در آیه ۵۵ آل عمران به تطهیر عیسی (ع) توسط خدا اشاره شده است: «وَمُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا». مقصود از این تطهیر چیست و چه دیدگاه هایی درباره آن وجود دارد؟ نوشتار حاضر با هدف تبیین چیستی این تطهیر با روش تفسیر تطبیقی در پی آن است که دیدگاه مفسران درباره تطهیر عیسی (ع) را بررسی کند و دیدگاه برگزیده را بر اساس شواهد قرآنی و برخی منابع یهودی و مسیحی ارائه دهد. قرآن با تأکید بر کشته نشدن و به صلیب کشیده نشدن عیسی (ع) نشان می دهد که آنچه به عیسی (ع) نسبت داده شده نارواست. یهودیان بهتان هایی از قبیل نامشروع بودن تولد، کفر، سحر و بدعت گذاری به ایشان وارد کرده بودند و در باور آنان سزای این اتهامات کشته شدن بوده است و اصرار داشته اند که او را کشته اند. قرآن، در مقابل، با تعابیر مختلف و از جمله با اصرار بر کشته نشدن و به صلیب کشیده نشدن، ایشان را از این اتهامات ناروا تطهیر کرده است.
از آنجا که رابطه ی ابتلا با عدالت الهی از جمله چالش های فکری اندیشنمدان اسلامی می باشد پژوهش حاضر در مقام پاسخ به این پرسش است که چگونه سنت ابتلا با عدالت خدا سازگار است،به مقایسه دیدگاه های قرآنی سه اندیشمند امامیه،معتزله و اشاعره دراین باره پرداخته تا از تدقیق در نظریات آنها، رهیافتی جامع تر پیدا کند و ضمنا نقاط قوت و ضعف دیدگاه ها معلوم گردد. مقاله حاضر با شیوه توصیف و تحلیل، ابتدا دیدگاه های قرآنی عبدالجبار ، غزالی و فیض کاشانی را پیرامون ملاک های ابتلا به دست آورده و به این نتیجه رسیده است که در بسیاری از ملاک ها همسو هستند. و در ادامه با توجه به جهت گیری های متفاوت نسبت به عدالت الهی، در مقام مقایسه آرای سه اندیشمند این نکته به دست آمد که اولا؛ بین سنت ابتلا با عدالت الهی با جهت گیری معتزله و اشاعره، همخوانی نیست و ثانیا؛ اگر چه انسان ها از سوی خداوند به امور مختلف مبتلا می شوند،در عین حال آنها با اختیار خویش اعمالی مرتکب شده و جزایی مطابق اعمال نصیبشان می شود که این عین عدالت است.در واقع این گونه مقرر شده که آنچه مطابق طبیعت بالقوه انسانی است، با ابتلا بالفعل می شود و این همان عدل الهی است.
از جمله تحقیقات مؤثر در زمینه شأن نزول و فقه، بررسی تأثیر شأن نزول آیات قرآن در برداشت های فقهی است. نگارنده در این مقاله به دنبال آن است که به بررسی تأثیر شأن نزول در برداشت های فقهی در محدوده آیات ازدواج از دیدگاه فریقین بپردازد.
شأن نزول می تواند مصادیق احکام کلی در آیات را مشخص نماید. از جمله تأثیرات شأن نزول در برداشت های فقهی عبارت است از: درک تناسب میان احکام موجود در آیات قرآن، تبیین علل، فلسفه احکام الهی، تبیین واژگان مبهم در آیه، محدود کردن معنای آیه به گروه یا زمانی خاص.
