«مایکل سلز»، قرآن پژوه آمریکایی درباره معراج پیامبر(ص) بر سه موضوع تأکید می کند؛ این که واژه معراج در قرآن به کار نرفته و درباره آن توضیح کافی داده نشده است. دیگر این که قرآن بیان می کند که محمد(ص) هیچ معجزه ای متفاوت از معجزه خدایی خود؛ یعنی قرآن نیاورده است. و معراج پیامبر (ص) در خواب و رؤیا صورت پذیرفته است. به عقیده او، بحث پیرامون لایه های این موضوع عمدتا برشواهد غیر قرآنی مبتنی است و دراین باره تنها اطلاعات اندکی در سوره اسراء یافت می شود. افزون بر این وی تلاش کرده است تا واقعه معراج را برگرفته از آیین های یهود و بودایسم جلوه دهد. هدف این مستشرق در واقع اثبات عدم وقوع معراج رسول اکرم(ص) است؛ در مقابل «آنه ماری شیمل»، معراج پیامبر(ص) را برگرفته از آیه نخست سوره اسراء می داند و بر این باور است که دو سیر( افقی و عمودی) برای پیامبر اکرم(ص) اتفاق افتاده است. و معراج را برخلاف «سلز»، از معجزات الهی می داند. «آنه ماری»، به دلیل این که به منابع اهل سنت بسنده کرده است در برخی از آراء خود همچون؛ رؤیت یا عدم رؤیت خداوند در معراج توسط پیامبر(ص)، جسمانی یا روحانی بودن معراج دچار تشکیک عقیده شده است. به رغم نقدهای اساسی که بر برخی از ارکان نظریه های این دو خاورشناس وارد است، نکات مثبتی نیز در آراء ایشان مشاهده می شود. در این مقاله سعی شده است که ابتدا دیدگاه خاورشناسان مذکور بیان گردد، سپس به بررسی و نقد آراء ایشان پرداخته شود
اصول عرفان ابن عربی، واضع نظریة خیال، بر حکمت متعالیة ملاصدرا تأثیر فراوانی گذارد، چنانکه می توان نظریة تجرد خیال و وساطت و طریقیت عالم خیال را مهم ترین عوامل شکل گیری حکمت متعالیه قلمداد کرد. به بیانی دیگر، می توان وجه تمایز مبنایی «حکمت متعالیه» با «حکمت مشاء» و «حکمت اشراق» را در تجرد عالم خیال و صور خیالی در حکمت متعالیه و عدم تجرد آن ها در حکمت مشاء و اشراق دانست. در مقاله حاضر، نظریه خیال به عنوان محوری ترین عنصر نظریة عرفانی ابن عربی و حکمت متعالیه ملاصدرا مورد پژوهش و مداقّه قرار گرفته است و چیستی و چگونگی عالم خیال و قوة تخیل بررسی و تحلیل شده است. سپس، وجوه اشتراک و افتراق دو دیدگاه مزبور، با محوریت خیال، تبیین شده است.
چکیده
در نوشته حاضر، روند و جریان تاریخ نگارى شیعیان در سدههاى نخستین بررسى شده است. طرح دو دیدگاه در باره جهتگیرى مذهبى گزارشهاى موجود در مصادر تاریخى اهلسنت، و نیز بررسى واژهها و اصطلاحات تاریخنگارى در کتابهاى فهرست شیعه، بهویژه رجال نجاشى، و همچنین تجزیه و تحلیل نوشتههاى تاریخى شیعیان، از جمله مباحث این نوشته است. نتیجه این پژوهش آن است که شیعیان به تاریخنگارى (بهویژه حوزهها و محورهایى، مانند غیبت امام دوازدهم که دیگر فرقهها به آن کمتر توجه داشته) اهمیت دادهاند. البته از آنجا که به صاحبان قدرت، اعتماد نداشته به روند تاریخنگارى عمومى و تاریخ خلافت، رغبت چندانى نشان ندادهاند. در ادامه، شیوه و سبک تاریخنگارى «جلودى» یکى از مورخان پرتألیف، اما گمنام شیعه بررسى شده است.
ظهور قصی بن کلاب در عرصه ی سیاسی ـ اجتماعی مکه و اهتمام او در تجمیع قریش و تأسیس مناصب اجتماعی این شهر، زمینه ورود این منطقه را به عرصه مدنیت هموار کرد. بازرگانان قریش که به حیث تحمس در دین و حفظ حرمت کعبه حاضر به خروج از محدوده ی حرم نبودند و تجارت آنها نیز عمدتاً صبغه ی محلی داشت در پرتو درایت هاشم بن عبدمناف در برقراری ایلاف، با وانهادن اعتقاد و ورود به عرصه های تجاری فرامنطقه ای و کسب درآمدهای فراوان و انباشت سرمایه، اوضاع اقتصادی و اجتماعی مکه را دگرگون کردند. بسترهای برقراری ایلاف، فرآیندها و فرآورده های آن، عمده ترین محورهایی است که این مقاله به بررسی آنها خواهد پرداخت.