فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۲۱ تا ۱٬۹۴۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
در عصر کنونی رسانهها به عنوان عاملان تغییر و تحول در ارزشها و هنجارها و نقشهای سازگار فرهنگی – محیطی مطرح هستند. همین امر میتواند منجر به بحران هویت جوانان و متعاقب آن سبب دگرگونی نقشهای سازگار فرهنگی و محیطی، به انفعال کشاندن جوانان و بسیاری از مسائل دیگر در جغرافیای زیست اجتماعی روستاشود. پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل آثار و پیامدهای به کارگیری فناوریهای نوین ارتباطی بر هویت دینی جوانان روستایی در جغرافیای زیست اجتماعی دهستان بالارخ از توابع شهرستان تربت حیدریه می پردازد. جامعه آماری پژوهش را جوانان 29-18 سال تشکیل می دهد. حجم نمونه شامل 283 نفر در سطح 12روستا از روستاهای دهستان بالارخ شهرستان تربت حیدریه است که بر اساس روش نمونهگیری خوشهای - مکانی انتخاب شده اند. روش انجام پژوهش مبتنی بر شیوه توصیفی - تحلیلی بوده و داده های پژوهش با استفاده از آزمون همبستگی اسپیرمن و آزمون t تک متغیره مورد تحلیل قرار گرفته است. یافتههای تحقیق نشان از تأثیرگذاری بالای فضاهای مجازی شبکههای ماهوارهای بر هویت دینی جوانان روستایی، تغییر نقشها، باورها و ارزش های سازگار فرهنگی و محیطی و به انفعال کشاندن جوانان در کارکردهای دینی و فرهنگی در جغرافیای زیست اجتماعی روستا دارد.
سبکهای دلبستگی و مقابله با تنیدگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"
هدف پژوهش حاضر مطالعة نوع رابطة سبکهای دلبستگی ایمن، اجتنابی و دو سوگرا با راهبردهای مقابله با تنیدگی در قالب سه سبک مقابلة مسئله محور، هیجان محور مثبت و هیجان محور منفی بود. 223 دانشجو (120 دختر، 103 پسر) با تکمیل فهرست دلبستگی بزرگسال (بشارت، 1384؛ هازن و شیور، 1987) و مقیاس سبکهای مقابلة تهران (بشارت، 1385؛ کارور، شییر و وینتراب، 1989) در این پژوهش شرکت کردند. نتایج وجود رابطه معنادار بین سبکهای دلبستگی و راهبردهای مقابله با تنیدگی را نشان دادند. همبستگی بین سبک دلبستگی ایمن با سبکهای مقابله هیجان محور مثبت و مسئله محور، مثبت بود، در حالی که با سبک منفی هیجان محور، همبستگی منفی به دست داد. سبک دلبستگی اجتنابی با سبک مقابلة مسئله محور و سبک مقابلة هیجان محور منفی و سبک دلبستگی دو سوگرا با سبک مقابلة هیجان محور مثبت، همبستگی مثبت داشت. براساس یافتههای این پژوهش میتوان نتیجه گرفت که راهبردهای مقابلهای تحت تأثیر سبکهای دلبستگی قرار میگیرند.
"
تاثیر نقاشی درمانی در کاهش رفتارهای پرخاشگرانه دانش آموزان عقب مانده ذهنی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر نقاشی درمانی در کاهش رفتارهای پرخاشگرانه دانش آموزان پسر عقب مانده ذهنی آموزش پذیر انجام گردیده است. بدین منظور شصت نفر از دانش آموزان پسر عقب مانده ذهنی که دارای رفتارهای پرخاشگرانه بوده اند از چهار منطقه آموزشی شهر تهران از طریق روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. روش پژوهش آزمایشی و براساس طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و انتساب تصادفی صورت گرفته است ؛و از پرسش نامه سنجش رفتارهای پرخاشگرانه. که توسط والدین تکمیل گردیده به عنوان پیش آزمون استفاده گردید پس از تشکیل دو گروه همتای سی نفری. برنامه نقاشی درمانی به اجرا در آمد تحلیل داده ها حاکی از کاهش معنادار رفتارهای پرخاشگرانه دانش آموزان عقب مانده ذهنی در گروه آزمایشی بود.
