ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۸۱ تا ۴۰۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۳۸۱.

تحلیل مقایسه ای از میانگین نمرات دروس در ارزشیابی حضوری و مجازی در نظام آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۱۶
با شیوع بیماری کرونا جهان به صورت غافل گیرکننده ای دچار تحولات گوناگون در تمام حوزه ها شد. حوزه ی آموزش عالی نیز از این تحولات مستثنی نبود و شیوع این بیماری آموزش حضوری معمول و رایج را به آموزش مجازی تغییر داد؛ به دنبال این دگرگونی ناگزیر ارزشیابی از شیوه ی حضوری به شیوه ی مجازی نیز تغییر یافت. با توجه به تحول اساسی مذکور در آموزش و ارزشیابی هدف این پژوهش تحلیل مقایسه ای از میانگین نمرات دروس مقطع کارشناسی در قبل و حین دوران پاندمی کرونا در دانشگاه کاشان بود. یافته های پژوهش نشان داد که میانگین نمرات دروس در ایام شیوع کرونا بیش تر از میانگین نمرات دروس قبل از شیوع کروناست. این نتایج نشان داد که شیوع بیماری کووید-19 تأثیرات زیادی بر ابعاد مختلف آموزش عالی داشته و انجام ارزشیابی ها به صورت مجازی زمینه را برای انواع رفتارهای عدم صداقت تحصیلی فراهم نموده است. لذا با توجه به این موضوع و افزایش نمرات دروس دانشجویان در حین شیوع بیماری کرونا پیشنهاد می شود که هم به زیرساخت های فناوری اطلاعات و ارتباطات توجه بیش تری شود تا امکان اجرای نظارت های دقیق تر در حین برگزاری آزمون های مجازی فراهم گردد و هم در خصوص فرایند آموزش و ارزشیابی مجازی آموزش های لازم به اساتید و دانشجویان داده شود تا مشکلی از جهت عدم آشنایی و نبود آمادگی برای کار در این فضا وجود نداشته باشد. هم چنین استفاده از ارزشیابی های مستمر در طول سال تحصیلی پیشنهاد دیگری است که می تواند از پیامدهای منفی ارزشیابی های مجازی تراکمی جلوگیری کند.
۳۸۲.

وضعیت سنجی اختلالات روانی در مراجعان مراکز خدمات روان شناختی و مشاوره شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۹۷
وضعیت اختلالات و آسیب های روانی در افراد مراجعه کننده به مراکز خدمات روان شناختی می تواند هم نشان گر وضعیت روانی افراد جامعه و هم دیدگاه مردم نسبت به استفاده از خدمات روان شناختی و مشاوره باشد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف وضعیت سنجی اختلالات روانی در مراجعین مراکز خدمات روان شناختی و مشاوره شهر تهران به انجام رسید. تحقیق حاضر بر اساس هدف، از نوع کاربردی و از نظر ماهیت روش تحقیق، از نوع تحقیقات توصیفی - پیمایشی بود. جامعه تحقیق شامل مراجعین مرکز خدمات روان شناختی نسیم آرامش در شهر تهران بود. حجم نمونه در این تحقیق برابر با 300 نفر محاسبه شد. روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری دردسترس بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های توصیفی و استنباطی در نرم افزار SPSS نسخه 27 استفاده شد. ابزار پژوهش مشتمل بر آزمون اختلالات روان شناختی SCL90 بود. یافته های پژوهش نشان داد که نشانه های اختلال روانی افسردگی، وسواس اجباری، افکار پارانوئید و اضطراب بیشترین میزان شیوع را در میان مراجعان داشتند. ضمن این که زنان نسبت به مردان در مقیاس های شکایات جسمانی، افسردگی، اضطراب، ترس مرضی و مقیاس کلی از وضعیت نامطلوب تری رنج می بردند. این نتایج گویای این است که عموم افراد مراجعه کننده به مراکز مشاوره در کشور ما از وضعیت روان شناختی چندان مطلوبی برخوردار نیستند و از سویی، زمانی به مراکز خدمات روانی رجوع می کنند که درگیر انواع اختلالات و آسیب-های روانی هستند و به عبارتی، رهایی از رنج های روانی نسبت به ضرورت رشد فردی در میان مراجعان مراکز روان شناختی اولویت دارد.
۳۸۳.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان فعال سازی رفتاری بر تنظیم هیجان و تبعیت از درمان بیماران مبتلا به دیابت نوع 2(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۲۵۵
هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و درمان فعال سازی رفتاری (BAT) بر تنظیم هیجان و تبعیت از درمان در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ بود. روش شناسی: این مطالعه به شیوه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ مراجعه کننده به مراکز بهداشتی شهر تهران بود. از میان داوطلبان، ۶۰ نفر به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه ۲۰ نفره (دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل) جای گرفتند. گروه های آزمایشی به ترتیب تحت درمان ACT و BAT به مدت ۸ جلسه دو ساعته قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس تنظیم هیجانی و پرسشنامه تبعیت از درمان بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مختلط و آزمون های تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل بهبود معناداری در متغیرهای تنظیم هیجان و تبعیت از درمان داشتند (p<0.001). با این حال، اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در هر دو متغیر به طور معناداری بیشتر از درمان فعال سازی رفتاری بود. این برتری در مرحله پیگیری نیز پایدار باقی ماند. همچنین در گروه کنترل هیچ تغییر معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در مقایسه با درمان فعال سازی رفتاری تأثیر بیشتری بر بهبود تنظیم هیجان و افزایش تبعیت از درمان در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ دارد. استفاده از این درمان می تواند به عنوان یک رویکرد مؤثر در ارتقاء مراقبت روان شناختی بیماران دیابتی توصیه شود.
۳۸۴.

