در رابطة با نقش روایات در تفسیر آیات جای هیچگونه تردیدی نیست. جعل و دستکاری و ضعف در برخی از روایات هم از موضوعات شناخته شدهای است که همة دانشمندان و کارشناسان علوم اسلامی بر آن اذعان دارند. علم الحدیث را بر آن پایه نهادند تا روایات و اخبار را جرح و تعدیل نموده و درست و نادرست را با آن بسنجند. فقه که با عبادات عملی و زندگی دینی مردم سر و کار داشت آن را کاربردی کرد و بخوبی هم پرورید، تا جایی که نام علمالحدیث به اصول فقه شهرت یافت؛ اما حوزة تفسیر که پایهریزی و ساماندهی اعتقادات اسلامی را عهدهدار بود، نگاه حاشیهای بر آن افکند.
تفسیر تبیان که پایهگذار تفسیر جامع و از امهات آن در میان شیعه است، به قلم انسانی که قلّههای فقاهت را درنوردیده و با سرمایهای سرشار از علوم پیشنیاز قرآن، بر ساحت تفسیر نشسته است، تدوین و نگارش یافته است؛ از این رو از جایگاه و اهمیت ویژهای در بین تفاسیر شیعه برخوردار میباشد.
بیشتر روایات تفسیری، از تفسیر تبیان به دیگر تفاسیری که پس از آن نگارش یافتهاند، منتقل شده است. مروری بر شیوههای روایتپردازی شیخ طوسی در تفسیر تبیان، شاید سرآغازی بر پژوهشهای عمیقی در این وادی گردیده و پالایش روایات تفسیری را تسریع نماید. این جستار حاوی چنین رویکردی است.
در تاریخنگارى قرن بیستم، مکتب فرانسوى آنال استثناى پر فروغى است. توجه به ساختارها، نگرش به درون تحولات تاریخى و اعتقاد استوار به پیوند پایدار طبیعت و تاریخ، از جمله ابداعات مورخان آنال مىباشد. مکتب آنال با بهرهگیرى از دانشها و رشتههاى مختلف، از قبیل جامعهشناسى، جغرافیا، روانشناسى، باستانشناسى و حتى علوم طبیعى، تاریخ رابه گونهاى قابل توجه، از محدوده تفکر مبتنى بر روایتنگارى صرف رهانید. در مکتب آنال، بهویژه در آثار فرناند برودل، مفهوم تاریخ تام یا کامل، جایگاه ویژهاى دارد. همینطور مارک بلوخ که خود یکى از بنیانگذاران این مکتب است، مطالعه و بررسى تطبیقى در تاریخ را به شیوهاى استوار در تاریخنگارى تبدیل کرد.
بحث رابطه اخلاق و سیاست در عرصه سیاست بینالمللى مورد توجه صاحب نظران و نظریهپردازان روابط بینالملل بوده است. رئالیستها امکان بهکارگیرى الزامات اخلاقى را در سیاست بینالملل منتفى مىدانند، حال آن که ایده آلیستها نسبت به تحقق آن خوشبین هستند. در این پژوهش، رابطه اخلاق و سیاست بینالملل با توجه به نحوه توزیع قدرت در سه وضعیت ساختارى امپراتورى، دولت - ملت و حکومت جهانى مورد بررسى قرار مىگیرد.
مقاله ذیل درباره یکی از موارد اتفاق بین مذاهب اسلامی، یعنی اعتقاد به مهدویت در شئون مختلف است. نویسنده این موضوع را از جوانب گوناگون مورد بحث قرار داده است:1. اصل قضیه مهدویت؛2. وجوب اعتقاد به مهدویت؛3. فراگیر بودن دعوت و حکومت آن حضرت (عج)؛4. مهدی (عج) از اهل بیت پیامبر است؛5. لقب او مهدی (عج) است؛6. برخی از اوصاف آن حضرت؛7. برخی از علائم ظهور؛8. اقتدای حضرت عیسی (ع) به آن حضرت (عج)؛9. اصلاح امر حضرت در یک شب؛10. بیعت با حضرت بین رکن و مقام؛11. حضرت عالم را پر از عدل و داد می کند؛12. توسعه اقتصادی در عصر ظهور.نویسنده پس از این مباحث به ذکر ﻣﺆلفان شیعه و سنی در قضیه مهدویت پرداخته و کتابهایی را که در رد مخالفان قضیه مهدویت نوشته شده، ذکر کرده است.
