فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۸۴۱ تا ۱۸٬۸۶۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
زمینه و هدف :تداخل عوامل روانی و جسمانی در مورد فعالیت های دستگاه گوارش، همیشه در عمق اندیشه انسان جای داشته است. این پژوهش با هدف مقایسه میزان علایم روان رنجور بین بیماران گوارشی، همراهان سالم و گروه شاهد انجام شد. مواد و روش ها:پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه ای بود که به روش توصیفی انجام گردید. شرکت کنندگان پژوهش به صورت در دسترس انتخاب شدند و در سه گروه بیماران گوارشی (100 نفر)، همراهان سالم (60 نفر) و گروه شاهد (100 نفر) قرار گرفتند. سپس، آزمون SCL-90-R (Symptom Checklist-90-Revised) برای آنان اجرا گردید. داده ها پس از جمع آوری، در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها:بین سه گروه مورد مطالعه، از نظر روان پریشی (04/0 = P)، وسواس- اجبار (01/0 > P)، شکایات جسمانی (01/0 > P) و اضطراب (02/0 = P) تفاوت معنی داری وجود داشت. بین دو گروه بیمار و شاهد نیز از نظر ضریب کلی علایم (Global Symptom Index یا GSI) (02/0 = P)، روان پریشی (01/0 = P)، وسواس- اجبار (01/0 > P)، شکایات جسمانی (01/0 > P) و اضطراب (01/0 = P) تفاوت معنی داری مشاهده شد. همچنین، تفاوت بین دو گروه همراه و شاهد از نظر وسواس- اجبار (02/0 = P) و اضطراب (04/0=P) معنی دار بود. نتیجه گیری:به طور کلی، نتایج پژوهش حاضر قبل از هر چیز به رابطه بین علایم روان رنجور با بیماری های گوارشی می پردازد. نتایج به دست آمده می تواند بستری را برای بررسی عمیق تر اختلالات گوارش فراهم نماید. این امر گام مهمی در جهت تبیین و شناخت بیماری های گوارش خواهد بود و از طرف دیگر، تلویحات مهمی در زمینه های درمانی خواهد داشت. همچنین، پیشنهاد می گردد در آینده مطالعات مشابهی با وسعت و عمق بیشتری انجام گیرد.
مشکلات زندگی خوابگاهی دانشجویان؛ یک مطالعه به روش کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینهو هدف :مشکلات مختلفی در دوران دانشجویی، همواره گریبانگیر دانشجویان می باشد. یکی از این مشکلات، زندگی در شرایط خوابگاهی و دور از زادگاه، شهر و خانواده دانشجو است که می تواند مشکلات زیادی را برای وی به ارمغان بیاورد. علاوه بر آن، خود زندگی خوابگاهی نیز می تواند مشکلاتی داشته باشد که بر دشواری زندگی خوابگاهی بیافزاید. هدف این پژوهش بررسی مشکلات زندگی خوابگاهی به روش کیفی بود. مواد و روش ها:مطالعه حاضر یک مطالعه کیفی و به روش تحلیل محتوا صورت گرفت. داده ها به صورت 12 مصاحبه نیمه ساختاریافته با دانشجویان خوابگاهی دانشگاه علوم پزشکی جمع آوری شد. نمونه گیری به صورت هدفمند در سال 1394 آغاز و تا اشباع داده ها ادامه یافت. تحلیل داده ها هم زمان با جمع آوری داده ها و به روش آنالیز محتوای کیفی انجام گردید. یافته ها:تحلیل داده ها منجر به استخراج 13 درون مایه شد که تجارب مشارکت کنندگان را از پیامدهای مشکلات زندگی خوابگاهی نشان می داد. این مشکلات شامل امکانات، تغذیه، رفتار پرسنل و مسؤولان، فعالیت های فرهنگی، تفریحی و مذهبی، هم اتاقی ها، هزینه های خوابگاه، بهداشت و... بود که هر کدام از این مشکلات رنج هایی را برای دانشجویان به دنبال داشت. نتیجه گیری:مشکلات زندگی خوابگاهی تأثیرات منفی مستقیمی بر روند تحصیلی دانشجویان می گذاشت که می توان جهت رفع آن ها تلاش نمود.
