فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲٬۳۶۱ تا ۲۲٬۳۸۰ مورد از کل ۸۴٬۷۳۰ مورد.
تأملی بر چیستی مرگ در فلسفه شوپنهاور و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مرگ به عنوان واقعیتی اجتناب ناپذیر موضوع مطالعه مکاتب مختلف فلسفی است. پیوند عمیق فلسفه ورزی و مرگ اندیشی سبب شده است که فیلسوفانی مانند شوپنهاور و صدرا به این امر به تفصیل بپردازند. این مقاله در پی پاسخ گویی به این سؤال است که آیا می توان در تفکر شوپنهاور و ملاصدرا نوعی دیالوگ در باب چیستی و ماهیت مرگ انسان برقرار کرد؟ از نظر شوپنهاور، مرگ از بین رفتن هویت فردی و وجود پدیداری انسان است؛ اما وجود فی نفسه و راستین وی جاودانه خواهد بود. ملاصدرا معتقد است، مرگ اشتداد وجودی و تقویت جنبه ی تجرد نفس است که باعث تضعیف تعلق نفس به بدن و ترک بدن می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که به رغم تفاوت در مبانی، تفکر بدبینانه، انکار حیات و تجویز خودکشی و عرفان برهمنی شوپنهاور، می توان در روش هستی شناسانه، رویکرد عرفانی، اشتراک در برخی مؤلفه ها و نتایج مرگ اندیشی، میان دو فیلسوف، مشابهت ها و هم زبانی هایی را نیز یافت. هر دو فیلسوف سرشت و ذات فناناپذیر انسان و تقسیم دوگانه در باب جهان را می پذیرند و به وجود رنج در جهان، زهدمحوری و وجود عشق در هستی باور داشته و در جستجوی عوامل مرگ هراسی و راهکاری برای برون رفت از آن بوده اند.
تاریخ و پدیدارشناسی دین
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائلی که از آغاز ذهن پدیدارشناسان و مورخان ادیان را به خود خوانده است رابطه میان این دو روش دین شناسی است. این مقاله بر آن است تا مبنائی را که با آن بتوان پدیدارشناسی دین را از تاریخ دین بازشناخت نشان دهد. این دو اصطلاح نزد دین شناسان مختلف معانی متفاوتی دارد. در این بحث تاریخ و پدیدارشناسی دین، هر دو در معنای جزئی ترش به کار می روند. پدیدارشناسی همواره خواهان آن بوده است که خود را متفاوت از تاریخ دین نشان دهد. اگرچه دانشمندان درباره اینکه مرزهای تمایز دقیقاً چه هستند، کاملاً با هم وحدت نظر ندارد، * اما همگی بر این باورند که پدیدارشناسی دین هرچند با دیگر روش های مطالعه ادیان ارتباطی داشته باشد، روشی متمایز و مستقل است.
تفسیر تجزیه ای و تفسیر موضوعی
حوزههای تخصصی:
سیر تحول پوشش، حجاب و البسه در قرن نخست هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پوشش و حجاب در قرن نخست هجری قمری، از ظهور اسلام تا پایان دوره عمر بن عبدالعزیز در سرزمین های اسلامی و نزد مسلمانان چه از نظر میزان و حدود پوشش و چه از نظر نوع پوشاک، بسته به شرایط با تغییر و تحولاتی همراه بوده است. این دگرگونی را می توان به سه برهه زمانی تقسیم و مورد بررسی قرار داد: نخست وضعیت پوشش در آستانه ظهور اسلام تا پایان دوره خلیفه دوم عمر بن خطاب، دوم از دوره خلیفه سوم، عثمان بن عفان تا روی کار آمدن اموی ها و سوم دوره خلافت اموی تا پایان سده اول. هر یک از این دوره ها دارای شرایط ویژه خاص سیاسی و فرهنگی خاص خود هستند که آنها را تا حدودی از دوره پیشین متفاوت می کند. بررسی جداگانه هر سه دوره به فهم هرچه بهتر ما از مسأله میزان پوشش و نوع پوشاک در این دوره کمک خواهد کرد. در این پژوهش ابتدا به بررسی سیر تحول فرهنگ پوشش و حجاب در این سه دوران پرداخته و آن را در گذر حوادث مورد بررسی قرار می دهیم و سپس به معرفی و تبیین مواد خام و پارچه های مورد استفاده در پوشاک های این دوره، نوع البسه؛ دوخت، منسوجات و در نهایت لباس های مورد استفاده در هر یک از این دورانها می پردازیم.
پاسخ به سوالات
شبهات و ایضاحات حول أصول الفقه
حوزههای تخصصی:
جریده برداری و سقّایی؛ میراث قلندران و جوانمردان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جریده برداری و سقایی از آیین های عزاداری در ایام محرم است که پایه گذار آن قلندریه و اهل فتوت بوده اند. منابع تاریخی از رواج این آیین ها در میان اهل فتوت در دوره ایلخانی و سپس صفویه خبر می دهند. در فتوت نامه های موجود از این آیینه گزارش هایی در دست است که نشان می دهد این آیین ها در ایام محرم در میان طریقت های صوفی به ویژه قلندران به هنگام عزاداری اجرا می شده، و رواج عام در میان دسته های عزادار نداشته است. این آیین ها به تدریج به مثابه آیین های شیعی مورد توجه قرار گرفت و بن مایه صوفیانه آن به فراموشی سپرده شد، و از دوره قاجار و پهلوی از انحصار دراویش و قلندران خارج گشت و رواج عام یافت. با این اوصاف، هنوز صبغه و سابقه صوفیانه آن قابل شناسایی است. سقایی ذکر مصائب وارده بر عترت رسول خدا به ویژه امام حسین(ع) و یارانش به صورت نوحه سرایی دسته جمعی و هماهنگ بدون سینه زنی و زنجیرزنی و سنج و طبل زنی است. جریده، علم مخصوصی است که آن را در مقابل تکیه و حسینیه نصب می کردند، و در پیشاپیش دسته های عزادار حرکت می دادند. اسناد قابل اطمینانی در دست است که نشان می دهد در اواخر دوره قاجار در شهرهایی مانند کاشان هنوز جریده برداری مخصوص دسته های قلندران بوده، و حمل آن مستلزم اجازه بابای قلندران بوده است.
