فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲٬۷۲۱ تا ۲۲٬۷۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۰۷ مورد.
اثر بخشی روش توانبخشی روانی دوسا بر رفتارهای کلیشه ای کودکان مبتلا به اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روش توانبخشی روانی دوسا بر بهبود رفتارهای کلیشه ای کودکان مبتلا به اتیسم بود. از طرح پژوهشی تک آزمودنی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش، کودکان مبتلا به طیف اختلالات اتیستیک در بنیاد خیریه اتیسم (شامل 46 نفر) بودند. از میان داوطلبان شرکت در پژوهش 7 کودک مبتلا به اختلالات اتیسم در محدوده سنی 12-8 به صورت هدفمند انتخاب شدند. مداخله این پژوهش (روش دوسا) شامل 8 جلسه 55 دقیقه ای بود که برای هر کودک دو جلسه در هفته برگزار شد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، مقیاس نمره گذاری اتیسم گیلیام بود. این پرسشنامه طی پنج مرحله (خط پایه اول، خط پایه دوم ، نیمه جلسات درمان، پایان جلسات درمان، پیگیری) توسط والدین کودک تکمیل شد. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS16به روش محاسبه اندازه اثر تجزیه و تحلیل شدند. شاخص بهبودی در هر یک از متغیرها، سیر نزولی منحنی در هر مرحله درمان نسبت به خط پایه در نظر گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد که به کارگیری روش توانبخشی روانی دوسا می تواند در بهبود مهارت های ارتباطی این کودکان تأثیر بگذارد و این امر موجب کاهش رفتارهای کلیشه ای کودکان شرکت کننده در این پژوهش شد. با وجود این، با توجه به گزارش های متفاوت درباره اثر بخشی این روش انجام دادن پژوهش های بیش تری در این زمینه احساس می شود.
نقش والدین، همسالان، محیط آموزشی و رسانه ها در رشد هویّت ملّی نوجوانان و جوانان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مطالعه رشد ابعاد هویّت ملّی و معرفی جنبه رفتاری آن به عنوان بعدی جدید و مقایسه روند تحولی این ابعاد و همچنین سنجش نقش والدین، همسالان، محیط آموزشی و رسانه ها در پیش بینی هویّت ملّی در اوایل و اواخر نوجوانی و اوایل جوانی بود. در این پژوهش که به شیوه پیمایشی انجام شد700 نفر دانش آموز مقطع راهنمایی و دبیرستان و دانشجوی کارشناسی شهر تهران شامل 358 پسر و 342 دختر، به شکل خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های محقق ساخته هویّت ملّی، شناخت آثار و علائم ملّی و نقش خانواده، دوستان، محیط آموزشی و رسانه ها در رشد هویّت ملّی استفاده شد. نتایج نشان داد که هویّت ملّی دارای سه بعد شناختی، عاطفی و رفتاری است. رشد هویّت ملّی از اوایل نوجوانی تا اوایل جوانی، روندی کاهشی، اما شناخت علائم و نمادهای ملّی روندی افزایشی را نشان داد. خانواده،استفاده از رادیو و تلویزیون، همسالان، ماهواره و کتب و مجلات غیردرسی پیش بینی کننده هویّت ملّی و شناخت نمادها و علائم ملّی بوده اند.
ارتباط شاخص های فیزیولوژیکی و کنترل قند خون بیماران دیابتی با نیم رخ روان شناختی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
مقدمه: هدف این مطالعه بررسی ارتباط شاخص های فیزیولوژیکی و کنترل قند خون با نیم رخ روان شناختی در بیماران دیابتی بود.
روش کار: در این مطالعه ی توصیفی-همبستگی، از بین تمام بیماران دیابتی که طی اردیبهشت تا تیر 1390، جهت پی گیری درمان خود به درمانگاه دیابت بیمارستان امام خمینی اردبیل مراجعه می کردند، 120 نفر با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از چک لیست علایم روانی 90 آیتمی، اندازه گیری هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) جهت ارزیابی کنترل درازمدت قند خون و محاسبه ی نمایه ی توده ی بدن (BMI)، کلسترول و تری گلیسیرید به عنوان شاخص های فیزیولوژیکی استفاده شد. داده ها با ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون چندمتغیری و نرم افزار SPSS نسخه ی 17 تحلیل گردیدند.
