در نوشتار حاضر نخست مهم ترین مبادی هستی شناسانه روایت صدرایی نظام احسن تحلیل می گردد. ملاصدرا علاوه بر اتکا به اصالت وجود، تمایز وجود و ماهیت، تمایز امکان و وجوب با قول به وحدت تشکیکی وجود یا وحدت شخصی وجود و تشکیک در مظاهر آن (به عنوان دو مبنای متفاوت) و قاعدة امکان اشرف، تصویردقیقی از قانونمندی عالم (اعم از نظام علی-معلولی طولی یا نظام مظاهر)، وحدت حقیقی و نظام ذاتی عالم، اتصال مراتب یا مظاهر آن، به تصویر می کشد. در ادامه به تفسیر روایت مزبور بر محور مقتضی آن، یعنی عنایت (مشتمل بر فاعلیت وجودی به اقتضای کمال مطلق، نظام علمی احسن و پیشین عین ذات، و رضای الهی به بهترین و خیرترین نظام) پرداخته می شود.
در سرتاسر متون ادب فارسی هر جا بحث از عشق و عقل و مقایسه آنها مطرح می شود، عقل ناتوان و ضعیف معرفی می شود و عشق کاملاً مسلط و قدرتمند. از زمان خلقت انسانها تا کنون همیشه بحث بشر این بوده است که آیا عقل می تواند راه سعادت را به انسان نشان دهد یا عشق؟ تجربه نشان داده است که انسان در طول تاریخ زندگی اش گاه راه عقل را پیموده، گاه راه عشق. با اینکه انسان تمام خوبی ها و بدی ها را توسط عقل می تواند تشخیص دهد و برای آن مقامی فوق العاده قائل است، می بیند عقل در برابر نفس اماره و شهوات ضربه پذیر است و دقیقاً به همین دلیل هم سخت ترین ضربه ها از طرف عشق به عقل وارد شده و در طول تاریخ، متون ادب فارسی جولانگاه تاخت و تاز عشق بر عقل بوده است، تا جایی که این باور مورد قبول واقع شده است که قدرت فوق العاده عشق به محبوب ازلی و ابدی (خداوند) می تواند انسان را خوشبخت کند و از خاک به افلاک رساند و اساسی ترین عامل رسیدن به خوشبختی نیز هست و در برابرش، عقل پای چوبین است و ناتوان.
آیات قرآن نشان از آن دارند که در تورات ذکر «معاد» آمده است؛ ولی در تورات موجود یادی از معاد نشده است. این نوشتار افزون بر بحث علمی که بررسی دیدگاه قرآن درباره معادباوری یهودیت است، چرایی ذکر نشدن معاد در تورات فعلی را تحلیل می کند و آن به این شیوه است که تحلیل های مختلف درباره توجیه عدم ذکر معاد در تورات را مطرح کرده، سپس دیدگاه برگزیده خود را بیان می کند. دیدگاه برگزیده، تورات را عنوانی برای عهد عتیق و تمام کتاب هایی می داند که متن مقدس یهودی اند، ولی جزو عهد عتیق قرار نگرفته اند و با عنوان اپوکریفا و سوداپیگرافا، قانونی درجه اول اعلام نشده اند و با بررسی اجمالی برخی از این متون، ذکر معاد در آنها یافت شد. در نتیجه این دیدگاه برگزیده امید می رود مطالبی را که قرآن به تورات نسبت داده است، ولی در عهد عتیق نیست، بتوان در کتب اپوکریفایی و سوداپیگرافایی یافت.
