فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸٬۵۰۱ تا ۲۸٬۵۲۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش ساخت و اجرای یک برنامه مداخله گری برای کاهش اختلال های برونی سازی شده، بر اساس متون دینی اسلام است. چگونگی و میزان اثربخشی این برنامه درمانی بر کودکان مبتلا به این اختلال، فرضیه این پژوهش را تشکیل می دهد. این پژوهش با توجه به دو مقوله فرهنگ ملی و بومی خانواده ها و همچنین مذهب آنها در فرایند درمانگری، الگوی جدیدی را معرفی کرده است تا اثربخشی این روش، بر اختلال های برونی سازی شده را بررسی کند. روش انجام این پژوهش از نوع طرح های «آزمایشی در قالب پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل» بود که در جامعه دانش آموزان پسر مقاطع چهارم و پنجم دبستان استان قم اجرا شد. پس از تحلیل داده ها، این نتایج به دست آمد که مداخله اسلامی ـ روان شناختی، در کاهش اختلال های برونی سازی شده تاثیر داشته و فرضیه پژوهش تایید شده است.
بررسی تاثیر تقلید حرکتی غیرگفتاری بر طول گفته کودکان 3 تا 9 ساله مبتلا به اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روش بررسی: در مرحله ی نخست این مطالعه، که به روش مقایسه ای صورت پذیرفت 22 کودک اوتیستیک و 30 کودک سالم شرکت داشتند و مطالعه بر روی نمونه های در دسترس انجام شد. در این مرحله، طول گفته دو گروه، مورد سنجش و مقایسه قرار گرفت. در مرحله ی دوم که مطالعه به صورت تجربی و مداخله ای صورت پذیرفت، کودکان اوتیستیک به طور تصادفی به دو گروه آزمایشی و کنترل تقسیم شدند. سپس کودکان گروه آزمایشی، به مدت 60 روز، روزانه یک ساعت تحت تمرین تقلید غیرگفتاری قرار گرفتند. قبل و بعد از مداخله، طول گفته در دو گروه با استفاده از آزمون توصیف تصاویر سنجیده شد. در تحلیل داده ها از آزمون تی مستقل، رگرسیون و تحلیل کوواریانس بهره گرفته شد.
نقش تعاملی ویژگی های شخصیتی و فعالیت بدنی بر تحول روانی اجتماعی سالمندان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مولانا و راجرز
پیشنهادهایی آسان برای داشتن زندگی شاد
حوزههای تخصصی:
اثربخشی کتاب درمانی گروهی بر میزان اضطراب جدایی و افسردگی در کودکان والدین طلاق گرفته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی کتاب درمانی گروهی بر اضطراب جدایی و افسردگی در کودکان والدین طلاق گرفته، پرداخته است. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی از جامعه ی آماری کودکان 6 تا 8 ساله ی والدین طلاق گرفته شهر اصفهان، 30 کودک انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. طرح پ ژوهش شبه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل است. برای ارزیابی میزان اضطراب جدایی و افسردگی کودکان، از فهرست سلامت کودکان اُنتاریو (بخش اختلالات درونی: اضطراب جدایی و افسردگی) استفاده شد. گروه آزمایش تحت مداخله ی کتاب درمانی گروهی بر اساس داستان کتابی که برای رفع تنش ها، اضطراب ها و احساس گناه کودکان والدین طلاق گرفته، تحت عنوان «خرسی کوچولو تقصیر تو نیست» (این کتاب توسط بانکی و معطر طراحی شده و زیر چاپ می باشد.) طراحی شده بود، قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها، از تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج به دست آمده، نشان داد اثر کتاب درمانی گروهی بر نمرات افسردگی و اضطراب جدایی کودکان والدین طلاق گرفته معنادار بود (به ترتیب 011/0p< و 042/0p<). علاوه بر این اثر کتاب درمانی گروهی بر نمرات پیگیری افسردگی کودکان والدین طلاق گرفته معنادار به دست آمد (002/0p<).