تربیت یکی از مقاصد وجودی انسان و امری ضروری برای حیات جامعه است که درجه رشد و تحول هر جامعه را نشان می دهد؛ اما از آنجایی که شرایط و ویژگی های تربیتی در مراحل مختلف زندگی کاملاً متفاوت است و به میزان رشد و کیفیت هر مرحله بستگى دارد از این جهت بحث از مراحل تربیت از اهمیت خاصی برخوردار است،
در این نوشتار، ابتدا تعریف دو مفهوم اساسی مقاله یعنی، مرحله و تربیت ارائه شده، آنگاه بر پایه این مقدمات، مراحل تربیت از دو نظر که یکی مربوط به قبل از تولد (مرحله جنینی) و دیگری مربوط به بعد از تولد (مراحل کودکی، نوجوانی و...) است به بررسی شده است. ضمن بررسی مراحل گوناگون تربیت، این نتیجه حاصل شد که اگر به فرایند تربیت که امرى پیوسته و همیشگى است، از دوران کودکى و حتى پیش از آن توجه شود، بر سایر مراحل تربیت اثر می گذارد و تأکید آموزه هاى دینى و روان شناسى بر دوران کودکى، به این معنا نیست که جریان تربیت انسان، تنها محدود به این دوره است، بلکه پرورش و تربیت انسان در سراسر عمر او تداوم و امکان تحول و سازندگى نیز همواره وجود دارد. این مقاله به روش کتابخانه ای با رویکرد تحلیلی و با بهره گیری از کتب تفسیری، تربیتی و روان شناسی ارائه شده است.
بررسى ارتباط میان اخلاق و حقوق و دادوستدهاى میان آن دو، مطلبى اساسى و پر دامنه است و توجه بسیارى را به سوى خود معطوف داشته است . این نوشتار با عناوین زیر به وجه تمایز این دو مقوله مىپردازد: تفاوت اخلاق و حقوق در هدف، اهمیت نیت در اخلاق، وجود ضمانت اجرایى بیرونى در حقوق، پرداختن حقوق به مسائل اجتماعى، ثبات و کلیت اصول اساسى اخلاق، و محدود شدن حقوق در چارچوب قواعد اخلاقى .
موضوع این مقاله بررسی هویت سیستمی و استراتژیک دین و علت توجه به این موضوع فعال نشدن کارآمدی دین در زندگی امروز است. هدفی که این مقاله دنبال میکند، دستیابی به راهبرد فعال سازی کارآمدی دین است. نوع تحقیق در این نوشتار، بنیادی با رویکرد تعلیلی و روش تحقیق، کتابخانهای با ابزار تحلیل تطبیقی است؛ به این ترتیب که شاخصهها و خصلتهای گزارههای دین از طرفی و شاخصهها و خصلتهای گزارههای استراتژیک و خصوصیات سیستم از سوی دیگر بررسی و همپوشانی آنها تعلیل شده است. فرضیه این تحقیق، ضرورت نگرش کلان و سیستمی به دین و استفاده از گزارههای دین در عرصه تدوین استراتژیها است. مدل نهایی و نتیجهای که از این تحقیق به دست آمد، عبارت است از این که دین، شبکهای از استراتژیهای لازم برای برنامهریزی در جوانب به هم پیوسته زندگی را عرضه کرده است که اگر با دید استراتژیک به گزارههای دین توجه شود، ساختار لازم برای برنامهریزیهای اجرایی به دست میآید. راهکار اجرایی اولیه برای رسیدن به مدل بالا تدوین واحدهای درسی برای طلاب حوزه در مقوله «روش تحقیق خلاق»، «روش تحصیل خلاق» و «روش تدریس خلاق» برای ایجاد مهارت کلاننگری و پیدایش دید سیستمی به موضوعات و تحقق قابلیت تولید علم و نظریه است.حوزههای علمیه در صورتی موفق به تولید علم و نظریهپردازی بر اساس معادلات دین خواهند شد که طلاب حوزه بر اساس روش کاربردی و خلاق تحصیل و روش تحقیق کاربردی و خلاق را اجرا کنند و اساتید حوزه بر اساس روش کاربردی و خلاق تدریس کنند ؛ همچنین حرکت تلخیص و سادهسازی متون درسی متوقف شده و متون به حداقل سطح فهم کاربردیــ تحلیلی از سطوح فهم و ادراک ارتقا یابد وحرکت «فقه پویا»از تلاش برای انطباق دین با وضعیت موجود، به «فقه شبکهای استراتژیساز» برای تغییر وضعیت موجود به سوی انطباق با دین، تغییر جهت داده، هویت آیندهساز و نه چارهساز به خود بگیرد و الگوهای جایگزین ارائه کند.