از ناخودآگاه جمعی تا حقیقت متعالی: نقدی بر رویکرد یونگ به تناسخ با تکیه بر مبانی حکمت صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۲
مقدمه و اهداف: باور به تناسخ به عنوان یکی از کهن ترین انگاره ها درباره سرنوشت پس از مرگ در طول تاریخ همواره ذهن بشر را مشغول ساخته و در عصر حاضر نیز در قالب مکاتب معنوی نوظهور بازتولید شده است. این نظریه که در تقابلی بنیادین با آموزه «معاد» در ادیان ابراهیمی قرار دارد، همواره محملی برای چالش های کلامی و فلسفی بوده است؛ در این میان، رویکرد «کارل گوستاو یونگ» به جهت ارائه خوانشی روان شناختی و عاری از مفهوم «روح مجرد» جایگاه ویژه ای می یابد. یونگ با جایگزینی مفهوم «انتقال آگاهی» به جای «انتقال روح»، طرحی از بقا ارائه می دهد که برای نظام فکری سکولار و طبیعت گرای عصر مدرن مقبول تر می نماید. این پژوهش با هدف واکاوی و نقد بنیادین این رویکرد شکل گرفته است. پرسش های محوری تحقیق حاضر بدین شرح است: ۱. انگاره تناسخ در جریان روان شناسی تحلیلی یونگ چگونه تبیین می شود؟ ۲. رویکرد یونگ درباره تناسخ براساس مبانی حکمت متعالیه چگونه ارزیابی می شود؟ نوآوری این مقاله در پرداختن مستقیم و نظام مند به نقد نظریه تناسخ یونگ از دیدگاه یکی از ژرف ترین مکاتب فلسفه اسلامی است. روش پژوهش: این تحقیق با رویکردی بنیادی و بهره گیری از «روش تطبیقی تحلیلی» به سامان رسیده است. گردآوری داده ها به شیوه کتابخانه ای و با مطالعه مستقیم آثار یونگ، شارحان برجسته اندیشه وی و نیز متون اصلی و ثانویه مرتبط با حکمت متعالیه ملاصدرا انجام شده و فرایند آن در دو مرحله اصلی و به هم پیوسته سامان یافته است: 1. «مرحله توصیفی تحلیلی»؛ در این مرحله، مبانی نظری روان شناسی تحلیلی یونگ که در شکل دهی به نظریه تناسخ او نقش اساسی دارند، با دقت استخراج و تبیین شده اند. این مبانی کلیدی شامل ساختار سه گانه روان (خودآگاه، ناخودآگاه شخصی و ناخودآگاه جمعی)، نظریه کهن الگوها، فرایند تفرّد (فردیت یابی و خودشکوفایی)، کارکردهای تخیل و رؤیا، اصالت روان و رویکرد ناتورالیستی و درنهایت خوانش روان شناختی از پدیده دین می باشند. در ادامه تقریر خاص یونگ از تناسخ با عنوان «روان شناسی بازتولد» و اقسام پنج گانه آن (شامل انتقال نفس، تناسخ به معنای خاص، رستاخیز، بازتولد مستقیم و بازتولد غیرمستقیم) به تفصیل تشریح می شود؛ 2. «مرحله تطبیقی انتقادی» که در این مرحله هر یک از این مفاهیم و خود نظریه بازتولد در ترازوی نقد حکمت متعالیه نهاده می شوند. در این بخش با استناد به اصولی بنیادین چون «حرکت جوهری»، «جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء بودن نفس»، «تجرد قوه خیال و تمایز عالم مثال» و «نظریه تجسم اعمال»، کاستی ها و قوت های رویکرد یونگ واکاوی می کند. یافته ها و بحث: بررسی های این پژوهش نشان می دهد تبیین یونگ از تناسخ، ریشه در «ناخودآگاه جمعی» و «کهن الگوها» دارد و کاملاً در چارچوبی روان شناختی و ناتورالیستی محصور است. از دیدگاه وی، باور به بازتولد امری صرفاً «روانی» و بازتابی از تجارب نیاکان می باشد که به صورت صور ازلی در ژرفای روان بشر رسوب کرده و به نسل های بعد منتقل می شود. زندگی کنونی حلقه واسطی برای انتقال این محتویات ناخودآگاه است و «تفرّد» همان فرایند روانی تولد دوباره در همین زندگی برداشت می شود. یونگ با انکار هرگونه تبیین متافیزیکی، حتی مفاهیم دینی اصیل (مانند داستان موسی و خضر در قرآن) را صرفاً نمادهایی از فرایندهای درون روانی می داند؛ درمقابل، نقد این رویکرد در پرتوی حکمت متعالیه به یافته های فراوانی می انجامد: ۱. یونگ عالم مُثُل افلاطونی را از ساحت وجودی به اعماق روان آدمی (ناخودآگاه جمعی) منتقل می کند و برای آن پایه وجودشناختی مستقلی قائل نیست؛ در مقابل ملاصدرا مُثل را به عنوان علت و حقیقت اشیا در نظر می گیرد و رسیدن به آن را مستلزم تجرد از عالم حس می داند. البته باید توجه داشت که توارثی شدن مفاهیم یادگیری شده (کهن الگوها) از نظر ژنتیک مولکولی نیز مورد پذیرش نظریات غالب روز قرار نگرفته است. ۲. فرایند تفرد یونگ، انسان را در قالبی کاملاً طبیعت گرایانه و صرفاً روانی مطالعه می کند، حال آنکه حکمت متعالیه از سفر واقعی در قلمرو وجود (اسفار اربعه) سخن می گوید و مسیر تعالی انسان را از رهگذر جهاد اکبر و به کمال رساندن قوای نظری و عملی ترسیم می کند. ۳. تمام آنچه یونگ از مکاشفات ضمیر ناخودآگاه (مانند کتاب سرخ) تصویر می کند، از دیدگاه صدرا تنها شامل اموری است که به «خیال متصل» مرتبط می شوند. یونگ به دلیل عدم درک تجرد خیال و ناآگاهی از عوالم کلان وجودی، پدیده هایی چون رؤیاهای صادقه یا تجارب نزدیک به مرگ را در فضای روانی و مادی توضیح می دهد و فاقد چارچوب هستی شناختی لازم برای تضمین نقش «جهان میانه» (عالم مثال منفصل) است. ۴. رویکرد یونگ، نظامی مادی در اندیشه وی شکل داده است که حتی در مواجهه با قرآن کریم (مانند تفسیر سفر موسی و خضر به تفرد و کشف ضمیر ناخودآگاه) نیز تفسیری مادی انگارانه و روانی ارائه می دهد؛ همچنین فرض یونگ مبنی بر ارزش برابر و سودمندی همه ادیان که گزاره های متناقض دارند، از دیدگاه صدرا به تناقض و سفسطه می انجامد. نتایج و پیشنهاد: حاصل پژوهش حاضر تقابل دو جهان بینی متمایز، یعنی جهان بینی «روان محور» و «ناتورالیستی» یونگ در مقابل جهان بینی «وجودشناسانه» و «سلسله مراتبی» حکمت متعالی است؛ یونگ به دلیل نا آشنایی با مکاتب فلسفی اسلامی مانند اشراق و متعالیه و نیز التزام به رویکردی کاهش گرایانه، همه پدیده های متعالی ازجمله دین و سرنوشت اخروی را در چارچوب کوچک روان انسان تحلیل می کند. این امر به تقریری کاملاً ذهنی، نسبی گرا و فاقد مبانی متافیزیکی مستحکم از پدیده ای همچون تناسخ انجامیده است؛ درمقابل حکمت متعالیه با ارائه مبانی عمیق عقلی و هستی شناختی مانند حرکت جوهری و تجرد تدریجی نفس، هم «تناسخ ملکی» را به طور عقلی ابطال می کند و هم الگوی متعالی تر و جامع تری از تکامل و بقای انسان با عنوان «معاد جسمانی» را ارائه می دهد. درنهایت می توان نتیجه گرفت که رویکرد یونگ به تناسخ، با وجود غنای توصیفی آن در سطح روان شناختی در مواجهه با نظام منسجم و عقلانی حکمت متعالیه با چالش های بنیادین روبه رو می شود؛ نبود تصویری شفاف از رابطه نفس و بدن و فقدان نظام هستی شناسی متقن، علت اصلی شکل گیری نظام ذهنی روان شناختی یونگ است. یونگ در هیچ یک از تحلیل های خود نمی تواند واقعیتی ماورای بدن و ذهن آدمی را تصویرسازی کند. سرانجام وی حدوث انسان را در عالم ضمایر ذهنی معرفی می کند و بقای انسان را نیز در عالم کهن الگوهای ضمیر ناخودآگاه می داند. این پژوهش ظرفیت حکمت متعالیه را برای مواجهه با علوم انسانی مدرن و به ویژه روان شناسی را نمایان می سازد. به عنوان پیشنهاد «بازخوانی» و «صورت بندی نوین» مفاهیم کلیدی این حکمت (مانند مراتب نفس، قوه خیال، تجرد و تجسم اعمال) در چارچوبی قابل درک برای پارادایم های روان شناختی معاصر، می تواند بستری برای پژوهش های بینارشته ای آینده فراهم آورد. این امر هم به غنای روان شناسی از رهگذر بینش های عمیق فلسفی خواهد انجامید و هم آموزه های فلسفه اسلامی را در معرض بسترهای کاربردی و آزمون های عملی گسترده تری قرار خواهد داد.
۳۸۵.

