فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۶۴۱ تا ۹٬۶۶۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۲۰ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۸۰
۳۱۵-۲۸۸
حوزههای تخصصی:
چکیده هدف: هدف این پژوهش مقایسه ی تأثیر دو روش مشاوره مبتنی بر دلبستگی به مادران وآموزش انطباق پذیری مسیر شغلی به کودکان پیش دبستانی بر رشد مسیر شغلی کودکان بود. روش: جامعه آماری شامل کلیه مادران وکودکان پیش دبستانی 5 تا 7 ساله شهر اصفهان بود. نمونه پژوهش شامل 20 نفر از مادران (10 نفر گروه آزمایش اول و 10 نفر گواه) و 10 نفر از کودکان پیش دبستانی (گروه آزمایش دوم) بود که به روش داوطلبانه انتخاب شدند و به تصادف در سه گروه مشاوره به مادران، آموزش به کودکان و گروه گواه قرار گرفتند. به منظور اجرای پژوهش، گروه آزمایش اول (مادران) طی هشت جلسه تحت مشاوره مبتنی بر دلبستگی و گروه آزمایش دوم (کودکان) طی هشت جلسه تحت آموزش انطباق پذیری مسیر شغلی قرار گرفتند و گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکرد. داده ها با استفاده از پرسشنامه ی رشد مسیر شغلی کودکان پیش دبستانی گردآوری و با استفاده از تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که هر دو شیوه ی مشاوره به مادران و آموزش به کودکان باعث افزایش مولفه های رشد مسیر شغلی کودکان، چشم انداز زمان (35/7F = ,05/0P <)، کنجکاوی درونی (91/3F = ,05/0P <)، اطلاعات (06/6F = ,05/0P <) و کنجکاوی بیرونی (41/10F = , 001/0P <) گردید و بین دو روش تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0P <). نتیجه گیری: بنابراین نتایج بیانگر این است که مشاوره مسیر شغلی به کودکان و مادران می تواند در رشد مسیر شغلی کودکان پیش دبستانی نتایج مفیدی به دنبال داشته باشد.
رابطه کمال گرایی معنوی /مذهبی با استحکام من و سلامت معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: نظریه کمال گرایی معنوی / مذهبی (بشارت، 1396، 1397، 1398) این نوع از کمال گرایی را یکی از تعیین کننده های سلامت معنوی معرفی کرده است. هدف: پژوهش حاضر دو هدف اصلی دارد: بررسی رابطه کمال گرایی معنوی / مذهبی با شاخص های سلامت معنوی، شامل بهزیستی مذهبی و بهزیستی وجودی؛ و بررسی رابطه کمال گرایی معنوی / مذهبی با استحکام من. روش: طرح پژوهش حاضر از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه های شهر تهران بود. دویست و چهل و هفت نفر (115 پسر، 132 دختر) از دانشجویان دانشگاه های شهر تهران در این پژوهش شرکت کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد مقیاس کمال گرایی معنوی / مذهبی (SRPS)، مقیاس بهزیستی معنوی (SWBS) و مقیاس استحکام من (ESS)، را تکمیل کنند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان دادکه کمال گرایی معنوی / مذهبی با بهزیستی مذهبی، بهزیستی وجودی، سلامت معنوی و استحکام من رابطه مثبت معنادار دارد (001/0 p<).نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، می توان کمال گرایی معنوی / مذهبی را یکی از تعیین کننده های سلامت معنوی و سلامت شخصیت دانست. یافته های پژوهش، همچنین وجود بعد جدیدی از کمال گرایی، یعنی کمال گرایی معنوی / مذهبی، را تأیید می کنند.
مقایسه اثر القای آزمایشی طرد اجتماعی با پذیرش اجتماعی بر انعطاف پذیری شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انعطاف پذیری شناختی یکی از مؤلفه های اساسی کارکردهای اجرایی است که نه تنها بر بهبود کیفیت روابط اجتماعی و سازگاری افراد اثر می گذارد بلکه از کیفیت روابط اجتماعی (طرد، پذیرش) اثر می پذیرد با این حال چگونگی تأثیر کیفیت روابط اجتماعی بر انعطاف پذیری شناختی مشخص نیست، از این رو لازم بود تا پژوهشی در این باره انجام شود، بنابراین پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی اثر طرد اجتماعی با پذیرش اجتماعی بر انعطاف پذیری شناختی انجام شد. روش این پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری این پژوهش تمام افراد بزرگسال با میانگین سنی 25.74 و تحصیلات کارشناسی بودند که از میان آن ها 60 نفر که ملاک های ورود به نمونه را داشتند به شیوه در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه پذیرش اجتماعی، طرد اجتماعی و کنترل قرار گرفتند. ابتدا آزمودنی ها به آزمون ویسکانسین (شاهقلیان و همکاران، 1390) پاسخ دادند؛ سپس با انجام بازی پرتاب توپ مجازی (ویلیامز، چانگ ، چویی،2000)، طرد اجتماعی و پذیرش اجتماعی به دو گروه آزمایش القا شد. پس از آن، جهت بررسی اثر القای آزمایشی، گروه های آزمایشی به پرسشنامه ی تهدید نیازهای بنیادین ویلیامز (2001) و عاطفه ی مثبت و منفی واتسن، کلارک و تلگن (1988) پاسخ دادند. در نهایت، آزمون ویسکانسین مجدداً بر روی سه گروه اجرا شد. داده های پژوهش، با استفاده از آزمون های واریانس یک راهه و تحلیل کواریانس چند متغیری و آزمون تعقیبی بونفرونی تحلیل شد. یافته های این پژوهش نشان داد که طرد اجتماعی باعث کاهش انعطاف پذیری شناختی در افراد می شود (01/0= P) و پذیرش اجتماعی تاحدودی سبب افزایش انعطاف پذیری شناختی شد (01/0= p). با توجه به اثر منفی طرد اجتماعی بر انعطاف پذیری شناختی و اهمیت این مؤلفه در کارکردهای شناختی سطح بالا، ضرورت دارد که جهت ارتقای انعطاف پذیری شناختی به بهبود کیفیت روابط اجتماعی افراد نیز توجه کرد.