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر کاهش نشخوار فکری و افسردگی دانشجویان دانشگاه اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر کاهش افسردگی و نشخوارفکری بود. فرایند آموزش ذهن آگاهی براساس نظریه های شناختی تیزدیل بنا شده است. به این منظور 36 بیمار مبتلا به افسردگی (12 مرد و 24 زن) به طور تصادفی در 2 گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. کلیه بیماران پیش از آغاز درمان و پس از آن، دو پرسشنامه افسردگی بک و نشخوارفکری را پر کردند. آموزش به صورت گروهی در 8 جلسه (هفته ای یک جلسه دو ساعته ) بر روی گروه آزمایش انجام گردید. نتایج تحلیل کوواریانس حاکی از اثربخشی روش درمانی شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بود؛ به طوری که در نمرات حاصل از پرسشنامه های افسردگی و نشخوار فکری گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معناداری مشاهده شد (01/0p<). همچنین مشاهدات کیفی نشان داد روش مذکور در بالا بردن تمرکز و همچنین پیشگیری از افسردگی مؤثر است.
مقایسة تاثیر تماشاگر و موسیقی بر اجرا و یادگیری یک مهارت مجرد (پرتاب آزاد بسکتبال)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، مقایسة تاثیر تماشاگر و موسیقی بر اجرا و یادگیری پرتاب آزاد بسکتبال است. به این منظور 36 دختر سالم غیرورزشکار با میانگین و انحراف استاندارد سن (59/1±8/22 سال)، قد (63/5±1/163 سانتیمتر) و وزن (06/7±5/54 کیلوگرم) به صورت تصادفی به سه گروه تماشاگر (12 نفر)، موسیقی (12 نفر) و کنترل (12 نفر) تقسیم شدند. برنامة تمرین در مرحلة اکتساب شامل پرتاب آزاد بسکتبال به مدت 6 هفته تمرین، در هر هفته سه جلسه و در هر جلسه 15 کوشش با حضور مؤلفه های انگیزشی در گروه های مجزا برگزار شد. امتیاز آزمون پرتاب آزاد بسکتبال در هر جلسه ثبت و سپس پس آزمون گرفته شد، در نهایت بعد از دو هفته بی تمرینی آزمون یادداری در شرایط یکسان برای تمام گروه ها و پس از 24 ساعت آزمون انتقال در شرایط جدید (متفاوت از شرایط تمرین) به عمل آمد. از شاخص ضربان قلب برای همسانی سطح پایة انگیختگی آزمودنی ها و در حین تمرین به منظور اطمینان از رسیدن به سطح مطلوب انگیختگی استفاده شد. نتایج با استفاده از آزمون آماری آنالیز واریانس یک سویه، آنالیز واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی بن فرنی تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که در هر سه گروه یادگیری مهارت در مرحلة اکتساب پیشرفت کرده است و تفاوت معنی داری در امتیاز پرتاب آزاد بسکتبال بین سه گروه در مرحلة اکتساب مشاهده نشد (145/0 = P). اما در آزمون یادداری و انتقال، نتایج به سود گروه موسیقی و تماشاگر بود، به این صورت که در آزمون یادداری گروه موسیقی بیشترین امتیاز را کسب کرد و در آزمون انتقال دو گروه موسیقی و تماشاگر امتیاز بالاتر معناداری از لحاظ آماری نسبت به گروه کنترل به دست آوردند (000/0 = P).
اثربخشی آموزش معنا درمانی گروهی برامید به زندگی و سلامت عمومی بیماران دختر تالاسمی
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی اثر بخشی معنا درمانی به شیوه گروهی بر افزایش امید به زندگی و سلامت عمومی بیماران دختر نوجوانان تالاسمی ماژور شهر اهواز صورت گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه بیماران دختر تالاسمی ماژور 15 تا 18 سال مراجعه کننده به بیمارستان ابوذر در بهار سال 1388 بود. که پیش آزمون بر روی تعداد 110 نفر از این مراجعه کنندگان اجرا شد و از بین آنها 46 نفراز افرادی که پایین ترین نمره در آزمون سلامت عمومی 28 GHQکه نمره 6 می باشد و پایین ترین نمره در آزمون امید به زندگی میلر که یک انحراف معیار زیر میانگین می باشد کسب کردند، بعنوان نمونه آماری انتخاب شدند سپس افراد نمونه به صورت تصادفی ساده به دو گروه 23 نفری بعنوان گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزار اندازه گیری این پژوهش آزمون امید به زندگی میلر و سلامت عمومی28 GHQ بود و طرح تحقیق از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل و یک جلسه پیگیری بود. به گروه آزمایش طی 10 جلسه 1 ساعته فنون معنا درمانی آموزش داده شد. سپس، پس آزمون برای هر دو گروه (آزمایش و کنترل) اجرا گردید. در مرحله بعد پس از 1 ماه آزمون پیگیری امید به زندگی میلر و سلامت عمومی 28GHQ جهت سنجش ماندگاری آموزش های داده شده اجرا گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس (مانکوا) استفاده شد و نتایج تحقیق نشان داد که آموزش معنا درمانی می تواند باعث افزایش امید به زندگی و سلامت عمومی بیماران تالاسمی ماژور گردد (0001/0> P ). همچنین سنجش ماندگاری پژوهش نیز(0001/0> P ) همین نتیجه را نشان داده است.
