نهج البلاغه مصداق عینی از منابع اسلامی و علمی و قابل استناد برای مراجعه متخصصان روان شناسی است. مقاله حاضر با روش پژوهش کیفی توصیفی تحلیلی، رویکرد نهج البلاغه به موضوع تنش های روانی و درمان آن ها را از دو جنبه بررسی می کند. از یک منظر نگاه خاص امام علی(ع) به علل اصلی فشارهای روانی مورد بحث قرار می دهد و از منظر دیگر ارزیابی عوامل فشارزای زندگی. در کلام امام علی(ع) رویکردی با دو محور شناختی و رفتاری مشهود است که ضمن تبیین عوامل و علل تنش ها، درمان مبتنی بر ارتقای سطح ارزیابی شناختی از وقایع و اتخاد شیوه های رفتاری تأمین کننده سلامت روانی را مطرح ساخته است. نویسنده در مرحله بعد، ارائه تطبیقی برخی از یافته های جدید پژوهشگران روان شناسی را در مقایسه با مبانی روان شناختی مطرح شده در نهج البلاغه نشان می دهد.
زیارت نامه جامعه کبیره، برای نخستین بار به بیان تفصیلی ویژگی ها و شئون ائمه اطهار: پرداخته است. عوامل مؤثر بر تدوین این متن، از مهم ترین پرسش هایی است که پس از پذیرش اصالت آن، نیازمند یافتن پاسخ مناسب است. نوشتار حاضر، با نگرش زمان مند به این متن و بهره گیری از شواهد تاریخی، کوشیده است به این پرسش پاسخ دهد که چه نسبتی میان مضامین زیارت جامعه و نیازهای شیعیان امامی در عصر امام هادی(ع) (212-254ق) برقرار بوده است؟ یافته های این پژوهش، نشان می دهد که قالب و مفاد زیارت نامه جامعه کبیره، جوابگوی نیازهای خطیر معرفتی امامی مذهبان در زمانه امام هادی(ع) است و می توان آن را یک نظام نامه جامع برای مدیریت افکار شیعیان امامی در آن دوره شمرد.
سیرهنگارى به عنوان یکى از شاخههاى مهم تاریخنگارى اسلامى، در رویکرد مسلمانان به تاریخپژوهى و مطالعات تاریخى نقش مهم و ارزندهاى ایفا کرده است. به عبارت دیگر، سیرهنگارى که با ثبت و ضبط سیره پیامبر صلىاللهعلیهوآله آغاز شد، مدخل و دروازه پهناورى بود که مسلمانان از مسیر آن به مطالعه و بررسى دیگر رخدادها و تدوین آنها راغب شدند. در این مقاله، نگارنده کوشیده است تا معنا و مفهوم سیره، علل و عوامل پیدایش و شکوفایى سیرهنویسى، ویژگىها و مشخصههاى کتابهاى سیره و معدود مطالب مرتبط دیگرى را مورد بررسى و پژوهش قرار دهد. یافتهها مبیّن آن است که در پیدایش و شکوفایى سیرهنویسى، شناخت و عمل به سنت و سیره پیامبر صلىاللهعلیهوآله (به عنوان دومیّن منبع حُکمى مسلمانان) عامل مهم و اصلى بوده است. عامل مزبور موجب شده تا از صدر اسلام تاکنون آثار فراوانى به رشته تحریر در آید. در بیان ویژگىها و مشخصههاى کتابهاى سیره مىتوان به مواردى، همانند کاربرد و استفاده از شیوه حدیثى و خبرى در طرح رخدادها و حوادث، قرار گرفتن مطالب در هاله تقدّس، دخالت داشتن گرایشهاى فکرى ـ عقیدتى و سیاسى در طرح یا عدم طرح برخى وقایع و حوادث و تلاش معدودى از سیرهنویسان متأخر در پیرایه زدایى و تحلیل گزارشها اشاره داشت.
مفهوم «شرط»، از جمله مباحث علم اصول فقه و به معنای انتفای حکم موجود در قضیه شرطیه در فرض انتفای شرط است. برای اثبات و وجود مفهوم شرط، لازم است با انتفای موضوع، سنخ حکم موجود در قضیه شرطیه منتفی شود و نه شخص حکم. اما انتفای سنخ حکم در قضایایی که حکم مستفاد از هیأت است، با یک اشکال جدی روبهرو است؛ چرا که بنا برنظریه مشهور در خصوص وضع هیأت، حکم مستفاد از هیأت، دارای معنای جزئی و به عبارتی شخص حکم است. بنابراین آنچه در قضیه وجود دارد شخص حکم است، در حالیکه اثبات مفهوم، متوقف بر انتفای سنخ حکم است. اکثر محققان اصولی به منظور دفع این اشکال، به دنبال اثبات تعلیق سنخ حکم هستند و با توجه به تفاوت مبنا، استدلالهای مختلفی مطرح کردهاند که کلیه آنها مورد مناقشه و مردودند. با توجه به این که موضوع در قضایای شرعی، به طور غالب و بنابر اصل از نوع حقیقیه (کلی) است؛ نظریه مشهور در خصوص وضع هیأت با اشکال مهم دیگری مواجه میشود و آن، عدم تناسب بین موضوع کلی و حکم شخصی است. لذا در فرض کلی بودن موضوع، لزوماً باید سنخ حکم بر آن مترتب شود تا همه حالات و مصادیق موضوع را در برگیرد و ترتب حکم شخصی بر موضوع کلی، معقول نیست. بنابراین، با حفظ نظریه مشهور در باب هیأت، برای دفع اشکال مورد نظر و اثبات مفهوم شرط راهی باقی نمی ماند.