این مقاله با رویکرد تحلیلی و بررسی اسنادی، به دنبال این است که نقش نظام تربیتی در تعلیم و تربیت ارزش ها را با توجه به نقش معلم، دانش آموز، همسالان، فضای مدرسه و تأثیر متقابل نظام تربیتی و ارزشی به اجمال بررسی می کند. روابط انسانی در مدرسه عامل مهم در تبیین ارزش ها می باشد. دو رکن اساسی روابط انسانی، معلم و دانش آموز می باشند که معلم نقش مهمی در سلامت روانی دانش آموزان ایفا می کند. دانش آموز نیز در فرایند تبیین ارزش با پذیرش فرهنگ، گروه خود را با خواست های آنان هماهنگ می کند. همسالان نیز با برقراری ارتباط افقی امکانات یادگیری مهارت های اجتماعی انتقال ارزش ها را فراهم می کنند.
تأثیر فضاهای آموزشی مانند کتاب درسی، معلم و شیوه ارزشیابی یکی از اصول برنامه ریزی درسی به شمار می آیند. ارزش هایی که فرد در مدرسه به دست می آورد، چنانچه با ارزش های حاکم بر روابط اجتماعی سازگار نباشند، بی تأثیر خواهند بود و افراد در جریان اجتماعی شدن، آرمان های مدرسه را فراموش می کنند.
«حدیث» پس از قرآن، دومین منبعِ استنباط احکام فقهی و شریعت اسلامی شناخته میشود. عموم مسلمانان حدیث را تنها ابزار دستیابی به سنت نبوی یعنی قول، فعل و تقریر پیامبر میدانند. بنابراین، حدیث نقشی اساسی در شکل گیری سنت اسلامی داشته است تا آنجا که تلقی عام این است که حدیث همواره از حجیتی بیچون و چرا برخوردار بوده است.این مقاله با رویکرد تحلیلی به این موضوع می پردازد. بررسی تاریخی نشان میدهد که حدیث همواره از این مقبولیت و حجیت گسترده و عام بهره مند نبوده است. در آثار اسلامی کهن، مخالفت هایی با نقل و ضبط حدیث و کاربرد آن به عنوان منبع استنباط احکام شرعی گزارش شده است. در سدة نوزدهم و بیستم میلادی نیز مجدداً مخالفت هایی با حدیث شکل گرفته است که لزوماً محدود به یک منطقة جغرافیایی خاص نیست.
در این مقاله حرکت دورانی، مارپیچ و اسلیمی از نظر علمی و زیبایی شناسی، تاریخی و نمد شناسی مورد بررسی قرار گرفته است.در این بررسی با استفاده از روش آرشیوی و مشاهده ای منشع و مفاهیم نمادین و هنری اسلیمی توصیف شده است. از مطالعات انجام شده چنین بر میآید که : ماهیت حرکت دورانی، به ویژه مارپیچ با تعاریف شاخص زیبایی و در نهایت با کیفیت های مطرح در مبانی هنرهای تجسمی از جمله تعادل، توازن ریتم و … تطابق دارد. نگاه مارپیچ، به ویژه در اسلام و مسیحیت نماد تزئینی مقدسی است. تکرار این نماد مفهوم رهایی از عالم اسفل را ذکر میکند و نوع وحدت و اشتراک بیان هنری، بیان هنرهای اسلامی و هنر مسیحی را می نمایاند.
«ریشه یابی» و «اصالت» واژگان به عنوان دو محور مهم برای معادل یابی صحیح در فرآیند ترجمه و تفسیر قرآن تلقی می شوند. در این راستا این مطالعه سعی دارد تا به کاربست آن ها در ماده قرآنی «صلی» بپردازد. این ریشه 25 بار در قرآن کریم در ساختارهای مختلفی به کار رفته و معانی متفاوتی برای آن ذکر شده که در میان آن ها معنای «داخل شدن» بیش تر از همه به چشم می خورد. همچنین به دلیل شباهت این ریشه و ریشه «صلو»، معمولاً توجه چندانی به آن نشده و حتی برخی، متوجه تمایز این دو ریشه نشده اند. با توجه به مبهم بودن معنای این ریشه و کاربردهای آن در قرآن، این تحقیق به دنبال آن است تا با تکیه بر کتب لغت دست اول و برخی تفاسیر متقدم و نیز لغت نامه های زبان های سامی و آفروآسیایی در حوزه مطالعات معناشناسی، با روشی توصیفی-تحلیلی و مراجعه به منابع کتابخانه ای، معنای شفاف تری از این ریشه نسبت به آنچه در بیش تر ترجمه های فارسی قرآن کریم و برخی تفاسیر آمده، ارائه دهد. بنابر مطالعات صورت گرفته، این ریشه در اصل به معنای «لزوم» و «ارتباط» بوده و پس از آن در سایر معانی خود هم چون «دریافت حرارت آتش»، «بریان شدن» و «داخل شدن» به کار رفته است.