مقایسه سبک دلبستگی در نوجوانان عادی و نوجوانان دارای کم توانی ذهنی آموزش پذیر
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، مقایسه سبک دلبستگی در نوجوانان عادی و کم توان ذهنی آمـــــوزش پذیر می باشد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان عادی و کم توان ذهنی آموزش پذیر مدارس راهنمایی شهر تهران در سال 86 ـ1385 است که 250 نفر از طریق نمونه گیری چندمرحلـه ای انتخاب شدند که شامل 132 دانش آموز عادی (64 دختر و 68 پسر) و 118 دانش آموز کم توان ذهنی(57 دختر و 61 پسر) می باشد. میانگین سن گروه عادی 14 سال با انحراف معیار 83/0 و گروه کم توان ذهنی 8/16 با انحراف معیار 58/0 می باشـد. ابزار تحقیق شامل پرسشنامه های جمعیت شناختی و آزمون دلبستگی کولینز و رید می باشد که ضریب اعتبار آن برای هر یک از سبک های دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا به ترتیب 81/0، 78/0 و 85/0 می باشد به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعـات از تحلیل واریانس دو راهه استفـاده شـده است. نتایج نشـان داد که در بین دانش آموزان عادی (دختر ـ پسر) میزان سبک دلبستگی ایمن بالاتر از دانش آموزان کم توان ذهنی است (001/0P<) میزان سبک دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا در دانش آموزان کم توان ذهنی (دختر ـ پسر) بیشتر از دانش آموزان عادی است (001/0P<). همچنین یافته های جانبی تحقیق نشان داد که صرف نظر از عامل هوشی آزمودنی ها، در آزمودنی هایی که سبک دلبستگی آنها ایمن نمی باشد، سبک دلبستگی اجتنابی در پسران و سبک دلبستگی دوسوگرا در دختران بیشتر است (001/0P<).
تاثیر آموزش شیوه های تربیتی سیره عملی پیامبر اکرم(ص)، بر تفکر دینداری، اعتقادات و باورهای مذهبی و سلامت روان دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر اهواز
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیرآموزش شیوه-های تربیتی سیره عملی پیامبر اکرم (ص) بر تفکر دینداری، اعتقادات و باورهای مذهبی وسلامت روان دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهراهواز درسال 87-1386 بود. آزمودنی ها80 نفر دانش آموز دختر بودند که به صورت نمونه گیری خوشه ای چند مرحله-ای انتخاب و به صورت تصادفی به دوگروه40 نفری-آزمایش وکنترل تقسیم شدند. این پژوهش از نوع تجربی بودکه درآن ازطرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه-کنترل استفاده شده است. ابزارهای اندازه گیری پژوهش عبارت بودنداز:آزمون تفکردینداری آرین(1377)، پرسشنامه اعتقادات و باورهای مذهبی آلپورت(1967) وآزمون 25Scl- جهت سنجش سلامت روان. ابتدا پیش آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. سپس گروه آزمایشی به مدت 17 جلسه ی50 دقیقه ای تحت آموزش شیوه های تربیتی عملی پیامبر اسلام(ص) قرار گرفتند. پس از اعمال متغیرمستقل، مجدداً از هر دوگروه پس آزمون بعمل آمد. نتایج تحلیل واریانس چند متغیری (مانوا) نشان دادکه آموزش شیوه های تربیتی عملی پیامبر اکرم(ص) موجب افزایش تفکر دینداری، همچنین بهبود سلامت روانی عمومی گردیده (0001/0P< ) ولی بین گروه کنترل و آزمایش از لحاظ اعتقادات و باورهای مذهبی تفاوت معنی داری مشاهده نشد.
