فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۲۸۱ تا ۲۰٬۳۰۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مطالعه بررسی مدل شفقت-خود به عنوان میانجی بین ابعاد دلبستگی با بهزیستی ذهنی در پرسنل زن و مرد زندان سپیدار شهر اهواز در سال 1393 بود.
روش: از 230 پرسنل زن و مرد زندان سپیدار شهر اهواز 115 نفر به صورت داوطلب-مبتنی بر هدف با رعایت کلیه موازین اخلاق پژوهش انتخاب شدند، و مقیاس های تجارب در رابطه ی نزدیک (ECR)، شفقت-خود (SCS) و بهزیستی ذهنی (WEMWBS) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از تحلیل همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی همزمان به روش بارون و کنی (1986) و با استفاده از نرم افزار آماری 16-SPSS و آزمون سوبل تحلیل شدند.
یافتهها: یافتههای مدل شفقت-خود به عنوان میانجی بین دلبستگی های اضطرابی و اجتنابی و بهزیستی ذهنی هم برای مسیرهای مستقیم و هم برای مسیرهای غیرمستقیم تایید شد.
نتیجهگیری: در نتیجه می توان بیان کرد که دلبستگی ایمن و شفقت-خود یک نقش راهبرد مقابله ای در ارتقاء بهزیستی و کنش وری روانشناختی دارند.
ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس درجه بندی افسردگی دوقطبی (BDRS) در بیماران و جمعیت بهنجار ایرانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف : از آنجایی که افسردگی دوقطبی و تک قطبی هم از لحاظ زیستی و هم از نظر ظهور نشانه های بالینی متفاوتند، مقیاس های موجود اندازه گیری افسردگی برای سنجش افسردگی در اختلال دوقطبی مناسب نیستند. هدف پژوهش حاضر، تعیین ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس درجه بندی افسردگی دوقطبی ( BDRS ) بود. روش : شرکت کنندگان 368 نفر، شامل 120 بیمار مبتلا به اختلال دوقطبی در دوره افسردگی، 126 بیمار افسرده مبتلا به اختلال افسردگی عمده (تک قطبی)، از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 91-1390، و 122 فرد بهنجار، از همراهان بیماران و کارکنان مراکز نمونه گیری، بودند. مقیاس درجه بندی افسردگی دوقطبی ( BDRS )، مقیاس درجه بندی افسردگی هامیلتون ( HDRS )، ویراست دوم پرسشنامه افسردگی بک ( BDI-II ) و مقیاس درجه بندی مانیای یانگ ( YMRS ) برای گردآوری داده ها به کار رفتند و داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی و تحلیل تمایزات تحلیل شدند. یافته ها : مقیاس درجه بندی افسردگی دوقطبی در جمعیت ایرانی همسانی درونی بالایی (81/0=&alpha) داشت و روایی آن از طریق همبستگی بالا با پرسشنامه افسردگی بک (61/0) و مقیاس درجه بندی افسردگی هامیلتون (71/0) تأیید شد. خرده مقیاس آمیخته با مقیاس درجه بندی مانیای یانگ همبستگی 69/0 داشت. تحلیل عاملی سه عامل افسردگی روان شناختی، جسمانی و آمیخته را شناسایی کرد که برخی گویه های آن با نسخه اصلی متفاوت بود. مناسب ترین نقطه برش بالینی، نمره 18 با حساسیت 93 درصد و ویژگی 94 درصد بود. نتیجه گیری : نسخه فارسی مقیاس درجه بندی افسردگی دوقطبی در جمعیت ایرانی از ویژگی های روان سنجی مناسب برخوردار است. /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal" mso-tstyle-rowband-size:0 mso-tstyle-colband-size:0 mso-style-noshow:yes mso-style-priority:99 mso-style-qformat:yes mso-style-parent:"" mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt mso-para-margin:0cm mso-para-margin-bottom:.0001pt mso-pagination:widow-orphan font-size:11.0pt font-family:"Calibri","sans-serif" mso-ascii-font-family:Calibri mso-ascii-theme-font:minor-latin mso-fareast-font-family:"Times New Roman" mso-fareast-theme-font:minor-fareast mso-hansi-font-family:Calibri mso-hansi-theme-font:minor-latin mso-bidi-font-family:Arial mso-bidi-theme-font:minor-bidi}