رابطه بین فضایل اخلاقی و عقلانی از منظر فارابی و زاگزبسکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی فلسفه مشاء
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
ازجمله مسائل مورد مناقشه درباره فضیلت، ارتباط فضایل با یکدیگر است که اولین بار سقراط و افلاطون به آن پرداختند و نظریه یگانگی فضیلت را مطرح کردند. ارسطو این نظریه را نپذیرفت و فضیلت را به دو قسم عقلانی و اخلاقی تقسیم نمود. او بیشتر به بحث درباره فضیلت اخلاقی پرداخت و به این پرسش که چه رابطه ای میان فضیلت عقلانی و اخلاقی وجود دارد، پاسخ شفافی نداد. فارابی و زاگزبسکی، نظریه یگانگی فضیلت را نمی پذیرند و معتقدند فضایل عقلانی، غیر از فضایل اخلاقی هستند؛ فارابی در پاسخ به ارتباط بین فضایل، نظریه تقدم و تأخر و زاگزبسکی نیز نظریه زیرمجموعه را مطرح کرده اند. تحلیلی که فارابی و زاگزبسکی از ارتباط بین فضایل مطرح می کنند، درنهایت تقریر دیگری از یگانگی فضیلت ها است.
نگرش مجدد به نظریه مثل
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی یونانِ باستان و روم سقراط تا ارسطو افلاطون (428-348 ق.م)
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق گروه های ویژه فلسفه تطبیقی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مفهوم شناسی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی الهیات بالمعنی الاخص
ضعف سواد خانواده در استفاده از فضای مجازی و پیامدهای اخلاقی آن(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
اخلاق دوره جدید سال هفتم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲۸ (پیاپی ۵۰)
11 - 37
حوزههای تخصصی:
فضای مجازی در جایگاه یک رسانه و عضو جدایی ناپذیر خانواده ها، ازنظر اخلاقی دارای کارکردی دوگانه است و براساس قوت و ضعفِ آگاهی اعضای خانواده در استفاده از آن، می تواند بستر شکل گیری فضائل یا رذائل اخلاقی شود. مقاله حاضر با بررسی تأثیرات اخلاقی ضعفِ سواد خانواده در استفاده از این فضا کوشیده است مهم ترین آسیب هایی را که از این رهگذر دامن گیر خانواده (به طور کلی) یا والدین و فرزندان (به طور خاص) می شود، شناسایی کند. یافته های این تحقیق بیانگر آن است که این آسیب ها از دستیابی به اهدافی که برای تشکیل نهاد خانواده تعریف شده است، جلوگیری می کند. برای تبیین بهتر مبحث، بعد از تعریف مفاهیم اصلی، ضمن بیان اهمیت خانواده و سواد رسانه، برخی از پیامدهای اخلاقی ضعف سواد رسانه تبیین می شود. در پایان، راهکارهایی برای رفع این پیامدها ارائه می گردد و به برخی از مشکلاتی که در پی تأثیرگذاری آن ها بروز می یابد، اشاره می شود. روش تحقیق، تحلیلی و کاربردی و تا حد امکان مبتنی بر اندیشه های اخلاقی اسلام است.
لطائف قرآنی
مبانى فلسفى انقلاب
7212
منبع:
نامه جامعه ۱۳۸۷ شماره ۴۷
چگونگی پیدایش کثیر از واحد ( نظام فیض ) از دیدگاه شیخ اشراق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مکتب اشراقی ما با تنوع واژگان درباره صادر اول مواجه هستیم سهروردی در برخی از نوشته های خود مثل التلویحات و الواح عمادی و پرتو نامه و رساله فی اعتقاد الحکما و یزدان شناخت و اللمحات و کلمه التصوف و نظام فیض را به شکل فیلسوفان مشایی و به شکل ثلاثی که ابتکار ابن سینا است تقریر می کند غیر از این جهت اشتراک از حیث روش شناختی میان این آثار تفاوت وجود دارد اما در الواح عمادی بعد از تقریر آن به شکل مشایی تلاش می کند تا حدی از نظام مشایی فاصله بگیرد این روند در المشارع و المطارحات تعمیق می یابد سرانجام در هیاکل النور و بالاخص حکمه الاشراق شیخ نظریه نهایی و ابتکاری خویش را بیان می کند ومیان نظریه نهایی سهروردی و فارابی تفاوت ها و مشابهت هایی وجود دارد و اشکال مشترکی بر هر دو نظریه وارد است در نظریه نهایی سهروردی درباره نظام فیض قهر و محبت و اشراق و مشاهده نقش های اصلی را ایفا می کنند و نکات قابل تاملی در این موارد وجود دارد مهم ترین وجوه ممیزه نظریه شیخ اشراق ابتنای نظریه او بر اصالت نور و ارائه نظریه عقول عرضی است