Captured and Captioned: A Qualitative Study of Representing Long-Distance Relationships on Instagram(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۸ تعداد دانلود : ۲۹۱
Aim: This study qualitatively examines the representation of long-distance relationships on Instagram, analyzing how these relationships are portrayed through posts and captions.Method: Using a qualitative approach and Braun and Clarke’s thematic analysis method, a total of 740 Instagram posts related to long-distance relationships were initially identified. These posts were collected through a snowball sampling method using specific hashtags. Following a systematic screening process, promotional, non-personal, and irrelevant posts were excluded to focus on real-life experiences, resulting in a final dataset of 182 posts. Selection criteria required posts to contain images of individuals or handwritten messages in Persian, explicitly related to long-distance relationships. The selected images and captions were carefully analyzed and coded.Results: The thematic analysis identified four main themes: (1) Expression of Love and Affection, (2) Planning for the Future, (3) Capturing Special Moments in Long-Distance Relationships, and (4) Waiting and Longing. Findings indicate that Instagram serves as an effective tool for maintaining and strengthening long-distance relationships. Users actively utilize this platform to express emotions, cope with longing, and plan future reunions.Conclusion: This study emphasizes the role of social media, particularly Instagram, in shaping and understanding long-distance relationships. The research specifically identifies relationship patterns within a Persian-language digital context and can be compared with studies conducted in other languages to provide a broader understanding of digital media’s influence. The findings offer valuable insights for psychologists, family counselors, and social science researchers, providing strategies to enhance emotional communication in long-distance relationships.
۳۸۶.

