چکیده
بهطور طبیعی، تمام قراردادها، ترکیبی از قالب و محتوا است و در غالب موارد، این قالب بهصورت لفظ و محتوا بهصورت معنا ظهور میکند و بهطور معمول بین الفاظ و معانی توافق و هماهنگی وجود دارد. بهعبارت دیگر، آنچه را متعاملین قصد میکنند به زبان آورده و مینویسند؛ امّا در مواردی بین آنچه گفته یا نوشته میشود و آنچه قصد میشود، تفاوت است. در این موارد، این سؤال پیش میآید که اصل در قرارداد، لفظی است که تلفظ شده یا معنایی است که قصد شده، و احکام شرعی کدام معامله بر این قرارداد مترتب میشود؟ فقیهان اسلام در این مسأله دو دیدگاه دارند: گروهی به لفظ و گروهی به معنا و مقصود گرایش دارند. این مقاله با بررسی موضوع و تبیین ادلّة طرفین، نشان میدهد که آنچه از دید آموزههای اسلام قابل دفاع است معنا و مقصود متعاملین است و احکام شرعی بر معاملة مقصود مترتب میشود.
حروف اضافه مکانی منبع غنی در فهم و تفسیر قرآن به روش شناختی هستند. در نوشتار حاضر با محوریت حرف «عن»، یکی از پرکاربردترین حروف در قرآن، کوشش شده است که معانی این حرف و نحوه گسترش آنها با تکیه بر اصول و قواعد گسترش معنا در رویکرد معناشناسی شناختی، بررسی و تحلیل شود. بدین منظور، به روش توصیفی- تحلیلی کاربردهای حرف «عن» در آیات بررسی شده و پس از مروری بر مبانی نظری پژوهش، چون شناسایی مسیرپیما و مرزنما و اثبات وجود شبکه ای از مفاهیم که به معنای پیش نمونه پیوند خورده اند، معنای کانونی این حرف معرفی شده است. بر این اساس، نحوه گسترش معنای حرف «عن» در عبارات قرآنی، تحلیل و ارزیابی شده و قواعدی بدین منظور پیشنهاد شده است، از جمله این قواعد: مسئله انطباق، مسئله منطقه فعال و پویایی معنا است که هرکدام دارای مؤلّفه های دیگری است که موجب بسط و توسعه معنای این حرف در آیات قرآنی شده است.
استاد مطهری، اسلام شناس و متأله معاصر، از جمله متفکران و محققانی است که با رویکرد «گزینشی» به مسأله «علم» و «دین» پرداخته (همانند بحث از نظریه تبدّل انواع) و سعی کرده با رویکردی متفاوت و متعادل، با روش عقلانی – فلسفی و با وضوح بخشیدن به مسائل و موضوعات دینی به داوری و بررسی ارتباط این دو بپردازد، چرا که معتقد بود مشکلات جامعه بشری نو می شود و مشکلات نو، راه حل نو می خواهد .هرچند تعاریف مختلفی از دین و علم ارائه شده است؛ لکن در این بحث، مقصود استاد از دین، «دین اسلام» و از علم، «علوم تجربی» می باشد.استاد مطهری، علاوه بر اعتقاد به هماهنگی و همگرا بودن علم و دین، و در برخی موارد نیز بر مکمّل و متمّم بودن آنها تأکیدذ می نماید. استاد مطهری در بحث تعارض علم و دین، ضمن اعتقاد به «توهم بودن تضاد میان اصل خلقت با ترانسفوریسم » از منظر جهان بینی، بیان می کند که اصل توحید و اصل تکامل، مؤید و مکمل یکدیگر می باشند؛ همچنین برای رفع تعارض ظاهری در بعد تعارض در محتوی، ضمن قائل شدن به سمبلیک بودن زبان وحی در داستان آدم، معتقد به تفکیک علم و دین از حیث زبان شناسی شده اند.