چگونگی شکل گیری و تحول مفاهیم و انتقال آن به فرهنگ و تمدن دیگر، جسارتی سترگ در فهم اندیشه است. نوشتار پیش رو، متن «تهذیب الاخلاق» را برای بررسی انتخاب کرده، تا با نگاهی هرمنوتیکی (تفسیری)، از چگونگی تحول مفاهیم اخلاقی یونان، نحوه انتقال و برگردان آن به فرهنگ و اندیشه اسلامی، گزارشی فراهم آورد. پرسش این است: با توجه به شیوه هرمنوتیکی، فهم مفاهیم اخلاقی نزد مسکویه چگونه است؟ «تهذیب الاخلاق» متنی است که مفاهیم اخلاقی و بنیان های این مفهوم را در درون نظام زبانی واژگانی خود جای داده است. تبار متن تهذیب الاخلاق را می توان در «اخلاق نیکوماخوسِ» ارسطو، به عنوان بینامتنیت[1] مسکویه، انگاشت. بنیاد های فلسفی اخلاقی متن تهذیب الاخلاق نزد ارسطو و مسکویه یکسان نیست. پولیس (شهر دولت)[2]، فرونسیس (عمل)[3]، ریطوریقا (سخنوری)[4]، پراکسیس (کنش)[5]و دیکه (عدالت)[6] مفاهیم کلیدی برای تبیین بنیان های فلسفه اخلاق نزد ارسطو است. در حالی که فضیلت، سعادت، خرد و مدنیت، مفاهیمی هستند که در نظام اخلاقی مسکویه برجسته اند. واژه ها به شکل یونانی آن نزد مسکویه حاضر نیست، اما مسکویه فهم و ترجمه ای از این مفاهیم بیان کرد که بنیان های اخلاق فلسفی را پی ریزی کرد. نوشتار پیش رو تلاشی است برای فهمِ تحولِ مفاهیمِ اخلاقی در حوزه فکر اسلامی؛ به منظور نشان دادن «امکان شکل گیری دانش فلسفی اخلاق» در اسلام دوره میانه.
[1]. intertextuality [2]. Polis [3]. phronesis [4]. rhetoric [5]. praxis [6]. Dike
حضرت رقیه(س) فرزند امام حسین(ع) امام سوم شیعیان است. این اثر در پی سرگذشت این دختر خردسال در منابع تاریخی و رسیدن به نتیجه ای روشن درباره زندگی و ذکر نام حضرت است. این که سرگذشت حضرت رقیه(س) در منابع تاریخی چگونه آمده و به دنبال آن درباره نام، نام مادر، تاریخ ولادت و وفات حضرت، سن و محل دفن ایشان تحقیق شده است. این پژوهش به دنبال کشف سرگذشتی روشن درباره ایشان است. نگارنده در این تحقیق که با شیوه کتابخانه ای انجام گرفته، به این نتیجه رسیده که نام ایشان فاطمه، مادرش ام اسحاق دختر طلحة بن عبدالله تیمیه بوده و در سال پنجاه و هفت هجری در مدینه دیده به جهان گشوده است. پس از عاشورا در جمع اسیران حضور داشته و در چهار سالگی در صفر سال شصت و یک هجری چند روز پس از دیدن سر مبارک پدرش، در خانه یزید وفات کرده و همان جا به خاک سپرده شده است. ذکر نام رقیه در منابع تاریخی به قرن دوم برمی گردد که از منابع آن می توان به کتاب مقتل الرقیه به نقل از کتاب منتخب التواریخ اشاره کرد.
قرآن کریم به عنوان مهم ترین متن دینی مسلمانان در حوزه های مختلف دانش بشری دارای ظرفیت های قابل توجهی است که اغلب مورد غفلت قرار گرفته است. از جمله موضوعات طرح شده در این کتاب آسمانی، شهر و مؤلفه های آن است که بر این اساس، تاکنون پژوهش های مختلفی پیرامون شهر اسلامی انجام شده است. در همین راستا، طی این مقاله به بررسی این مسئله پرداخته شده است که آیا قرآن کریم، تمایزات عرفیِ میان شهر و روستا را به رسمیت می شناسد یا خیر؟ به بیان دیگر، در ادبیات قرآنی، شهر چه مؤلفه یا مؤلفه هایی دارد که آن را از قریه (آبادی یا روستا) متمایز می سازد؟ برای این منظور در این مقاله، دو کلیدواژه مدینه (شهر) و قریه (روستا) در قرآن کریم با استفاده از روشی ترکیبی (مرکّب از تحلیل محتوای کیفی و استدلال منطقی) مورد ژرفکاوی قرار گرفته اند. یافته های تحقیق بیانگر آن است که قرآن کریم برخلاف نظریات رایج در حوزه شهرسازی، مؤلفه اصلی در تمایز ماهوی شهر و روستا را ناشی از تفاوت های اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و حتی جمعیتی نمی داند بلکه در ادبیات قرآنی، مؤلفه اصلی در تمایز ماهوی شهر و روستا عبارت است از ایمان به خدای متعال و الزامات حاصل از آن و لذا یک زیستگاه انسانی، هر چقدر هم که به لحاظ جمعیتی و کالبدی بزرگ باشد، چنانچه فاقد این مؤلفه باشد از منظر قرآن فاقد استحقاق لازم برای اطلاق واژه مدینه (شهر) است. این ادّعا در بدنه پژوهش، با تطبیق آیات مختلفِ حاوی واژه های مدینه و قریه پیگیری و اثبات شده است.