بررسی اثربخشی حکایت درمانی بر تعالی شغل-خانواده و بهزیستی ذهنی زنان کارمند دانشگاه اصفهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی مشاوره و روان درمانی دوره دهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۰
71 - 87
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی حکایت درمانی بر تعالی شغل-خانواده و بهزیستی ذهنی زنان کارمند دانشگاه اصفهان بود.
روش : طرح پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون –پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی پژوهش شامل کلیه ی زنان کارمند دانشگاه اصفهان در سال 1400بودند که از این جامعه تعداد 30 نفر از زنان کارمند بر اساس نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل با 15 عضو قرار گرفتند. آزمودنی ها به پرسشنامه ی تعالی شغل- خانواده (گرینهاوس و پاول،2006) و مقیاس بهزیستی ذهنی بزرگسالان (کی یز و ماگیار-مو، 2003) پاسخ دادند. سپس گروه آزمایش به مدت 11 جلسه (هر جلسه90 دقیقه) حکایت درمانی (وایت و اپسون، 1985) را دریافت کردند و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکردند. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار آماری SPSS23 و با استفاده از تحلیل کوواریانس انجام پذیرفت.
یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که حکایت درمانی بر افزایش تعالی خانواده –شغل و تعالی شغل- خانواده زنان کارمند مؤثر است (05/0>P). همچنین یافته های این پژوهش نشان داد که حکایت درمانی بر افزایش سطح بهزیستی ذهنی مؤثر بوده است (05/0>P).
نتیجه گیری : بر اساس یافته های این مطالعه می توان نتیجه گرفت که می توان از حکایت درمانی به عنوان یکی از مداخلات حوزه ایجاد سریزی مثبت بین دو نقش شغل و خانواده و ارتقاء بهزیستی ذهنی زنان کارمند استفاده کرد.
مطالعه کیفی عوامل مؤثر بر پایبندی به درمان در معتادان تحت درمان انجمن معتادان گمنام در شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، مطالعه کیفی عوامل پایبندی به درمان در انجمن معتادان گمنام درشهر اصفهان بود. این پژوهش از نوع کیفی و تحلیل مضمو ن است. حوزه پژوهش، کلیه ی اعضاء در انجمن های معتادان گمنام شهراصفهان در سال 1397 -بود که از گروه انجمن معتادان گمنام 11 نفر به شکل هدف مند و به روش همگون انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که حاوی سوالات مرتبط با عوامل پایبندی به درمان در معتادان تحت درمان بود. داده های گردآوری شده به کمک روش تحلیل مضمون کلارک و براوون (2000) تحلیل شد. نتایج بررسی نشان داد که عوامل پایبندی به درمان شامل شش مقوله اصلی است : 1) پایبندی به کمک عوامل خانوادگی؛ 2) پایبندی به کمک عوامل رفتاری؛ 3) پایبندی به کمک عوامل معنوی؛ 4) پایبندی به کمک عوامل اجتماعی؛ 5) پایبندی به کمک اصلاح زندگی شخصی؛ 6) پایبندی به کمک عوامل درمانی. درکل نتایج نشان می دهد پایبندی به درمان در انجمن معتادان گمنام در کنار شش عامل مهم ذکر شده رخ می دهد و درمانگراعتیاد برای درمان باید به تقویت شش حیطه توجه کند.