الحاد جدید وصف جریانی است که در دهه نخست قرن حاضر، با انتشار سلسله ای از کتاب های پرفروش و در واکنش به حملات تروریستی برخی افراطیون دینی، به عرصه افکار عمومی آمد. این جریان هرچند ریشه در گذشته دارد و مبانی و مفروضات آن همان مبانی و مفروضات ملحدان گذشته است، با اتخاذ رویکردی بسیار خصمانه، به جریانی توفنده و جدید علیه دین و دین داران تبدیل شد. سخنگویان، و به اصطلاح پرچمداران آن عبارت اند از داکینز، دنت، هریس، و هیچنز. برخی از این ملحدان پیش تر به عنوان یک طرح کلان دست به عمومی و همه فهم کردن علومی چون زیست شناسی، به ویژه نظریه فرگشت و انتخاب طبیعی، زده بودند و اینک از آن جهت حمله به باورهای دینی استفاده می کنند. آنها در نقد خود به جای تکیه بر استدلال یا نقد دلایل و براهین مؤمنان، رویدادهای تاریخی و نیز رفتار و کردار برخی گروه های تندرو دینی، به ویژه اسلامی، را معیار داوری خود درباره دین و خداباوری می دانند. همچنین ملحدان جدید بدون آن که مبانی و تکیه گاه های خود را اثبات کنند، با تکیه بر آنها چنین وانمود می کنند که باورهای دینی اموری فرگشتی است و در نتیجه می توان با توجه به این نظریه و نیز با تکیه بر جهان بینی طبیعت گرایانه آن باورها را تبیین تجربی و طبیعی کرد. در این مقاله با توجه به دیدگاه های منتقدان آنها، اعم از خداباور و الهی دان و خداناباور، نشان داده ایم که اولاً طبیعت گرایی آن گونه که این ملحدان از آن می گویند و بر آن تکیه می کنند، یک نظریه علمی نیست، بلکه در واقع نوعی جهان بینی و نگرشی مابعدالطبیعی است. ثانیاً ملحدان در همین موضع مرتکب خطای آشکاری می شوند و آن خلط معانی گوناگون طبیعت گرایی است. ثالثاً بر خلاف نظر آنها میان علم و دین تعارضی نیست، بلکه اگر تعارضی هست به قول پلنتینگا میان طبیعت گرایی و علم است.
واژه ی رَجم در زبان عربی به معنای سنگسار کردن است. این واژه و مشتقات آن در قرآن کریم چهارده مرتبه به کار رفته است. مفسران و قرآن پژوهان در معنا و مفهوم این لفظ بیشتر جانب معنای حقیقی آن را در نظر گرفته اند و با توجه به همان معنای نخستین، سنگسارکردنِ زناکاران را در اسلام منجّز دانسته اند. در حالیکه با دقت در آیاتی که واژه رجم و مشتقات آن در آنها به کار رفته است، روشن می گردد که اراده معنایی حقیقی از این واژه در آیات نامبرده شده، صحیح و دقیق نمی باشد. بلکه در تمامی این موارد، رجم در معنای مجازی بکار رفته است و دارای معانی ای چون تبعید کردن، طرد کردن و راندن با زور است. جستار پیش رو می کوشد با بررسی و نقد دیدگاه مفسران در این زمینه و با تکیه بر دیدگاه محمد شحرور مفسر معاصر سوری، با روشی توصیفی- تحلیلی، درستیِ دلالت معنای مجازی این واژه را ثابت نماید. و در نهایت به این نتیجه می رسد که جز در سوره ی کهف که در آن رجم به معنای خروج کلام است، در بقیه موارد به معنای راندن و اخراج با زور از دیار خویشتن می باشد.