یافته ها: شاخص HbA1c با متغیرهای شکایت جسمانی (23/0=r)، وسواس (27/0=r)، حساسیت در روابط متقابل (29/0=r)، افسردگی (28/0=r)، اضطراب (28/0=r)، ترس مرضی (26/0=r)، روان پریشی (27/0=r) و نمره ی کل علایم
روان شناختی (29/0=r) با آلفای 01/0 و با خصومت (17/0=r) و افکار پارانوییدی (21/0=r) با آلفای 05/0 رابطه داشت. شاخص تری گلیسیرید نیز با متغیرهای شکایت جسمانی، وسواس، افسردگی، حساسیت در روابط متقابل، اضطراب، افکار پارانوییدی، روان پریشی و نمره ی کل علایم روان شناختی (05/0P<) و شاخص کلسترول نیز با شکایت جسمانی و BMI با افسردگی و خصومت، رابطه ی معنی دار داشتند (05/0P<). در مجموع 15 درصد از واریانس HbA1c، توسط مولفه های
نیم رخ روان شناختی و شاخص های فیزیولوژیکی مذکور تبیین می شود.
نتیجه گیری: شاخص های فیزیولوژیکی بیماران دیابتی با برخی از اختلالات
روان شناختی، رابطه داشته و میانگین قند خون ایشان با متغیرهای شکایت جسمانی، وسواس، حساسیت در روابط متقابل، افسردگی، اضطراب، خصومت، ترس مرضی، افکار پارانوییدی، روان پریشی و نمره ی کل علایم روان شناختی، رابطه ی مستقیم دارد.
همبستگی بین نمرات ارزشیابی اساتید توسط دانشجویان، مدیر گروه و رئیس دانشکده(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: ارزش یابی استاد نقش مهمی در برنامه ریزی و بهبود کیفیت آموزش در دانشگاه ها دارد. یکی از چالش هایی که دانشگاه ها با آن مواجه اند، استفاده از روش ها و منابع مناسب برای ارزیابی عملکرد آموزشی اعضای هیات علمی است. این مطالعه با هدف تعیین میزان همبستگی بین نمرات ارزش یابی استاد توسط دانشجویان، مدیران گروه های آموزشی و روسای دانشکده ها انجام شد.
روش ها: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، نمرات ارزش یابی 205 نفر از اعضای هیات علمی علوم پایه دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز در سال تحصیلی 91-1390 مورد بررسی قرار گرفت. نمرات ارزش یابی مربوط به تمامی اعضای هیات علمی غیربالینی دانشگاه بود که توسط سه گروه دانشجویان, مدیران گروه ها و روسای دانشکده ها به اساتید داده شده بود. برای گردآوری داده ها از سه پرسش نامه که روایی و پایایی آنها قبلاً مورد تایید قرار گرفته بود، استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 18 و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: میانگین نمرات ارزش یابی اساتید توسط دانشجویان، مدیران گروه های آموزشی و روسای دانشکده ها به ترتیب 40/0±07/4، 49/0±44/4 و 52/0±39/4 بود. بین نمرات ارزش یابی اساتید توسط مدیران گروه ها و روسای دانشکده ها رابطه معنی دار آماری وجود داشت (0575/0= r ؛ 0001/0= p )، اما در سایر موارد همبستگی معنی دار مشاهده نشد.
نتیجه گیری: میزان توافق مدیران گروه ها و روسای دانشکده ها در مورد ارزش یابی استاد با همدیگر بیشتر از میزان توافق آنها با دانشجویان است.
