شهدا، انسان های کاملی هستندکه آموزه های دینی را با تمام وجود درک نموده اند. عالی ترین جلوه گاه کمال انسانی شان آنجاست که عزیزترین مطاع دنیایی شان، جان را در راه معبود خویش ایثار نمودند. لذا شهدا را می توان در همه عرصه ها به ویژه نماز که متعالی ترین هنگامه ی ارتباط عاشقانه و عاطفی خلق با خالق است، الگوی خویش قرار داد. با مطالعه ی اجمالی سیره و وصایای پرمحتوای شهدا به وضوح درمی یابیم که «نماز» و به ویژه «نماز اول وقت» از مهم ترین توصیه ها و مشی عبادی آنان به شمار می رود. در این راستا تأکید فراوان شهدا بر اقامه نماز به جماعت و شرکت مستمر و هدفمند در نمازجمعه است که حکایت از توجه ویژه آنان به وحدت و همبستگی میان مسلمین در مسیر دشمن شناسی و دشمن ستیزی دارد. لذا نگارنده برآن است که با تکیه بر وصایا و سیره عملی شهدا «جایگاه نماز و اهمیت آن» را از منظر ایشان مورد تحلیل قرار دهد.
عینی یا ذهنی بودن ارزش های اخلاقی و درونی یا بیرونی بودن منبع انگیزش اخلاقی، از مباحث مسئله ساز فلسفه اخلاق معاصرند؛ زیرا ذهنی بودن ارزش ها، به نسبی بودن اخلاق، و بیرونی بودن منبع انگیزش، به ضعف در عمل منجر می شود. هدف این مقاله، حل این مسائل براساس توحید اطلاقی از نگاه علامه طباطبایی است. روش ما در گام اول، تبیین و تحلیل نظریه توحید اطلاقی و در گام دوم، استنتاج لوازم این نظریه در پاسخ به آن مسائل است. توحید اطلاقی می تواند هم مبنای عینیت ارزش های اخلاقی و هم معیاری درونی برای انگیزش اخلاقی آزاد و متعالی باشد؛ زیرا انسان موحد براساس اسماء حق تعالی، که عینی اند، عمل کرده و فقط یک ذات را در تمام هستی می بیند و تمام صفات و افعال متکثر در آینه های آفاقی و انفسی را تصاویری از صفات و افعال حق تعالی می داند. تبیین وحدت اطلاقی و تمایز آن با سایر مراتب توحید، اثبات عینیت ارزش های اخلاقی و سازگار بودن آن با انگیزش اخلاقی درونی و آزادانه و نیز تمایز آن با سایر انگیزش های اخلاقی در نظام های مبتنی بر وظیفه گرایی و سودگروی فردی یا جمعی دنیوی یا اخروی، از دستاوردهای این مقاله است.