مقایسه اثربخشی درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی با درمان فراتشخیصی یکپارچه در درمان بیماران مبتلا به اختلال های اضطرابی و افسردگی همایند: کارآزمایی بالینی تصادفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی با درمان فراتشخیصی یکپارچه در درمان افراد مبتلا به اختلال های اضطرابی و افسردگی همزمان بود. روش : در پژوهش حاضر 45 فرد مبتلا به حداقل یک تشخیص اصلی و یک تشخیص همراه در حوزه اختلال های اضطرابی و افسردگی به طور تصادفی در سه گروه درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی، درمان فراتشخیصی یکپارچه و گروه لیست انتظار جایگزین شدند و دو گروه درمانی، درمان های متناظر را دریافت کردند. برای گردآوری داده ها، آزمودنی ها پرسشنامه افسردگی بک- ویرایش دوم ( BDI-II )، پرسشنامه اضطراب بک ( BAI )، مقیاس عاطفه مثبت و منفی ( PANAS )، مقیاس سازگاری اجتماعی و کاری ( WSAS ) را در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری شش ماهه تکمیل کردند. داده های پژوهش از طریق تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مختلط، آزمون تعقیبی اثرات ساده و آزمون معناداری بالینی تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که هر دو درمان در مقایسه با گروه لیست انتظار، موفق به کاهش علایم افراد مبتلا به اختلال های همایند اضطرابی و افسردگی شدند (001/0 p< ). البته درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی در بهبود اضطراب، عملکرد عمومی و عاطفه منفی نسبت به درمان فراتشخیصی یکپارچه از اثربخشی بهتری برخوردار بوده است (05/0 p< )، ولی در کاهش افسردگی تفاوت معنی داری با هم نداشتند (05/0 p> ). همچنین درمان فراتشخیصی یکپارچه در افزایش عاطفه مثبت عملکرد بهتری داشته است (05/0 p< ). بررسی ملاک های معناداری بالینی نیز نشان داد که گروه درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی در مورد اختلال های اصلی و همراه، در پایان دوره پیگیری، به ترتیب 29 و 23 درصد بیشتر از گروه فراتشخیصی یکپارچه به وضعیت عملکرد طبیعی دست یافتند. نتیجه گیری : درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی در مقایسه با درمان فراتشخیصی یکپارچه در بهبود علایم افراد مبتلا به اختلال های همایند اضطرابی و افسردگی از اثربخشی بیشتری برخوردار بود.
نقش اعتماد در روابط بین فردی و تاب آوری خانواده در رضایت زناشویی زوج های شاغل
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه اعتماد در روابط بین فردی و تاب آوری خانواده با رضایت زناشویی اجرا شد. پژوهش حاضر توصیفی، از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری این پژوهش کلیه زوج هایی که یکی از آنها در شهرداری شهر تهران شاغل بوده و حداقل یک سال از ازدواج آنها گذشته است. که از میان آنها 381 زن و مرد به شیوه نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب و با پرسشنامه های رضایت زناشویی انریچ، پرسشنامه اعتماد در روابط بین فردی و مقیاس تاب آوری خانواده مورد آزمون قرار گرفتند. داده ها از طریق آمار توصیفی (شاخص های گرایش به مرکز و شاخص های پراکندگی) و آمار استنباطی (رگرسیون چند گانه) و از طریق نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که اعتماد در روابط بین فردی و تاب آوری خانواده با رضایت زناشویی همبستگی مثبت و معناداری دارند (01/0p <). سازه های حل تعارض و رضایت زناشویی می توانند تغییرات مربوط به تاب آوری خانواده را در سطح آلفای 01/0 پیش بینی کنند. و این دو متغیر به ترتیب 478/0 و 384/0 درصد از تغییرات تاب آوری خانواده را تبیین می کنند. و سازه های ارتباطات و رضایت زناشویی می توانند تغییرات مربوط به اعتماد در روابط بین فردی را در سطح آلفای 01/0 پیش بینی کنند. و این دو متغیر به ترتیب 329/0 و 453/0 درصد از تغییرات اعتماد در روابط بین فردی را تبیین می کنند. نتایج پژوهش اهمیت اعتماد در روابط بین فردی و تاب آوری خانواده بر رضایت مندی زناشویی را آشکار ساخت.
