نوشتار همواره بهترین ابزار، برای ثبت اندیشه ها و انتقال معارف است و با این حال در بسیاری از مواقع جهت نشان دادن صداهای کلمات، به تکامل نیازمند است. از این جهت کاستی هایی دارد که یکی از آنها، وجود علامت هایی است که نوشته می شود. ولی خوانده نمی شود و دومی، وجود علامتهایی است که نوشته می شود ولی صدایی غیر از آنچه که برای آن تعیین شده، می دهد و سومی از آنها صداهایی است که در مقام سخن گفتن وجود دارند، ولی در کتابت علامتی برای آنها نیست.
هجای کلمات در قرآن کریم، تقریبا با نطق مطابقت تمام دارد جز در مواردی که به نظر می رسد علامت های حرکت های بلند (الف، واو و یاء) حذف یا زیاد شده است. در مقاله حاضر به بررسی و اهمیت جایگاه رسم الخط قرآن در میان مسلمانان و تفاوت های رسم الخط عثمانی و رسم الخط سلطانی پرداخته خواهد شد.
کمیت گرایی و مشغول شدن به ظاهر، یکی از آسیب های جدی در پرداختن به تعالیم اسلامی محسوب می شود؛ مقوله ای که از دیدگاه قرآن و سنت بارها مورد نقد قرار گرفته است. یکی از این تعالیم، قرائت قرآن کریم است. قرآن کریم، سنت پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) بر قرائت قرآن تأکید فراوان دارند. این تاکیدها موجب شده است مسلمانان در این مقوله به تألیف و تحقیق گسترده ای بپردازند. مسئله ای که در اینجا وجود دارد، میزان اهمیت دادن به اصل قرائت و در کنار آن پرداختن به سایر موضوعات مکمل قرائت قرآن است.
یکی از دانشمندان علوم قرآنی که به این مساله به صورت جدی پرداخته، سیوطی است. در این مقاله تلاش بر این است نوع رویکرد سیوطی به قرائت بر اساس بررسی سندی و معیارهای موجود در مکتب اهل بیت(ع) مورد نقد و ارزیابی قرار گیرد. از اشکالات اساسی بر این نوع رویکرد، تکثر روایات مقطوع، مرفوع و منقطع، نقل مطالب فراوان از صحابه، تابعین و قراء به نحوی که شبهه روایت بودن را دارد، و تاکید بیش از اندازه بر ظواهر قرائت و غفلت از مساله اصلی آن یعنی تدبر است. تدبر و میزان اهمیت آن در قرآن کریم و مکتب اهل بیت(ع) نیز در انتهای هر بخش مورد تبیین قرار می گیرد.
رهنمودهای علوی ذخیره ارزشمندی در عرصه مدیریت نوین است که در این عصر با رویکرد مطالعات میان رشته ای مورد بررسی قرار می گیرد. البته این رهنمودها گاه در قالب یک سلسله قضایا یا قواعد کلی ارائه شده است که با توجه به آن، این پرسش مطرح است که روش شناسی یا شیوه کشف این قواعد چگونه است و با اصول موجود در مدیریت چگونه پیوند می خورد. بدین منظور باید به سراغ دلالت های روشنِ متن رفت که مبتنی بر اصول لفظی و اصول عقلایی است و از دانش مدیریت فقط برای تأیید بیشتر و ایضاح فزون تر قاعده یاری جست. با این روش، به عباراتی دست یافت که به عنوان قاعدة مدیریتی نمایان شوند. قاعده ارائه شده در این مقاله برگرفته از این رهنمود امیر مؤمنان علیه السلام به مالک اشتر است: «وَ اجْعَلْ لِرَأْسِ کُلِّ أَمْرٍ مِنْ أُمُورِکَ رَأْساً مِنْهُمْ لَا یَقْهَرُهُ کَبِیرُهَا وَ لَا یَتَشَتَّتُ عَلَیْهِ کَثِیرُهَا »؛ یعنی بر سر هریک از کارهایت مهترى از آنان بگمار که نه بزرگى کار او را ناتوان سازد و نه بسیارىِ آن وى را پریشان. این قاعده ناظر به مسئلة «ضرورت رعایت تناسب مشاغل با توانمندی ها» در دانش مدیریت است.
وجود چند روح برای انسان ها از مباحث مطرح شده در میراث روایی امامیه است که با برخی مسائل کلامی پیوند خورده است. مجموع روایات مرتبط با این موضوع، حاوی تفاصیلی است که هر تک روایت به بیان برخی از آنها بسنده کرده است. مقاله حاضر می کوشد روایات مرتبط با این موضوع را به صورت کامل جمع آوری کند و فارغ از اعتبارسنجی و بررسی های تفسیری آنها، با کنار هم چیدن و دسته بندی این روایات، تصویری جامع از مسئله تعدد ارواح انسان در روایات امامیه و آیات قرآن کریم ترسیم نماید و بر مبنای مضامین پرتکرار این روایات، یک جمع بندی اولیه از این مسئله ارائه دهد. نتیجه تحقیق آن است که همه انسان ها دست کم دو روح به نام های روح الحیاه و روح القدیمه دارند. علاوه بر این، خداوند مؤمنان را از روح الایمان و پیامبران را از روح الایمان و روح القدس و پیامبر اسلام و جانشیان ایشان را از روح القدس، روح من امر الرب و روح الایمان نیز بهره مند کرده است.
خداوند در زبان دینی، وجود برتر است و نه تنها ذات مقدّس، بلکه صفات و کلام او را در قیاس با سایر موجودات نمی توان شناخت. آیات وحیانی هرچند کلام خدا، امّا خطاب به آدمی و برای رساندن او به کمال و سعادت حقیقی محسوب می شوند و فقط با درک و فهمی دارای ضابطه جذب فطرت الهی وی خواهند شد. لذا فهم متن وحیانی و درک مراد جدّی خداوند، انسان را در مسیر آگاهی صحیح و هدایت واقعی قرار می دهد. از روشهای رایج فهم در عصر حاضر، فهم هرمنوتیکی از متن است که برخلاف ادّعای برخی مبنی بر ابتکار آن از سوی غربیان، از دیرباز مبانی و روشهایی از آن توسّط مفسّران و اندیشمندان مسلمان به کار گرفته شده است. این نوشتار به بررسی اجمالی فهم روش مندانه، و نه صرفاً و اصطلاحاً هرمنوتیکی، مفسّران از کلام الهی پرداخته، نتیجه می گیرد که تفسیر قرآن گاه به راستی امری سهل و ممتنع می نماید؛ زیرا عوامل گوناگونی در فهم مفسّر دخیل و مؤثّرند و دلیل اختلاف نظر مفسّران در تفسیر آیات و فهم معارف قرآن اغلب به حضور یا عدم حضور و شدّت و ضعف این عوامل در مقدّمات تفسیر هر یک ارتباط دارد، عواملی مانند ادبیّات آیات و بلاغت آن، جغرافیای متن (فضا و اسباب نزول آیات)، شخصیّت مفسّر، دیدگاه ها و زمانة او.