آدم ربایی یکی از جرایم علیه تمامیت جسمانی تلقی می شود که در تمام قوانین کیفری جهان از جمله در کشور ما به عنوان یک جرم با مسئولیت های اخلاقی و کیفری، مهم تلقی و مجازات سنگین تری نسبت به جرایم مشابه برای آن مقرر گردیده است. مجازات آدم ربایی در قانون جدید کاهش مجازات های حبس تعزیری مصوب سال ۱۳۹۹ خورشیدی فارغ از کیفیات مشدده به دو بخش تقسیم می شود. به این معنا که اگر ارتکاب رکن مادی بزه آدم ربایی با عنف یا تهدید همراه باشد مجازات حبس تعزیری درجه ۴ برای مرتکب یا مرتکبین آن در نظر گرفته می شود که با توجه به کیفیت جرم و میزان مشارکت در آن برای فرد مجرم ممکن است بین ۵ تا ۱۰ سال حبس به همراه داشته باشد. چنانچه در مواردی سن مجنی علیه یا فرد ربایش شده کمتر از ۱۵ سال تمام باشد مصداق کودک ربایی است. اگر آدم ربایی توسط وسیله نقلیه انجام شود و یا به منجی علیه یا فرد ربوده شده آسیب جسمی یا حیثیتی وارد شود برای مجرم یا مجرمان حداکثر مجازات مقرر در قانون اعمال خواهد شد. لذا این پژوهش با شیوه توصیفی - تحلیلی با هدف بررسی زمینه های ناهنجاری اجتماعی وناهمگونی بااخلاق حسنه وانسانی پدیده مسئولیت مدنی جرم آدم ربایی درفقه وحقوق ایران، شکل گرفته است. با فرض اینکه در فقه اسلامی برای مال و جان انسان حرمت قائل شده است انسان و هر آنچه به او متعلق است، داراى ارزش است و وارد کردن هرگونه خسارت و آسیب به او یا متعلقات او، موجب ضمانت مى گردد و باید جبران شود به این نتیجه رسیدیم که در فقه و حقوق ایران برای جرم آدم ربائی علاوه بر مسئولیت کیفری و نوع مجازات کیفری حاصل از ربایش به دو صورت حد و تعزیر برای صیانت انسان و پیشگیری از وقوع جرم، مسئولیت مدنی نیز برای جبران ضرر به دو صورت حد و تعزیر در نظر گرفته شده است.
علم نحو به عنوان علم خاص و پدیده تضمین نحوی به عنوان قائده فرعی در راستای درک و تفسیر صحیح قرآن شکل گرفته و پژوهشگران و دانشمندان علم نحو در آثار خود به نقش و کارکرد تضمین نحوی و فوائد آن پرداخته اند. یکی از فوائد و کارکردهای تضمین نحوی، تغییر افعال لازم به افعال یک مفعولی یا بیشتر، و افعال متعدیِ یک مفعولی به افعال دو مفعولی است. در این مقاله ضمن معناشناسی تضمین نحوی و معرفی پژوهش های صورت گرفته در این زمینه، به بررسی تطبیقی این پدیده ادبی در قالب افعال لازم و متعدی در سه تفسیر «التبیان فی تفسیر القرآن»، «الجامع لأحکام القرآن» و «المیزان» می پردازیم. دست یافته های قابل توجهی را در این پژوهش می توان مشاهده کرد؛ ازجمله آنکه یکی از فوائد مهم تضمین نحوی تغییر افعال لازم به متعدی یک مفعولی یا بیشتر و تغییر افعال متعدی یک مفعولی به دو مفعولی است که در تعلیل نحوی و ایجاز بلاغی اغراض آن دیده می شود؛ و دیگر اینکه نحویان در آشنایی با تضمین نحوی بر مفسران مقدم هستند و تلقی این سه مفسر شیخ طوسی، قرطبی و علامه طباطبائی از تضمین نحوی با نحویان یکی است. شیخ طوسی و قرطبی در تفسیر آیات متضمن از اصطلاح تضمین استفاده نکرده اند و از واژه های جایگزین مانند «بمنزله»، «أی» و «معناه» مدد گرفته اند ولی علامه طباطبائی از اصطلاح «تضمین» استفاده کرده است.
