امروزه در بخش هایی از جامعه مسلمانان سخنانی در قالب سبّ و شتم و یا لعنِ با نام و نشان و حتی تکفیر دیگران شنیده می شود. به نظر می رسد در گذشته های دور نیز این رفتار پیشینه داشته است و در سده های پیشین نیز داعیه داران حکومت و تفکرات مذهبی چنین رفتارهایی داشته اند. از نخستین حرکت های هدفمند در راستای تخریب رقیب، شیوه بنی امیه در ترویج سبّ و لعن آل ابی طالب× بوده است. گروه های دیگر نیز هریک با توجه به گرایش های خود واکنش هایی در برابر حرکت بنی أمیه نشان دادند. کیسانیه یکی از همین گروه هاست که با پیکان حملات زبانی، دو خلیفه اول و دوم را نشانه رفت. بررسی های انجام شده در این پژوهش نشان می دهد دو گروه بنی امیه به عنوان نظام حاکم و کیسانیه به عنوان یک جریان، به گسترش سبّ و شتم و لعنِ با نام و نشان دامن زده اند. بنی عباس نیز که میراث خوار کیسانیه بوده اند تا پیش از به قدرت رسیدن، در ترویج آن کوشیده اند.
ازآنجاکه فطرت از مبانى مهم انسان شناختى در دانش تعلیم و تربیت است، این پرسش مطرح است که این مفهوم از نگاه قرآن به چه معناست و چه ابعاد و ویژگى هایى دارد؟ آیات مرتبط با فطرت را مى توان در چهارده گروه دسته بندى نمود. پس از بررسى این آیات به روش تحلیلى استنباطى مى توان نکات ذیل را در سه بخش ارائه نمود. اول، نکات عمومى درباره فطرت: فطرت ذاتى و خدادادى است و نه اکتسابى که در همه افراد بشر همسان مى باشد. فطرت اگرچه تغییرناپذیر است و از بین نمى رود، اما ممکن است ضعیف و فراموش گردد. گرایش ها و بینش هاى فطرى نیازمند یادآورى هستند. عواملى نظیر تزکیه نفس باعث رشد داشته هاى فطرى انسان مى گردد. دوم، نکات درباره بعد شناختى فطرت: علاوه بر «خودشناسى فطرى» انسان، بخشى از شناخت هاى فطرى انسان مربوط به ربوبیت الهى و صفات وحدانیت، الوهیت، خالقیت و رازقیت الهى مى باشد که از آن به عنوان «خداشناسى فطرى» یاد مى شود. سوم، نکاتى در بعد گرایشى و انگیزشى انسان است: انسان داراى گرایش هاى فطرى «خداپرستى فطرى»، «کمال طلبى»، «فضیلت گرایى»، «میل به جاودانگى» و «حق گرایى» است. خداوند و دین او محبوب فطرى انسان، و کفر، فسق، سرکشى و گناه، منفور فطرى انسان است.
حدیث سلسلة الذهب، از زبان حضرت علی بن موسی الرضا (ع) در سفر اجباری به سوی مأمون، در نیشابور و به درخواست جمع کثیری از راویان و محدثان بیان شده است. چون در سلسله سند این حدیث تا رسول خدا (ص) ، همه از اولاد آن حضرت و ائمه معصوم (ع) قرار هستند، در نزد اهل سنت به حدیث «المسلسل بالأشراف» شهرت یافته است. این حدیث دو مطلب را بیان می دارد: یکی اینکه توحید الهی، دژ استواری است که هر کس در آن وارد شود از هر نوع عذابی ایمن خواهد بود. دیگر اینکه شرط لازم برای ورود به آن دژ، مقام ولایت و معرفت به امامت است. این نوشتار علاوه بر آن، به اهمیت و حقیقت کلمه توحیدیه و بررسی سندی آن می پردازد و همچنین کلمه توحید را از لحاظ ادبی بررسی می کند. با توجه به اینکه راویان، آن حضرت را می شناختند، این سؤال مطرح می شود که چرا حضرت رضا (ع) حدیث را با سند متصل به رسول خدا (ص) نقل فرمودند؟ و اصولاً بین شرط و مشروط چه تناسبی می تواند وجود داشته باشد؟ این همان مسئله اساسی است که نوشتار حاضر درصدد بیان آن است تا با روش کاملاً توصیفی و تحلیلی به این پرسش ها پاسخ داده شود. حائز اهمیت ترین مسئله، عبارت است از اینکه برای درک توحید حق تعالی راهی جز امام معصوم (ع) وجود ندارد، پس راز بیان این روایت در آن جمع، همین است که باید بین امام و خلیفه یا حاکم تفاوت قائل شد.
دین در ابعاد گوناگونى همچون پىریزى نظام ارزشى، فراهم آوردن ضمانت اجرایى و تقویت انگیزه درونى به یارى اخلاق مىشتابد و آدمیان را به تهذیب و تزکیه روحى فرا مىخواند . پیوند دین و اخلاق از زوایاى گوناگونى قابل بررسى است و نویسنده در این نوشتار به نقد دیدگاهى پرداخته که از تقابل دین و اخلاق سخن مىگوید و اخلاق دینى را تعبیرى خود متناقض مىخواند .