بررسی شیوع اختلال استرس پس از سانحه و علایم آن در بازماندگان زلزله بم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در این مطالعه شیوع اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، اختلال نسبی استرس پس از تروما (partial PTSD)، و علایم آن در جمعیت بازماندگان زلزله بم مورد بررسی قرار گرفت.
روش: برای تعیین شیوع PTSD و علایم آن در این مطالعه مقطعی که حدود هشت ماه پس از وقوع زلزله انجام شد از مصاحبه بالینی بر اساس CIDI (مصاحبه تشخیصی جامع بین المللی) استفاده شد. نمونه مطالعه شامل 786 نفر از جمعیت بم بود که به صورت تصادفی و با مراجعه خانه به خانه انتخاب شد.
یافته ها: حدود 98 درصد از پاسخ دهندگان حداقل با یک تروما مواجهه داشتند. در 2/87 درصد بدترین ترومای تجربه شده دیدن جراحت یا جسد دیگران بود. شیوع PTSD طول عمر 1/59 درصد، شیوع PTSD نسبی (وجود برخی علایم PTSD بدون تکمیل کامل معیارها) و PTSD فعلی به ترتیب 2/20 درصد و 9/51 درصد بود. تفاوت شیوع در زنان و مردان از نظر آماری معنی دار نبود. از گروه های علایم، «اجتناب و کرختی» کم ترین و «تجربه مجدد واقعه» بیشترین شیوع را داشتند.
نتیجه گیری: PTSD در بازماندگان زلزله بم بسیار شایع می باشد که ضرورت مداخلات مبتنی بر جامعه را برای جمعیت آسیب دیده مطرح می سازد.
ساخت و بررسی روایی و پایایی پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، ساخت و بررسی روایی و پایایی پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان بود که به روش توصیفی و از نوع تحلیل عاملی انجام شد. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانش آموزان دبیرستانی خمینی شهر بودند که به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای تعداد 696 نفر(356 دختر و 340 پسر) از آنان انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل دو پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان (محقق ساخته) و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی جینکز و مورگان بود. داده ها به روش تحلیل عاملی اکتشافی، روش مؤلفه های اصلی و چرخش واریماکس و آلفای کرونباخ تحلیل و سپس نرمال بودن توزیع داده ها در نمره کل و زیرمقیاس ها مطالعه شد. نتایج تحلیل عامل اکتشافی تعیین سه عامل بود که با عنوان خودکارآمدی مهارت های تحصیلی، خودکارآمدی عملکرد تحصیلی و خودکارآمدی آینده تحصیلی نام گذاری شدند که همگی دارای توزیع نرمال بودند. این عوامل همگی از مقدار ویژه بالاتر از 1 برخوردار بودند. روایی همگرای خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان با استفاده از همبستگی با پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی مورگان و جینکز (73/0 r= 001/0 p=) و همچنین، بررسی تفاوت در دو جنس تأیید شده است و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 93/0، و برای خرده مقیاس های عملکرد تحصیلی 89/0، مهارت های تحصیلی 84/0 و آینده تحصیلی 83/0 محاسبه شد. پرسشنامه 26 سؤالی خودکارآمدی تحصیلی برای جامعه دانش آموزان می تواند به عنوان ابزاری معتبر به منظور سنجش میزان باور و اعتماد به توانایی های تحصیلی استفاده شود.