امام علی (علیه السلام) در خطبه ای از نهج البلاغه به توصیف ساختمان بدن مورچه و ملخ پرداخته و همگان را به تفکر در خلقت این موجودات به عنوان نشانه ای از عظمت خداوند دعوت می نمایند. بررسی معروفترین تفاسیر نهج البلاغه از قرن ششم هجری تا زمان حاضر نشان می دهد که بیان امام در رابطه با ساختمان بدن این دو حشره هیچ گاه بطور دقیق و از منظر علم حشره شناسی مورد بررسی و تفسیر قرار نگرفته است. همانطور که ایشان در قسمتی از خطبه مذبور بیان می دارند، تفکر در خلقت این حشرات موجب درک بهتر عظمت خالق آنها می شود. در مقاله ی حاضر بیان امام (ع) از این دو حشره بررسی و تحلیل خواهد شد تا عظمت آفرینش این دو حشره برای نخستین بار از دیدگاه علم حشره شناسی روشن گردد. بررسی ها نشان می دهد که ایشان بسیار دقیق و همانند یک حشره شناس خبره ساختمان بدن این دو حشره را شرح می دهند. آن حضرت پس از اشاره به بخش هایی از ساختمان بدن مورچه، به وجود گوش در سر این حشره اشاره می فرمایند. بررسی ها نشان داد که بیان آن حضرت سال ها پیش از شروع مطالعات علمی روی این حشره و کشف اندام تولید صدا در یک گونه از مورچه هاست. همچنین آن حضرت در توصیف خلقت ملخ، به وجود گوش مخفی در بدن ملخ اشاره می فرمایند. این نکته نیز از دیدگاه علم حشره شناسی بسیار دقیق بوده و سال ها پیش از شروع مطالعات حشره شناسی روی بدن ملخ بیان شده است.
در فلسفه ملاصدرا و کانت، «عقل» عالی ترین قوه نفس و «معرفت عقلانی» بالاترین مرحله شناخت است. از نگاه هر دو فیلسوف، عقلانیت یا خردورزی بنیادی ترین ویژگی انسان و مبنای کرامت ذاتی اوست، با این تفاوت که ملاصدرا عقلانیت نظری، و کانت عقلانیت عملی را معیار اصلی می پندارند، یعنی از نظر ملاصدرا، شان و کرامت انسان به چیزی است که می داند، در حالی که از نظر کانت، شان و کرامت انسان به چیزی است که می خواهد.
یکی از جلوه های عقلانیت در اندیشه این دو فیلسوف، خلاقیت یا همان آفرینشگری است. دو فیلسوف یاد شده خلاقیت را، هم در حوزه نظری (در محدوده قوه خیال و عقل) و هم در حوزه عملی، مورد توجه قرار داده اند، با این تفاوت که در حکمت صدرایی، آفرینشگری انسان در ارتباط با ماورای طبیعت و از راه اتخاذ با عقل فعال صورت می گیرد، در حالی که در فلسفه کانت، خلاقیت انسان در پیوندی عمیق با استقلال و خود بنیادی اوست، منشا و مبدا متعالی ندارد، و صرفا ریشه در انسانیت و استقلال اراده انسان دارد.
رابطة سببیت یکی از ارکان مهم مسئولیت کیفری و مدنی و نقطه اشتراک این دو نوع مسئولیت است. بگونه ای که بدون اثبات آن هیچیک از دو نوع مسئولیت قابل تحقق نمی باشد. با این وجود رابطة استناد در این دو قلمرو تفاوت های اساسی داشته ودر حوزه مسئولیت کیفری باید با نگرش کیفری به این پدیده نظاره کرد. زیرا هریک از آنها اقتضائات ولوازم خود را دارند وطبعا بر مبنای همان ساختار، نوع مسئولیت بررسی وتحقق می باشد. هرچند جبران خسارت بعنوان نتیجه تحقق مسئولیت کیفری مورد قبول خواهد بود ولی قابلیت استناد در امر کیفری مبتنی بر اصولی بر گرفته از مبانی کیفری است. نوشتار حاضر تلاشی است در جهت ارائه یک نگرش جامع کیفری نسبت به رابطه سببیت و تحلیل معیارها و چالش های این رکن مسئولیت کیفری در پرتو اندیشه های فقهی، آرای قضایی و قوانین کیفری بویژه قانون جدید مجازات اسلامی مصوب 1392.
واژه حجاب در لغت معانی مختلفی دارد که پرده، حایل، مانع و تحت پوشش لباس واقع شدن از جمله آنها است و در اصطلاح، عبارت است از پوشش خاصی که سر و گردن و قسمت برآمدگی های اندام زن را می پوشاند و نیز زیورآلات او را طبق موازین اسلامی، مستور می دارد، چیزی که در جهت تقویت عفت، پارسایی انسان و تربیت جامعه بر مبنای وَحیانی تأکید دارد و سعادت مندی و کمال انسان ها منوط به پای بندی و رعایت آن است. هم چنین به اثبات رسید که حجاب دارای انواعی است و در هر مورد آن چیستی خاصی از حجاب را می توان از دیدگاه اسلام مشاهده نمود و نیز محقق شد که در باب رعایت حجاب اسلامی چشم، صورت، پشت، کف دست ها و قدم ها مشمول وجوب پوشش نیست و در این تحقیق اثبات شد که حجاب، یک اصل سابقه دار در میان افراد بشر است. هم چنین حجاب در راستای تقویت، عفت و کمال انسان ها مورد توجه اسلام بوده، از بروز بسیاری از ناهنجاری ها و فساد اخلاقی پیشگیری می کند.