اثربخشی مداخله ی مثبت نگر گروهی در کاهش نگرش های ناکارآمد و افزایش میزان شادکامی دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مداخلات مثبت نگر با تمرکز بر نقاط مثبت و توانمندی های افراد، یکی از انواع مداخلات نسبتاً جدید در روان شناسی می باشند . این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی مداخله ی مثبت نگر در کاهش نگرش های ناکارآمد و افزایش میزان شادکامی دختران نوجوان انجام شده است. روش: 31 نفر از دانش آموزان 14 تا 15 سال، با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش وکنترل جای گرفتند. آموزش های مثبت نگر در طی 11 جلسه ی 2 ساعته، به افراد گروه آزمایش ارائه شد. در این مدت ، گروه کنترل هیچ آموزشی را دریافت نکرد. نگرش های ناکارآمد توسط مقیاس نگرش های ناکارآمد ویسمن و میزان شادکامی توسط پرسشنامه شادکامی آکسفورد قبل و بعد از مداخله و 4 و 9ماه پس از اتمام مداخله اندازه گیری شد. یافته ها: نتایج اندازه گیری های مکرر نشان داد که آموزش های مثبت نگر باعث کاهش معنادار نگرش های ناکارآمد و افزایش معنادار میزان شادکامی گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شده است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده می توان گفت مداخلات مثبت نگر نه تنها باعث کاهش نگرش های ناکارآمد می شوند، بلکه میزان شادکامی را نیز را افزایش می دهند؛ بنابراین می توان آنها را برای کاهش مشکلات روان شناختی که زمینه ساز بروز اختلالات روانی هستند و همچنین برای ارتقای کیفیت زندگی به کار برد.
رابطه دینداری و تاب آوری در دانش آموزان راهنمایی و دبیرستان شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، بررسی رابطه دینداری و تاب آوری در دانش آموزان شهر شیراز بود. بدین منظور از میان کلیه دانش آموزان دختر و پسر دوره راهنمایی و دبیرستان شهر شیراز، 540 نفر (281 دختر و 259 پسر) به روش خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه دینداری گلاک و استارک (1965) و مقیاس تاب آوری کونور و دیوید سون (2003) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آماره های توصیفی و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون قدم به قدم و آزمون تی مستقل) انجام شد. نتایج نشان داد همه ابعاد دینداری، رابطه مثبت و معنا داری با تاب آوری دانش آموزان دختر و پسر داشتند. با این حال تنها ابعاد پیامدی و عاطفی، پیش بین معنا داری برای تاب آوری بودند. بعد عاطفی در دانش آموزان پسر و ابعاد عاطفی و پیامدی در دانش آموزان دختر، تنها پیش بین های معنا دار تاب آوری بودند. همچنین میانگین تاب آوری دانش آموزان پسر به طور معنا داری بالاتر از میانگین دانش آموزان دختر بود. یافته های پژوهش حاکی از آن بود که دینداری می تواند موجب ارتقاء تاب آوری در دانش آموزان شود. بر این اساس پیشنهادهایی برای استفاده پژوهشگران و دست اندرکاران تعلیم و تربیت دینی ارائه شد.
بررسی و تحلیل نیم رخ عشقی در زوجین بارور و نابارور مراجعه کننده به پژوهشکده رویان و زوجین عادی شهر تهران
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل نیم رخ عشقی در زوجین باور و نابارور مراجعه کننده به پژوهشکده رویان بر اساس نظریه عشق استنبرگ انجام شده است. برای این مطالعه تعداد 210 زوج که از طریق روش نمونه گیری تصادفی منظم بدست آمده با 10 سال انتخاب شدند. در مقابل همین میزان از زوج های - دامنه سنی ازدواج بین 5 سالم انتخاب گردید. نتایج نشان داد که افراد گروه نابارور تعهد بالاتری نسبت به افراد گروه بارور نشان می دهند و این تا حدی با تعریفی که استنبرگ از تعهد در مثلث عشق خود بیان می دارد در یک سو قرار می گیرد. از طرفی مشخص گردید افراد نابارور بیشتر دارای عشق معاشرتی هستند، در حالیکه در گروه بارور، نوع عشق بیشتر از نوع عشق رمانتیک است.
افکار بازانجامی اندیشناکی و نشخوار فکری به عنوان ساز و کارهایی برای مقابله با عدم تحمل بلاتکلیفی در اختلالات اضطراب منتشر و افسردگی عمده(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: عدم تحمل بلاتکلیفی را می توان به عنوان سوگیری شناختی موثر بر چگونگی ادراک، تفسیر و پاسخ فرد به موقعیت های نامطمئن، تعریف کرد. اگر چه عدم تحمل بلاتکلیفی بیشتر در ادبیات پژوهشی در ارتباط با نشانگان اندیشناکی و اضطراب گزارش شده است، احتمالا در رابطه با نشخوار فکری و افسردگی نیز قابل بررسی است. هدف پژوهش حاضر مقایسه ی عدم تحمل بلاتکلیفی در سه گروه اختلال اضطراب منتشر، اختلال افسردگی عمده و افراد سالم و ارتباط آن با اندیشناکی و نشخوار فکری در نمونه ی بالینی است.
روش کار: جامعه ی آماری این پژوهش مقطعی-پس رویدادی، بیمارانی بودند که برای اولین بار به کلینیک تخصصی بزرگمهر تبریز در سال 1390 مراجعه نمودند. 32 بیمار مبتلا به اختلال اضطراب منتشر، 32 بیمار مبتلا به اختلال افسردگی عمده و 32 نفرگروه شاهد با نمونه گیری در دسترس انتخاب و تا حد امکان از نظر متغیرهای جمعیت شناختی با یکدیگر همتا شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه ی بالینی ساختاریافته و مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی، پرسش نامه های نگرانی ایالت پنسیلوانیا و نشخوار فکری استفاده شد. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه ی 17 و شاخص های آمار توصیفی، تحلیل واریانس چندمتغیره و همبستگی پیرسون، تحلیل گردید.
یافته ها: بین افراد مبتلا به اختلال اضطراب منتشر و اختلال افسردگی عمده در نمره ی کل مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی، تفاوت معنی داری نبود (77/0=P) اما در اندیشناکی در اضطراب منتشر در مقایسه با اختلال افسردگی عمده تفاوت معنی دار وجود داشت (012/0=P)، هم چنین نشخوار فکری در افراد مبتلا به افسردگی عمده در مقایسه با اختلال اضطراب منتشر، تفاوت معنی داری داشت (025/0=P). بنا بر نتایج عدم تحمل بلاتکلیفی با اندیشناکی و نشخوار فکری رابطه داشت.
نتیجه گیری: عدم تحمل بلاتکلیفی عامل اختصاصی اختلال اضطراب منتشر نمی باشد و این سازه ی شناختی در آغاز و تداوم افسردگی عمده نیز نقش دارد و احتمالا آن چه این دو اختلال را از هم متمایز می کند، ساز و کار های متفاوتی است که افراد مبتلا به اضطراب منتشر و افسردگی عمده برای کنار آمدن با عدم تحمل بلاتکلیفی به کار می برند.
اثربخشی استرس بر حافظه فعال محرک های هیجانی در دانشجویان با عملکرد تحصیلی قوی و ضعیف(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف:دانشجویان به طور خاص مستعد فشار روانی مزمن هستند زیرا با انتقال های رشدی متعددی روبرو می باشند، که در این میان باید گفت فشار روانی می تواند مزاحم فرایند یادگیری لازم برای موفقیت علمی شود. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر استرس القاء شده بر عملکرد حافظه فعال (دیداری و شنیداری) محرک های عاطفی (مثبت و منفی) دانشجویان قوی و ضعیف پرداخته است.
مواد وروش ها: این پژوهش به صورت نیمه تجربی و با طرح پس آزمون گروه کنترل و به شیوه درون گروهی در سال 91-1390صورت پذیرفت. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی بودند که 62 نفر به شیوه در دسترس هدفمند گزینش شدند. ابزارهای تحقیق شامل فرایند القاء استرس به کمک پارادایم بین المللی ارزیابی اجتماعی آزمون فشارزای آب سرد (SCPT) و آزمون حافظه فعال کامپیوتری (n-back) و مقیاس درجه بندی میزان تلاش ذهنی آزمودنی برای هر دو فاز دیداری و شنیداری بود. داده ها با استفاده از آزمون تی و تحلیل واریانس دوراهه مختلط مورد بررسی قرار گرفت .
یافته ها: نتایج این پژوهش نشان دادکه عملکرد حافظه فعال دیداری و شنیداری متأثر از استرس برای هر دو شاخص نمره صحت (M=4.61, M=4.17) و نمره سرعت (M=4.64, M=4.62) در گروه با عملکرد تحصیلی قوی بیش تر از ضعیف بود.
نتیجه گیری: به نظر می رسد که عملکرد حافظه فعال شنیداری به دنبال استرس بهتر از دیداری و نیز نمرات آیتم های هیجانی مثبت بیشتر از منفی می باشد.
ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس کوتاه سنجش شدت نگرانی (BMWS) در دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس کوتاه سنجش شدت نگرانی (BMSW) در دانشجویان بود.
مواد و روش ها: این پژوهش توصیفی-پیمایشی شامل چهار گروه بود، گروه اول را 350 دانشجوی (165 مرد و 185 زن) دانشگاه آزاد اسلامی همدان که به روش تصادفی ساده انتخاب شدند تشکیل می داد و سه گروه دیگر را بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی (43 نفر)، اختلالات خلقی (39 نفر) و بیماران مبتلا به سایر اختلالات محور I (55 نفر) تشکیل می دادند که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به پرسش نامه های BMWS، فراشناخت (MCQ)، پرسش نامه نگرانی پن استیت (PSWQ) و مقیاس اختلال اضطراب فراگیر (GADS) پاسخ دادند. داده ها به کمک نرم افزارهای SPSS.16 و AMOS تحلیل شدند.
یافته ها: ضرایب آلفای کرونباخ و آزمون- بازآزمون به ترتیب 92/0 و 82/0 به دست آمد. نتایج آزمون t مستقل حاکی از این بود که میانگین نمرات BMWS دانشجویان به طور معنی داری پایین تر از سه گروه دیگر بود. هم چنین نمرات گروه مبتلا به اختلالات اضطرابی از دو گروه دیگر به طور معنی داری بالاتر بود (001/0>P). تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد 8 سؤال BMWS تنها از یک عامل اشباع شده است که می تواند03/67 واریانس مقیاس را تبیین کند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول نشان داد که عامل ذکر شده به خوبی با داده ها برازش دارد (95/0 AGFI=، 03/0RMSEA=، 96/0=GFI).
نتیجه گیری: پرسش نامه BMWS ابزاری معتبر و پایا برای سنجش نگرانی است.
تدوین و بررسی ساختار عاملی، روایی و پایایی مقیاس فراشناخت هراس اجتماعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر تدوین و بررسی ساختار عاملی، روایی و پایایی مقیاسی است که بتواند فراشناخت های مرتبط با اختلال هراس اجتماعی را ارزیابی کند. تعیین این باورهای فراشناختی می تواند در درمان اختلال اضطراب اجتماعی ثمربخش باشد.
مواد و روش ها : در ابتدا با همکاری پنج نفر متخصص روان شناس، یک مقیاس حاوی 147 گویه با پاسخ هایی در مقیاس لیکرت تدوین شد و در نهایت پس از حذف سؤالات تکراری و با استفاده از توافق بین ارزیاب ها، 35 گویه از آن انتخاب گردید. به منظور انجام تحلیل عاملی، مقیاس مذکور بر روی 300 نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز اجرا گردید. پس از انجام تحلیل عاملی، 3 عامل با روش اکتشافی استخراج گردید. 5 گویه از این مقیاس که وزن عاملی کافی نداشتند، حذف شدند و بقیه گویه ها مجدداً تحلیل عاملی شدند. جهت تعیین روایی پرسش نامه از دو روش تحلیل عوامل و روایی همزمان استفاده گردید. هم چنین برای تعیین پایایی آن از روش تعیین ضریب همسانی درونی و روش بازآزمایی استفاده شد.
یافته ها: پس از تحلیل عاملی نهایی، یک مقیاس 30 ماده ای که دارای سه عامل بود، به دست آمد. ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 93/0 و برای خرده مقیاس ها بین 70/0 تا 92/0 بود و ضریب بازآزمایی مقیاس بعد از دو هفته، نیز برابر 84/0 بود که حاکی از پایایی مطلوب این مقیاس می باشند.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های به دست آمده، مقیاس فراشناخت هراس اجتماعی، به طور همزمان با مقیاس فراشناخت MCQ-30، و نیز با مقیاسهای مرتبط با اختلال هراس اجتماعی مشابهت محتوایی دارد، بنابراین به نظر می رسد که مقیاس قابل اطمینان و معتبری است که می توان از آن به منظور ارزیابی فراشناخت های مرتبط با اختلال هراس اجتماعی استفاده نمود. هم چنین، نتایج نشان داد که این مقیاس از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار است.
مقایسه نظرات دانشجویان درباره عملکرد اساتید مشاور قبل و پس از اجرای طرح استاد مشاور؛ دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: استاد مشاور عهده دار هدایت تحصیلی و راهنمایی دانشجویان است و مشاوره توسط وی به دانشجویان در غلبه بر مشکلات آموزشی کمک خواهد کرد. هدف مطالعه حاضر، مقایسه نظرات دانشجویان درباره عملکرد اساتید مشاور، قبل و پس از اجرای طرح استاد مشاور بود.
روش ها: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، نظرات 244 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد در نیم سال اول 91-1390 و 92-1391 در مورد عملکرد اساتید مشاور، قبل و پس از اجرای طرح استاد مشاور با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته مورد مقایسه قرار گرفت. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS 16 و آزمون های T زوجی و مجذور کای انجام شد.
یافته ها: نظرات دانشجویان در مورد داشتن استاد مشاور و مراجعه به وی، پذیرش وی به عنوان منبع کسب اطلاعات، آگاهی از چگونگی کمک گرفتن از استاد مشاور و تشکیل پرونده تحصیلی و سئوال در مورد ادامه تحصیل ، قبل و پس از طرح، تفاوت معنی داری داشت. کنترل و امضای فرم انتخاب واحد، راهنمایی دانشجو در مورد مشکلات شخصی و نقد و بررسی پیشرفت تحصیلی دانشجو، مواردی از عملکرد اساتید مشاور بودند که تفاوت معنی دار داشتند.
نتیجه گیری: نظرات دانشجویان پس از اجرای طرح در مورد داشتن استاد مشاور و مراجعه به وی، پذیرش وی به عنوان منبع کسب اطلاعات، آگاهی از چگونگی کمک گرفتن از او و تشکیل پرونده تحصیلی و سئوال در مورد ادامه تحصیل وضعیت بهتری دارد. همچنین کنترل و امضای فرم انتخاب واحد، راهنمایی دانشجو در مورد مشکلات شخصی و نقد و بررسی پیشرفت تحصیلی دانشجو، مواردی از عملکرد اساتید هستند که پس از اجرای طرح بهبود یافته اند.
نقش تعلل ورزی، خودتنظیم گری و باورهای فراشناختی در پیش بینی انگیزش پیشرفت تحصیلی دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: در هر نظام آموزشی، پیشرفت تحصیلی مهم ترین شاخص توفیق فعالیت های علمی و آموزشی محسوب می شود و بررسی عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان نزد پژوهشگران علوم تربیتی و روان شناسی از اهمیت خاصی برخوردار است. هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش تعلل ورزی، خودتنظیم گری و باورهای فراشناختی در پیش بینی انگیزش پیشرفت تحصیلی دانشجویان بود.
روش ها: این پژوهش، مقطعی- توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اراک در سال تحصیلی 92-1391 تشکیل دادند که 302 نفر از این افراد به روش نمونه گیری تصادفی منظم و براساس جدول مورگان و کرچسی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس انگیزش پیشرفت تحصیلی، مقیاس خودتنظیم گری، مقیاس باورهای فراشناختی و مقیاس تعلل ورزی تحصیلی دانشجویان استفاده شد. داده های به دست آمده به کمک نرم افزار SPSS 18 و با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: بین متغیرهای باورهای فراشناختی، خودتنظیم گری و انگیزش پیشرفت، ارتباط مثبت و معنی داری وجود داشت و ارتباط بین تعلل ورزی و انگیزش پیشرفت، منفی بود (0/01>p). همچنین حدود 18% واریانس مربوط به انگیزش پیشرفت توسط تعلل ورزی، خودتنظیم گری و باورهای فراشناختی تبیین شد.
نتیجه گیری: تعلل ورزی، قوی ترین پیش بین انگیزش پیشرفت تحصیلی محسوب می شود.
ارتقای همزمان یادگیری و رضایتمندی با آموزش مشارکتی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: در مطالعات گذشته، مشارکت دانشجو در امر تدریس، در افزایش موفقیت تحصیلی و کسب مهارت های ارتباطی موثر شناخته شده است. هدف از این مطالعه، مقایسه روش های مشارکتی تدریس با شیوه سنتی از نظر موفقیت تحصیلی و رضایتمندی دانشجویان بود.
روش ها: این پژوهش نیمه تجربی روی 21 دانشجوی سال سوم مامایی در درس پزشکی قانونی در دانشگاه علوم پزشکی سبزوار در سال 93-1392 انجام شد. 8 جلسه اول به روش سخنرانی و 8 جلسه دوم به روش مشارکتی اجرا شد. در پایان هر روش، آزمون علمی با میزان دشواری یکسان برگزار شد و دانشجویان پرسش نامه رضایت سنجی را که روایی و پایایی آن تایید شده بود، تکمیل کردند. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS 16 و آزمون آماری Tمستقل انجام شد.