نقش واسطه ای دشواری تنظیم هیجان در رابطه بین خودشفقت ورزی با نشانه های وسواس فکری-عملی و نشخوار فکری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۵
زمینه: وسواس فکری-عملی و نشخوار فکری سازه های روانشناختی متمایزی هستند که به نظر می رسد مکانیزم های زیربنایی مشترکی دارند و همبودی آن ها می تواند پیامدهای منفی قابل توجهی داشته باشد. هدف این پژوهش بررسی نقش واسطه ای دشواری تنظیم هیجان در رابطه بین خودشفقت ورزی با نشانه های وسواس فکری-عملی و نشخوار فکری بود. روش: طرح پژوهش توصیفی-همبستگی مبتنی بر تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل دانشجویان مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد مجتمع ولیعصر دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب در سال تحصیلی 1401-1402بود. طبق نظر کلاین (2011)، حداقل حجم نمونه در مطالعاتی که از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده کرده اند 200 مورد است. از این رو، به منظور افزایش تعمیم پذیری نتایج و با درنظرگرفتن احتمال ریزش آزمودنی ها، 335 دانشجو به شیوه نمونه گیری تصادفی از نوع خوشه ای چند مرحله ای برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند. داده-ها با استفاده از سیاهه بازنگری شده وسواس فکری-عملی (فوآ و دیگران، 2002)، مقیاس پاسخ های نشخواری (نولن-هوکسما و مارو، 1991)، فرم کوتاه شده مقیاس دشواری های تنظیم هیجان (بیجوربرگ و دیگران، 2016) و مقیاس خودشفقت ورزی-فرم کوتاه (ریس، پامیر، نف و ون-گاچت، 2011) جمع آوری و با روش تحلیل مسیر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد اثرهای مستقیم موجود در مدل به استثنای اثر خودشفقت ورزی، بر وسواس فکری-عملی معنادار بود. همچنین، اثر غیر مستقیم خودشفقت ورزی (از طریق دشواری تنظیم هیجان) بر نشخوار فکری و وسواس فکری-عملی به طور معناداری مشاهده شد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، می توان نتیجه گرفت خودشفقت ورزی پایین از طریق ایجاد مشکلاتی در تنظیم هیجان، می تواند در بروز یا تشدید نشانه های وسواس فکری- عملی و نشخوار فکری نقش داشته باشد.
۳۸۷.

رابطه بین ویژگی های شخصیتی و اعتیاد به رسانه های اجتماعی در جوانان: با میانجیگری ترس از در حاشیه ماندن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۸
مقدمه: این پژوهش باهدف تبیین نقش میانجیگری ترس از در حاشیه ماندن در رابطه بین ویژگی های شخصیتی و اعتیاد به رسانه های اجتماعی در جوانان انجام شد. روش: روش پژوهش در مطالعه حاضر، کمی-توصیفی با ماهیت همبستگی بود. داده های پژوهش با استفاده از سه مقیاس اعتیاد به رسانه های اجتماعی برگن (اندرسون و همکاران، 2012)، پرسشنامه شخصیتی پنج عاملی نئو (کاستا و مک کری، ۱۹۹۲) و پرسشنامه ترس از در حاشیه ماندن (پرزیبلسکی و همکاران، 2013) و از طریق پرسشنامه آنلاین از نمونه ای معادل 209 نفر (هیر و همکاران، 2010) از جامعه ۱۳۰۰۰ نفری دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب (سال تحصیلی 1402-1403) در مجتمع ولیعصر(عج)، به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، جمع آوری شدند و داده ها با استفاده از روش مدل معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که اعتیاد به رسانه های اجتماعی بر اساس سه نوع ویژگی از ویژگی های شخصیتی شامل برونگرای (0 ٫ 05 p≤ )، سازگاری (0 ٫ 01> p ) و وظیفه شناسی (0 ٫ 05 p≤ ) و همچنین ترس از در حاشیه ماندن قابل پیش بینی (0 ٫ 01> p ) است. همچنین، نتایج به دست آمده تائید کرد که ترس از در حاشیه ماندن در رابطه بین روان رنجوری (0 ٫ 05 p≤ )، گشودگی به تجربه (0 ٫ 05 p≤ ) و سازگاری (0 ٫ 01> p ) با اعتیاد به رسانه های اجتماعی نقش میانجی دارد. نتیجه گیری: این نتایج حاکی از آن است که ترس از در حاشیه ماندن و احساس طرد شدن یکی از عواملی مهمی است که افراد روان رنجور، گشوده به تجربه و سازگار را به استفاده مداوم و بیش ازحد از رسانه های اجتماعی ترغیب می کند.
۳۸۸.

اثربخشی پروتکل یکپارچه درمان فراتشخیص اختلالات هیجانی بر اضطراب امتحان دانش آموزان دختر، پس از همه گیری کووید19(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۶۲
مقدمه: از جمله پیامدهای تعلیق فعالیت های آموزش حضوری در زمان همه گیری کرونا ویروس و پس از آن، افزیش اضطراب دانش آموزان بود. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش گروهی پروتکل یکپارچه درمان فراتشخیص اختلالات هیجانی بر اضطراب امتحان دانش آموزان دختر شهر اصفهان است. روش: پژوهش مذکور از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول شهر اصفهان در سال تحصیلی 1402-1401 بود که با روش نمونه گیری در دسترس ۴۰ نفر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. مداخله، در قالب ۸ جلسه 90 دقیقه ای آموزش گروهی درمان فراتشخیص بود. جهت سنجش اضطراب امتحان، از پرسشنامه اضطراب امتحان ساراسون استفاده شد و تجزیه و تحلیل داده ها در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس) و با استفاده از نرم افزار SPSS24 انجام گرفت. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که میانگین نمرات اضطراب امتحان در مرحله پس آزمون، به طور معنی داری در دو گروه آزمایش و کنترل متفاوت بود ( 46/0= اندازه اثر، 001/0p< ،و82/31= F). نتیجه گیری: به طورکلی، می توان از نتایج پژوهش حاضر نتیجه گرفت که آموزش گروهی پروتکل یکپارچه درمان فراتشخیص اختلالات هیجانی بر اضطراب امتحان دانش آموزان پس از پایان همه گیری کرونا ویروس، موثر بود.
۳۸۹.