امروزه هر یک از اقشار مختلف مردم، به نوعی مخاطب و هدف رسانه ها قرار گرفته اند. در این میان، کودکان به دلیل تلقین پذیری بالا و قدرت تعقل و تجزیه و تحلیل پایین، در قبال پیام های رسانه، بسیار منفعل عمل می کنند. بخش عمده ای از برنامه های کودکان، در قالب انیمیشن است که توسط شرکت های بزرگ بین المللی تولید می شود. این برنامه ها بسیار جذاب بوده و می تواند آنان را ساعت های طولانی سرگرم کند. از طرفی امروزه در جامعه ما انیمیشن های دوبله شده، مقبولیتی عام یافته و والدین تمایل زیادی برای خرید آنها دارند و صدا و سیما نیز به صورت گسترده ای به نمایش این برنامه ها می پردازد؛ غافل از این که محتوای انیمیشن های غربی می تواند روند تربیت فرزندان ما را متحول کند. در مقاله حاضر، برخی پیام ها و آثار منفی گنجانده شده در این انیمیشن ها، مورد بررسی قرار گرفته است. این محتواها که برخاسته از مکاتب فلسفی، همچون اومانیسم، هدونیسم و پست مدرنیسم هستند، جهان بینی و گرایش های کودکان را به صورتی بسیار نرم و تدریجی به سوی مکاتب الحادی غرب سوق می دهند و زمینه گرایش و انتخاب آنها را در بزرگسالی، نهادینه می کنند.
از نشانه هاى اهتمام ملاصدرا به قرآن، تفاسیر او بر برخى سوره ها و آیات و نیز آثار دیگرى به نام هاى «اسرار آلایات» و «مفاتیح الغیب» است. همچنین استناد وى به آیات الهى در بسیارى از مباحث فلسفى و عرفانى اش مشهود است و از علائم توجه خاص او به حدیث نیز، شرح بر اصول کافى و استناد به روایات در بسیارى از موضوعات تفسیرى و فلسفى مى باشد. در این مقاله سعى نگارنده بر این است که بیان و بررسى روایاتى مبادرت ورزد که ملاصدرا را در تفسیر خود از آیات قرآن کریم و در مجموعه تفسیرى خویش بدان ها استناد نموده است. شایان ذکر این که آن مفسر گران قدر و حکیم فرزانه در قسمت هاى مختلف تفسیر خود، جمعاً به حدود هزار و دویست حدیث استناد، کرده است که براساس استخراجى که صورت گرفته، معلوم مى شود که دید وى در مراجعه به روایات وسیع بوده و در مراجعه به کتب حدیث تفاوتى میان منابع شیعه و سنى قائل نمى شده و در جاى مناسب خود، روایات مربوط به هر موضوع را مورد استفاده و استناد قرار مى داده است.
در این نوشتار موضوع فلسفه حجاب در پرتو قرآن بررسی می شود.
نویسنده حجاب را بازتاب حیاء و عفت می داند و بر این باور است که پدیده حیا و عفت ویژگی ذاتی انسان بوده و در زن قوی تر از مرد می باشد. این ویژگی فطری مبنای پیشنهادی چندگانه قرآن است که در آیات گوناگون مطرح شده است مانند: مردان باید چشم شان را فرو گیرند، عورت شان را بپوشانند و سرزده وارد حریم زندگی خصوصی خانواده ها نگردند. زنان چشم شان را فرو گیرند، شرمگاه شان را بپوشانند، از خودنمایی، پای کوبی و با کرشمه صحبت کردن بپرهیزند و اندام و زیور آلات خود را ننمایانند.
نویسنده عقیده دارد که حجاب خواسته مشترک زنان و مردان است و فلسفه آن با مطالعه چهار تقاضای فطری: حیا و آرایش در زنان و غیرت و شهوت در مردان، قابل درک می باشد و برخورد منطقی و درست با این چهار گرایش، ازدواج عاشقانه و پاک و زندگی خانوادگی همراه با آرامش، دوستی و مهربانی فزاینده را امکان پذیر می سازد.