با نگاهی به روایات امامان معصوم(ع) که درباره ویژگی های شیعیان واقعی بیان نموده اند، با خصوصیات مختلفی مواجه می شویم که برای برخورداری یک فرد از وصف «شیعه»، ملاک هایی را ارائه کرده اند. در سخنان گهربار امام رضا(ع) به نقل از کتاب صفات الشیعه آمده است: «شِیعَتُنَا الْمُسَلِّمُونَ لِأَمْرِنَا الآخِذُونَ بِقَوْلِنَا الْمُخَالِفُونَ لِأَعْدَائِنَا فَمَنْ لَمْ یَکُنْ کَذَلِکَ فَلَیْسَ مِنَّا». این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی درصدد بررسی سندی و تحلیل محتوایی این روایت است. یافته های مقاله نشان می دهد که سند این حدیث به کمک توثیقات عامه صحیح است و بنا بر تواتر معنوی، نیازی به ارزیابی سند نیست. برای صدق عنوان «شیعه» واقعی بر فردی می بایست انسان این ترکیب معنایی سه گانه را با هم واجد باشد؛ شیعه کسی است که به لحاظ اعتقادی پذیرای ولایت ائمه(ع) و به لحاظ رفتاری ضمن پیروی محض و خالصانه از سخنان معصومان(ع)، مخالفت رفتاری و گفتاری با دشمنان ائمه(ع) داشته باشد و در یک کلام ولایتمدارِ اهل تولّی و تبرّی باشد.
یکی از چالش های اصلی در دوران شکل گیری حکومت اسلامی در مدینه، وجود جریان قدرتمند فرهنگی، اعتقادی و ارزشی اهل کتاب در این شهر و مناطق پیرامونی آن بود. این جریان که حضور فرهنگ نوپای اسلام را عاملی برای تضعیف باورهای خود و کاهش نفوذ اجتماعی خویش می دید، اقدام به تبلیغات و تهاجم فرهنگی گسترده ای علیه آن نمود. پرسش محوری این پژوهش آن است که قرآن کریم برای مقابله با این تهاجم فرهنگی، از چه راهبردهایی بهره برده است؟ این مقاله که برگرفته از یک رساله دکتری است، به صورت خاص به بررسی یکی از چهار راهبرد کلان استخراج شده در آن پژوهش می پردازد. با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با استناد به آیات قرآن و دیدگاه های مفسران برجسته شیعه و اهل سنت، راهبرد «هویت بخشی به جامعه ایمانی» و راهکارهای اجرایی آن مورد تحلیل قرار گرفته است. بررسی سه راهبرد دیگر («مقابله با عاملان تضعیف ارزش ها»، «تقویت ارزش ها» و «تربیت و مقاوم سازی مؤمنان») به مقالات دیگری موکول شده است.
قرآن به عنوان یگانه کتاب آسمانی محفوظ مانده از هرگونه تحریف، با هدف هدایت بشر در تمام عصرها، بارها انسان ها را به تفکر در آیاتش دعوت کرده است. یکی از موضوعات نیازمند به تأمل و تدبر در آیات الهی، کیفیت رابطه قرآن با علوم مختلف بشری همانند علوم انسانی است. یکی از راه های دستیابی به چنین رابطه ای، بررسی آرای اندیشمندانی است که عمر خویش را در فهم عمیق این مائده آسمانی صرف کردند. از دانشمندانی که آیات الهی را از این جهت مورد بررسی دقیق قرار داده است، علامه شیخ جعفر سبحانی تبریزی است. در پژوهش پیش رو با هدف دستیابی به آرای ایشان، تلاش شده است تا با بهره جستن از آثار قلمی و بیانی ایشان، با شیوه کتابخانه ای و توصیفی، مواضع علمی ایشان درباره ابعاد گوناگون مرجعیت علمی قرآن بررسی و تحلیل شود. پس از بررسی ملاحظات علامه سبحانی، مشخص شد که ایشان قایل به مرجعیت علمی قرآن برای علوم مختلف اعم از علوم اسلامی مثل فقه،کلام و... و علوم انسانی همچون دانش مدیریت، جامعه شناسی و... است.