اثربخشی روایت درمانی مواجه ه ای مبتنی بر رایانه بر استرس ادراک شده و خشم کودکان با ترومای پیچیده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۸۶
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی روایت‌درمانی مواجهه‌ای مبتنی بر رایانه بر استرس ادراک‌شده و خشم کودکان دارای ترومای پیچیده انجام شد. کودکان مبتلا به ترومای پیچیده معمولاً سطوح بالایی از استرس ادراک‌شده و خشم را تجربه می‌کنند که می‌تواند عملکردهای روان‌شناختی و اجتماعی آنان را مختل سازد. روش: طرح پژوهش از نوع شبه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه کودکان ۹ و ۱۰ ساله مبتلا به ترومای پیچیده بود که در سال ۱۴۰۳ توسط سازمان بهزیستی شهر اردبیل معرفی شدند. نمونه‌گیری به‌صورت در دسترس انجام شد و ۳۰ نفر از کودکان به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه ۱۵ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه ۴۵ دقیقه‌ای در معرض مداخله روایت‌درمانی مواجهه‌ای مبتنی بر رایانه قرار گرفت، در حالی که گروه گواه هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ترومای پیچیده برنشتاین و همکاران (۲۰۰۳)، پرسشنامه استرس ادراک‌شده کوهن و همکاران (۱۹۸۳) و مقیاس خشم حالت ـ صفت اسپیلبرگر و همکاران (۱۹۹۹) بود. داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) در نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شدند. یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که روایت‌درمانی مواجهه‌ای مبتنی بر رایانه تأثیر معناداری بر کاهش استرس ادراک‌شده (05/0P<) و خشم (05/0P<) در کودکان دارای ترومای پیچیده دارد. نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که مداخله روایت‌درمانی مواجهه‌ای مبتنی بر رایانه می‌تواند به‌طور مؤثری در کاهش استرس ادراک‌شده و خشم این کودکان نقش داشته و به بهبود روابط اجتماعی، کاهش افکار منفی و ارتقای الگوهای رفتاری و هیجانی آنان کمک کند.
۳۹۰.

بررسی رابطه بین آموزش مهارت های ارتباطی بر سلامت روانی و کاهش استرس در دانش آموزان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۲ تعداد دانلود : ۴۷۷
این پژوهش به بررسی رابطه بین آموزش مهارت های ارتباطی و تأثیر آن بر سلامت روانی و کاهش استرس در دانش آموزان پرداخته است. در دنیای امروز، مهارت های ارتباطی به عنوان یکی از عوامل کلیدی در بهبود کیفیت زندگی و سلامت روانی شناخته می شوند. با توجه به افزایش فشارهای روانی و استرس های ناشی از محیط های آموزشی، آموزش این مهارت ها می تواند به دانش آموزان کمک کند تا به طور مؤثرتری با چالش ها و مشکلات روزمره خود مواجه شوند. این مطالعه با استفاده از یک نمونه آماری شامل 324 دانش آموز از مقاطع مختلف تحصیلی انجام شده است. داده ها از طریق پرسشنامه های استاندارد جمع آوری و با استفاده از روش های آماری توصیفی و استنباطی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های ارتباطی به طور معناداری بر سلامت روانی دانش آموزان تأثیر مثبت دارد و همچنین منجر به کاهش سطوح استرس در آن ها می شود. یافته ها حاکی از آن است که دانش آموزانی که مهارت های ارتباطی را فراگرفته اند، توانایی بیشتری در مدیریت احساسات و برقراری ارتباط مؤثر با دیگران دارند که این امر به بهبود سلامت روانی و کاهش استرس کمک می کند. این تحقیق می تواند به عنوان مبنایی برای طراحی برنامه های آموزشی در مدارس مورد استفاده قرار گیرد و به مدیران و معلمان توصیه می شود که به آموزش مهارت های ارتباطی به عنوان یک ابزار مؤثر در ارتقاء سلامت روانی و کاهش استرس دانش آموزان توجه بیشتری داشته باشند. در نهایت، پیشنهاد می شود که پژوهش های بیشتری در این زمینه انجام شود تا به درک عمیق تری از تأثیر مهارت های ارتباطی بر سلامت روانی و استرس در دانش آموزان دست یابیم.
۳۹۱.

اثربخشی مداخلات روان شناسی مثبت نگر بر بهزیستی روان شناختی و شادکامی دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۸ تعداد دانلود : ۴۷۳
شادکامی به عنوان یکی از مهم ترین نیازهای روانی بشر، به دلیل تاثیرات عمده ای که بر شکل گیری شخصیت آدمی دارد، همواره ذهن انسان را به خود مشغول کرده است. از طرفی جامعه ای پویا و زنده تلقی می شود که عناصر شادی آفرین در آن فراوان باشد. بنابراین می توان گفت؛ شادکامی یکی از مفاهیم و مولفه های اساسی زندگی افراد به ویژه دانش آموزان به شمار می رود که ارتباط تنگاتنگی با موفقیت آموزشی دارد. این پژوهش به روش مروری و از نوع کتابخانه ای و با هدف بررسی اثربخشی مداخلات روان شناسی مثبت نگر بر بهزیستی روان شناختی و شادکامی دانش آموزان انجام شده است. از مهم ترین تحولات در روانشناسی امروز، جنبش روانشناسی مثبت نگر می باشد .این جنبش باعث شده تا تمرکمز علم روان شناسی ازآسیب شناسی روانی به سوی موضوعات مثبت مانند شادی، سلامت ، ذهن، عواطف مثبت، خلاقیت و فضایل و اخلاقی سوق داده شود . روانشناسی مثبت گرا، بهزیستی روان شناختی و شادکامی دانش آموزان را افزایش می دهد.
۳۹۲.