ویژگیهای روان سنجی آزمون پیشرفت تحصیلی نوشتن پایه اول ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آزمونهای پیشرفت تحصیلی متعددی جهت سنجش فرایند نوشتن ساخته شده اند. هدف پژوهش حاضر نیز ساخت و استانداردسازی آزمون پیشرفت تحصیلی نوشتن پایه اول ابتدایی است. پس از ساخت خرده آزمونها و گویه ها بر اساس جدول مشخصات آزمون، اجرای مقدماتی، و اصلاح گویه ها بر اساس ویژگیهای روان سنجی، فرم نهایی آزمون شکل گرفت. آزمون شامل دو بخش املا و بیان نوشتاری است. خرده آزمونهای اول تا چهارم بخش املا و خرده آزمونهای پنجم و ششم بخش بیان نوشتاری را تشکیل می دهند. این آزمون بر روی یک نمونه 400 نفری از دانش آموزان پایه اول ابتدایی (200 دختر و 200 پسر) شهر تهران که به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شده بودند اجرا گردید. نتایج یافته ها نشان داد که این آزمون دارای پایایی و روایی قابل قبولی است. ضریب پایایی که با استفاده از روش همسانی درونی (القای کرونباخ) به دست آمده به ترتیب برای خرده آزمونهای اول تا ششم 0.94، 0.93، 0.88، 0.68، 0.60 و 0.69 می باشد. در روایی ملاکی بین هوشبهر کلامی، نمره دیکته و معدل درسی دانش آموزان با نمرات آزمون پیشرفت تحصیلی نوشتن همبستگی معناداری وجود دارد. در روایی افتراقی بین میانگین نمرات دانش آموزان عادی، دانش آموزان دچار اختلال یادگیری و دانش آموزان عقب مانده ذهنی تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین خرده آزمونها نیز با یکدیگر دارای همبستگی هستند که این عامل نیز به عنوان شاخصی برای وجود روایی در آزمون تلقی می شود.
مقایسه ابعاد عملکرد خانواده و کیفیت زندگی و رابطه این متغیرها در بین افراد معتاد و غیر معتاد
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف تحقیق حاضر مقایسه عملکرد خانواده و کیفیت زندگی افراد معتاد و غیر معتاد و تعیین رابطه این متغیرها بود.
روش: تحقیق از نوع پس رویدادی بود. نمونه مورد مطالعه 107 نفر از افراد معتاد و 107 نفر از افراد غیر معتاد بودند. روش نمونه گیری افراد معتاد خوشه ای تصادفی بود. افراد غیر معتاد نیز از بین جمعیت عادی که از لحاظ ویژگی های جمعیت شناختی با افراد معتاد همتا شده بودند، انتخاب گردیدند. ابزارهای اندازه گیری مورد استفاده در تحقیق ابزار سنجش خانواده و مقیاس کیفیت زندگی بود. روش های آماری مورد استفاده ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون گام به گام و آزمون t برای دو گروه مستقل بود.
یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که اختلال در ابعاد عملکرد خانواده افراد معتاد بیشتر از افراد غیر معتاد است. افراد معتاد کیفیت زندگی پایین تری از افراد غیر معتاد دارند. همچنین بین ابعاد عملکرد خانواده و کیفیت زندگی در افراد معتاد و غیر معتاد رابطه وجود دارد. نتیجه تحلیل رگرسیون نشان داد که حدود 17 درصد از تغییرات کیفیت زندگی در افراد معتاد را ابعاد نقش ها و ارتباط عملکرد خانواده تبیین می کنند. در افراد غیر معتاد حدود 17 درصد از تغییرات کیفیت زندگی را بعد کنترل رفتار عملکرد خانواده تبیین می کند.
نتیجه گیری: بین ابعاد عملکرد خانواده و کیفیت زندگی در افراد معتاد و غیر معتاد رابطه وجود دارد و بین عملکرد مختل شده روابط خانوادگی و کیفیت زندگی فرزندان رابطه منفی برقرار است.
نقش سرکوب فکر، عوامل فراشناختی و هیجانات منفی در پیش بینی اختلال وابستگی به مواد
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش سرکوب فکر، عوامل فراشناختی، و هیجانات منفی در پیش-بینی اختلال وابستگی به مواد است.
روش: طرح تحقیق از یک نگاه از نوع همبستگی و با توجه به هدف دیگر علی-مقایسه ای است. آزمودنی های پژوهش 70 نفر از افراد مبتلا به اختلال وابستگی به مواد و 70 نفر از افراد عادی (جمعا 140 نفر) بودند. افراد وابسته به مواد از میان مردان مراجعه کننده به مراکز درمان سرپایی انتخاب شدند و نمونه عادی نیز از جمعیت عمومی انتخاب شد. روش نمونه گیری در هر دو روش به صورت در دسترس بود. افراد دو گروه به کمک پرسشنامه فراشناخت، سیاهه سرکوب خرس سفید و پرسشنامه های اضطراب و افسردگی بک ارزیابی شدند. برای تحلیل داده ها از تحلیل تشخیصی استفاده گردید.