یکی از چالش های مهم در ترجمه قرآن کریم، انتخاب معادل های مناسب برای واژگان قرآنی است که در عین دقت معنایی با زبان معیار همخوانی داشته و قابل درک برای مخاطب فارسی زبان باشد. ترجمه ای که از زبان معیار فاصله گرفته و شامل واژگان غیرمتداول و مهجور باشد، ممکن است زمینه را برای دوری مخاطب از مفاهیم قرآن فراهم آورد. بنابراین، استفاده از معانی نزدیک به مفهوم و قابل درک، هم به انتقال پیام الهی کمک می کند و هم زمینه پذیرش و عمل به معارف قرآن را تقویت می نماید. این تحقیق با هدف بررسی معادل های واژگان قرآن کریم در ترجمه قرآن حداد عادل و ارزیابی تناسب آن ها با زبان معیار انجام شده است. در این پژوهش که با روش تحلیلی- مقایسه ای انجام شده، ابتدا واژگانی که در ترجمه حداد عادل به کار رفته، مورد تحلیل قرار گرفته و واژگان مهجور و منسوخ شناسایی شدند. همچنین، معادل های پیشنهادی برای این واژگان ارائه شده است تا ضمن حفظ دقت معنایی، فهم مخاطب عمومی از آیات قرآن تسهیل شود. نتایج این تحقیق نشان می دهد که استفاده از واژگان غیرمتداول در برخی معادل ها می تواند منجر به کاهش درک و فهم آیات گردد. در عوض، معادل های نزدیک تر به زبان معیار، باعث تسهیل فهم مفاهیم قرآنی و ارتباط بهتر با مخاطب می شود. این پژوهش همچنین بر اهمیت استفاده از معادل های ساده، دقیق و قابل درک تأکید دارد تا فرآیند انتقال معانی قرآن به طور مؤثرتر صورت پذیرد.
«حولاء» نام زنی است که در پی بروز چالشی با همسرش به پیامبر(ص) مراجعه کرده و آن حضرت طی حدیثی طولانی نکاتی را به او متذکر می شوند. این حدیث در رابطه با وظایف زن نسبت به همسرش نکاتی دارد که بررسی سندی و متنی آن را ضروری می سازد. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی به دنبال پاسخ به این سؤال است که آیا به لحاظ سندی و دلالی این حدیث دارای اعتبار است؟ آیا مضمون آن با آیات و روایات معتبر هماهنگ است؟ به منظور اعتبارسنجی این روایات، افزون بر بررسی های سندی، مضمون آن با توجه به مفاد اخبار عرض، بر قرآن و سنت قطعی عرضه شده تا تطابق آن با آموزه های قرآنی و سنت قطعی مورد بررسی قرار گیرد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که علاوه بر تفرد در نقل این حدیث و ضعف سندی آن، برخی از موضوعات مطرح شده در آن ریشه در قرآن و سنت قطعی نداشته و صدور برخی فقرات آن از پیامبر (ص) را با چالش جدی روبرو می سازد. همچنان که عدم تناسب جرم و مجازات و پررنگ بودن مسئله عقوبت و مجازات دنیوی و اخروی در برخی از فقرات حدیث، ساختگی بودن برخی فقرات حدیث را تقویت می کند. گرچه درباره برخی از فقرات دیگر حدیث نیز، مؤیداتی از قرآن و سنت قطعی وجود دارد.
یکی از قوانین اسلامی که ممکن است در بدو امر در تناقض با حقوق بشر به شمار رود، حکم معافیت پدر از قصاص فرزندکشی است. نظر به ضرورت بررسی مسئله، پژوهش حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی و با نگاه به پیشینه حکم، به تبیین و بررسی آن پرداخته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که اولاً حکم معافیت پدر از مجازات فرزندکشی، حکمی حکومتی و منطبق با مصالح جامعه عرب صدر اسلام به شمار می رود. ثانیاً امروزه تحول شرایط عرفی، تغییر این حکم بر مبنای مقتضیات جامعه امروز را اقتضا می نماید. ثالثاً نظر بر آنکه اصل در قتل عدوانی و عمدی، قصاص است، رجوع به حکم لزوم قصاص در جنایت فرزندکشی، ضروری و متکی بر مبانی حقوق بشری اسلام به شمار می رود. رابعاً با لحاظ آمار رو به تزاید فرزندکشی، قصاص به عنوان مجازات اشد، سیاستی بازدارنده در جهت تکریم حق حیات بشر و حق امنیت اجتماع است.