نقش واسطه ای خودکارآمدی اجتماعی در رابطه بین دلبستگی به گروه همسال و والدین با احساس تنهایی در دانش آموزان دبیرستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با این هدف انجام شد تا امکان پیش بینی احساس تنهایی را در نوجوانان بر اساس دلبستگی آن ها به گروه همسال و والدین با بررسی نقش واسطه ای خودکارآمدی اجتماعی مورد کنکاش قرار دهد. روش پژوهش از نوع همبستگی و شرکت کنندگان در پژوهش شامل 460 نفر (235 دختر و 225 پسر) از دانش آموزان دوره ی دبیرستان شهر کرمان بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تصادفی، انتخاب شدند. پرسشنامه دلبستگی به والدین و همسالان، پرسشنامه خودکارآمدی کودکان، و فرم کوتاه شده ی مقیاس احساس تنهایی اجتماعی- عاطفی مورداستفاده قرار گرفتند. ویژگی های روان سنجی ابزارها اعم از پایایی و روایی؛ به ترتیب با استفاده از روش آلفای کرانباخ و تحلیل عاملی بررسی شد و کفایت ابزارهای جمع آوری اطلاعات در حد مطلوب بود. نتایج تحلیل های آماری نشان داد که دلبستگی به والدین به صورت منفی و معنی دار و کناره گیری از والدین به صورت مثبت و معنی دار، احساس تنهایی را پیش بینی می کنند. همچنین، دلبستگی به والدین و دلبستگی به همسالان به صورت مثبت و معنی دار خودکارآمدی اجتماعی را پیش بینی کردند. علاوه بر این، خودکارآمدی اجتماعی، نقش میانجی میان سبک دلبستگی به والدین و احساس تنهایی ایفا کرد. یافته ها بر اساس ادبیات پژوهشی موجود و جایگاه نظری سازه تنهایی تبیین شده و به بحث گذاشته شده اند. در پایان ضمن اشاره به دلالت های نظری و کاربردهای عملی یافته ها؛ پیشنهادهایی برای انجام پژوهش بیشتر در حوزه مربوطه ارائه شده است.
مقایسه معلمان با نیم رخ های گوناگون انگیزشی از لحاظ راهبردهای آموزشی و انضباطی: تحلیل مبتنی بر فرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش مقایسه معلمان با نیم رخ های گوناگون انگیزشی از لحاظ راهبردهای آموزشی و انضباطی بود. شرکت کنندگان پژوهش شامل 354 معلم (158 مرد و 196 مرد) مقاطع ابتدایی، راهنمایی و متوسطه شهرهای شمالی استان آذربایجان غربی بود که به روش ترکیبی نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و طبقه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه انگیزش خودتعیین گری بلیس و پرسش نامه های محقق ساخته راهبردهای آموزشی و راهبردهای انضباطی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل خوشه ای، آزمون چندمتغیری T2 هاتلینگ و آزمون تی برای گروههای مستقل استفاده شد. بر اساس نتایج، دو خوشه انگیزشی برای معلمان شناسایی گردید که نخستین خوشه انگیزشی که در آن مقدار بالای انگیزش درونی، انگیزش یکپارچه شده و انگیزش همانند سازی شده و مقادیر پایین انگیزش بیرونی و بی انگیزگی مشاهده گردید، به عنوان خوشه انگیزش خودتعیین گری و خوشه ای که در آن همه انگیزش ها تقریباً در یک سطح قرار دارند، خوشه برخوردار از همه انگیزش ها نامیده شد. در ادامه، برای بررسی تفاوت دو خوشه انگیزشی از لحاظ راهبردهای آموزشی و انضباطی از T2 هاتلینگ و آزمون t برای گروههای مستقل استفاده شد که نتایج نشان دادند بین خوشه های انگیزشی معلمان براساس راهبردهای آموزشی و راهبردهای انضباطی، تفاوتی معنادار وجود دارد.لذا می توان نتیجه گرفت انگیزش خودتعیین گری از عوامل مهم درافزایش عملکردهای شغلی معلمان بشمار می آید.
