در این تحقیق راجع به یکی از بزرگترین شبهات وهابیت یعنی توسل بحث شده است، توسل ازموضوعاتی است که همه مذاهب اسلامی آن را از امور اعتقادی خود می دانند؛ تنها فرقه وهابیت آن را انکار کرده است، معتقدان به توسل را مشرک و خارج از دین می پندارند. بنیان گذار فرقه ی وهابیت «محمدبن عبدالوهاب» است، او کسی است که با ادعای احیای توحید و سلفی گری همان عقاید و افکار «ابن تیمیه» را در شبه جزیره العرب پیاده کرد. (این فرقه از قرن دوازدهم تاکنون بر جای مانده است) از جمله شبهاتی که مطرح کرداند: لغو و بیهوده بودن توسل به مرده، آیه قرآن برعدم توسل، استمداد و کمک فقط از خداوند که به طور مختصر به این شبهات در این مقاله پاسخ داده شده است.
شعر دوره سقوط با ویژگیهای خاص در تاریخ ادب عربی معرفی شده است .تقلید و تکرار و عدم نوآوری شعرا ‘ رشد کمی شعر‘ معماگویی‘بازی با حروف و کلمات ‘ و استعمال بیش از حد صنایع بدیعی ‘از جمله صفاتی است که شعر دوره سقوط را به آن متصف نموده اند . شرف الدین انصاری از شعرای قرن هفتم این دوره است . اغراض شعری او به مدح اختصاص یافته و فقط سه مورد رثاء در کل دیوان او ملاحظه می شود . او ابیات امرؤالقیس ‘ متنبی ‘ ابوتمام ‘ کعب بن زهیر‘و عمربن ربیعه را تضمین نموده ‘ و همه تضمین ها از یک سطح برخوردار نیستند بلکه بعضی از آنها نقد پذیرند . زهدیات در شعر او از جایگاه ویژه ای برخوردار است ‘ که این امر به زمان شاعر و روحیه فردیش باز می گردد. اصطلاحات عروضی به کار رفته در شعرش و معماهای رد و بدل شده بین او و پدرش ‘ از تأثیر او از عوامل سقوط حکایت می کند . اقتباس های قرآنی در اشعار او بسیارند . بعضی از این اقتباسها به علت تکرار و کثرت ‘ قوه خیال شاعر را تحت تأثیر قرارداده است ‘ ولی برخلاف دیگر شعرا ایات محدود به سوره های خاصی نیست و از پراکندگی خوبی برخوردار است . اقتباس از آیات سوره شمس و نازعات به عنوان نمونه بارز اقتباس در شعر عربی مشهور گشته است . در مدائح نبوی او برخلاف دیگر بدیعه سرایان تاریخ و حدیث و روایت کمتر به چشم می خورد ‘ علاوه بر اینکه اهل بیت (ع) در کنار پیامبر (ص)مورد توجه قرار گرفته است .
بانکداری، از ارکان مهم یک نظام اقتصادی است. بانک ها، بدان رو که با سرمایه و اموال گروهی از مردم تأسیس و اداره می شوند، ارتباط قابل توجهی با بیت المال مسلمین دارند. صیانت و حفاظت از سرمایه های مردم، برای رشد و توسعه اقتصادی و اجرای عدالت، عقلاً و شرعاً، لازم و واجب است. در چنین شرایطی، مدیریت ریسک یکی از اجزای حیاتی فعالیت های مالی و اعتباری خواهد بود. در بین انواع ریسک هایی که بانک ها و نهادهای مالی با آن مواجه اند، ریسک اعتباری اهمیت بهسزایی دارد. کمّی سازی و اندازه گیری ریسک اعتباری، برای مدیریت مناسب آن، اعتبارسنجی مشتریان را، پیش از اعطای تسهیلات، امری ضروری ساخته است. در قرآن کریم آیات مختلفی در باب آداب و احکام کسب و کار و حواشی مربوط به آن مطرح شدهاست. در این مقاله، با بهره گیری از روش تحلیل توصیفی، و با استفاده از مستندات مستخرج از قرآن، روایات و مبادی فقهی، سعی شده است که ضرورت اعتبارسنجی مشتریان در هنگام اعطای تسهیلات بررسی شود و الگویی مناسب برای آن ارائه شود. در نهایت، الگویی با عنوان ""الگوی اسلامی""، که بیانگر معیارهای برگرفته از آیات و روایات است، برای اعتبارسنجی مشتریان، ارائه شده است. این الگو شامل شاخص هایی چون منفعت و سودآوری، وثیقه، لیاقت و صلاحیت عملی، قرارداد، رفتار اعتباری، آگاهی و دانش و نمای آینده است.
سرگذشت خداباوری در تاریخ قوم یهود که در تقسیم بندی ادیان جزو ادیان توحیدی یا ابراهیمی محسوب می شود، مسیر پرفراز و نشیبی را طی کرده و از جان پرستی[1] و باور به ارواح طبیعت تا حل شدن همه خدایان در خدایی واحد را دربر می گیرد. این سیر خداگرایی در قوم یهود از مفهوم خداوند در اندیشه عبرانیان کوچ نشین آغاز شده و تا مرحله خدایی که حضرت موسی به قوم بنی اسرائیل معرفی کرد و سرانجام تا برداشت مفسران یهودی همچون ابن میمون[2] و اسپینوزا[3] ادامه پیدا می کند. بنا به همین دلایل است که داستان قوم بنی اسرائیل و سیر خداباوری آنان بخش بسیار مهمی را در آیات قرآن کریم به خود اختصاص داده است و خداوند در این کتاب مقدس نیز فراز و نشیب ها و انحراف های این قوم را در گرایش به خداباوری ایشان در ابعاد فردی و اجتماعی مورد توجه قرار می دهد و انسان ها را به پندپذیری از نقاط قوت و ضعف آن فرامی خواند. دستاورد اصلی این پژوهش بررسی عوامل درونی مانند اساطیر، باورهای قومی، تحریفات دینی و عوامل بیرونی مانند تأثیر ملت های دیگر بر فرایند خداباوری این دین بوده که در کتب مقدس یهود و قرآن کریم نیز منعکس شده است.
بیشتر فقیهان و مفسران امامیه در مورد دلالت آیه « وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلا » بر این باورند که آیه شریفه، ناظر بر مقام تشریع است که نتیجه آن، نفی هر گونه احکامی است که به هر شکلی می تواند بستر تسلط کفار بر مسلمانان را فراهم آورد و گروه اندکی از مفسران اهل سنت پیرو مبنای دلالت انشائی آیه شریفه نفی سبیل هستند اما دیدگاه های دیگری نیز وجود دارد که برخی از آنها دلالت آیه شریفه را به قرینه بخش پیشین آن: « فَاللَّهُ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ یَوْمَ الْقِیامَه بالحقّ » تنها ناظر بر اِخبار از نفی غلبه کافران بر مسلمانان در زمینه احتجاج و برهان می دانند، از نظر مفسران فریقین امکان جمع میان دو مبنای دلالت انشائی و اِخباری آیه شریفه نفی سبیل مبتنی بر آن است که مفهوم نفی غلبه به معنای عام و «سبیلا» به عنوان نکره در سیاق نفی که افاده عموم دارد، در نظر گرفته شود.