رابطه بین نوع فرهنگ سازمانی با رهبری
حوزههای تخصصی:
هدف از نگارش مقاله حاضر، ارائه یافته های حاصل از بررسی رابطه بین نوع فرهنگ سازمانی با رهبری در دانشگاههای دولتی کشور در سال تحصیلی86-1385بوده است. در این مقاله، روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده است. حجم نمونه آماری 284 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه ها استفاده شده که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده اند. ابزارتحقیق شامل پرسشنامه انواع فرهنگ سازمانی دنیسن و اسپریتزر(1991) و پرسشنامه رهبری براساس مالکوم بالدریج (2002) بوده است. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که بین فرهنگ گروهی با رهبری فرهنگ سلسله مراتبی با رهبری و فرهنگ عقلانی با رهبری رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ ولی بین فرهنگ توسعه ای با رهبری، رابطه معناداری مشاهده نشد.
بررسی رابطه بین رهبری مشترک و کار گروهی از دیدگاه اعضای هیات علمی دانشگاه اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ی بین رهبری مشترک و کار گروهی از دیدگاه اعضاء هیات علمی دانشگاه اصفهان انجام شده است. روش انجام پژوهش از نوع همبستگی و جامعه ی آماری تمامی اعضای هیات علمی دانشگاه اصفهان در سال تحصیلی 87- 1386 بود. پس از برآورد آماری و مشخص شدن حجم نمونه ی 80 نفر از اعضای هیات علمی با بهره گیری از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شد. برای گردآوری داده های مورد نیاز از دو پرسشنامه ی رهبری مشترک کنو و ویتانن (2008) و کار گروهی انیل (1998) بهره گرفته شد. هر دو پرسشنامه از روایی محتوایی برخوردار بودند و میزان آلفای کرونباخ پرسشنامه ها به ترتیب 87 درصد و 92 درصد بود. در تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون آماری t تک متغیره، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که میانگین پاسخ به مؤلفه های رهبری مشترک از 91/1 تا 38/2 نوسان داشته است و میانگین نمره های کار گروهی 63/2 بوده است. بین مؤلفه های رهبری مشترک با کار گروهی رابطه ی معنادار وجود داشت و بیش ترین همبستگی بین مؤلفه ی همکاری با کار گروهی (383/ r =، 50/0p<) بود. هم چنین نتایج رگرسیون نشان می دهد که همه ی مؤلفه های رهبری مشترک میزان واریانس کار گروهی روشن می کند که بیش ترین آن به مؤلفه ی همکاری و کم ترین آن به مؤلفه ی انگیزش متعلق بود.
مقایسه سخت کوشی دانش آموزان دختر ورزشکار و غیر ورزشکار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر بررسی و مقایسه سخت کوشی در میان دانش آموزان دختر متوسطه شهرستان ارومیه بود. نمونه پژوهش 400 نفر بود که با استفاده از مصاحبه تشخیصی به دوگروه مقایسه ای ورزشکار(150نفر) وغیر ورزشکار(250نفر) تقسیم شدند. ابزار این پژوهش پرسشنامه سخت کوشی کوباسا بود که دارای کلیه خصوصیات روانسنجی مورد نیاز بود. نتایج بیانگر این بود که ورزشکاران به طور معنی داری دارای نمرات بالاتری در سخت کوشی و زیر مقیاس کنترل نسبت به غیر ورزشکاران بودند. همچنین هیچگونه تفاوت معنی داری بین نمرات دو گروه ورزشکاران تیمی و انفرادی مشاهده نشد. در مجموع می توان چنین نتیجه گیری کرد که ورزشکاران نسبت به غیر ورزشکاران دارای میزان سخت کوشی بیشتری بوده و فعالیت های بدنی و رقابت های ورزشی تاثیرات مثبتی را بر روی متغیر شخصیتی سخت کوشی داشته یا اینکه افراد سخت کوش تمایل بیشتری به شرکت در فعالیت های ورزشی دارند.