پیش بینی میزان خطرپذیری دانش آموزان دختر بر اساس نیازهای اساسی روان شناختی و تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره هشتم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۲۶)
۱۵۴-۱۴۱
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: شناسایی عواملی که بتواند از میزان خطرپذیری دانش آموزان پیشگیری کرده یا کاهش دهد، بسیار ضروری است؛ بنابراین هدف از انجام این مطالعه، پیش بینی میزان خطرپذیری دانش آموزان دختر بر اساس نیازهای اساسی روان شناختی و تنظیم هیجان بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. از جامعه آماری که شامل تمامی دانش آموزان دختر متوسطه یکم و دوم شهر سراوان در سال 1399-1398 بودند، تعداد 357 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه های نیازهای اساسی روان شناختی دسی و رایان (2000)، تنظیم هیجانی گراس و جان (2003) و خطرپذیری نوجوانان ایرانی زاده محمدی، احمدآبادی و حیدری (1390) استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از نسخه 24 نرم افزار SPSS و از ضریب همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون چندگانه به شیوه هم زمان استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد همبستگی بین نیازهای اساسی روان شناختی (0/590- =r) و مؤلفه های آن شامل خودمختاری (0/429- =r)، شایستگی (0/542- =r) و ارتباط (0/330- =r) با خطرپذیری منفی و معنادار بود (0/01>P). همبستگی بین تنظیم هیجان (0/527- =r) و مؤلفه های آن شامل ارزیابی مجدد (0/461- =r) و سرکوبی (0/443- =r) با خطرپذیری منفی و معنادار بود (0/01>P). همچنین نتایج نشان داد متغیرهای نیازهای اساسی روان شناختی و تنظیم هیجان، 54 درصد تغییرات خطرپذیری را تبیین می کنند (0/01>P). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش، ارضای نیازهای اساسی روان شناختی و تنظیم هیجان، خطرپذیری دانش آموزان را پیش بینی می کنند؛ بنابراین ارائه برنامه های مداخله ای از سوی مشاوران و روان شناسان مدارس به منظور ارتقاء این متغیرها پیشنهاد می شود.
اثربخشی مداخله انگیزشی مبتنی بر تغییر ذهنیت دوئیک بر خودکارآمدی اجتماعی دانش آموزان تیزهوش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم زمستان (دی) ۱۴۰۰ شماره ۱۰۶
۱۹۲۹-۱۹۱۳
حوزههای تخصصی:
زمینه: ضعف در خودکارآمدی اجتماعی و یا مشکل در برقراری روابط اجتماعی، دانش آموزان تیزهوش را در معرض خطر آسیب های روانی و عدم رشد عاطفی - اجتماعی قرار می دهد. پژوهش های متعدد به مقایسه میزان خودکارآمدی دانش آموزان تیزهوش و عادی پرداخته اند، اما پژوهشی که به ارتقاء خودکارآمدی اجتماعی دانش آموزان تیزهوش کمک کند مغفول مانده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله انگیزشی مبتنی بر تغییر ذهنیت دوئیک بر خودکارآمدی اجتماعی دانش آموزان تیزهوش انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر مدارس استعدادهای درخشان شهر اصفهان در سال تحصیلی 98-99 بود که تعداد 30 نفر از آنان با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جایابی شدند. گروه آزمایش، 8 جلسه 50 دقیقه ای مداخله تغییر ذهنیت دوئیک را به صورت گروهی دریافت کردند. ابزار پژوهش پرسشنامه خودکارآمدی اجتماعی کنلی (1989) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری و نرم افزار SPSS نسخه 23 صورت گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد مداخله انگیزشی مبتنی بر تغییر ذهنیت دوئیک بر افزایش خودکارآمدی اجتماعی دانش آموزان تیزهوش در مؤلفه های قاطعیت اجتماعی، عملکرد در موقعیت های اجتماعی، شرکت در گروه های اجتماعی، جنبه های دوستی - صمیمیت و کمک کردن -کمک گرفتن، تأثیر معنا داری دارد (0/05 ≥P). نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، مداخله انگیزشی مبتنی بر تغییر ذهنیت دوئیک، نتایج معتبری بر ارتقاء خودکارآمدی اجتماعی دانش آموزان تیزهوش ارائه می دهد.
بررسی کیفی عملکرد جنسی زنان یائسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال دهم دی ۱۴۰۰ شماره ۱۰ (پیاپی ۶۷)
۱۸۲-۱۷۳
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی عملکرد جنسی زنان یائسه به صورت کیفی است. یائسگی بعنوان یک دوره از زندگی زنان است که با تغییرات جسمی، روانی و جنسی هم راه می باشد. اگر چه برخی تغییرات فیزیولوژیک و پاتولوژیک در غالب موارد، مسبب به وجود آوردن مشکلاتی از جمله عملکرد جنسی می شوند، اما نوع نگرش زنان به یائسگی نقش مهمی در به وجود آمدن و یا رفع آن دارد. در واقع یکی از مهمترین عوامل سعادت در زندگی زناشویی، داشتن روابط لذت بخش جنسی است که می تواند در حفظ و پایداری زندگی مشترک ایفای نقش کند.. در این پژوهش کیفی که به روش داده بنیاد انجام شده اطلاعاتی از عملکرد جنسی زنان یائسه با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته از 14 زن یائسه بدست آمد، سپس با کدگذاری آنها نتایج زیر استنتاج گردید. عملکردجنسی زنان یائسه را می توان در محورهای جسمی، روانی، روابط، عواطف، مشکلات افتصادی و مسائل خانوادگی توضیح داد. که براساس نتایج به دست آمده از مقولات اصلی به نظر می رسد که عواطف، در دوران یائسگی بیش از هر مقوله دیگری بر روی عملکرد جنسی نقش دارد و عملکرد جنسی ظاهرا در گروی رابطه دوستانه، درک متقابل، احترام، دیده شدن و قدردانی است. عملکردجنسی در این دوران می تواند نه تنها مختل نشده، بلکه به پختگی و تکامل برسد و لذت جنسی در این دوران متفاوت از دوران های دیگر تجربه گردد.