یافته ها: باورهای فراشناختی منفی در مورد نگرانی، افسردگی و سرکوب فکر بیشترین توان پیش بینی معنی دار اختلال وابستگی به مواد را داشتند.
نتیجه گیری: می توان به کمک عوامل فراشناختی، سرکوب فکر و هیجانات منفی (خصوصاً افسردگی)، اختلال وابستگی به مواد را پیش بینی نمود. بر پایه این الگو می توان یک رویکرد پیشگیرانه از وابستگی به مواد و یک رویکرد روان درمانی بر پایه درمان های شناختی و فراشناختی تدارک دید و یافته های این پژوهش را در محیط های بالینی و مشاوره ای برای کمک به افراد وابسته به مواد به کار گرفت.
بررسی رابطه بین تصمیم گیری شغلی با منبع کنترل در مشاوران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی رابطه تصمیم گیری شغلی (فرآیندی از تفکر و عمل که منجر به انتخاب رفتار در افرادی با گروهی از موقعیت های شبیه هم در یک مؤسسه، اداره و یا کارگاه میشود) با منبع کنترل (مجموعه ارزیابیهای فردی در مورد تواناییهای خود و نیروهای جهان که بر اساس تقویت کننده ها شکل گرفته است) پرداخته است. برای این منظور، به روش نمونه گیری تصادفی بدون جایگزینی از بین نواحی چهارگانه آموزش و پرورش شهرستان کرج 23 مشاور مرد و 37 مشاور زن انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه تصمیم گیری شغلی محقق ساخته با اعتبار 8872/0 و پرسشنامه منبع کنترل راتر بود. نتایج حاصل از برآوردهای آماری داده ها رابطه بین تصمیم گیری شغلی با منبع کنترل و رابطه بین جنسیت با تصمیم گیری شغلی مشاوران را تأیید نمود با این وجود چنین رابطه ای بین جنسیت با منبع کنترل مشاهده نشد.
اثربخشی درمان شناختی- رفتاری مدیریت استرس بر استرس ادراک شده زنان مبتلا به لوپوس اریتماتوز سیستمیک(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: لوپوس اریتماتوز سیستمیک (SLE)، اختلال مزمن خود ایمنی میباشد که اغلب با سطوح بالایی از درد و نقص در سیستم های مختلف، میزان بالایی از استرس را در بیماران مبتلا ایجاد میکند. هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی درمان گروهی مدیریت استرس با رویکرد شناختی- رفتاری بر میزان استرس بیماران زن مبتلا به لوپوس بود.
مواد و روش ها: این پژوهش به روش آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه شاهد انجام شده است. نمونه شامل 24 بیمار زن با حداقل سن 18 سال، با تشخیص SLE بود که به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و شاهد قرار گرفتند. همه افراد پرسش نامه استرس ادراک شده Cohen را قبل و بعد از مداخله و همچنین در مرحله پیگیری تکمیل کردند.
درمان شناختی- رفتاری مدیریت استرس طی هشت جلسه بر روی گروه آزمایش انجام شد و در این فاصله، هر دو گروه، درمان های معمول پزشکی را نیز دریافت کردند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: میانگین نمرات استرس در گروه آزمایش به طور معنیداری نسبت به گروه شاهد کاهش پیدا کرد (001/0 > P).
نتیجه گیری: نتایج حاکی از اثربخشی درمان گروهی مدیریت استرس با رویکرد شناختی- رفتاری بر کاهش میزان استرس بیماران زن مبتلا به SLE بود.
تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر کاهش فشار روانی مادران کودکان عقب مانده ذهنی و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این تحقیق بررسی تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر میزان فشار روانی مادران کودکان عقب مانده ذهنی و عادی شهرستان مبارکه در استان اصفهان بود. روش: جامعه آماری این پژوهش شامل 465 مادر دارای کودک عقب مانده ذهنی بود که فرزندان آنها در بهزیستی دارای پرونده و نیز 13426 مادر دارای فرزند عادی بود که از جامعه اول 60 نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. همچنین با مراجعه به اداره ثبت احوال 60 نفر از مادران دارای کودک سالم به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه سنجش فشار روانی فرم فردریک، مجموعه آموزش مهارت های زندگی طراحی شده در یونیسف و پرسشنامه جمعیت شناسی محقق ساخته بود. در چارچوب روش نیمه تجربی 120 نفر از مادران دارای فرزند عقب مانده ذهنی تربیت پذیر و حمایتی تحت پوشش بهزیستی و مادران دارای فرزند سالم که به صورت تصادفی از جامعه آماری انتخاب شده بودند، پس از انجام پیش آزمون به صورت تصادفی به دو گروه 60 نفری (شامل 30 نفر از مادران کودکان عقب مانده ذهنی و 30 نفر از مادران کودکان عادی) آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش در 10 مرحله (در طول 32 جلسه) آموزش مهارت های زندگی طراحی شده در یونیسف شرکت کردند. مادران گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکردند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که تفاوت بین نمرات باقی مانده گروه آزمایش و گروه کنترل معنی دار است (P<0.0001). بنابراین تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر میزان فشار روانی مادران گروه آزمایش تحقیق تایید شد. اما تفاوت میزان فشار روانی مادران دارای فرزند عقب مانده ذهنی و فرزند عادی و تفاوت مادران دارای پسر و دختر عقب مانده ذهنی مورد تایید قرار نگرفت. همچنین تعامل بین عضویت گروهی و نوع مادر (عقب مانده ذهنی و عادی) و جنسیت فرزند معنی دار نبود. نتیجه گیری: آموزش مهارت های زندگی به مادران کودکان عقب مانده ذهنی میزان فشارروانی آنها را کاهش می دهد.
تأثیر آموزش سواد اطلاعاتی بر عملکرد تحصیلی دانشجویان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر آموزش سواد اطلاعاتی بر عملکرد تحصیلی دانشجویان است سواد اطلاعاتی قابلیتی است که فرد را در دسترس مفید و مؤثر به اطلاعات، ارزیابی انتقادی آن و استفاده دقیق و خلاق از اطلاعات بدست آمده به منظور رفع نیازهای اطلاعاتی خویش توانمند میسازد.
روش: این تحقیق از نوع شبه آزمایشی است. در این تحقیق از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. نمونه آماری شامل40 نفر از دانشجویان مرکز آموزش عالی فنی امام محمد باقر (ع) شهرستان ساری است که به گونه تصادفی انتخاب و به طور تصادفی20 نفر در گروه اول (آزمایش) و 20نفر در گروه دوم (کنترل) قرار گرفتند. در تجزیه و تحلیل توصیفی، از ماتریس یا جدول داده ها استفاده شده است و در تجزیه و تحلیل استنباطی داده ها، از آزمون t، استفاده شد.
نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد که بین عملکرد تحصیلی دو گروه آزمایشی و کنترل تفاوت معنادار وجود دارد. بین تواناییهای تشخیص و تعیین نیاز اطلاعاتی در دو گروه آزمایش و کنترل از نظر آماری تفاوت معنیداری وجود دارد. بین ایجاد توانمندیهای جایابی و دسترسی به اطلاعات در دو گروه آزمایش و کنترل از نظر آماری تفاوت معنیداری وجود دارد. بین ایجاد توانمندیهای مربوط به استفاده مؤثر و مسئولانه از اطلاعات در دو گروه آزمایش و کنترل از نظر آماری تفاوت معنیداری وجود دارد. نحوه استفاده از منابع اطلاعاتی در کتابخانه ها در دو گروه آزمایش و کنترل از نظر آماری تفاوت معنیداری وجود دارد.
با توجه به نتایج بدست آمده و تأیید فرضیه ها میتوان به این مهم دست یافت که برگزاری دوره های سواد اطلاعاتی در استفاده بهینه و مناسب اطلاعات به دانشجویان کمک میکند.
اثربخشی زوج درمانی رفتاری ارتباطی برنشتاین بر تعارضات زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رویکردهای مختلفی در زمینه زوج درمانی وجود دارد که محققان خانواده درمانی در طول سال ها به دنبال سنجش اعتبار و کارایی آنها بوده اند. یکی از این رویکردها، رویکرد رفتاری- ارتباطی برنشتاین است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی زوج درمانی رفتاری- ارتباطی برنشتاین بر تعارضات زناشویی زوج های شهر اهواز مورد بررسی قرار گرفت.
