واقعیت و حقیقت تجربه های عرفانی مولانا مدت زمان زیادی است که مورد توجه صاحب نظران قرار گرفته است. اینکه آیا وی واجد چنین تجربیاتی بوده یا نه و اگر بوده این تجربه ها چه کیفیتی داشته اند و چه مواردی را شامل می شده، مورد سوالات بسیاری قرار گرفته است. با توجه به دیدگاه های مختلف راجع به تجربه عرفانی و تجارب عرفانی مولانا تحقیقات متعددی در این زمینه صورت گرفته است و باب بحث همچنان باز است. مقاله حاضر در استمرار این واکاوی ها خواهان بررسی موضوع براساس مثنوی است. مقاله حاضر ضمن تعریف تجربه عرفانی به زمینه ها، علل، نتایج و موارد تجارب عرفانی مولانا پرداخته است.
»قضاوت« در معنای خاص خود که توسط افراد متخصّص )قاضیان( انجام میگیرد، به دلیل نیاز مبرم دستگاههای قضایی بدان مورد بررسی بسیاری از علما قرار گرفته است؛ ولی در زمینه قضاوت به معنای عام که همواره از جانب عموم انسانها در طول زندگی انجام میشود و اهمیتش کمتر از نوع اوّل نیست، به صورت کامل و مستقل کاری انجام نگرفته است. از آن جا که قرآن کریم هدایت کننده انسان است، به این مسأله نیز که در جهت هدایت انسان نقشی عمده دارد، پرداخته است. در این مقاله این موضوع مهم از دیدگاه قرآن بررسی شده است. بدین منظور نخست کلیه آیات مربوط به آن استخراج و بررسی گردیده و در مرحله بعد با دسته بندی آنها مطابق با جنبه های خاصی که مفسران و دانشمندان اسلامی به آن پرداختهاند، ابتدا تعریف »قضاوت« و انواع آن و سپس دیگر عناوین به ترتیب بیان گردیده است. »عوامل قضاوت حق« به این نکته میپردازد که چه نکاتی را باید رعایت کنیم تا قضاوتهای ما هر چه بیشتر به حق نزدیک شود. »آفات قضاوت حق« مسائلی که پرهیز از آنها موجب نزدیکتر شدن به قضاوت حق میگردد، به ما گوشزد میکند. »پی آمدهای قضاوت« از ایک طرف با طرح آثار خوب قضاوتهای حق ما را به این نوع قضاوت تشویق میکند و از طرف دیگر با ذکر آثار بد قضاوتهای باطل به ما هشدار میدهد که از آنها بپرهیزیم.
فریقین سند احادیث نهی از تفسیر به رأی را پذیرفته و درباره مفاد این احادیث به دو گروه کلی تقسیم شدهاند؛ گروهی با استناد به این روایات هر نوع کوششی را برای استنباط مراد خدا از ظواهر آیات مردود و حرام میدانند و گروه غالب با ردّ این نگرش نهی از تفسیر به رأی را به معنای نفی مطلق تفسیر قلمداد نمیکنند و بر این باورند که مقصود از این روایات تفسیر بدون علم و یا تحمیل رأی بر قرآن است. برخلاف تصور برخی اختلاف نظر این دو گروه لفظی نیست؛ چه این که تقسیم این روایات به تفسیر به رأی جایز و غیر جایز بیمورد است. اکثر قرآنپژوهان فریقین معتقدند کاوش در حیطه ظواهر الفاظ قرآن برای درک مراد خدا پس از فحص و بررسی تمام شواهد و قراین درون نصی و برون نصی عنوان تفسیر دارد اما مصداق تفسیر به رأی نیست در این معنا و نیز مصادیقی که برای تفسیر به رأی ذکر کردهاند به نقاط مشترک فراوانی در بین فریقین بر میخوریم؛ از این رو هیچ کدام از دو فریق نمیتوانند یکدیگر را متهم کرده تفسیرشان را در جرگه تفسیر به رأی محسوب کنند.
آز آنجا که موضوع علل و عوامل ظهور سکولاریسم در مغرب زمین و اروپا، یکى از مباحث بسیار مهم در عرصه علم به شمار مىآید، جا دارد ابعاد مختلف و متفاوت آن مورد بررسى و پژوهش قرار بگیرد.
در این نوشتار، تلاش شده درباره زوایاى روشن و غیر روشن آن از نظر دینى و مذهبى مطالعه و تتبع صورت بگیرد. از این رو، به عللى مانند الهیات جزمى، سوء استفاده از عقاید مردم، فقدان شریعت و... اشاره گردیده و در نهایت نتیجه گرفته شده که سکولاریسم معلول رخ دادن عوامل مذکور است و از هر گونه جنبه علمى و واقعگرایى خالى است.