Comparison of Job Stress and Job Burnout in Native and Non-Native Teachers of Secondary Schools in Chabahar City

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۹ تعداد دانلود : ۳۲۹
The aim of this study was to examine job stress and job burnout in native and non-native teachers. This study employed a causal-comparative design. The research focused on all native and non-native teachers of Chabahar city in the academic year 2024-2025. Out of the group, 104 individuals were chosen (52 native teachers and 52 non-native teachers) through convenience sampling. Data were gathered using the Osipow's (1987) Job Stress Questionnaire and Maslach’s (1981) Job Burnout scale. Data were examined through both descriptive statistics and multivariate analysis of variance. Based on the results, native and non-native teachers showed varying levels of job stress (p < .05). In simpler terms, non-native teachers scored higher on scales of overload, role ambiguity, role-related tasks, responsibility, and stress related to the physical environment compared to native teachers. Also, non-native teachers scored higher on burnout subscales including emotional exhaustion and depersonalization compared to native teachers (p < .01). From the findings, it can be concluded that teachers' native and non-native backgrounds can lead to a significant difference in their job stress and burnout.
۳۹۳.

مدل پیش بینی ذهنی سازی بر اساس سبک های دلبستگی با نقش میانجی توانمندی ایگو در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۵ تعداد دانلود : ۴۱۶
زمینه: سبک های دلبستگی و ذهنی سازی از جمله عوامل روانشناختی هستند که با مهارت های تنظیم هیجانی مرتبط هستند استفاده از توانایی ذهنی سازی با توانایی ایگو در افراد مرتبط است. بنابراین بررسی مسیر تحول ذهنی سازی از طریق سبک های دلبستگی به توانمندی ایگو یک ضرورت اساسی است. هدف: هدف پژوهش حاضر پیش بینی ذهنی سازی بر اساس سبک های دلبستگی با نقش میانجی توانمندی ایگو در دانشجویان بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی که به روش مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه دانشجویان دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد واحد قم در سال 1403-1402 می باشد. نمونه پژوهش 335 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت آنلاین به پرسشنامه های عملکرد بازتابی (فوناگی و همکاران، 2016)، سبک های دلبستگی بزرگسالان (کولینز و رید، 1990) و مقیاس توانمندی ایگو (مارکستروم و همکاران، 1997) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدل معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 19 و Amos نسخه 24 استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از مدل معادلات ساختاری نشان داد سبک دلبستگی ایمن، دلبستگی اجتنابی، دلبستگی دوسوگرا و توانمندی ایگو بر اطمینان و عدم اطمینان اثر علّی مستقیم و معناداری داشت (05/0 >P). همچنین سبک دلبستگی دوسوگرا، سبک دلبستگی ایمن و سبک دلبستگی اجتنابی بر توانمندی ایگو اثر علّی مستقیم و معناداری داشت (05/0 >P). همچنین نتایج نشان داد که 60 درصد از واریانس توانمندی ایگو توسط سبک های دلبستگی تبیین می شود؛ 23 درصد از واریانس اطمینان و 46 درصد از واریانس عدم اطمینان توسط سبک های دلبستگی و توانمندی ایگو تبیین می شود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، می توان نتیجه گرفت که سبک دلبستگی ایمن، دلبستگی اجتنابی، دلبستگی دوسوگرا و توانمندی ایگو به عنوان عوامل مؤثر بر ذهنی سازی می توانند ما را به درک عمیق تری از ذهنی سازی برسانند و با آموزش شکل گیری سبک های گوناگون دلبستگی و ساختار ایگو به دانشجویان می توان ذهنی سازی را در آنان تقویت کرد.
۳۹۴.

پیش بینی مهارت های حل مسأله براساس تفکرانتقادی و خودنظم بخشی در دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر ملایر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۵ تعداد دانلود : ۳۲۵
اهداف: هدف از تحقیق حاضر پیش بینی مهارت های حل مسأله بر اساس تفکر انتقادی و خودنظم بخشی در دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر ملایر بود.مواد و روش ها: روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم شهر ملایر در سال تحصیلی 1403-1402 با جمعیتی برابر با 5350 نفر بود. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان برابر با 356 نفر برآورد گردیده و نمونه های آماری به شیوه خوشه ای- تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات از سه پرسشنامه استاندارد مهارت های حل مسأله کسیدی و لانگ (1996)، تفکر انتقادی ریکتس (2003) و خودنظم بخشی اسوالند و کارین (2006) استفاده شد.تجزیه و تحلیل داده های پژوهش با استفاده از آزمون رگرسیون خطی چندگانه و ضریب همبستگی پیرسون و با بکارگیری نرم افزار SPSS نسخه 28 انجام شد.یافته ها: نتایج بدست آمده از سنجش فرضیه های تحقیق نشان داد که در یک مدل رگرسیونی هر دو متغیر تفکر انتقادی و خودنظم بخشی بر مهارت های حل مسأله دانش آموزان دختر اثرگذاری داشته اند و هر دو عامل پیش بین مثبت و در حد متوسط بوده است(05/0>P). اما در بررسی ارتباط منفرد هر یک از دو متغیر پیش بین با متغیر مهارت های حل مسأله نیز مشخص گردید که هم تفکر انتقادی و هم خودنظم بخشی به طور جداگانه ارتباطی قوی با مهارت های حل مسأله دارند (05/0>P).نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، برای افزایش مهارت های حل مسأله دانش آموزان، بکارگیری راه های تقویت تفکر انتقادی و خودنظم بخشی آنان، مفید به نظر می رسد.
۳۹۵.

