره ی این پژوهش، تبیین علمی، جامع و دقیق عوامل اخلاقی تفرقه، جهت دستیابی به آن در تمام ابعاد زندگی دنیوی و اخروی مسلمانان و امّت اسلام است. برای تحقّق این خواسته، نگارنده به استقصای تمام آیات قرآن و نیز قسمت اهمّ روایات ائمّه ی معصومین : پرداخته است.
دانش تفسیر در بین دیگر دانش های اسلامی، جایگاه ویژه ای دارد و از همان آغاز مسلمانان، به گونه جدی بدان پرداخته اند؛ زیرا تفسیر، فهم و کشف بهترین سخنها است. از تفاسیر جدیدی که بر کتاب مسلمانان منتشر شده، می توان تفسیر المنیر فی العقیده والشریعه و المنهج تألیف مفسر و قرآن پژوه مع اصر، دکتر وهبه الزحی لی نام برد. این پژوهش به بررسی و ارزیابی این تفسیر به شیوه نقد و تحلیل و روش کتابخانه ای پرداخته است. پایبندی به روش متّبع، بررسی مسائل اجتماعی، سیاسی و فقهی معاصر و آسانی روش نگارش اشاره از امتیازات آن و مواردی چون قلت مآخذ تفسیری قدیم و جدید و قلت ارجاع نقل قول های علمی از کاستی های آن به شمار می رود.
خدای سبحان در قرآن به اهداف نزول قرآن اشاره فرموده است. نوع هدف از نظر کلان و خُرد بودن و رابطة میان اهداف و جامعیت آنها نسبت به همة آیات قرآن به صراحت ذکر نشده است. افزون آنکه اهداف مزبور در سوره ها و آیات مکی و مدنی توزیع شده، و به تناسب شرایطی که حکمت اقتضا می کرده، به برخی از آنها اشاره شده است. همین مطلب موجب گشته تا دانشمندان تفسیر و علوم قرآن دربارة اهداف قرآن و نظام وارة حاکم بر آنها تصویرهای گوناگونی داشته باشند. این مقاله دیدگاه های قرآن پژوهان را در این باره بررسی، و نکاتی را در باب روش ترسیم دقیق این نظام واره بیان می کند. حاصل بررسی اینکه هرچند دیدگاه های یادشده عمدتاً مستند به آیات قرآن هستند، در مرحلة تحلیل اهداف کلان و جزئی و نسبت و نظام واره های میان آنها دچار کاستی هایی شده اند. عمدة این کاستی ها ناشی از کم توجهی به متغیرهایی چون اجتماع و افتراق بیان اهداف در آیات و سوره ها، مخاطبان هر یک از اهداف و نیز مقاطع بیان هر یک از اهداف در سیر نزول و نیز نظام واره ای برگرفته از هندسة معارف قرآن است.
یکی از پدیده های ادبی قرن چهارم، مناظرات ادبی است که میان ادبای بزرگ آن دوران برپا می شد و مناظرات خوارزمی (323-383ق) و بدیع الزمان (358-398ه .ق) از مشهورترین آن ها به شمار می آید. خوارزمی که ادیب پرآوازه نیشابور بود مورد حسادت جمعی از علما و بزرگان آن عصر قرار گرفت و آنان با توطئه چینی، بدیع الزمان را تطمیع کرده و از این طریق به صف آرائی ادبی در مقابل خوارزمی پرداختند. پژوهش حاضر در تلاش است تا با روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به شعر این دو ادیب و همچنین روایات مورخانی که شاهد این ماجرا بودند، عوامل بروز مناظرات میان آن دو را تبیین نماید. نتایج اولیه حاکی از آن است که در پیدایش این مناظرات زمینه های ذاتی، مذهبی، علمی و سیاسی نقش به سزائی داشته، به گونه ای که تقابل روحیات متناقض اخلاقی و شخصیتی دو طرف مناظره باعث پیدایش زمینه ذاتی گردید و هم چنین اختلاف مذهب آن دو در پیدایش و استمرار مناظره تأثیرگذار بود. تلاش برای دستیابی به جایگاه علمی والا از جانب رقیب، زمینه علمی این مناظرات را فراهم آورد و درگیری خوارزمی با سیاست مداران و رجال برجسته و هم چنین حسادت آن ها نسبت به وی، بر این دسیسه چینی افزود که نتیجه آن شکست خوارزمی در برابر بدیع الزمان بود.
آیه پنجاه و دوم سوره یوسف از جمله آیاتی است که در تفسیر و ترجمه آن اختلافات فراوانی میان مترجمان و مفسران وجود دارد به طوری که به هشت شکل ترجمه شده است. اختلاف به ضمایر فاعلی و مفعولی فعل «لَمْ أَخُنْهُ» باز می گردد که با رمزگشایی از مراجع ضمایر فاعلی و مفعولی این فعل، تکلیف ضمیر فاعلی «لِیعْلَمَ» نیز روشن می شود. برخی آن را کلام زلیخا و برخی گفتار یوسف دانسته اند. نیز ضمیر مفعولی را برخی به عزیز و بعضی به یوسف و گروهی به زلیخا برگردانده اند. سؤال این مقاله این است که ضمایر فاعلی و مفعولی به چه افرادی بر می گردد؟ با توجه به آیات قبل، به نظر می رسد این آیه حکایت کلام زلیخا همسر عزیز مصر است که پس از اعتراف به خطایش نسبت به حضرت یوسف، اعلام می دارد: این اعتراف را از این جهت گفتم که همسرم عزیز بداند که من در غیابش به او خیانت نکرده ام. بنابراین بایستی در ترجمه و تفسیر آیه تجدید نظر شود و ترجمه فوق جایگزین گردد. در پایان ضمن بررسی و نقد دیدگاه علامه طباطبائی، نظر ابن کثیر را می پذیریم.