پیش بینی شیوه های ناکارآمد حل مسئله بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه در افراد وابسته به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال پانزدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۶۰
231-252
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی شیوه های حل مسئله ناکارآمد مسئله افراد وابسته به مواد از طریق شناسایی طرحواره های ناسازگار اولیه انجام شد. روش: این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه افراد وابسته به مواد مراجعه کننده به کمپ های درمان اعتیاد در شهر قم در سال 1398 بود. 270 نفر افراد وابسته به مواد (216 مرد و 54 زن) به عنوان نمونه آماری و به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ (فرم کوتاه) و پرسش نامه شیوه های حل مسئله بود. داده ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شدند . یافته ها: نتایج نشان داد که بین طرحواره های ناسازگار اولیه و شیوه های حل مسئله ناکارآمد روابط مثبت معناداری وجود داشت. طرحواره انزوای اجتماعی/بیگانگی قوی ترین پیش بینی کننده شیوه های حل مسئله به صورت درماندگی و مهارگری بود. طرحواره معیارهای سرسختانه قوی ترین پیش بینی کننده شیوه حل مسئله اجتنابی بود . نتیجه گیری: بر اساس نتایج، با شناسایی طرحواره های ناسازگار اولیه افراد وابسته به مواد امکان پیش بینی سبک پاسخ دهی آنان به مسائل روزمره زندگی وجود دارد. بنابراین، با اصلاح طرحواره های ناسازگار اولیه می توان شیوه های حل مسئله در این بیماران را بهبود بخشید و آنان را در جهت رویارویی موثر و سازنده با مسائل زندگی یاری نمود. افزون بر این، طبق این یافته لازم است در برنامه های پیشگیری از اعتیاد، به آموزش والدین و معلمان برای ایجاد طرحواره های سازنده و سازگار در دوران کودکی توجه شود.
واکاوی صلاحیت های حرفه ای آموزگاران دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف واکاوی و شناسایی و تعیین صلاحیت های حرفه ای آموزگاران به منظور ارائه یک چارچوب مفهومی طراحی و اجرا شد. روش پژوهش، از نوع ترکیبی اکتشافی است که به شیوه متوالی در دو بخش کیفی و کمی انجام شد. ابتدا در مرحله کیفی از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 20 نفر از متخصصان و صاحب نظران و آموزگارن دوره ابتدایی که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند،بعد از انجام مصاحبه و کد گذاری و دستیابی به زیر مؤلفه ها و مؤلفه ها، ابعاد صلاحیت حرفه ای آموزگاران شامل 4 بعد دانشی، مهارتی، فردی و توانایی شناسایی شدند. در بخش کمی، جامعه آماری پژوهش کلیه آموزگاران استان البرز (7000 نفر) بودند که از بین آنها تعداد 364 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات، از پرسش نامه محقق ساخته صلاحیت های حرفه ای آموزگاران استفاده شد. به منظور بررسی اعتبار و میزان دقت پرسشنامه، از اعتبار صوری و اجماع صاحبنظران استفاده گردید. برای پایایی و سازگاری درونی گویه های پرسشنامه از مقیاس آلفای کرونباخ استفاده شد که با انجام یک پیش آزمون بر روی 30 پاسخگوی تصادفی انتخاب شده مبادرت شد. به منظور توصیف و تحلیل داده های گردآوری شده از آمار توصیفی (فراوانی، درصد ها، میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (آزمون کلموگروف- اسمیرنوف، T مستقل و تحلیل واریانس فریدمن) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد، در سطح معناداری 01/0 بین میانگین رتبه ابعاد صلاحیت حرفه ای آموزگاران در هر دو وضعیت موجود و مطلوب تفاوت معنی داری وجود دارد. در هر دو وضعیت، ابعاد صلاحیت حرفه ای آموزگاران به ترتیب عبارتند از :بعد دانشی، بعد مهارتی، بعد فردی، بعد توانایی. همچنین میانگین نمره این ابعاد بر حسب وضعیت موجود و مطلوب با هم تفاوت معنی داری دارد به طوریکه میانگین بعد دانشی بر حسب وضعیت موجود و مطلوب به ترتیب (90/52) و (48/92)، میانگین بعد مهارتی بر حسب وضعیت موجود و مطلوب به ترتیب (28/40) و (69/69)، میانگین بعد توانایی بر حسب وضعیت موجود و مطلوب به ترتیب (95/31) و (76/56)، میانگین بعد فردی بر حسب وضعیت موجود و مطلوب به ترتیب (88/39) و (46/69) می باشد. که این اعداد نشان می دهد وضعیت موجود ابعاد صلاحیت حرفه ای آموزگاران با وضعیت مطلوب تفاوت دارد. این تفاوت برای بعد دانشی، مهارتی و توانایی در سطح 99/0 (01/0˂p)، و برای بعد فردی در سطح 95/0 معنی دار است (05/0˂p). نتایج این پژوهش می تواند دریچه های جدیدی را برای توجه بنیادی به صلاحیت حرفه ای آموزگاران و ایجاد تغییرات مطلوب در بازنگری برنامه بهسازی منابع انسانی بگشاید.