روش: جامعه آماری این پژوهش کلیه زوج های شهر اهواز می باشند که به فراخوان محقق برای کاهش تعارضات زناشویی پاسخ داده اند. نمونه این پژوهش را تعداد 28 زوج تشکیل می دهند که نمره آنها در تعارضات زناشویی بالاتر از یک انحراف معیار از میانگین جامعه بود. نمونه انتخاب شده با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. به علاوه زوج ها می بایستی حداقل دو سال از ازدواجشان گذشته و دارای حداقل یک فرزند نیز باشند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه تعارضات زناشویی بود. طرح پژوهشی، طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. ابتدا بر روی هر دو گروه پیش آزمون اجرا گردید، سپس مداخله آزمایشی (زوج درمانی رفتاری- ارتباطی برنشتاین) در طی 8 جلسه 2 ساعته به صورت یک جلسه در هر هفته به اجرا در آمد و پس از اتمام برنامه درمانی پس آزمون اجرا گردید.
یافته ها: نتایج تحلیل فرضیه ها با استفاده از روش آماری تحلیل کواریانس تک متغیری و چند متغیری نشان داد که زوج درمانی رفتاری- ارتباطی برنشتاین باعث کاهش تعارضات زناشویی و مؤلفه های آن، شده است.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که زوج درمانی به شیوه رفتاری- ارتباطی برنشتاین بر کاهش تعارضات زناشویی و مؤلفه های آن، مؤثر است.
مقایسه شیوه های ارزشیابی عملکرد دانشجویان پرستاری در آموزش بالینی
حوزههای تخصصی:
اهداف: ارزشیابی بالینی دانشجویان ارتباط تنگاتنگی با کسب مهارت آنان دارد. ارزشیابی بالینی دانشجویان پرستاری، مسئولیت مهم و اغلب پیچیده مربیان پرستاری است. این پژوهش با هدف مقایسه شیوه های ارزشیابی عملکرد دانشجویان پرستاری انجام شد.
روش ها: این پژوهش توصیفی- مقایسه ای در سال 1385 انجام شد. جامعه مورد مطالعه، دانشجویان ترم آخر رشته پرستاری در مقطع کارشناسی پیوسته در دو دانشکده پرستاری دانشگاه های علوم پزشکی ""الف"" و ""ب"" در شهر تهران بودند. 105 نفر (20 نفر از دانشگاه ""الف"" و 85 نفر از دانشگاه ""ب"") به روش مبتنی بر هدف انتخاب شده و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه خودساخته بود. تجزیه و تحلیل داده ها با برنامه نرم افزاری SPSS 13 و به کمک آمار توصیفی و استنباطی انجام شد. از آزمون مجذور کای، آزمون دقیق فیشر و آزمون T مستقل استفاده شد.
یافته ها: بین دو دانشگاه درخصوص ارزشیابی عملکرد دانشجو با حضور خود دانشجو، توضیح دادن معیارهای ارزشیابی عملکرد بالینی در ابتدای دوره، تنظیم معیارهای دسترسی به اهداف آموزشی همراه با دانشجو، اطلاع رسانی نمرات حاصل از ارزشیابی عملکرد بالینی دانشجو، استفاده از خودارزشیابی، سنجش میزان توانایی دانشجو قبل از شروع ترم، مشاهده رفتار دانشجو حین اجرای پروسیجر و تهیه و تنظیم معیارهای ارزشیابی توسط مربیان بالینی تفاوت معنی دار مشاهده شد.
نتیجه گیری: 95% دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ""الف""، فرآیند ارزشیابی بالینی را سنتی و 5% نوین می دانند، در حالی که در دانشگاه علوم پزشکی ""ب"" 18/41%، شیوه ارزشیابی را سنتی و 82/58% آن را نوین قلمداد می کنند. همچنین بین شیوه های ارزشیابی بالینی دو دانشگاه، تفاوت آماری معنی داری وجود دارد.