«توریه» یعنی پنهان داشتن مقصود اصلی خود از طریق به کار بردن کلامی که معنای ظاهریاش خلاف معنای اراده شده متکلم است. برخی توریه را دروغ میدانند. بنابراین، به کار بردن آن را تنها در مواردی که دروغ جایز است، مجاز میشمارند. برخی دیگر، توریه را مطلقاً جایز میشمارند. منشاء اختلاف از اینجا ناشی میشود که ملاک دروغ بودن کلام، خلاف واقع بودن ظاهر کلام است، یا خلاف واقع بودن مقصود متکلم. از آنجایی که متکلم در توریه معنای خلاف واقعی از کلامش اراده نکرده و بدون توجه به مقصود و مراد گوینده از کلامش نمیتوان آن را دروغ خواند، توریه مصداق دروغ نیست. اما در باب حکم توریه، باید به انواع توریه بر حسب قصد متکلم توجه داشت. اگر مقصود از توریه، صرفاً پنهان داشتن مقصود اصلی خویش از کلام باشد، بدون اینکه با عدم نصب قرائن کلامی لازم یا نصب قرائن انحرافی، موجب فریب مخاطب شود، در آن صورت توریه جایز است؛ زیرا پنهان کردن مقصود اصلی و واقع، فی حد نفسه، عمل غیراخلاقی نیست مگر عناوین ثانویه بر آن مترتب شود. اما اگر در توریه قصد فریب مخاطب وجود داشته باشد و گوینده بخواهد معنای خلاف واقع به مخاطب تفهیم کند، توریه مصداق فریب بوده و جایز نیست مگر در موارد جواز فریب.
در میان اندیشمندان مسلمان، صدرالمتألهین ازجمله کسانی است که رویکرد خاصی به حدود شناختیِ عقل در فهم قرآن به عنوان یک متن وحیانی دارد.وی معتقد به جداناپذیری شریعت و اصول عقلی است و قرآنرا امری عقلی میداند. بنابراین نقش عقل در اصول و مبانی مورد پذیرش ویدر جهت فهم قرآن قابل توجه است. صدرالمتألهینتدبر در آیات قرآن را مرتبط به تدبر در عالم هستی میداند وقرآن را نور عقلی معرفی میکند که از طریق آن نور، مبدأ و معاد شناخته و حقایق اشیا مشاهده میشود. ملاصدرا هم تراز با درجات کمالی خرد انسانی به درجه ای از بطن قرآن معتقد است. انسان کامل کسی است که ازجهت مرتبه عقلی به اکمال رسیده است. ملاصدرا شرط بهره مند شدن از حقیقت و بطون قرآن را استفاده از نیروی تعقل میداند و براین اساس، تأویل در تفسیر قرآن امری ضروری استو میدان درک معانی قرآن برای جولان اهل فهم و تأمل و تعقل وسیع است. در این تحقیق به واکاوی نقش عقل در درک معانی قرآن از دیدگاه صدرالدین شیرازی خواهیم پرداخت.
تحلیل رفتار دولت ها، بخصوص در حوزه رفتارهای اقتصادی، یکی از مسائلی است که از دیرباز مورد توجه اندیشمندان قرار داشته است. رفتارهای اقتصادی دولت ها بر توسعه ملی کشورهای در حال توسعه نقشی تعیینکننده داشته که متقابلاً بر ثبات و امنیت اجتماعی ـ سیاسی اثر میگذارد. رفتارهای اقتصادی دولت، بسته به نوع گفتمان دولت ها متغییر میباشد. عملکرد اقتصاد سیاسی دولت ها در کشورهایی که اقتصادشان متکی به درآمدهای رانتی است، با تأثیری که از گفتمان حاکم بر دولت ها میگیرند، شاخصه های تغییر بیشتری دارند. برای دستیابی به بررسی این رابطه، از روش های تحقیق ترکیبی که متکی به توصیف و تحلیل هستند استفاده میشود. هدف این تحقیق، معرفی یکی از این روش های ترکیبی است تا رابطه گفتمان دولت را با عملکرد اقتصاد سیاسی به صورت روشمند تبیین کنیم. دولت های تحصیلدار با توجه به ماهیت خاصی که دارند، برای گفتمان های خود شاخصه هایی انتخاب میکنند که بر عملکرد آنها در حوزه اقتصاد تأثیرگذار میباشد. این گونه دولت ها هرچه بیشتر به منابع رانتی متکی باشند میزان استقلال آنها از جامعه و تأثیر گفتمانشان بر حوزه اقتصادی بیشتر است.
دعای سمات یا شبّور دعایی است که بنا بر نقل از دین یهودی به دین اسلام راه یافته است و آن عبارت از همان دعایی است که یوشع بن نون، وصی حضرت موسی دستور داد، لشگریانش آن را به هنگام جنگ با عمالقه در شیپورهای جنگی بدمند و به همین مناسبت هم دعای «شبّور» (شیپور) نامیده شده است. مضامین و الفاظ مشابه آن با تورات مؤید این نقل است. آنچه در این مقاله به بررسی آن پرداخته شده، فقره ای از این دعاست که در آن نبوت و دریافت وحی حضرت موسی از جانب خدا را بازتاب داده است. در این مقاله مضامین این فقره از دعا میان قرآن و تورات مقایسه شده و نشان داده شده است که چگونه میان این سه توافق برقرار است. در هر سه سخن از این قرار است که خدا با حضرت موسی از ورای ستونی از نور یا آتش سخن گفته است.