مقایسه اثربخشی درمان ارتباطی والد-کودک با درمان تعامل والد-کودک بر مهارت های ارتباطی و سازگاری اجتماعی کودکان مبتلا به نقص توجه/ بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ضعف در مهارت های ارتباطی و سازگاری اجتماعی از مشکلات ثانویه نقص توجه/ بیش فعالی است که توجه به این مشکلات برای بهبود زندگی اجتماعی کودکان مبتلا حائز اهمیت است؛این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی درمان ارتباطی والد-کودک و درمان تعامل والد-کودک بر مهارت های ارتباطی و سازگاری اجتماعی کودکان مبتلا به نقص توجه/ بیش فعالی ۶ تا ۱۲ سال، به روش نیمه تجربی با طرح تک آزمودنی انجام شد. در این پژوهش12 بار اندازه گیری (4 بار به عنوان خط پایه، 4 بار طی درمان و 4 بار در مرحله ی پیگیری) به عمل آمد. از مادران دارای کودک 6 تا 12 سال مبتلا به به نقص توجه/بیش فعالی شهر اصفهان به همراه کودکانشان، 6 مادر-کودک (12 نفر) شیوه هدفمند انتخاب و تصادفاً در دو گروه درمان ارتباطی والد-کودک و درمان تعاملی والد-کودک جایگزین شدند. سپس 11 جلسه درمان ارتباطی والد-کودک برای گروه اول و 12 جلسه درمان تعامل والد-کودک برای گروه دوم اجرا شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه مهارت های ارتباطی جرابک (2004) و مقیاس سازگاری اجتماعی واینلند (1935) بود. نتایج نشان داد درمان ارتباطی والد-کودک و درمان تعامل والد-کودک بر مهارت های ارتباطی کودکان مبتلا به نقص توجه/بیش فعالی تاثیر داشته اند (05/0>p)؛ لیکن تنها درمان ارتباطی والد-کودک بر سازگاری اجتماعی کودکان مبتلا به نقص توجه/ بیش فعالی تاثیرات پایدار داشته است. بنابراین درمان ارتباطی والد-کودک نسبت به درمان تعامل والد-کودک نقش موثرتری در بهبود مهارت های ارتباطی و سازگاری اجتماعی کودکان مبتلا به نقص توجه/ بیش فعالی ایفا کند.
مقایسه اثربخشی آموزش فنون درمان مبتنی بر کیفیت زندگی و رفتار درمانی دیالکتیکی بر احساس تنهایی دانشجویان دختر دارای اعتیاد به گوشی های هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش فنون درمان مبتنی بر کیفیت زندگی و رفتار درمانی دیالکتیکی بر احساس تنهایی در دانشجویان دارای اعتیاد به گوشی های هوشمند انجام شد. درراستای این هدف، از بین دانشجویان دختر رشته روان شناسی مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز ، تعداد 45 نفر براساس نقطه برش مقیاس اعتیاد به گوشی های هوشمند ، به روش هدفمند انتخاب و در دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل (15 نفر در هر گروه) جایگزین شدند. از هرسه گروه با استفاده از مقیاس تنهایی پیش آزمون بعمل آمد. سپس، گروه های آزمایشی، به تفکیک به مدت 8 جلسه دو ساعتی تحت آموزش فنون درمان مبتنی بر کیفیت زندگی و رفتار درمانی دیالکتیکی قرار گرفتند، اما گروه کنترل، هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. در آخرین جلسه، مجدداً پرسشنامه احساس تنهایی در مورد هر سه گروه اجرا شد. >نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیره نشان داد که آموزش فنون درمان مبتنی بر کیفیت زندگی در مقایسه با رفتار درمانی دیالکتیکی، بر کاهش احساس تنهایی موثر بوده است (01/0>p ).
اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر طرحواره درمانی بر بهزیستی روان شناختی و تمایزیافتگی خود در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت اجتماعی سال دهم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۱۹)
149 - 164
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدفشناسایی اثر آموزش گروهی مبتنی بر طرحواره بر بهزیستی روان شناختی و تمایزیافتگی خود دانشجویان دختر انجام پذیرفت. پژوهش در چارچوب طرح نیمه آزمایشی پیش آزمون_پس آزمون با گروه گواه اجرا گردید. جامعه آماریپژوهش شامل کلیه دانشجویان دختر کارشناسی 18 تا 21 سال ساکن در خوابگاه چمران تهران در سال 1396 بود که از بین آن ها 30 نفر به صورت نمونه دردسترس انتخاب گردیده و به تصادف در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. جهت گرداوری اطلاعات در این پژوهش از پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ( PWBS ) و پرسشنامه خودمتمایزسازی اسکورون و اسمیت(2003) استفاده شد و مطابق با طرح، آزمودنی ها در دو مرحله قبل و بعد از اجرای آموزش گروهی به سنجش درآمدند. برنامه اجرایی به مدت 11 جلسه آموزش گروهی 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا شد اما گروه گواه، آموزشی دریافت نکرد. جهت تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چند متغیری استفاده شده و یافته ها حاکی از آن بود که طرحواره درمانی باعث افزایش معنادار بهزیستی روان شناختی و شش مولفه آن یعنی پذیرش خود، ارتباط مثبت با دیگران، خودمختاری، تسلط بر محیط، هدف مندی در زندگی و رشد شخصیشده است. همچنین این برنامه منجر به تفاوت معنادار گروه ازمایشی نسبت به گروه گواه در خودمتمایز یافتگی شد. نتیجه پژوهش تائید کننده اثربخشی طرحواره درمانی در اصلاح طرحواره های ناسازگار بوده و قادر است جوانان دانشجورا در حفظ استقلال و تنظیم هیجان و رفتار خود یاری نماید. این برنامه همچنین به واسطه تقویت تسلط افراد بر طرحواره های خود در بهبود شاخصه های بهزیستی روان شناختی آنها موثر بوده و می تواند به عنوان الگویی ثمربخش در مشاوره روان شناختی دانشجویان مورد استفاده قرار بگیرد.
بررسی نقش میانجی هوش هیجانی در رابطه بین سبک رهبری تحولی و میزان پاسخگویی مدیران مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال دوم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
79 - 96
حوزههای تخصصی:
یکی از معیارهای قضاوت در خصوص میزان پویایی و اثربخشی یک سازمان، سنجش میزان حساسیت رهبران آن سازمان نسبت به رضایت ذینفعان و پاسخگویی مستمر یا انتظار ضمنی و غیرضمنی از آن ها برای توجیه عقاید، احساسات و رفتارهایشان در مقابل خدمات گیرندگان است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل روابط سبک رهبری تحولی با میزان پاسخگویی مدیران مدارس شهرستان ماهشهر از طریق متغیر میانجی هوش هیجانی اجرا شد. جامعه آماری پژوهش را کلیه مدیران مدارس شهرستان ماهشهر با تعداد 320 نفر تشکیل دادند. بر اساس جدول کرجسی و مورگان نمونه ای با حجم 175 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های رهبری تحول آفرین باس و آولیو (1985)، میزان پاسخگویی هوچوارتر و همکاران (2007) و هوش هیجانی پترایدز و فارنهام (2001) استفاده شد و روایی این ابزارها توسط متخصصین تأیید شد. ضریب پایایی پرسشنامه رهبری تحول گرا به روش های آلفای کرونباخ ۹۰/۰، پایایی پرسشنامه پاسخگویی با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ 74/0 و پایایی پرسشنامه هوش هیجانی با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ 93/0 برآورد شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از روش های آماری ضریب همبستگی و مدل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها نشان داد که رابطه سبک رهبری تحولی از طریق متغیر میانجی هوش هیجانی با میزان پاسخگویی مدیران مدارس معنی داری است و فرضیه پژوهش تایید شد. پس می توان گفت بهره گیری از سبک های مدیریتی تحول گرایانه و شناخت و مدیریت هیجانات کارکنان توسط مدیران می تواند باعث بهبود کیفیت پاسخگویی کارکنان سازمان های آموزشی شود.
تعیین نقش میانجی معنای تحصیلی در رابطه بین خوش بینی تحصیلی با عملکرد تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: عملکرد تحصیلی یکی از مؤلفه های مهم در آموزش و پرورش است که همواره مورد توجه برنامه ریزان، مدیران، معلمان، و والدین دانش آموزان بوده است و این افراد همواره در تلاش هستند تا شرایطی را فراهم کنند که کارآیی تحصیلی دانش آموزان بالا برود. مقاله حاضر با هدف بررسی نقش میانجی معنای تحصیلی در رابطه بین خوش بینی تحصیلی با عملکرد تحصیلی دانش آموزان انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی بود. داده های مورد نیاز از بین نمونه ای از دانش آموزان دختر متوسطه شهر خرمدره به تعداد 250 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای گردآوری شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های معنا تحصیلی هندرسون-کینگ و اسمیت (2006) و خوش بینی تحصیلی اسچنن موران و همکاران (2013) استفاده شده است. همچنین برای سنجش موفقیت تحصیلی از معدل کسب شده توسط دانش آموزان در دو نیم سال اول و دوم استفاده شد. پس از جمع آوری پرسشنامه ها، داده های استخراج شده توسط نرم افزارهای SPSS22 و MPLUS 7.4، با استفاده از روش معادلات ساختاری بررسی و تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین متغیرهای خوش بینی تحصیلی با عملکرد تحصیلی رابطه مثبت معنادار (0/01> P) است و معنای تحصیلی بین دو متغیر خوش بینی تحصیلی و عملکرد تحصیلی نقش میانجی بازی می کند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که خوش بینی تحصیلی به صورت مستقیم موجب بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان می شود، اما به صورت غیرمستقیم از طریق معنای تحصیلی بر بهبود عملکرد دانش آموزان تأثیر دارد.
اثربخشی آموزش تلفیقی صلح و حسن گزینی بر بهبود روابط بین فردی و انگیزه تحصیلی دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم پاییز (آذر) ۱۴۰۰ شماره ۱۰۵
۱۶۹۸-۱۶۸۳
حوزههای تخصصی:
زمینه: یادگیری برای باهم زیستن همراه با ارزش های اخلاقی، از موضوعات عمده در تعلیم وتربیت امروزه است. پژوهش های بسیاری پیرامون آموزش صلح انجام گرفته ولی آموزش تلفیقی صلح وحسن گزینی برتوانمندسازهای تحصیلی ازجمله روابط بین فردی وانگیزه تحصیلی دانش آموزان مغفول مانده است. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش تلفیقی صلح و حسن گزینی بر بهبود روابط بین فردی وانگیزه تحصیلی دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه تهران بود. روش: پژوهش، به روش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه آزمایش وگواه و پیگیری یک ماهه انجام شده است. جامعه آماری آن، دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه منطقه 19، شهرتهران (5901 نفر) در سال تحصیلی 99-98 بود. نمونه،40 دانش آموز به صورت هدفمند انتخاب شده، و به شیوه تصادفی ساده در 2 گروه 20 نفره قرارگرفته اند. ابزار پژوهش مقیاس ارزیابی شایستگی تحصیلی دیپرنا و الیوت (1999) بود. برای گروه آزمایش، برنامه مداخله آموزش تلفیقی صلح و حسن گزینی، شامل 8 جلسه 90 دقیقه ای طی 8 هفته مداوم، اجرا شد. در پایان از هر دو گروه پس آزمون و یک ماه بعد، آزمون مرحله پیگیری گرفته شد. داده های گردآوری شده به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر وآزمون تعقیبی بونفرونی با نرم افزار Spss-22 تحلیل استنباطی شد. یافته ها: آموزش تلفیقی صلح و حسن گزینی بر روابط بین فردی و انگیزه تحصیلی دانش آموزان تأثیر مثبت داشت (0/01>P). این تأثیر در مرحله پیگیری هم معنی دار بود. نتیجه گیری: آموزش تلفیقی صلح و حسن گزینی می تواند به عنوان روشی کارآمد جهت بهبود روابط بین فردی و انگیزه تحصیلی دانش آموزان مورد استفاده قرار گیرد.
پیش بینی موفقیت شغلی عینی و فاعلی وکلا و حقوقدانان براساس لنگرگاه های مسیر شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم زمستان (بهمن) ۱۴۰۰ شماره ۱۰۷
۱۹۹۲-۱۹۷۹
حوزههای تخصصی:
زمینه: مطالعات مختلفی بر موفقیت شغلی در اقشار مختلف جامعه پرداخته است. اما کمتر پژوهشی را می توان یافت که موفقیت شغلی وکلا و حقوقدانان را بررسی نموده باشد. هدف: پیشبینی موفقیت شغلی عینی و فاعلی بر اساس لنگرگاه های مسیر شغلی در وکلا و حقوقدانان شهر اصفهان در سال 1397 بود. روش: طرح پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. به این منظور، 152 نفر از وکلا و حقوقدانان (65 زن و 87 مرد) به شیوه در دسترس انتخاب شدند و دو پرسشنامه ی موفقیت شغلی (سمیعی و همکاران، 1393) و لنگرهای مسیر شغلی (شاین، 1985) را تکمیل نمودند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از آمار توصیفی نشان داد شایستگی فنی - کارکردی در بین وکلا و حقوقدانان در رتبه اول، خدمت و فداکاری در مرتبه دوم و سبک زندگی با محوریت تعادل کار - خانواده در رتبه سوم قرار داشت. همچنین، میانگین موفقیت شغلی فاعلی بالاتر از میانگین موفقیت شغلی عینی بود. علاوه براین، از بین هشت بعد لنگرگاه های مسیر شغلی، سه بعد شایستگی، استقلال و خدمت و فداکاری پیش بینی کننده معنی دار (0/05 >p) موفقیت شغلی فاعلی و دو بعد شایستگی و چالش پیش بینی کننده معنی دار (0/05 >p) موفقیت شغلی عینی بودند. به طوری که توانستند 20 و 15 درصد از واریانس موفقیت شغلی را تبیین کنند. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش می توان چنین نتیجه گیری نمود که با افزایش شایستگی ها و نیز دادن استقلال بیشتر و ارجاع پرونده های چالشی به وکلا و حقوقدانان می توان موفقیت شغلی فاعلی و عینی را در آنها افزایش داد.