مقایسه عملکرد حافظه دیداری در افراد وابسته به هروئین و افراد بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی عملکرد حافظه ی دیداری در افراد وابسته به هروئین با افراد بهنجار انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر علی-مقایس ه ای بود که روی دو گروه افراد وابسته به هروئین و بهنجار انجام شد. جامعه ی آماری این پژوهش، افراد وابسته به هروئین شهرستان گناباد بودند که در بازه ی زمانی فروردین تا شهریور ماه سال 1392 به مراکز ترک اعتیاد شهرگناباد مراجعه می نمودند. در نهایت 30 نفر وابسته به هروئین به شیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گروه مقایسه شامل 30 نفر از افراد عادی بودند که از میان همراهان بیمار انتخاب شدند و از لحاظ سن، جنس و تحصیلات با گروه افراد وابسته به هروئین همتاسازی شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که افراد وابسته به هروئین مشکلات بیشتری در حافظه ی دیداری داشتند و نمرات پایین تری در هر سه مرحله ی اجرای آزمون نسبت به گروه بهنجار کسب کردند. بحث و نتیجه گیری: مصرف مزمن هروئین، نقایص و آسیب های شناختی از جمله در عملکرد حافظه دیداری برای فرد به همراه دارد. می توان در برنامه های توان بخشی که برای بهبود شرایط معتادان و درمان آن ها در نظر گرفته می شود به این نوع از نقایص و تدوین برنامه هایی برای کاهش آن توجه شود.
سوگیری ادراکی- شناختی مرتبط با باور فرا طبیعی: بررسی مقایسه ای در گروه های برتری جانبی مغزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف این تحقیق بررسی سوگیری ادراکی-شناختی مرتبط با باورهای فرا طبیعی در نیمکره های مغزی است. با توجه به نقش نیمکره های مغزی در عملکردهای شناختی و تخصصی شدن در کارکردهای عالی، به همین منظور ما سوگیری ادراکی-شناختی مرتبط با باورهای فرا طبیعی در نیمکره های مغزی را بررسی کردیم. باورهای فرا طبیعی به شدت با سوگیری های ادراکی-شناختی برای تشخیص الگوهای مبهم در ارتباط است. انتظارات قبلی و تجارب یادگیری، پردازش ادراکی و سوگیری شناختی را تحت تأثیر قرار می دهد. روش: جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه کردستان بودند. 32 دانشجو (10 زن،22 مرد) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از تکلیف کامپیوتری خانه/چهره برای ارزیابی سوگیری ادراکی-شناختی مرتبط با باورهای فرا طبیعی، مقیاس باورهای فرا طبیعی بلکمور (1994) و پرسشنامه جانبی شدن نیمکره های مغزی رادولف واگنر (1985) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش آماری واریانس اندازه گیری مکرر بهره برده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که تفاوت معنی داری بین گروه های چپ مغز و دوسو برتر مغزی در سوگیری ادراکی-شناختی مرتبط با باورهای فرا طبیعی وجود دارد. نتایج: می توان گفت که نیمکره راست در باورهای فرا طبیعی آن نقش دارند و نیز می توان گفت که باورهای فرا طبیعی در پردازش ادراکی-شناختی تغییراتی ایجاد کنند.
ساماندهی کارگاه های روانشناختی
حوزههای تخصصی:
نقش مدیران آموزشی در ایجاد جوّ اخلاقی و حمایتهای اجتماعی و رابطه آن با عملکرد سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مطالعه نقش مدیران آموزشی در ایجاد جوّ اخلاقی در مدارس و حمایتهای اجتماعی و رابطه آن با عملکرد سازمانی انجام شده است. طرح کلی پژوهش، همبستگی بوده است. بدین منظور 160 معلم به روش نمونه گیری تصادفی از میان معلمان متوسطه اول شهر یزد از دو ناحیه 1 و 2 آموزش و پرورش انتخاب شدند که از این عده 152 نفر به پرسشنامه ها به طور کامل پاسخ دادند. در این پژوهش از مقیاس حمایت اجتماعی اقتباس شده از پرسشنامه کیفیت زندگی کاری واندوردوف و مایز، پرسشنامه عملکرد سازمانی لائو و می و پرسشنامه جوّ اخلاقی ویکتور و کولن استفاده شده است. به منظور تحلیل آماری داده ها، تحلیل همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و تحلیل واریانس چندعاملی به کار رفته است. یافته های تحقیق نشان می دهند که دیدگاه مدیران آموزشی بر جوّ اخلاقی مدارس اثر می گذارد و نوع جوّ اخلاقی ایجاد شده و حمایتهای اجتماعی مدیران آموزشی و همکاران بر عملکرد سازمانی معلمان نقش تعیین کننده ای دارد. نتایج نشان می دهند که از میان 5 نوع جوّ اخلاقی دیدگاه کولن، تأکید بر اجرای صرف قوانین و دیدگاه ابزاری از اولویتهای اصلی مدیران آموزشی است و توجه به کارآمدی و رفتار مراقبت کننده در اولویتهای بعدی قرار دارند. در جوّی که دیدگاه ابزاری حاکم است، عملکرد مطلوب معلمان کاهش می یابد و تنها کارآمدی با عملکرد مطلوب سازمانی معلمان رابطه دارد. اما بهترین پیش بینی کننده عملکرد سازمانی مطلوب معلمان، حمایت اجتماعی مدیران آموزشی است و بهترین پیش بینی کننده برای عملکرد ضعیف، دیدگاه ابزاری است. در مقایسه میان مدیران مدارس دولتی و غیردولتی هیچ تفاوتی در جوّ اخلاقی و حمایتهای اجتماعی دیده نشده اما هر چه سابقه خدمت معلمان افزایش می یابد، ادراک بیشتری از دو بعد اخلاقی تأکید بر قوانین و رفتار مراقبت کننده گزارش شده است.