توبه یک اصل و مفهوم دینی، فقهی، اخلاقی، کلامی، حقوقی و از مفاهیم تأسیسی در فقه است که از مبانی فقه به قوانین مجازات جمهوری اسلامی ایران وارد شده و به طور مستقل در نظام حقوق کیفری کشور، در قانون مجازات اسلامی، مصوب 1392، بر آن تأکید شده است. در تیرماه 1403، شیوه نامه احراز توبه توسط ریاست قوه قضاییه ابلاغ شد که این مهم بر اهمیت این اصل دلالت می کند. بررسی و تحلیل مواد نُه گانه این شیوه نامه بر مبنای اصول و مبانی قرآنی، روایی، و فقهی برای رفع برخی از ابهامات، آسیب شناسی، و ارائه پیشنهادهای پژوهشی برای بهبود این شیوه نامه ضرورت پژوهش حاضر را ایجاب می کند. این تحقیق با شیوه توصیفی تحلیلی به بررسی و نقد شیوه نامه احراز توبه بر مبنای منابع اصیل دینی، مانند قرآن و روایات و متون فقه، پرداخته است. از مهم ترین یافته های این پژوهش این است که شیوه نامه احراز توبه، که در واقع دستورالعمل اجرایی مواد 114 تا 119 قانون مجازات اسلامی است، منطبق بر نظر برخی از فقهاست نه همه آن ها و موادی از این شیوه نامه هم فقط در ضوابط حاکم بر محاکم قضایی ریشه دارد و هیچ اساس فقهی ندارد.
یُعدّ التفسیر الروائی من أقدم أنواع التفاسیر، وقد شهد ازدهارًا کبیرًا فی القرن الحادی عشر الهجری بالتزامن مع شیوع الفکر الإخباریّ. یُعتبر تفسیرا «البرهان» و «نور الثقلین» من أهم التفاسیر الروائیه الإمامیه، اللذین قام بتألیفهما العلامه السید هاشم البحرانی و الشیخ عبد علی الحویزی فی النصف الأول من القرن الحادی عشر الهجری. یشتمل هذان التفسیران على جمیع سور القرآن الکریم، وقد أُوردت فیهما الروایات المنقوله عن الأئمه (ع) دون إبداء آراء أو تعلیقات شخصیه من المؤلفین. کان الدافع الرئیس لهما إبراز المنزله الرفیعه لأهل البیت (ع) فی فهم الآیات و على الرغم من کونهما من المصادر المأثوره المحضه وتألیفهما فی فتره متقاربه، إلا أنهما یختلفان فی المحتوى، وأسلوب الکتابه، والمنهج التفسیریّ المتبع، مما أدى إلى تباین مخرجاتهما. تهدف هذه الدراسه، باستخدام المنهج الوصفی التحلیلی، إلى إجراء مقارنه تحلیلیه للمنهج التفسیری فیهما، للإجابه عن السؤال: ما هی العوامل التی أدت إلى اختلاف مخرجات التفسیرین؟من خلال تحلیل المحتوى، تبیّن أن أهم أوجه التشابه تشمل المحتوى والأسلوب. فمن جهه، یتشابهان فی الاهتمام بذکر روایات مقام أهل البیت(ع) و عرض المسائل الدفاعیه عن الشیعه. ومن جهه أخرى، تُعدّ الأحادیث الظاهره فی التحریف واختلاف القراءات، بالإضافه إلى النزعه الإخباریه، من أبرز العوامل التی أسهمت فی هذا التشابه الأسلوبی و المحتوائی. أما الفروقات، فتعود إلى عوامل إدراکیه کالمعتقدات الدینیه والآراء الشخصیه ومکانه العقل فی تفسیر القرآن، وعوامل غیر إدراکیه مثل التحری فی النقل الکامل أو تقطیع الروایه، والتدقیق فی الأسانید، والحذر من الروایات الإسرائیلیه، والاحتیاط فی نقل الروایات المتعارضه و تأثیر الموقع المکانی للمفسر..