عوامل تسهیلگر و بازدارنده در فرایند پدیدآیی افکار خودکشی در سالمندان ایرانی: رویکرد نظریه زمینه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۵
زمینه و هدف: افزایش سن به واسطه تغییرات زیستی روانی اجتماعی مرتبط با پیری و به ویژه تفاسیر سالمندان از این تغییرات می تواند به مثابه تهدیدی برای فرد تلقی شده و سبب غلتیدن او به دامن افکار خودکشی باشد. شناسایی عوامل تسهیلگر و بازدارنده پدیدآیی افکار خودکشی بر اساس ادراک سالمندان می تواند تصویر روشن تری از تجارب سالمندان دارای افکار خودکشی فراهم کرده و بدین ترتیب در تدوین و طراحی برنامه های مؤثرتر پیشگیری از خودکشی کمک کننده باشد. روش: بر اساس یک مطالعه کیفی نظریه زمینه ای، تجربیات زیسته 13 سالمند ساکن جامعه و آسایشگاه که 60 سال و بالاتر عمر داشتند از طریق مصاحبه عمیق جمع آوری و بازنویسی گردید و با رویکرد استرواس و کوربین 2008 مورد تحلیل قرار گرفت. جهت حصول دقت در مطالعه از روش های مقایسه مدام، مرور مدام متن مصاحبه ها، یادداشت های در عرصه، یادآور نویسی و تأیید مطالب توسط شرکت کنندگان و متخصصان استفاده شد. یافته ها: سالمندان در طول تجربه فرایند پدیدآیی افکار خودکشی خود، با دو دسته عوامل تسهیلگر و بازدارنده روبه رو بودند. یافته ها نشانگر 3 طبقه اصلی ویژگی های فردی روان رنجورخویی، سبک های شناختی ناسازگار، پتانسیل های حفاظتی بود که در قالب 15 مضمون نشان داده شد. نتیجه گیری: عوامل تسهیلگر و بازدارنده بنا به ماهیت خود می توانند با ایجاد سهولت و ممانعت در فرایند پدیدآیی افکار خودکشی سالمندان بر چگونگی تجربه آنان مؤثر باشند. بر اساس یافته های مطالعه حاضر با تقویت عوامل بازدارنده از طریق تأکید بیش از پیش بر توانمندی های فردی، تعامل و ارتباط با اطرافیان و ظرفیت های معنوی سالمندان می توان در کاهش افکار خودکشی سالمندان و چه بسا حذف این افکار گام های مؤثری برداشت.
۳۹۶.

تدوین مدل ساختاری قلدری سایبری بر اساس الگوهای ارتباطی خانواده و روابط بین فردی با میانجی گری صفات تاریک شخصیت در کاربران نوجوان شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۲۶۶
زمینه: قلدری سایبری به عنوان یکی از چالش های جدی در فضای مجازی، به ویژه در میان نوجوانان، پیامدهای منفی قابل توجهی بر سلامت روان و روابط اجتماعی آن ها دارد. عوامل مختلفی می توانند در قلدری سایبری نقش داشته باشند و بررسی جامع در این خصوص با کاستی هایی روبرو است. هدف: این پژوهش با هدف تدوین مدل ساختاری قلدری سایبری بر اساس الگوهای ارتباطی خانواده و روابط بین فردی با میانجی گری صفات تاریک شخصیت در کاربران نوجوان شبکه های اجتماعی انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش آموزان دختر و پسر دوره متوسطه اول و دوم شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای نمونه ای به تعداد 400 نفر انتخاب و پرسشنامه را تکمیل کردند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه تجربه قلدری- قربانی سایبری (آنتونیادو و همکاران، 2016)، پرسشنامه مهارت های ارتباطی بین فردی (فترو، 2000)، پرسشنامه تجدید نظر شده الگوهای ارتباطی خانواده (ریچی و فیتزپاتریک، 1990)، مقیاس سه گانه تاریک شخصیت (جانسون و وبستر، 2010) بودند. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار های Spss و Amos تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج مدل یابی معادلات ساختاری حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که الگوهای ارتباطی خانواده و روابط بین فردی به صورت مستقیم قادر به پیش بینی قلدری سایبری بودند (۰01/۰ >p). همچنین الگوهای ارتباطی خانواده و روابط بین فردی توانستند به صورت غیرمستقیم و از طریق صفات تاریک شخصیت، قلدری سایبری را پیش بینی کنند (۰01/۰ >p). نتیجه گیری: این نتایج نشان می دهد که الگوهای ارتباطی خانواده و روابط بین فردی با توجه به نقش مهم صفات تاریک شخصیت می توانند تبیین کننده قلدری سایبری در کاربران نوجوان باشند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های کاهش قلدری سایبری ضروری است.
۳۹۷.

مقایسه اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر تحلیل تبادلی و مدل انگیزش محافظت بر بهزیستی روران شناختی زنان میانسال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۱۱۲
زمینه: بهزیستی روانشناختی زنان به ویژه در دوران میانسالی از اهمیت زیادی برخوردار است؛ به همین جهت می توان به درمان های گوناگونی نظیر درمان مبتنی بر تحلیل تبادلی و مدل انگیزش محافظت شده اشاره کرد که تاکنون مقایسه اثربخشی آن ها به منظور شناسایی درمان مؤثرتر بر بهزیستی روانشناختی زنان میانسال انجام نشده است. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر تحلیل تبادلی و مدل انگیزش محافظت بر بهزیستی روانشناختی در زنان میانسال بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و طرح آن به صورت پیش آزمون–پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی زنان میانسال ساکن شهر تهران در بازه زمانی 1401-1402 بود. حجم نمونه پژوهش حاضر شامل 47 زن میانسال بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش حاضر مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف (PWB) بود. داده های پژوهش حاضر با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر تحلیل تبادلی و گروه درمانی مبتنی بر مدل انگیزش محافظت بر مؤلفه ها و نمره کل بهزیستی روانشناختی بعد از گذشت سه ماهه از مداخله پایدار است. همچنین، نتایج آزمون بن فرونی نشان داد که گروه درمانی مبتنی بر تحلیل تبادلی در مقایسه با گروه درمانی مبتنی بر مدل انگیزش محافظت مؤلفه های روابط مثبت با دیگران (016/0 =p) و خودمختاری (029/0 ≥p) را بیشتر افزایش داده است. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش حاضر می توان گفت که گروه درمانی مبتنی بر تحلیل تبادلی بر افزایش بهزیستی روانشناختی در زنان میانسال مؤثر بوده است. ازاین رو پیشنهاد می شود، به مشاوران و روان درمانگران از دستاوردهای پژوهش حاضر استفاده نمایند.
۳۹۸.