بررسی رابطه طرح واره های ناسازگار اولیه با پریشانی روان شناختی و احساس تنهایی در میان دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش بررسی رابطه طرح واره های ناسازگار اولیه با پریشانی روان شناختی و احساس تنهایی در میان دانشجویان دانشگاه علوم و تحقیقات بود. روش: پژوهش حاضر مطالعه توصیفی از نوع هم بستگی بود و جامعه ی مورد مطالعه کلیه دانشجویان دختر و پسر مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات که در سال تحصیلی 95-96 مشغول به تحصیل بودند ؛ می باشد. حجم نمونه 190 نفر از دانشجویان است که به شیوه غیر تصادفی از نوع در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های، طرح واره های ناسازگار اولیه (یانگ)، پریشانی روان شناختی (کسلر) و احساس تنهایی (دی توماسو، برانن و بست) استفاده شد. نتایج با استفاده از روش های آماری ضریب هم بستگی پیرسون، رگرسیون دو و چند متغیره و با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتتند. یافته ها: بررسی نتایج نشان داد که طرح واره های ناسازگار اولیه با پریشانی روان شناختی و احساس تنهایی رابطه مثبت و معناداری دارند و از سویی رابطه طرح واره های محرومیت هیجانی، بی اعتمادی/بدرفتاری و اطاعت، اثر معنادارتری با پریشانی روان شناختی داشته و هم چنین رابطه طرح واره ی محرومیت هیجانی با احساس تنهایی برجسته تر از سایر طرح واره ها در افراد بود. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش، طرح واره های ناسازگار اولیه با پریشانی روان شناختی و احساس تنهایی در دانشجویان رابطه دارد. شایسته است متخصصان بالینی به عنوان پیشگیری ثانویه در امور مشاوره و روان درمانی به این یافته توجه داشته باشند.
مقایسه کارآیی مربیان شاغل در مهدکودک های مونته سوری و عادی شهر تهران در سال 1394(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: از این پژوهش، مقایسه کارآیی مربیان مهدکودک های مونته سوری با مهدکودک های عادی شهر تهران بوده است. روش: این پژوهش از نوع توصیفی – مقایسه ای است. جامعه مورد مطالعه شامل همه مربیان مراکز پیش دبستانی شهر تهران که با روش مونته سوری آموزش می دهند (37 مربی) و 74 مربی شاغل در مهدکودک های با روش آموزش عادی که بطور تصادفی از مناطق 22 گانه شهر تهران انتخاب شدند، می باشد. از روش برگزاری آزمون بسته پاسخ برای سنجش اطلاعات لازم جهت مقایسه کارآیی مربیان شاغل در مهدکودک های مونته سوری و عادی در چهار بعد تساوی، همسویی، سرعت در کار و استفاده از ابزار و تجهیزات استفاده شد. جهت جمع آوری داده ها از یک پرسشنامه استاندارد استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی (فراوانی، درصد و نمودار) و شاخص های آمار استنباطی (آزمون آماری من ویتنی) استفاده گردید.یافته ها: نتایج پژوهش بیانگر این مطلب است که کارآیی کل مربیان شرکت کننده در این آزمون (111 مربی)، 5/22 در حد متوسط و 5/77 درصد دارای کارآیی خیلی خوب بودند. کارآیی کل مربیان مهدهای عادی شرکت کننده در این آزمون (74 مربی)، 8/33 در حد متوسط و 2/66 درصد دارای کارآیی خیلی خوب حاصل شد. این در حالی است که کارآیی کل مربیان مراکز مونته سوری شرکت کننده در این آزمون (37 مربی)، 100 درصد دارای کارآیی خیلی خوب بودند.نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت که کارآیی مربیان مهد کودک های مونته سوری بالاتر از مربیان مهدهای عادی می باشد.
اثربخشی آموزش راهبردهای تنظیم هیجان بر افزایش تاب آوری و دلمشغولی های تحصیلی در دانش آموزان دختر نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۰ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۴۰)
501-521
حوزههای تخصصی:
هدف : این پژوهش با هدف تعیین تأثیر آموزش راهبردهای تنظیم هیجان بر تاب آوری و دلمشغولی تحصیلی دانش آموزان نوجوان انجام شد. روش : روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و گروه گواه و پیگیری دو ماهه، و جامعه آماری 820 دانش آموز دختر دوره اول متوسطه رامسر در سال تحصیلی 95-94 بود. به روش تصادفی خوشه ای دو دبیرستان آذرهوش و رضی کاظمی و از هر دبیرستان 3 کلاس و از هر کلاس 40 نفر انتخاب، و در دو گروه آزمایش و گواه کاربندی شد. برای جمع آوری داده ها از مقیاس تاب آوری تحصیلی ساموئلز و وُو (2009) و مقیاس دلمشغولی تحصیلی فردریکس، بلومنفلد و پاریس (2004) استفاده شد. دانش آموزان گروه آزمایش به مدت 10 جلسه 60 دقیقه ای، هفته ای یک جلسه تحت آموزش راهبردهای تنظیم هیجان گروس (2014) قرار گرفتند و در پایان و نیز پس از گذشت دو ماه در مرحله پیگیری، مجدداً هر دوگروه به پرسشنامه ها پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان داد که آموزش تنظیم هیجان باعث افزایش تاب آوری (470/4=F، 021/0=P) و دلمشغولی تحصیلی (309/7=F، 001/0=P) دانش آموزان گروه آزمایش شده، و این تأثیر در مرحله پیگیری نیز پایدار مانده است. نتیجه گیری : می توان با آموزش راهبردهای تنظیم هیجان به دانش آموزان باورهای نامناسب و رفتارهای غیر منطقی آن ها را اصلاح کرد و با ایجاد شناخت هیجان ها و آموزش نحوه تعدیل هیجان ها ، تاب آوری و دلمشغولی تحصیلی آن ها را ارتقاء بخشید.
اثربخشی ذهن آگاهی بر کاهش اضطراب و قند خون بیماران دیابتی با نوع شخصیت بازدارنده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۰ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۲ (پیاپی ۳۸)
139-156
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش تعیین اثربخشی ذهن آگاهی بر کاهش اضطراب و قند خون بیماران دیابتی با نوع شخصیت بازدارنده بود. روش: روش مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون، گروه گواه و پیگیری دو ماهه و جامعه آماری 225 نفر از بیماران مراجعه کننده به مرکز دیابت اکباتان شهر تهران در تابستان 1394 بود. به روش نمونه گیری در دسترس 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری جایگزین شد. ابزار پژوهش پرسشنامه شخصیتی گِرِی-ویلسون ( ویلسون، بارت و گِرِی، 1989)، اضطراب بک و استیر (1990) و درمان ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس کابات-زین (2005) بود که طی 8 جلسه 120 دقیقه ای هفته ای یک بار اجرا و برای تحلیل آماری از روش کواریانس و اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از اثربخشی روش ذهن آگاهی بر کاهش اضطراب (06/25 = F، 001/0 = (P و قند خون بیماران دیابتی با نوع شخصیت بازدارنده بود (22/20 = F، 002/0 =P) و نتایج به دست آمده در مرحله پیگیری حاکی از پایداری تاثیر درمان ذهن آگاهی بود (06/25 = F، 002/0 = P). نتیجه گیری: به متخصصان توصیه می شود به منظور کاهش اضطراب و کاهش قند خون بیماران دیابتی در کنار درمان های پزشکی از طریق ایجاد هوشیاری آگاهانه و تجربه زمان حال و غیرقضاوتی بودن در این بیماران باعث افزایش سلامت آن ها شوند.
ارتباط جهت گیری مذهبی با قصد فرزندآوری و تعداد فرزندان موجود و مطلوب، از نظر زنان شاغل در مرکزهای منتخب شهر تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۳ زمستان ۱۳۹۵ شماره ۱
78-90
حوزههای تخصصی:
با توجه به کاهش باروری که به دنبال کاهش تمایل به فرزند آوری رخ می دهد و همچنین اهمیّت توجه به میزان باروری و افزایش زنان شاغل طی سالیان اخیر، در شرایط کنونی ایران، مطالعه ی حاضر با هدف تعیین ارتباط جهت گیری مذهبی با قصد فرزندآوری و تعداد موجود و مطلوب فرزندان، از نظر زنان شاغل در مرکزهای منتخب شهر تهران انجام شد. مواد و روش ها: در این مطالعه ی مقطعی، 200 زن شاغل دارای شرایط لازم (به دلیل اینکه بیش از دو سوم زنان شاغل، در وزارت آموزش و پرورش و مرکزهای تابع وزارت بهداشت مشغول به کار هستند)، از بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و مرکزهای منتخب آموزش و پرورش، به صورت در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه ی حاوی اطلاعات دموگرافیک، سؤال های تعیین کننده ی جهت گیری مذهبی، سؤال های رفتار باروری (شامل سؤال های مربوط به قصد فرزندآوری و تعداد فرزند موجود و مطلوب) جمع آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمارهای توصیفی و تحلیلی همبستگی استفاده شد. علاوه براین، سطح معنی داری نیز 05/0 در نظر گرفته شد. این پژوهش تمام موارد اخلاقی مرتبط را رعایت کرده است. یافته ها: در این مطالعه، میانگین و انحراف معیار سنی واح دهای پ ژوهش 11/8 ± 55/37 سال بود و 57 درصد شرکت کنندگان دارای یک فرزند و یا بدون فرزند بودند. بیشتر واحدهای پژوهش (5/60 درصد) دارای جهت گیری مذهبی عالی بودند. میانگین و انحراف معیار تعداد موجود و تعداد مطلوب فرزند، به ترتیب 81/0 ± 31/1 و 79/0 ± 03/2 بود و 21 درصد شرکت کنندگان نیز قصد فرزندآوری در آینده را داشتند. بر اساس آزمون همبستگی، بین تعداد موجود و مطلوب فرزند با نمره ی جهت گیری مذهبی، همبستگی آماری معناداری وجود داشت (05/0p<،14/0=r)؛ اما بین قصد فرزندآوری و جهت گیری مذهبی، همبستگی معناداری وجود نداشت (05/0p>). نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که جهت گیری مذهبی از عامل های تأثیرگذار بر تعداد مطلوب و موجود فرزندان زنان شاغل است. بر این اساس، توجه به امور فرهنگی مبتنی بر تربیت دینی در خانواده و نیز برنامه ریزی ها و سیاست گذاری های جمعیتی توصیه می شود.
پیش بینی میزان آمادگی رزمنده برای اجرای مأموریت نظامی با مدل مخفی مارکوف
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۷ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۲۷
21 - 39
حوزههای تخصصی:
مقدمه: باتوجه به ضرورت میزان آمادگی رزمندگان از جهات مختلف برای اجرای مأموریت های نظامی، در این مقاله به تعیین رابطه بین زیست آهنگ (Biorhythm) و میزان آمادگی در فرد پرداخته شد. هدف مقاله پیش بینی میزان آمادگی فرد برای اجرای فعالیت نظامی با بهره گیری از مدل مخفی مارکوف بود. روش: باتوجه به دوره های زمانی زیست آهنگ فردی، این عوامل روی مدل مخفی مارکوف مدل شد. در این مدل باتوجه به میزان آمادگی جسمانی، فکری، احساسی و الهامات درونی (حس ششم) هر فرد، در زمان مشخص در یکی از حالات مشخص شده در مدل قرار خواهد داشت، بنابر این می توان میزان آمادگی رزمنده در زمان مناسب برای انجام فعالیت نظامی را در این مدل پیش بینی کرد. نتایج: نتایج به دست آمده از این مقاله حاکی از تطابق بین مبانی نظری و ریاضی مطرح شده در این مقاله با نظرات پاسخ دهندگان که ۳۰ نفر از خبره های نظامی بودند، دارد. براساس نتایج حاصل در این پژوهش هنگام نیاز، نه تنها فرمانده بلکه خود رزمنده با طرح چند سؤال ساده، میزان آمادگی را از جهات مختلف تشخیص دهد. با این کار آمادگی یا عدم آمادگی برای مأموریت خاص در آن لحظه پیش بینی می شود. بحث: در حال حاضر رزمندگان یک مأموریت واحد دارند، این در حالی است که در ارتش های پیشرفته دنیا افراد، آموزش های مختلفی می بینند که باتوجه به حالت جسمانی، فکری و احساسی هر فرد، در زمان مشخص مأموریت مناسبی را به وی محول کنند. ما در این مقاله باتوجه به چهار زیست آهنگ جسمانی، فکری، احساسی و الهامات درونی (حس ششم) 16 مأموریت تعریف کردیم که فرمانده با مراجعه به مدل مخفی مارکوف مناسب ترین مأموریت را به رزمنده محول می کند.
بررسی نقش دلبستگی به خدا در پیش بینی کیفیت زندگی دانشجویان بسیجی با کنترل نقش واسطه گری نگرش معنوی
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۷ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۲۷
41 - 52
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کیفیت زندگی یک مفهوم چندبعدی است که از ویژگی های فردی، اجتماعی، عینی و ذهنی تأثیر می پذیرد، ازاین رو پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش دلبستگی به خدا در پیش بینی کیفیت زندگی دانشجویان یک واحد نظامی با کنترل نقش واسطه گری نگرش معنوی صورت گرفت. روش: در قالب یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 300 نفر از دانشجویان بسیجی دانشگاه های شهر تهران در سال تحصیلی 95-1394 انتخاب شد. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه های کیفیت زندگی، دلبستگی به خدا و نگرش معنوی گردآوری و با استفاده از روش آماری همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج: یافته های پژوهش حاضر حاکی از آن بود که بین کیفیت زندگی و دلبستگی به خدا (r=0/56,P
بررسی نقش میانجی گرانه افسردگی و شدت درد در رابطه بین راهبرد های نظم جویی هیجانی و کیفیت زندگی در افراد مبتلا به درد مزمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره پانزدهم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۵۸
235-246
حوزههای تخصصی:
درد مزمن وضعیتی تحلیل برنده و ناتوان کننده می باشد که اثرات نامطلوبی بر کیفیت زندگی دارد. از تعیین کننده های مهم کیفیت زندگی، می توان به افسردگی و شدت درد اشاره کرد که یکی از عوامل ایجاد کننده این مشکلات، اختلال در نظم جویی هیجانی است. به همین دلیل، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی گری افسردگی و شدت درد در رابطه بین راهبرد های نظم جویی هیجانی و کیفیت زندگی صورت گرفت. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود . 120 بیمار مبتلا به درد مزمن که از طریق نمونه گیری دردسترس در این پژوهش شرکت کردند، پرسشنامه های کیفیت زندگی، نظم جویی هیجانی، چندوجهی درد و مقیاس افسردگی بک را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و روش بارون و کنی تحلیل شدند. نتایج نشان داد راهبرد های نظم جویی هیجانی ، افسردگی و شدت درد با کیفیت زندگی رابطه معنادار دارند (0/001> p ). نقش میانجی گری افسردگی و شدت درد در رابطه بین راهبرد های نظم جویی هیجانی و کیفیت زندگی در این پژوهش تأیید نشد. یافته ها نشان می دهند که راهبرد های نظم جویی هیجانی ، افسردگی و شدت درد می توانند برای بهبود کیفیت زندگی افراد مبتلا به درد مزمن مورد توجه قرار گیرد.
اثربخشی آموزش راهبردهای فراشناختی و حافظه ی ﻓﻌﺎل بر عملکرد خواندن (دقت، سرعت و درک مطلب)، دانش آموزان نارساخوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف، بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای فراشناختی و حافظه ی ﻓﻌﺎل بر عملکرد خواندن (دقت، سرعت و درک مطلب) دانش آموزان نارساخوان انجام شد. طرح پژوهش، آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دختر نارساخوان دوره ابتدایی شهر کرمانشاه درسال تحصیلی 91-90 بود. با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای ابتدا140نفر مشکوک به نارساخوانی در پایه سوم و چهارم انتخاب شدند سپس از آن تعداد 48 دانش آموز نارساخوان به عنوان نمونه انتخاب گردید. به صورت تصادفی به سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) تقسیم شدند. چک لیست خواندن، آزمون هوشی وکسلر کودکان، آزمون تشخیصی خواندن فلاح چای و آزمون خواندن (محقق ساخته) به عنوان ابزارهای گردآوری اطلاعات استفاده شدند. آموزش راهبردهای فراشناختی و حافظه ی ﻓﻌﺎل به مدت هشت جلسه 60دقیقه ای به گروه های آزمایش ارائه شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش راهبردهای فراشناختی و حافظه ی ﻓﻌﺎل تأثیر معنی دار در بهبود عملکرد خواندن داشتند. همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان دادکه راهبردهای فراشناختی در درک مطلب و حافظه ی ﻓﻌﺎل در دقت برتری مثبت معنی داری نسبت به گروه آزمایشی دیگر داشتند. براساس یافته های به دست آمده می توان نتیجه گرفت هر دو روش آموزشی موجب بهبود عملکرد خواندن می شود و راهبردهای فراشناختی در درک مطلب و حافظه ی فعال در دقت موثرتر هستند.