تأثیر آموزش خودمراقبتی بر کیفیتزندگی بیماران مبتلا به نارساییقلبی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف: نارساییقلبی یکی از شایع ترین اختلالات قلبی- عروقی بوده و به عنوان یک اختلال مزمن، پیشرونده و ناتوان کننده مطرح میباشد. کیفیتزندگی در بیماران مبتلا به نارساییقلبی پائین است. یکی از روشهای ارتقادهنده کیفیتزندگی، آموزش خودمراقبتی میباشد. هدف مطالعه حاضر تعیین تأثیر آموزش خودمراقبتی بر کیفیتزندگی بیماران مبتلا به نارساییقلبی میباشد. روش بررسی: در این مطالعه نیمه تجربی 126 بیمار مبتلا به نارساییقلبی از بین مراجعه کنندگان به بیمارستان قلب و عروق شهید رجایی تهران مطابق معیارهای تحقیق انتخاب و با روش بلوکهای تبدیل شده تصادفی به طور مساوی در دوگروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. ابزار گرد آوری دادهها شامل فرم مشخصات دموگرافیک، پرسشنامه کیفیتزندگی بیماران مبتلا به نارساییقلب و "پرسشنامه اروپایی رفتار مراقبت از خود بیماران نارساییقلبی" بود. بیماران گروه مداخله در شش گروه ده نفری جهت آموزش قرار گرفته و در 4 تا ۶ جلسه آموزش دیدند و در نهایت بسته آموزشی در اختیار این بیماران قرار گرفت. طول مدت جلسات 30 تا ۴۵ دقیقه بود. برای تحلیل دادهها از آزمونهای تیزوجی و مستقل، کای اسکوئر ،کلموگروف- اسمیرنوف، لیون و آنالیز کوواریانس استفاده شد. یافتهها: میانگین کیفیتزندگی، (۰٫۲۱۴=p) و خودمراقبتی (۰٫۷۹۵=p) بین گروه مداخله و کنترل قبل از انجام مداخله تفاوت معنادار نداشت، ولی بعد از مداخله تفاوت دو گروه در این ۲ متغیر معنادار شد (۰٫۰۰۱>p). میانگین ابعاد اقتصادی-اجتماعی، روانی، جسمی- فعالیت و سلامت عمومی کیفیتزندگی بین دو گروه بعد از انجام مداخله تفاوت معنادار داشت (۰٫۰۰۱>p). کیفیتزندگی (۰٫۱۵۴=p) و رفتارهای مراقبت از خود (۰٫۴۳۱=p) در گروه کنترل قبل و بعد از مداخله تفاوت معنادار نداشته، ولی در گروه مداخله این متغیرها بعد از مداخله نسبت به قبل از آن تفاوت معناداری یافته بود (۰٫۰۰۱>p). نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که آموزش خودمراقبتی بر کیفیتزندگی بیماران مبتلا به نارساییقلبی مؤثر میباشد و توصیه میشود به عنوان یکی از روشهای اثربخش و غیر دارویی، جهت ارتقاء کیفیتزندگی این بیماران بهکار برده شود.
بررسی تاثیر دستکاری انگیزشی بر روی سرعت پردازش مغزی در افرادی با حساسیت بالا در سیستم های بازدارنده/فعال ساز رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر دستکاری انگیزشی بر روی سرعت پردازش مغزی در افرادی با حساسیت بالای BAS و افرادی با حساسیت بالای BIS بود. در واقع، این پژوهش به دنبال فراهم کردن حمایتی برای تاثیر همخوانی در یادگیری در مدل گری، در مقایسه با مدل آیزنگ، می باشد. برای این منظور، 35 آزمودنی BAS و 28 آزمودنی BIS انتخاب شدند و تحت سه مرحله دستکاری انگیزشی (مرحله فقدان دستکاری انگیزشی، مرحله تنبیهی، و مرحله تشویقی) قرار گرفته و زمان واکنش تمایزی آنها سنجیده شد. داده ها با استفاده از روش آماری MANOVA مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که سرعت پردازش افراد BAS در شرایط تشویقی و سرعت پردازش افراد BIS در شرایط تنبیهی افزایش می یابد. این نتایج تاییدی برای مدل همخوانی گری، در مقایسه با آیزنگ، فراهم نمود.