The Role of Neuroticism, Marital Empathy, and Marital Forgiveness in Predicting Marital Satisfaction in Married Women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۵۸
Objective: This research was conducted to investigate the role of neuroticism, marital empathy, and marital forgiveness in predicting marital satisfaction in married women. Methods: The research method utilized in the present study was the correlation-regression method. The research population comprised married women residing in the geographical area of Lorestan province. The research sample was selected using the multi-stage cluster random sampling method, with a total of 840 participants. The instruments of the present study comprised standard questionnaires, including the Enrich Marital Satisfaction Scale, the NEO-FFI Questionnaire, the Marital Empathy Scale, and the Marital Forgiveness Scale. Employing SPSS software, the acquired data underwent comprehensive analysis. Results: Through multiple linear regression, the model explains 46% of marital satisfaction variance. Standardized coefficients highlight neuroticism's adverse impact, while empathy and forgiveness positively influence satisfaction. A unit increase in forgiveness and empathy corresponds to 0.349 and 0.285 satisfaction units, respectively, whereas neuroticism predicts a 0.324 unit decrease. Hierarchically, forgiveness exerts the greatest influence, followed by neuroticism and empathy. Conclusion: This research emphasizes the need to address neuroticism, encourage marital empathy, and promote forgiveness as essential factors enhancing marital satisfaction, offering valuable insights for individuals and professionals in family counseling, therapy, and policymaking.
۳۹۹.

ازدواج های پر خطر از نگاه مشاوران خانواده: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۱۶
پژوهش حاضر به شناسایی عوامل مؤثر بر بروز ازدواج های پر خطر از دیدگاه مشاوران خانواده با رویکرد کیفی پرداخته است. میدان پژوهش شامل مشاوران خانواده فعال در شهرهای تهران و مشهد در سال ۱۴۰۲ بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، ۲۱ مشاور با حداقل ۵ سال تجربه کاری و مدرک دکتری مشاوره انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری و با روش تحلیل مضمون براون و کلارک تحلیل شدند. یافته ها سه مضمون اصلی را نشان داد: عوامل درون فردی (آسیب های روان شناختی، اختلالات روان شناختی، ناهماهنگی شخصیتی، مسائل جسمانی - بیولوژیکی، انتخاب تک بعدی، ضعف بلوغ اقتصادی)، عوامل بین فردی (تعارض با خانواده اصلی، تعامل معیوب با همسر، تمایز نیافتگی، عدم تعهد، رفتارهای آسیب زا) و عوامل برون فردی (ازدواج مصلحتی، آگاهی ناقص، عدم کفویت، عدم آمادگی برای ازدواج). نتایج حاکی از آن است که ازدواج های پر خطر تحت تأثیر عوامل شخصی، تعاملی و محیطی قرار دارند و توجه به این عوامل در مشاوره پیش از ازدواج و زوج درمانی ضروری است.
۴۰۰.

اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر ناگویی خلقی و سلامت معنوی در زنان قربانی خشونت خانگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۲۷۰
زمینه: با توجه به افزایش تعداد قربانیان خشونت خانگی و مشکلات عمده آن ها در زمینه سلامت معنوی و ناگویی خلقی، به نظر می رسد به کارگیری مداخله روانی مانند درمان مبتنی بر شفقت باهدف کاهش خشونت خانگی ضروری است. هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر ناگویی خلقی و سلامت معنوی در زنان قربانی خشونت خانگی انجام شد. روش: روش مطالعه حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت و روش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان قربانی خشونت خانگی مراجعه کننده به مراکز اورژانس اجتماعی و کلینیک های مشاور خانواده شهر تهران در نیمه دوم سال 1402 بود. حجم نمونه 34 نفر بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه گمارش شدند. گروه آزمایش تحت درمان مبتنی بر شفقت در طی 8 جلسه (90 دقیقه ای) قرار گرفتند، درحالی که گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه های خشونت نسبت به زنان (حاج یحیی، 2001)، ناگویی خلقی (بگبی و همکاران، 1994) و سلامت معنوی (پولوتزین و الیسون، 1982) بود. اطلاعات به دست آمده بر اساس تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار SPSS-27 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش درمان مبتنی بر شفقت باعث کاهش ناگویی خلقی و افزایش سلامت معنوی در گروه آزمایش شده است. بنابراین درمان مبتنی بر شفقت بر ناگویی خلقی و سلامت معنوی در زنان قربانی خشونت خانگی تأثیر دارد (05/0 >P). نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه برای بهبود معنویت و کاهش ناگویی خلقی در زنان قربانی خشونت خانگی، استفاده از درمان مبتنی بر شفقت مطلوب است و به روانشناسان و متخصصان حیطه خانواده پیشنهاد می گردد از چنین یافته هایی به منظور ارتقای سطح کیفی خانواده ها استفاده شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان