حجیت و اعتبار عقل چه از منظر برون دینى و چه از منظر درون دینى محل بحث و نزاع بوده است، نگارنده در این نوشتار، اعتبار عقل را از منظر آیات و روایات مورد بحث قرار داده و جایگاه آن را در اجتهاد فقهى بررسى نموده است و در پایان پرورش و شکوفایى عقل از دیدگاه اسلام را مطرح کرده و آموزههایى از آیات کریمه و روایت را در رشد و بکارگیرى عقل و مبارزه با هرگونه جمود و رکود اندیشه و فرد مورد بحث قرار داده است.
در عالم آفرینش جدا از موجودات محسوس، موجودات نامحسوسی نیز وجود دارند که در شرایط عادی، برای ما قابل درک حسی نیستند. یکی از آن موجودات نامحسوس جن است.
اعتقاد به وجود جن مختص اسلام نیست و در دیگر ادیان ابراهیمی نیز پذیرفته شده است و در متون مقدس آنان ریشه دارد.
اسلام جنیان را موجوداتی حقیقی، همچون انسان و فرشته می داند؛ اما یهودیان و مسیحیان آنها را فرشتگان متمرد می شمرند.
هدف اصلی این مقاله، تبیین و مقایسة مفهوم «معنویت» در غرب (با تأکید بر آراء اندرو رایت، پارکرجی پالمر، جین اریکر، ران بست، گراهام راستر) و اسلام است. ادبیات تحقیق نشان می دهد تعریف واحدی دربارة مفهوم معنویت وجود ندارد. مهم ترین عامل در تغییر و تنوع این دیدگاه ها، نوع رابطة مفهوم «معنویت» با «دین» بوده است. در پژوهش حاضر، دیدگاه های اندیشمندان مزبور، بر اساس نوع رابطة بین معنویت و دین، تحلیل و دیدگاه های آنها ذیل سه جهان بینی دینی، فارغ از دین، و غیردینی تبیین گردیده است. سپس برای تبیین دقیق تر مفهوم «معنویت»، مبانی فلسفی دیدگاه های اندیشمندان مزبور بررسی گردید. در مرحله بعد، مفهوم «معنویت» در اسلام با این مفهوم در غرب مقایسه شد. بخشی از یافته ها عبارت است از: مفهوم «معنویت» در اسلام، دارای مابازای بیرونی قابل شناسایی است. بنابراین، معنا امری صرفاً ساختنی نیست، بلکه یافتنی نیز هست، و حال آنکه در برخی از دیدگاه های غربی، مرجع امر معنوی دست ساز خود انسان و بنابراین، «معنا» صرفاً ساختنی است. برخی از دیدگاه های غربی به وجود تکثر در مرجع امر معنوی قایلند، اما دیدگاه اسلامی به وحدت معتقد است. معنویت از منظر اسلام، یک مفهوم کل گراست که همة ابعاد زندگی کودک را دربر می گیرد و چهار بعد ارتباط فرد با خود، خلق، محیط و خداوند را شامل می شود. ولی در برخی از دیدگاه های غربی، به ابعاد ارتباط با خود، دیگران و محیط محدود می شود. روش انجام این تحقیق، استفاده از روش «تحلیل کیفی محتوا» است.
مسیحیان مؤمن، به ویژه معتقدان به «کلیسای کاتولیک» در غرب و خاورمیانه با توجه به تحریفها و کجرویهای «مسیحیان صهیونیست» سعی در نقد و موضع گیری جدی فرهنگی در قبال عملکرد این جریان دارند و از همین رو بود که رئیس جمهور امریکا ـ بوش ـ از جناب پاپ اعظم با عنوان «ضدمسیح» یا «دجّال» یاد کرد.
مقاله زیر توسط یکی از محققان «کالج مطالعات کتاب مقدس در بیت لحم» نگاشته شده که ترجمه آن تقدیم شما می شود.
برخی مفسران معاصر تعبیر «بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها» در آیات 2 سوره رعد و 10 سوره لقمان را إشاره قرآن به گرانش و نقش آن در پیدایش بنای رفیع آسمان دانسته اند. گویا در این آیات گرانش به ستون هایی نامرئی تشبیه شده است؛ از آنجا که تشبیه گرانش به ستون از لحاظ علمی تشبیه درستی نیست، در این مقاله ضمن نقد و بررسی دیدگاه های تفسیری روشن می شود که آیه با کاربست واژه جمع «عَمَد» به صورت إستعاری بر رفعت و خلقت آسمان ها به سبب دخالت علل و اسبابی نامرئی دلالت دارد که جایگزین ستون در بناهای ساخت بشر است. گویا آیه یادشده به نیروهای بنیادین إشاره دارد که بنا بر آخرین دستاوردهای علم فیزیک نقشی أساسی در پیدایش جهان داشته اند. از طرفی مفهوم «سماوات» در قرآن و تعابیر متفاوت دو آیه مذکور، با به کارگیری أفعال «رفع» و «خلق» نیز حاوی إشاراتی است که با تفسیر علمی پیدایش جهان هماهنگ است.
مبنای مالکیت فکری، بخشی از مباحث فلسفة مالکیت فکری است که در آن پاسخ به چرایی مشروعیت مالکیت فکری داده میشود. تحلیل مبنا، تنها به یافتن دلیل مشروعیت مالکیت فکری منحصر نمیگردد، بلکه بر نظام مالکیت فکری، تقسیمهای آن، حقوق مترتب بر پدیدة فکری، شرایط حمایت و اموری از این قبیل تأثیرگذار است. نوشتار حاضر تلاش میکند با مرور بر مهمترین مبانی مالکیت فکری، تأثیر آن را بر نظام مالکیت فکری بیابد.