مقایسه حافظه شرح حال، هویت مندی و امنیت روانشناختی در دو گروه بیماران MS با افراد عادی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روان شناسی تحلیلی شناختی سال هفتم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۲۷
67 - 78
حوزههای تخصصی:
رابطه بین چشم انداز زمان با جهت گیری هدف، تعلل تحصیلی و پیشرفت تحصیلیِ دانشجویان دانشکده های مختلف دانشگاه خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: چشم انداز زمان چگونگی ادراک یا ارزیابی شخص از گذشته، حال و آینده را مشخص می کند. چشم انداز زمان، ساختار شناختی ناهشیاری دارد که فرد در هنگام تصمیم گیری درباره اعمال و اهداف کوتاه مدت یا بلندمدت به کار می برد. هدف پژوهش حاضر تعیین نقش واسطه ای جهت گیری هدف در رابطه بین چشم انداز زمان، پیشرفت تحصیلی و تعلل تحصیلی دانشجویان بود. روش: به این منظور 424 نفر (223 زن، 201 مرد) از دانشجویان دانشکده های مختلف (ادبیات، مهندسی، علوم پایه) دانشگاه خلیج فارس بوشهر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و به مقیاس چشم انداز زمان زیمباردو (ZTPI، فرم 56 سؤالی)، مقیاس آینده متعالی (TFTPS)، مقیاس جهت گیری هدف 2×3 (3 × 2 AGQ-S) و پرسش نامه تعلل ورزی تحصیلی (TPS) پاسخ دادند. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که رابطه مستقیم بین چشم انداز زمان و جهت گیری هدف معنی داری بود؛ و رابطه ی بین چشم انداز زمان و تعلل تحصیلی معنادار بود. رابطه ی غیرمستقیم جهت گیری هدف و تعلل تحصیلی با پیشرفت تحصیلی معنادار بود. همچنین رابطه ی غیرمستقیم چشم انداز زمان از طریق جهت گیری هدف با پیشرفت تحصیلی معنادار بود. به علاوه رابطه ی غیرمستقیم چشم انداز زمان از طریق تعلل تحصیلی با پیشرفت تحصیلی معنادار بود. نتایج مدل معادلات ساختاری حکایت از برازندگی مدل مفروض تحقیق داشت. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان گفت که جهت گیری هدف نقش واسطه ای مهمی در رابطه ی بین چشم انداز زمان، پیشرفت تحصیلی و تعلل تحصیلی ایفا می کند. بر این اساس با در نظر گرفتن نقش چشم انداز زمان، افزایش آگاهی نسبت جهت گیری هدف و تعلل تحصیلی می توان پیشرفت تحصیلی دانشجویان را بهبود بخشید.
شناخت اجتماعی و رضایت از تحصیل: نقش واسطه ای هیجانات پیشرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای هیجانات پیشرفت در ارتباط بین شناخت اجتماعی و رضایت از تحصیل بود. روش: روش پژوهش حاضر از نوع تحقیقات توصیفی و طرح همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانشجویان شهر شیراز در سال تحصیلی 95-96 تشکیل می دادند که از این میان تعداد 278 نفر (107 پسر و 171 دختر) به روش نمونه-گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های رضایت از تحصیل، پرسشنامه هیجان پیشرفت و پرسشنامه شناخت اجتماعی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های ضریب همبستگی پیرسون و آزمون تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: نتایج جدول ماتریس همبستگی نشان داد که بین تمام متغیرهای پژوهش حاضر که شامل ابعاد رضایت از تحصیل، هیجانات پیشرفت و ابعاد شناخت اجتماعی بود همبستگی معناداری در سطح 01/0 P#,