از نگاه عارفان بزرگ ایران زمین، جهان، در تمام تجلیات پیدا و پنهان خود، هیچ جز آیینه حق تعالی نمی تواند بود. اینان به هر چه می نگرند و به هر چه اندیشه می کنند او را می بینند و او را فرا یاد می آورند. به باور آنان، خداوند به ما دو چشم داده است تا هم او را در بی سیمایی وحدانی او مشاهده توانیم کرد و هم در مجالی کثرات توانیم دید. در نگاه آنان، عوالم غیب و شهادت، صغیر و کبیر و .... همه حقیقت او را باز می نمایند و جزء و کل، آیینه وجود ذیجود اویند. آری:
عالم آیینه راز است، چه پیدا چه نهان
تاب اندیشه نداری به نگاهی دریاب
در اواسط دوره حکومت اولجایتو (حک703-716ق) که در نتیجه مجادلات مذهبی دو گروه عمده اهل سنت، حنفی و شافعی ها، مغولان ایران در آستانه رویگردانی از اسلام و مسلمانی بودند، تشیع نقش تاریخی مهمی بر عهده گرفت و با گرویدن اولجایتو به مذهب تشیع (709ق)، از تجدید آیین ها و سنن مغولی در ایران ممانعت شد. حضور فعال و مؤثر تشیع در عرصه مذهبی ایران در این برهه از زمان، علاوه بر اینکه به نفع اسلام و مسلمانان تمام شد، این فرصت را برای شیعیان فراهم آورد تا جامعه ایران را بیش از پیش با عقاید مذهبی خود آشنا سازند. اگرچه رسمیت تشیع پس از اولجایتو استمرار نیافت، اما تاثیر بسیاری در تحولات مذهبی ایران در ادوار بعد برجای گذاشت که برایند آن، رسمیت و تثبیت تشیع در عهد صفوی بود.
از نظر اسلام انسان کامل که در همه فضایل به طور متعادل و هماهنگ رشد کرده است، مورد عنایت خاص خدا می باشد. چهره هایی تابناک هم چون پیامبر اسلام(ص)، سایر انبیای الهی، ائمه هدی و صالحین از این دسته اند. قرآن از این محبوبین حق، تمجید می کند و صفات آن ها را بیان می فرماید. در روایات و دعاها نیز این بزرگواران به عنوان اسوه و راه هدایت معرفی شده اند: «اَنتُمُ الصِراطُ الاَقوَمُ وَ السَبیلُ الاَعظَمُ وَ شُهَداءُ دار الفناءِ و شُفَعاءُ دارِ البَقاءِ؛ شما راست ترین راه ها و بزرگ ترین شاهراه ها هستید و شما شهیدان این جهان و شفیعان آن جهانید.»
پیشوایان دین، در همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعی، عبادی و سیاسی، اخلاقی و عرفانی، برای ما الگوی کمال و هدایت اند. ازاین رو شناخت سیره آنان، راه این «الگوگیری» را هموار می-سازد.
با گسترش ارتباطات در جهان امروز, مشکل اختلافات اجتهادى مى تواند گاه در قالب یک معضل سیاسى و اجتماعى درآید که موجب وهن دین و ضعف مسلمین در برابر کفار مى باشد و راه حل آن پیروى از احکام حکومتى ولى ّ فقیه است.تصرفات حاکم اسلامى براى همه مردم و حتى بر فقها و مراجع دیگر نیز نافذ است. مشهور فقهاى شیعه حکم حاکم را براى اثبات اول ماه هاى قمرى معتبر مى دانند. ادله ولایت عام فقیه و ادله خاص در جواز حکم به اول ماه بر مدعاى آنها دلالت دارد و علاوه بر اینها به ادله ولایت قضا و سیره مسلمین نیز مى توان تمسک کرد.تبعیت از حکم حاکم در همه حالات واجب است, مگر در حالتى که مکلف یقین به خطاى حاکم در نفس حکم پیدا کند و در این حالت نیز نباید مخالفت خود را اظهار دارد.
این مقاله به مقایسه آراء فیلسوف غربی فرانتس برنتانو و فیلسوف، متکلم شرق، امام فخر رازی درباب ادراک میپردازد. هر یک از این دو فیلسوف نظرات عمیقی در باب ماهیت ادراک عرضه کرده اند که بررسی تطبیقی آنها میتواند در فهم عمیق تر دیدگاههای هر یک از دو منشا اثر قرار گیرد. هدف این مقاله، روشن کردن شباهت ها و تفاوت های موجود در دیدگاه های آنان درباره این پرسش هاست که ادراک بشر به طور کلی تا چه اندازه با واقعیت انطباق دارد؟ آیا انسان واقعا میتواند به خارج علم داشته باشد؟آیا علم او صرفا به معنی امری ذهنی است؟آیا اشیای خارجی با همان ماهیت بیرونی به ذهن میآیند؟ واینکه انسان چگونه به ممتنعات علم کسب میکند؟ این دو فیلسوف در مباحث مهمی، نظیر علم و ادراک، وجود ذهنی، ادراک ممتنعات، اضافه عالم و معلوم دارای نظرات عمیقی هستند که در این مقاله به روش تطبیقی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
هر نظام اجتماعی برای پایداری و پویایی خود نیازمند فضایی آرام و به دور از هرگونه تضاد و تنش است تا بتواند به اهداف خود دست یابد. این مهم نیازمند زمینه هایی است که بدون آن ها پیشرفت غیرممکن است. یکی از این زمینه ها وجود وفاق ملی و همبستگی اجتماعی در سطح جامعه است. از این رو امروزه همه نظام های سیاسی جهان با درک درست از این واقعیت به دنبال تحقق و تثبیت همگرایی در جوامع خود هستند. ما اعتقاد داریم که دولت و جامعه مهدوی در این فضیلت نیز سرآمد جوامع انسانی است و یکی از راهبردهای امام زمان پس از ظهور، ایجاد همبستگی اجتماعی در بین جوامع بشری است و برای رسیدن به این وفاق، شیوه ها و راهکارهایی را به کار خواهند برد که می تواند الگویی شایسته برای جوامعی باشد که می خواهند از جامعه و ملتی همگرا برخوردار باشند؛ راهکارهایی چون گسترش دین و جهان بینی واحد، توسعه همه جانبه عدالت اجتماعی، توسعه مهرورزی، ارتقای سطح فکری فرهنگی جامعه و البته این راهکارها با رهبری سیستماتیک و فرهمندانه خویش می تواند برای دولت و جامعه زمینه ساز الگو باشد؛ هم در تلاش برای تحقق شرایط و زمینه های ظهور منجی و هم در ساماندهی به وضعیت نظام اجتماعی موجود