ارتباط آگاهانه با خداوند در قالب زبان دعا، از جمله موضوعاتی است که توجه به آن در آموزش و تربیت کودک ضروری است. پژوهش حاضر با هدف ارتقای کیفیت آموزش دعا و روشمندسازی آن برای کودکان دوره ابتدایی انجام شده است. به همین منظور، با در نظر گرفتن مراحل رشد این کودکان و درک آن ها از مفهوم دعا، تلاش شده است تا روش هایی پویا برای بیان مفهوم دعا پیشنهاد شود. این روش ها با الهام از ادعیه صحیفه سجادیه و بر پایه کشف تحلیلی گزاره های دعا، استنباط شده اند. مهم ترین این روش ها عبارتند از: سیر از کلی به جزئی، ارتباط بخشی توصیفی، تصویرسازی ذهنی، تشبیه حسی، شکرگزاری با تضاد، و مشاهده تجربی کارآیی و کارکرد نعمت ها. یافته های پژوهش نشان می دهد که این روش ها، با تمرکز بر نعمت های حسی و تقویت تفکر خلاق در کودکان و تمرین زبانی آن ها، نه تنها در گویایی زبان کودک مؤثر است، بلکه به تدریج توجه او را به ارتباط بین نعمت و نعمت دهنده معطوف می کند، تا ارتباطی عمیق تر با خداوند برقرار کرده و زبان دعای خود را غنی تر و گویاتر سازند.
قرآن کریم در یادکرد سیره موحدان در تعلیم، تعلم و کاربست علم علاوه بر تشویق به علم آموزی، برخی اصول و شاخص ها را مطرح کرده است تا مسیر حرکت علمی را در چارچوب روشمندی قرار دهد. این قالب کلان پیشنهادی قرآن، قلمرو گسترده ای از علوم را شامل می شود و با واگویی مسیرهای پیشرفت علوم، به اصلاح حرکت های انحرافی فرایند علم آموزی و رفع آسیب ها کمک می کند؛ به گونه ای که توجه به این اصول هم در انتخاب نوع علم و هم در مسیر حرکت تأیید آیات قرآن را در پی خواهد داشت. پژوهش حاضر برای نیل به این هدف، با تحلیل آیات قرآن کریم و استنباط از سیره موحدان، با بهره گیری از داده ها و منابع کتابخانه ای، به دنبال تبیین اصول و شاخص های کلی علم گرایی از دیدگاه قرآن کریم است. یافته های پژوهش نشان می دهد که خدامحوری در تعلیم و کاربست علم، ابزار بودن دانش، توجه به نیازها و ابراز علم، تلاش برای کسب علوم، پیگیری عالی ترین مراتب علوم، دوری از علم نماها، استدلال محوری، دوری از تقلید کورکورانه، حق پذیری و عدم لجاجت از مهم ترین اصول علم گرایی از نگاه آیات قرآن هستند که هم جنبه های سه گانه اعتقاد، اخلاق و رفتار را پوشش می دهند و هم جنبه های فردی و اجتماعی را در علم آموزی مدنظر قرار می دهند.