اثربخشی برنامه غنی سازی مبتنی بر امیدواری در سازش یافتگی و تعهد زناشویی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی برنامه غنی سازی مبتنی بر امیدواری بر میزان سازش یافتگی و تعهد زناشویی زنان بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی و طرح آن از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. بدین منظور 16 نفر از زنان ساکن منطقه 6 تهران به روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب و با بهره مندی از گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. نخست هر دو گروه با بکار بستن پرسشنامه های سازش یافتگی زناشویی اسپنیر (1976) و تعهد زناشویی آدامز و جونز (1997) مورد پیش آزمون قرار گرفتند. سپس، گروه آزمایش 5 جلسه در برنامه غنی سازی زناشویی مبتنی بر امیدواری نهاده شد، درحالی که گروه گواه در فهرست انتظار قرار داشت. پس از پایان جلسات از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. از برای نبود برقراری مفروضه های تحلیل کوواریانس برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس چند متغیری استفاده شد. نتایج برآمده از تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد که میان گروه آزمایش و گواه در میزان سازش یافتگی زناشویی، تعهد شخصی و تعهد ساختاری تفاوت معنی داری وجود دارد و برنامه غنی سازی مبتنی بر امیدواری بر این متغیرها اثرگذار بوده است؛ ولی اختلاف معنی داری در متغیر تعهد اخلاقی مشاهده نشد. یافته ها نشان گر از این است که برنامه غنی سازی ازدواج مبتنی بر امیدواری که روشی کوتاه مدت و مقرون به صرفه است می تواند یک روش مداخله ای درخور برای افزایش سازش یافتگی و تعهد زناشویی و غنی سازی روابط زوجی باشد.
مقایسه الگوی بالینی شخصیت ضد اجتماعی و مرزی در زنان متقاضی طلاق و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۴ پاییز ۱۳۹۴ شماره ۵۵
99-113
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی الگوی بالینی شخصیت ضد اجتماعی و مرزی در زنان متقاضی طلاق و زنان عادی انجام شد. روش: این پژوهش از نوع علی – مقایسه ای از نوع توصیفی است. نمونه این پژوهش شامل 100 نفر (50 زن متقاضی طلاق مراجعه کننده به واحد مشاوره دادگستری شهرستان سمنان و 50 زن ساکن در سمنان که هیچ گاه دادخواست طلاق ارائه نداده بودند) بوده است که با توجه به ملاک های ورود به این پژوهش بر اساس نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. این دو گروه از لحاظ متغیرهای سن، وضعیت اجتماعی – اقتصادی، محل سکونت و تعداد سالهای زندگی مشترک با یکدیگر همتا شدند. در این پژوهش از آزمون بالینی چند محوری میلون و پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ ( به منظور تعیین گروه عادی) استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که زنان گروه متقاضی طلاق در مقایسه با گروه زنان عادی به طور معناداری دارای میانگین نمرات بیشتری در الگوی بالینی شخصیت ضد اجتماعی و مرزی بوده اند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش در نظر گرفتن نشانه های شخصیت مرزی و ضد اجتماعی در برنامه های پیشگیری از طلاق ضروری به نظر می رسد.
نقش تعدیل کننده ی ذهن آگاهی در رابطه ی بین سبک های دلبستگی عاشقانه و کیفیت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۴ بهار ۱۳۹۴ شماره ۵۳
4-26
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی نقش تعدیل کننده ی ذهن آگاهی در رابطه ی بین سبک های دلبستگی عاشقانه و کیفیت زناشویی در زنان متأهل دانشگاه شهید چمران اهواز انجام شد. 207 زن دانشجوی متأهل به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه ی شیوه های رفتاری، مقیاس آگاهی از تمرکز و شاخص کیفیت زناشویی را تکمیل نمودند. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و داده ها با استفاده از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که ارتباط مثبت و معنی دار بین سبک دلبستگی ایمن با کیفیت زناشویی وجود دارد، و ارتباط منفی و معنی دار بین سبک دلبستگی پریشان و گسسته با کیفیت زناشویی وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد ذهن آگاهی رابطه ی بین سبک های دلبستگی ایمن، پریشان و گسسته با کیفیت زناشویی را تعدیل می کند.
تجربه های زندگی و عوامل مورد استفاده مادران دارای فرزند کم توان ذهنی برای بخشیدن دیگران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر تجربه های زیستی و عواملی که مادران ایرانی دارای فرزند کم توان ذهنی برای بخشیدن دیگران به کار می گیرند را مورد بررسی قرار داده است. برای رسیدن به این هدف، روش کیفی و نظریه برخاسته از داده ها مورد استفاده قرار گرفت. 20 نفر از مادران دارای فرزند کم توان ذهنی که برای تکمیل پرونده فرزند خود به سازمان آموزش پرورش رجوع کرده بودند، به صورت تصادفی انتخاب و سئوال های نیمه ساختار یافته در مورد بخشش دیگران و عواملی که آن ها در این مورد استفاده کرده اند تا رسیدن به مرحله اشباع مورد بررسی قرار گرفت. تحلیل داده ها از طریق کد های باز و مشخص شدن گزاره های اصلی و فرعی، نشان داد که در ایران مادران این گروه از کودکان به ترتیب از منابع معنوی، منابع درونی و منابع و علایق اجتماعی برای بخشیدن دیگران استفاده می کنند. این یافته ها نشان می دهد که غنی بودن محتوا و متون مربوط به بخشایش گری در فرهنگ ایرانی – اسلامی به مادران دارای فرزند کم توان ذهنی برای بخشیدن دیگران کمک کرده است.
همکاری های بین المللی اینترپل (با تاکید بر کنوانسیون بین المللی مبارزه با قاچاق مواد مخدر و جنایات سازمان یافته فرامرزی)
حوزههای تخصصی:
قاچاق مواد مخدر و جنایت های سازمان یافته بین المللی، تهدیدی برای امنیت جامعه جهانی و به خصوص بشریت به شمار می آید. این نوع جنایت ها و عوامل آن در خارج از محدوده مرز یک کشور این نوع جنایات را دارای خصیصه فراملی بروز نموده و این مساله به عنوان یکی از معضلات اصلی، دولت ها و سازمان های بین المللی ذیربط را در جهت حفظ و تأمین امنیت بین المللی به فعالیت واداشته است در پاسخ به این مساله یکی از مهمترین اقدامات در جهت مبارزه با اینگونه جنایات، همکاری و تصویب \""کنوانسیون بین المللی مبارزه با قاچاق مواد مخدر و جنایات سازمان یافته فرامرزی\"" معروف به کنوانسیون پالرمو توسط سازمان ملل متحد در دسامبر سال 2000 میلادی می باشد که نماینگر تعامل بین المللی در این حوزه است.در این بین نقش اینترپل در راستای حفظ امنیت و مبارزه با شکل گیری وتوسعه این نوع جنایت ها، اهمیت بسزایی دارد.این مقاله بصورت تحلیلی-توصیفی و روش گردآوری داده ها، کتابخانه ایی می باشد.
اثربخشی هنر رنگ آمیزی با استفاده از نقاشی های مرحله ای بر عزت نفس کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کودکان عقب مانده ذهنی نسبت به افراد عادی کمتر به درمانهای رایج جواب می دهند، لذا هنر درمانی به این نوع کودکان اجازه می دهد تا هیجانات خود را به وسیله ی یک واسطه بیان کنند که باعث افزایش سازگاری و عزت نفس آن ها نیز می شود . هدف: هدف از این تحقیق تعیین اثر بخشی هنر رنگ آمیزی با استفاده از نقاشی های مرحله ای بر عزت نفس کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر بود. روش : تحقیق از نوع آزمایشی، با طرح پیش از آزمون- پس از آزمون با گروه گواه انجام شده است. جامعه آماری تحقیق، شامل عقب مانده ذهنی آموزش پذیر که در سال تحصیلی 1393-1392 در مدارس استثنایی شهر تهران مشغول به تحصیل بودند می باشد. روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای است.که از تعداد 20 دانش آموز در دسترس به صورت تصادفی 10 نفر در گروه آزمایش و 10 نفر در گروه کنترل جای گرفتند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش مقیاس عزت نفس کوپر اسمیت و نقاشی های رنگ آمیزی مرحله ای محقق ساخته بود. داده ها با استفاده از آزمون t استیودنت و به کمک نرم افزار SPSS نسخه 21 تحلیل شد. نتایج : نتایج نشان داد که رنگ آمیزی مرحله ای بر روی عزت نفس کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر تاثیر دارد. نتیجه گیری : عقب مانده ذهنی به ویژه عقب ماندگان خفیف و متوسط از تفاوت های خود با دیگران آگاهی دارند و فراموشی در زمینه های کلامی بیشتر از زمینه های عملی در آنها مشهود است . از ویژگیهای مشترک دیگر آنان، اختلال در توانمندی های ارتباطی است لذا این افراد نسبت به درمانهای رایج کمتر جواب می دهند وهمین ضرورت استفاده از هنر را آشکارتر می کند. کلید واژه ها: رنگ آمیزی، نقاشی های مرحله ای، عزت نفس، کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر
مطالعه کارکردهای اجرایی در بیماران اسکیزوفرنیک دارای علائم منفی و مثبت و افراد سالم با استفاده از آزمون نوروسایکولوژیک دسته بندی کارت ویسکانسین (WCST)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مطالعه کارکردهای اجرایی در بیماران اسکیزوفرنیک دارای علایم مثبت و منفی و یک گروه سالم در آزمون دسته بندی کارت ویسکانسین (WCST)، به عنوان شاخصی از کارکرد لوب فرونتال، انجام گرفت. برای این منظور یک گروه 32 نفری از افراد سالم و یک گروه 32 نفری از بیماران اسکیزوفرن، که براساس مقیاس های اندازه گیری علایم منفی (SANS) و علایم مثبت (SAPS)، 14 نفر دارای علایم منفی و 18 نفر دارای علایم مثبت بودند، انتخاب شدند. آزمون (WCST) روی هر کدام از گروه ها اجرا شد. داده ها با استفاده از MANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. نتایج نشان دادند که گروه ها در هر چهار ملاک تعداد قاعده های کشف شده (002/0P#,
بررسی استرس زاهای شغلی و ویژگی های شخصیتی به عنوان پیش بین های بروز علایم روان تنی در کارکنان یک شرکت در اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر استرس زاهای شغلی و ویژگی های شخصیتی را به عنوان پیش بین بروز علایم روان تنی در کارکنان پالایشگاه گاز بید بلند در اهواز بررسی کرده است. بر اساس بررسی پرونده پزشکی کارکنان 83 نفر که مبتلا به علایم روان تنی بودند به عنوان نمونه بیمار مشخص شدند. از میان کارکنان باقی مانده نیز 119 نفر به روش تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند و در مجموع 202 نفر به پرسشنامه اعمال منفی، مقیاس ع دم ت وازن ت لاش- پ اداش، پرسشنامه محتوای شغل، پرسشنامه تعارضات کار- خانواده، پرسشنامه عدالت سازمانی و پرسشنامه ی شخصیتی نئو (به جز گشاده ذهنی و توافق پذیری) پاسخ دادند. در این پژوهش برای تحلیل فرضیه اصلی از روش تحلیل تمیز به روش همزمان و گام به گام و در بخش اعتباریابی نیز از همبستگی پیرسون و تحلیل عوامل تأییدی استفاده شد. نتایج بدست آمده از کاربرد معادله تابع ممیز، فرضیه پژوهش را تأیید کرد. به بیان دیگر از روی استرس زاهای شغلی و ویژگی های شخصیتی می توان احتمال بروز علایم روان تنی را در کارکنان پیش بینی کرد.
اثربخشی واقعیت درمانی گروهی بر بهزیستی روانشناختی زنان سرپرست خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی تاثیر واقعیت درمانی گروهی بر بهبود بهزیستی روا ن شناختی زنان سرپرست خانوار با استفاده از طرح نیمه آزمایشی از نوع پیش- پس آزمون و گروه گواه انجام گردید.
روش: برای اجرای این پژوهش ۳۰ زن سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی شهرستان ورامین را با استفاده از اصل نمونه گیری در دسترس و مبتنی بر هدف انتخاب و به تصادف به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. گروه آزمایش در ۱۰ جلسه ۹۰ دقیقه ای واقعیت درمانی گروهی بر مبنای الگوی گلاسر(۱۹۶۵) شرکت کرده و گروه شاهد به عنوان فهرست انتظار، در طی مدت مذکور هیچگونه مداخله رسمی که بر بهزیستی روانشناختی اثر داشته باشد را دریافت نکردند. به منظور سنجش متغیر وابسته از پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف(۱۹۸۹) استفاده گردید. داده با استفاده از نرم افزار SPSS-۱۶ برای اجرای آزمون آماری تحلیل کوواریانس پردازش شد.
یافته ها: نتایج حاکی از وجود تقاوت معنادار در میانگین دو گروه به نفع گروه آزمایشی بود (P>۰.۰۱). بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که واقعیت درمانی گروهی بر بهبود بهزیستی روانشناختی زنان سرپرست خانوار تاثیر مثبت گذاشته است.
بررسی رابطه بین «هوش معنوی» و «تعهد سازمانی» دبیران(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بررسی رابطه هوش معنوی با تعهد سازمانی و روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری دبیران تربیت بدنی آموزش و پرورش ناحیه چهار شهر اصفهان بودند که تعداد هشتاد نفر از آنان براساس فرمول کوکران و به شیوه تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامه استاندارد هوش معنوی کینگ (2008) و پرسشنامه تعهد سازمانی می یر (1985) هرکدام با 24 سوال بسته پاسخ در طیف پنج درجه ایی لیکرت و به ترتیب با پایایی 88/0 و79/0 براساس آلفای کرونباخ استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق آزمون همبستگی پیرسون، رگرسیون و تحلیل واریانس نشان داد: بین هوش معنوی و تعهد سازمانی در سطح r=030) ،(p<0.05 رابطه معنا داری وجود دارد. بین ابعاد هوش معنوی و تعهد سازمانی رابطه وجود دارد، اما این رابطه در بعدهای معناسازی شخصی، آگاهی متعالی و گسترش خودآگاهی با تعهد سازمانی معنا دار نبوده است. از بین ابعاد هوش معنوی تفکر انتقادی وجودی در گام اول باعث تعهد سازمانی می باشد
بررسی تاثیر آموزش مثبت نگری زوجی بر اسنادهای زناشویی زنان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تأثیر آموزش مثبت نگری زوجی بر اسنادهای زناشویی زنان متأهل شهر اصفهان بود. روش پژوهش شامل دو بخش کیفی و کمی بود. در بخش کیفی روش پژوهش مطالعه متون و منابع مربوط به مفاهیم مثبت نگری بود. در بخش کمی روش پژوهش نیمه تجربی و از نوع پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. برای انتخاب نمونه مورد نظر 60 نفر از زنان متأهل داوطلب از مراکز مشاوره و فرهنگ سرای خانواده انتخاب و به صورت در دسترس در دو گروه آزمایش و گروه کنترل گمارده شدند (هر گروه 30 نفر). ابزار پژوهش پرسشنامه اسنادهای زناشویی برادبوری و فینچام بود. آموزش مثبت نگری زوجی در نه جلسه روی گروه آزمایش اعمال شد و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکردند. نتایج حاصل از تحلیل واریانس چند متغیره و مرحله پیگیری نشان داد که مثبت نگری زوجی، اسنادهای زناشویی زنان متأهل را بهبود بخشیده است. این شیوه ابعاد اسنادها شامل اسنادهای درونی/ بیرونی به همسر، درونی/ بیرونی به خود، عمدی/غیرعمدی، انگیزه خودخواهانه/ نوع دوستانه و سزاوار سرزنش/ گذشت را بهبود بخشیده ولی بر ابعاد پایدار/ ناپایدار و کلی/ جزئی اسنادها موثر نبوده است.
بررسی رابطه حمایت خانواده، خودکارآمدی مسیر شغلی و عزت نفس با خودکارآمدی تصمیم گیری مسیر شغلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین رابطه علی بین متغیرهای خودکارآمدی مسیر شغلی، عزت نفس و حمایت خانواده با خودکارآمدی تصمیم گیری مسیر شغلی دانش آموزان اول متوسطه شهر اصفهان بود. از اینرو 287 دانش آموز دختر و پسر اول متوسطه ناحیه دو و شش به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شاملپرسشنامه حمایت والدین، پرسشنامه خودکارآمدی تصمیم گیری، پرسشنامه باور به مهارت ها و عزت نفس بودند. طرح پژوهشی همبستگی (از نوع تحلیل ساختاری) بود. داده ها از روش الگویابی معادلات ساختاری (SEM) و استفاده از نرمافزارهای SPSS ویراست 18 و AMOS ویراست 20 تحلیل شدند. نتایج تحلیل، برازندگی مدل فرضی را پس از برخی شاخصهای اصلاحی برای کوواریانس بین خطاهای مربوط به خود ارزیابی و هدفگذاری تأیید کردند و نشان داد مسیر های مستقیم حمایت خانواده و خودکارآمدی بر خودکارآمدی تصمیم گیری مسیر شغلی دانش آموزان مثبت و معنی دار است. اثر غیرمستقیم حمایت خانواده و خودکارآمدی از طریق عزت نفس مثبت و معنیدار به دست آمد. با توجه به اهمیت خودکارآمدی تصمیم گیری مسیر شغلی دانش آموزان اول دبیرستان در تعیین مسیر تحصیلی در پایه های بعدی، بایستی به عوامل تأثیرگذار بر آن از جمله متغیرهای مورد بررسی در این پژوهش توجه نمود.
بررسی تاثیر بازی رایانه ای ورزشی بر بهبود تمرکز در زنان ورزشکار شاغل در یک سازمان نظامی
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۶ تابستان ۱۳۹۰ شماره ۲۲
45 - 53
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر، ارزیابی تاثیر بازی رایانه ای ورزشی بر بهبود تمرکز در زنان شاغل در یک سازمان نظامی بود. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل و نمونه گیری از نوع در دسترس با جایگزینی تصادفی می باشد. نمونه، شامل30 زن ورزشکار شاغل در یک سازمان نظامی است. گروه آزمایش برای 4 هفته، به انجام بازی رایانه ای پرداختند. درحالی که گروه کنترل، این دوره را بدون هرگونه مداخله ای گذراندند. قبل و بعد از این مرحله، دو گروه با آزمون D2مورد سنجش قرار گرفتند. جهت انجام پژوهش از آزمون D2، پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و یک نوع بازی رایانه ای ورزشی، استفاده گردید و آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس آنکووا به منظور تحلیل داده ها، به کار رفت. نتایج: بر اساس نتایج به دست آمده، بین نمرات تمرکز گروه آزمایش و کنترل در پس آزمون، در سطح P
پیش بینی اضطراب امتحان بر اساس سبک های شناختی تفکر با واسطه گری مؤلفه های هدف گرایی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اضطراب آزمون هیجانی است منفی که عملکرد دانشجویان را در موقعیت آزمون تحت تاثیر قرار می-دهد. نقش عوامل شناختی و انگیزشی در بروز این هیجان مورد توجه محققان بوده است. لذا پژوهش حاضر، در قالب یک مدل علّی، نقش سبک های تفکر و اهداف پیشرفت را به عنوان عوامل شناختی و انگیزشی در اضطراب آزمون مورد بررسی قرار داد. در مدل مذکور اهداف پیشرفت به عنوان یک واسطه انگیزشی، در رابطه سبک های تفکر و اضطراب آزمون در نظر گرفته شد. بدین منظور350 دانشجوی مقطع کارشناسی(188 پسر و 162 دختر) دانشگاه شیراز با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامه سبک تفکر، پرسشنامه هدف گرایی و مقیاس سنجش اضطراب آزمون پاسخ دادند. پایایی این ابزارها به وسیله ی ضریب آلفای کرونباخ و روایی آن ها به وسیله تحلیل عاملی تعیین شد. نتایج حاکی از روایی و پایایی قابل قبول ابزارها بود. نتایج تحلیل مسیر مدل پیشنهادی نشان داد که سبک های تفکر مستقل و همکاری خواه به صورت مستقیم اضطراب آزمون را پیش بینی می نماید. همچنین سبک های تفکر مسؤلیت پذیر، همکاری خواه، مستقل، وابسته، رقابت طلب و اجتناب کننده به واسطه اهداف تبحرگرایی، تبحرگریزی و عملکردگرایی بر اضطراب آزمون تأثیر دارند. همچنین هدف تبحرگرایی به صورت منفی و اهداف تبحرگریزی و عملکردگرایی به صورت مثبت پیش بینی کننده اضطراب آزمون بودند. این نتایج نشان داد که نه تنها سبک های تفکر پیش بینی کننده اضطراب آزمون است بلکه به واسطه اهداف پیشرفت نیز پیش بینی کننده این نوع اضطراب است. بنابراین با توجه به یافته های پژوهش پیشنهاد می شود، که نظام تعلیم و تربیت بیش از پیش به سبک های تفکر و اهداف پیشرفت به عنوان عوامل مؤثر بر اضطراب آزمون توجه نماید.
مقایسه ویژگی های شخصیتی و بهزیستی مادران با و بدون فرزند آسیب دیده شنوایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: والدین و به ویژه مادران دارای فرزند با نیازهای ویژه به سبب داشتن چنین فرزندی می توانند در معرض مخاطراتی قرار گیرند که بررسی آن ها می تواند در پیشبرد اهداف آموزشی و توان بخشی بسیار مهم باشد. هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسه ویژگی های شخصیتی و بهزیستی مادران با و بدون فرزند آسیب دیده شنوایی بود.
روش: روش پژوهش علی-مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل همه مادران دارای فرزند آسیب دیده شنوایی در حال تحصیل در مدارس ویژه افراد دارای آسیب شنوایی در شهر کرج بود که تعداد 57 مادر دارای فرزند آسیب دیده شنوایی و با رعایت همتاسازی با گروه نخست تعداد 57 مادر بدون فرزند آسیب دیده شنوایی به عنوان نمونه انتخاب شده و به تکمیل پرسش نامه 5 عاملی شخصیت نئو و بهزیستی کی یز پرداختند.
یافته ها: داده های گردآوری شده با استفاده از تحلیل واریانس یک راهه و ضریب همبستگی پیرسون تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین ویژگی های شخصیتی و بهزیستی مادران 2 گروه تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0p>) اما بین متغیرهای ویژگی های شخصیتی و بهزیستی رابطه معناداری وجود دارد (01/0p<).
نتیجه گیری: برای افزایش سطح بهداشت روانی مادران دارای فرزند آسیب دیده شنوایی ارایه راهکارهایی از سویی مشاوران و برگزاری کارگاه های آموزشی می تواند سودمند باشد.
تأثیر برنامه آموزشی مثبت نگری بر شادکامی و باورهای غیرمنطقی نوجوانان بزهکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تأثیر برنامه آموزشی مثبت نگری بر شادکامی و باورهای غیر منطقی نوجوانان بزهکار بود. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بود که به شکل پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. نمونه مورد پژوهش به صورت نمونه گیری هدفمند 30 نفر انتخاب و سپس (15 نفردر گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل) به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش هشت جلسه نود دقیقه ای مثبت نگری را دریافت کردند. همه آزمودنی ها با استفاده از پرسشنامه شادکامی آکسفورد آرگایل و پرسشنامه باورهای غیرمنطقی جونز ارزیابی شدند. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس بیانگر آن بود که ارایه مداخله آموزش مثبت نگری باعث افزایش معنادار شادکامی و کاهش نمره کل باورهای غیر منطقی شد. نتایج این پژوهش نشان داد که از روش آموزش مهارت مثبت نگری می توان به عنوان روشی کارآمد برای کاهش باورهای غیرمنطقی و افزایش شادکامی نوجوانان بزهکار استفاده نمود.