یافته ها: میانگین نمره آزمون علمی در روش مشارکتی با تفاوت معنی داری از روش سخنرانی بیشتر بود (0/0001>p). دانشجویان ، روش مشارکتی را باعث افزایش انگیزه آموختن (6/66%)، افزایش صمیمت و ارتباط دانشجویان (1/80%)، افزایش بحث گروهی در داخل و خارج از کلاس (81%) و افزایش یادگیری مطالب درسی (9/80%) دانستند. همچنین میانگین کلی رضایت با اختلاف معنی داری در گروه مشارکتی بیشتر بود (0/0001>p).
نتیجه گیری: به کارگیری روش های نوین مشارکتی در کلاس های تئوری دانشگاه علوم پزشکی، می تواند به افزایش یادگیری و درک دانشجویان و بهبود سطح مهارت های ارتباطی آنها کمک کند.
رابطة تنظیم هیجانی و اعتقادات مذهبی با راهبردهای حل تعارض با والدین در دانشجویان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، شناسایی رابطه تنظیم هیجانی و اعتقادات مذهبی با راهبردهای حل تعارض با والدین در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز بود. جامعة آماری شامل کلیه دانشجویان مشغول به تحصیل (92-91) در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز و نمونه شامل 200 نفر (100 دختر و 100 پسر) بود که به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از سه پرسش نامه تنظیم هیجانی، اعتقادات مذهبی آرین و مقیاس تاکتیک تعارض با والدین اشتراوس، استفاده شد. تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه در سطح معناداری 0001/ 0>p نشان داد که بین تنظیم هیجانی و اعتقادات مذهبی، با راهبردهای تعارض با والدین در دانشجویان رابطه معنا دار وجود دارد. همچنین تنظیم هیجانی و اعتقادات مذهبی، با راهبردهای حل تعارض با والدین در دانشجویان رابطه چندگانه وجود دارد. در عین حال، تحلیل رگرسیون نشان داد که تنظیم هیجانی و اعتقادات مذهبی به ترتیب پیش بینی کننده بهتری برای متغیرهای راهبرد استدلال و پرخاشگری کلامی و اعتقادات مذهبی نیز به تنهایی پیش بینی کننده مناسبی برای متغیر ملاک راهبرد پرخاشگری فیزیکی می باشند.
بررسی ارتباط کمال گرایی و اضطراب امتحان با اهمال کاری تحصیلی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط کمال گرایی و اضطراب امتحان با اهمال کاری تحصیلی در دانشجویان کارشناسی دانشگاه شهید رجایی بود. از روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی استفاده شد. از میان دانشجویان کارشناسی 385 نفر (189 دختر و 196 پسر) به روش تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند و مقیاس اهمال کاری تحصیلی سولومون و راث بلوم، پرسشنامه کمال گرایی هویت و فلت و پرسشنامه اضطراب امتحان اسپیل برگر را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی، رگرسیون همزمان، رگرسیون گام به گام، z فیشر، و t دو گروهی استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین کمال گرایی با اهمال کاری تحصیلی و همچنین بین اضطراب امتحان با اهمال کاری تحصیلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج نشان داد که کمال گرایی و اضطراب امتحان به طور مثبت و معناداری اهمال کاری تحصیلی را پیش بینی می کنند و در مجموع این دو متغیر توانستند8 % واریانس متغیر اهمال کاری تحصیلی را تبیین کنند. نتایج آزمون z فیشر نشان داد بین ضریب همبستگی کمال گرایی و اهمال کاری تحصیلی و همچنین رابطه اضطراب امتحان و اهمال کاری تحصیلی در میان دختران و پسران تفاوت معناداری وجود ندارد. علاوه بر این نتایج نشان داد که نمونه مورد مطالعه دارای 73 %اهمال کاری تحصیلی بودند. با توجه به این یافته ها می توان گفت که با افزایش میزان کمال گرایی و اضطراب امتحان در دانشجویان، میزان اهمال کاری تحصیلی نیز در آن ها افزایش می یابد.