موضوع امامت و جانشینی رسول خدا (ص) که با واقعه مهم و سرنوشت ساز غدیر اعلام و تفهیم عمومی شد، به عنوان یک موضوع مهم اعتقادی جایگاه و اهمیت ویژه ای در مطالعات اسلامی یافت. در طول تاریخ اسلام بسیاری از متکلمان، مورخان و محدثان اسلامی به این موضوع پرداخته و متناسب با جهت گیری های فکری و اعتقادی خود آن را تحلیل کرده اند. یکی از آثار شاخص شیعه در حوزه غدیر پژوهی که به انگیزه پاسخ به شبهه های غدیر و اثبات برتری امیرمؤمنان (ع) در امامت و جانشینی با استناد به احادیث و اخبار فریقین به ویژه اخبار فضایل به نگارش درآمده است، المسترشد فی الأمامه نوشته محمد بن رستم طبری مشهور به طبری کبیر از محدثان قرن سوم و چهارم هجری می باشد. در این تحقیق با روش توصیفی- تحلیلی و با مطالعه اسنادی، شیوه های مؤلف در گزارش و نقد شبهه های منکران ولایت و جانشینی رسول خدا (ص) و اخبار ساختگی درباره فضائل خلفا مورد بررسی قرار می گیرد. یافته های تحقیق نشان می دهد که طبری کبیر با چینش منظم و دسته بندی شبهه ها و تشکیکات منکران در المسترشد فی الإمامه، به نقد و پاسخ گویی آنها با استفاده از شواهد و مدارک معتبر به ویژه از منابع اهل سنت پرداخت، تا از این طریق برتری امیرمؤمنان (ع) را در مسأله خلافت و جانشینی رسول خدا (ص) نشان دهد.
مشهور فقها حکم به مفطر بودن «رساندن غبار غلیظ به حلق» داده اند و بیشتر مراجع معاصر بنا بر احتیاط واجب، آن را مفطر می دانند. اما این مسئله فروعات و ادله مختلفی دارد که به مناسبت آن ها، نظرات فقها نیز مختلف می شود. فرع اول مسئله، قید غلظت غبار یا اطلاق آن، و فرع دوم آن، الحاق دود و بخار به غبار است. در میان ادله، ظاهراً روایت سلیمان مروزی دلیل اصلی این حکم بوده است. اما وجود اصالت اطلاق و تعارض روایت عمرو بن سعید با روایت سلیمان مروزی، دو چالش مهم در دلالت روایت سلیمان ایجاد می کند. همچنین الحاق رساندن غبار غلیظ به حلق، به مفطر اصلی اکل و شرب یا عدم الحاق آن مطرح است که در اصل مسئله تأثیر دارد. به نظر می رسد حکم احتیاط واجب از سوی فقها، راهی برای احتیاط حَسَن و تخلّص از این ابهامات است.با بررسی این فروعات و ادله به این نتیجه رسیده ایم که اگرچه حکم احتیاط واجب برای مفطر بودن غبار و دخان و بخار، به عنوان یک مفطر مستقل شهرت دارد، اما بسیار مشکل است.
اِبن از جمله کهن ترین واژه های سامی است که با درنظر گرفتنِ اَشکال مختلف صرفی، 162 بار در 132 آیه از قرآن کریم به کار رفته است. تصور غالب نزد عالمان لغت و تفسیر آن است که اِبن واژه ای تک وجهی در قرآن کریم است که تنها بر معنای پسر (فرزند مذکّر) دلالت دارد. به همین جهت است که در کتب وجوه و نظائر باب مستقلّی درباره آن گشوده نشده، و برخلاف واژه های هم حوزه نظیر أب و اُمّ و أخ به بحث درنیامده است. بااین حال مُداقّه در کاربردهای قرآنیِ واژه اِبن ازیک سو و پی جویی هم زادهای آن در زبان های سامی از سوی دیگر نشان از آن دارد که برخلاف تصور اولیه، اِبن واژه ای با وجوه معنایی متعدد است. بر همین اساس، در پژوهش حاضر کوشش می شود با بهره بردن از روش معناشناسی تاریخی، سابقه واژه اِبن و سیر تحولات معنایی آن از زبان های نیا تا عربی قرآنی کاویده، و وجوه معناییِ آن در قرآن کریم بازشناخته شود. برآیند این پژوهش آن است که کاربردهای قرآنی واژه اِبن نه بر یک معنا، که بر چهار معنا دلالت دارد که عبارتند از: پسر (فرزند مذکّر)، فرزند (اعمّ از فرزندان ذُکور و اِناث)، عضوی از یک جماعت، و مَرد.