مقایسه اثربخشی آموزش پذیرش و تعهد و آموزش خود دلسوزی شناختی بر سازگاری زناشویی و عزت نفس جنسی زوجین در معرض طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد و خود دلسوزی شناختی بر بهبود سازگاری زناشویی و عزت نفس جنسی زوجین در معرض طلاق شهر اردبیل بود. طرح تحقیق این پژوهش آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه ی آماری این پژوهش، را کلیه زوجین متقاضی طلاق مراجعه کننده به مراکز کاهش طلاق شهر اردبیل در سال 1397 تشکیل می دهند. نمونه پژوهش شامل 60 نفر از زوجین مراجع کننده به مرکز کاهش طلاق شهر اردبیل بود که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه گواه گمارده شدند. پژوهش با کمک پرسشنامه های سازگاری زناشویی گراهام و اسپنیر و عزت نفس جنسی زینا و همکاران جمع آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آنالیز تحلیل کوواریانس چندمتغیری (MANCOVA) استفاده شد. نتایج نشان داد که زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و خود دلسوزی شناختی (CMT) نسبت به گروه کنترل به طور معنی داری بر سازگاری و عزت نفس جنسی اثر بخش بوده اند (001/0≥P). بنابراین با توجه به اثر بخشی زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و خود دلسوزی شناختی (CMT) می توان از این مداخلات در محیط های مشاوره و روان درمانی خانواده استفاده کرد.
مقایسه شدت رؤیای شفاف، فراشناخت و پرآگاهی زمینه ای در افراد مدیتور با عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال شانزدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۶۲
136 - 149
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین تفاوت شدت رؤیابینی شفاف، فراشناخت و پرآگاهی زمینه ای در افراد مدیتور با عادی انجام شد. این پژوهش از نوع علَی-مقایسهای و نمونه شامل ۲۴۰ نفر از دانشجویان دانشگاه گیلان بود. این افراد مقارن با شرایط آموزش مجازی پاندمی ویروس کرونا، به شیوه در دسترس و از طریق ارسال لینک پرسشنامه در کانال های اجتماعی مربوط به دانشجویان دانشگاه گیلان انتخاب شدند؛ بدین صورت که در ابتدا ۱۲۰ دانشجو با رعایت ملاکهای ورود داشتن سابقه تمرینات مدیتیشن روزانه (بین سی دقیقه تا دو ساعت) و مستمر (حداقل به مدت دو سال) و با دامنه سنی 18 تا 40 سال و ملاک خروج سابقه مصرف داروهای روانگردان و اعتیاد به مواد مخدر به عنوان گروه مدیتور در نظر گرفته شدند و به همراه ۱۲۰ دانشجوی دیگر که سابقه هیچ گونه تمرین مدیتیشن نداشتند و از لحاظ سن، جنسیت و سطح تحصیلات با افراد گروه اول همتا شده بودند در مجموع گروه نمونه را تشکیل دادند و پرسشنامههای رؤیابینی شفاف (LuCid)، پرآگاهی (FFMQ) و فراشناخت (MCQ) را تکمیل نمودند. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس چندمتغیری در نرمافزارSPSS-21 انجام گرفت. یافتهها گویای وجود تفاوت معنادار افراد مدیتور و عادی از نظر شدت رؤیابینی شفاف، فراشناخت و پر آگاهی بود. این نتایج مطابق با تلویحات نظری و کاربردی میتواند علاوه بر جمعیت عمومی، برای پژوهشگران و درمانگران از جهت بهکارگیری تمرینات مدیتیشن به عنوان روشی کم هزینه و بدون ضرر برای تقویت سطوح فراشناخت، پرآگاهی و رؤیابینی شفاف مفید باشد.
بررسی رابطه هیجان خواهی و همجوشی شناختی با سلامت جنسی در مردان متأهل
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سلامت جنسی یکی از جنبه های اصلی سلامت است که همسران را در همه مراحل زندگی، تحت تأثیر قرار می دهد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه هیجان خواهی و همجوشی شناختی با سلامت جنسی مردان متأهل صورت پذیرفت. روش: روش پژوهش توصیفی، از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه مردان متأهل شهر اردبیل در سال ۱۳۹۹ بودند که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد ۱۱۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از ابزارهای هیجان خواهی (زاکرمن، ۱۹۷۹)، همجوشی شناختی (گیلاندرز، ۲۰۱۴) و سلامت جنسی (معنوی پور، ۱۳۸۸) استفاده شد. داده های پژوهش با روش های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه در نرم افزار SPSS نسخه ۱۸ تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین هیجان خواهی و همجوشی شناختی با سلامت جنسی در مردان متأهل رابطه معناداری وجود داشت (۰/۰۵P<). همچنین نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که هیجان خواهی و همجوشی شناختی در مجموع ۰/۶۳ می توانند سلامت جنسی را در مردان متأهل پیش بینی کنند (۰/۰۵P<). نتیجه گیری: سلامت جنسی مردان متأهل با هیجان خواهی و همجوشی شناختی پیش بینی شدنی است. توصیه می شود که با آموزش های غلبه بر هیجان خواهی و همجوشی شناختی به مردان متأهل در بهبود سلامت جنسی کمک کرد.