یکی از مباحث بسیار مهم و با ارزش فلسفه زبان تبیین ارتباط کلامی است بر این اساس پیرامون ارتباط و حیانی خدا و پیامبر دو سوال طرح می شود اولا واحد ارتباط و حیانی خدا و پیامبر چیست ؟ ثانیا چگونه ارتباط وحیانی بر پایه واحد مذکور تبیین می شود؟ دیدگاه های پاسخگو دو گروه اند یک گروه را می توان نظریه های زبانی نامگذاری کرد و گروه دیگر را نظریه های غیر زبانی نظریه های غیر زبانی واحد ارتباط و حیاتی را نوعی زبان خاص که جنبه واژه ای ندارد تلقی کرده اند و آن را با نظریه های متعدد که نقطه مشترک آنها در غیر زبانی بودن است تبیین کرده اند اینان سخن گفتن خدا را با واژه ها مجاز دانسته اند نظریه های زبانی واحد ارتباط وحیانی را با تکیه بر زبان طبیعی و عرفی تبیین می نمایند و واحد ارتباط وحیانی را به حقیقت واژه ها می دانند و آن را با نظریه های مختلف که نقطه مشترک آنها در زبانی بودن است تبیین می کنند این مقاله در صدد بررسی پاسخ به دو پرسش یاد شده بر اساس آیات قران و کشف نظریه قرانی وحی پیرامون موضوع پژوهش است و این مهم ترین یافته این پژوهش خواهد بود
بحث از تکفیر تنها در میان ملل اسلامی مطرح نیست، بلکه هرگونه مخالفت با اعتقادات دیگران در ملتهای دیگر حتی غیر مسلمان را نیز شامل می شود. اما از آنجا که خاستگاه تکفیر در بین مسلمانان، امور اعتقادی و کلامی است و اعتقادات، نقش بسزایی در رفتار انسانها دارد، تأثیر تکفیر را می توان در امور سیاسی، اجتماعی و غیره به خوبی ملاحظه کرد. علمای بزرگ شیعه و سنی، در طول تاریخ سعی کرده اند، تعریف جامع و مانعی از تکفیر و علل و عوامل آن ارائه دهند. به رغم نهی همه مذاهب از تکفیر یکدیگر، به علت اختلاف در تعاریف و مصادیق کفر، باز هم شاهد تکفیرهای فراوانی بین پیروان مذاهب مختلف اسلامی هستیم. فقها شایسته ترین و تنها افرادی هستند که می توانند این حکم را صادر کنند. به همین دلیل خاستگاه تکفیر را افراط و تفریط دینی و عدم آگاهی از ضوابط و معیارهای حکم به تکفیر دانسته و به بیان معیارها و ضوابط تکفیر پرداخته اند. موجبات تکفیر نیز در میان مذاهب، اختلافی است. از این رو دانستن آثار فردی (مکفَّر و مکفِّر) و اجتماعی تکفیر، به انسان کمک می کند تا از تکفیرهای بی رویه دوری جوید.
رویکردهای علم دینی تا کنون از دو طریق گسترش یا اصلاح روشها و تکنیکهای علمی و فربه کردن محتوا و دادههای علم، علوم جدید را اصلاح یا علومی دینی ایجاد کرده اند. شرط تولید علم اولا این است که بتوان نظریه هایی از گزاره های دینی ساخته و پرداخته کرد و ثانیا این نظریه پردازیها هماهنگ با پارامترهای پارادایمی و در پرتو مؤلفه های جهان بینی دینی صورت پذیرد مؤلفه های یک نظریه اجتماعی، مبانی شناخت جامعه (واقعیت اجتماعی) است که باید دید این مبانی از نظر قرآن کدامند.
از این رو می توان این سوال را مطرح کرد که چه چیز یا چیزهایی مبنای شناخت جامعه از منظر قرآن است؟ این مفاهیم اساسی شناخت جامعه در قرآن به تولید چه نظریه ای می انجامد؟ این تحقیق در صدد است امکان استنباط مبانی یا مؤلفه های تشکیل دهندة یک نظریة اجتماعی را از آیات قرآن، به منظور فهم و تبیین واقعیات اجتماعی شناسایی و ارائه کند. بنابراین مهمترین مبنای شناخت جامعه از میان مبانی پنچ گانة شناخت جامعه (مردم، نیاز، ارتباط، اختلاف و آرمان) در قرآن، مفهوم ارتباط به عنوان محور اصلی شناخت جامعه از اهمیت بسزایی برخوردار است.
روش در این تحقیق نیز «روش مبناشناسی» است که تلفیقی بین روش تفسیر موضوعی قرآن، تحلیل محتوا (مفهوم پرازی، مقوله بندی مفاهیم و تعیین مفاهیم اصلی)، و کشف و بیان ربط منطقی بین مفاهیم اصلی است.