تناسب عملکرد و آموزش تکنسین های اورژانس پیش بیمارستانی در برخورد با بیماران ترومایی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: مراقبت های پیش بیمارستانی در مورد بیماران اورژانس تروما از ویژگی های خاصی برخوردار است و اقدامات تشخیصی و درمانی که قبل از رسیدن این بیماران به بیمارستان انجام می شود، نقش بسزایی در کاهش مرگ و میر و بهبود پیامد آنها دارد. مطالعه حاضر به ارزیابی صحت عملکرد تکنسین های اورژانس پیش بیمارستانی تهران در برخورد با بیماران ترومایی پرداخت.
روش ها: در مطالعه ای مقطعی از شهریور 1389 تا شهریور 1390 در جامعه بیماران ترومایی منتقل شده توسط اورژانس پیش بیمارستانی تهران به بیمارستان امام حسین(ع)، 500 بیمار به روش نمونه گیری مقطعی انتخاب شدند. پژوهش با بررسی برگ مأموریت، مصاحبه با تکنسین پیش بیمارستانی و معاینه بیمار برای تعیین اقدامات لازم و انجام شده قبل از ورود به اورژانس به وسیله چک لیست انجام شد. داده ها با آزمون های T زوجی و مجذور کای در قالب نرم افزار آماری SPSS 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: متوسط فاصله زمانی تماس با اورژانس پیش بیمارستانی تا رسیدن آنها به محل حادثه 71/7±48/9 دقیقه (حداقل 1 و حداکثر 100) و متوسط فاصله زمانی انتقال بیمار از محل حادثه تا بیمارستان 53/18±99/35 دقیقه (حداقل 5 و حداکثر 137) بود.
اقدام نامطلوب تکنیسین ها در مورد بی حرکت سازی فقرات گردنی (3/10%)، بی حرکت سازی ستون فقرات (6/16%)، بی حرکت سازی شکستگی اندام (14%)، رگ گیری (9/9%) و کنترل خونریزی (6/33%) مشاهده شد.
نتیجه گیری: تکنسین های پیش بیمارستانی در برقراری راه وریدی، بی حرکت سازی فقرات گردنی، بی حرکت سازی ستون فقرات، بی حرکت سازی شکستگی اندام و کنترل خونریزی دارای تشخیص و عملکرد مناسب و در مورد تشخیص و اقدام برای اکسیژن رسانی و خروج جسم خارجی ضعف دارند.
تاثیر آموزش نوروفیدبک بر ویژگی های الکتروانسفالوگرام و عملکرد در ورزش تیروکمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر آموزش نوروفیدبک بر عملکرد و ویژگی های الکتروانسفالوگرام در ورزش تیروکمان بود. 45 دانشجوی دختر به طور تصادفی به سه گروه نوروفیدبک واقعی (آموزش نوروفیدبک براساس امواج مغزی خود فرد)، گروه نوروفیدبک ساختگی (عدم ارایه فیدبک ها براساس امواج مغزی فرد) و گروه کنترل (بدون آموزش نوروفیدبک) تقسیم شدند. 20 جلسه نوروفیدبک شامل 10 دقیقه آموزش تقویت موج آلفا در ناحیه T3 بوده و20 دقیقه بعدی به پروتکل آلفا-تتا در ناحیهPz اختصاص یافت. قبل و بعد از دوره 20 جلسه ای آموزش تیروکمان، افراد در پیش آزمون و پس آزمون (رکورد تیروکمان و متغیرهای الکتروانسفالوگرام) شرکت کردند. نتیجه تحلیل کوواریانس یک طرفه افزایش معنی دار میانگین رکوردها را در گروه نوروفیدبک واقعی در مقایسه با دیگر گروه ها نشان داد (05/0>p). همچنین تحلیل کوواریانس چندمتغیره در موج آلفا ناحیه گیجگاهی چپ گروه نوروفیدبک واقعی تغییر معنی داری را نشان داد. نتایج نشان دادند که آموزش نوروفیدبک می تواند ویژگی های الکتروانسفالوگرام و رکورد عملکرد را در تیروکمان تغییر دهد.
اثربخشی برنامه های آموزش بازداری پاسخ و حافظه فعال بر بهبود مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال کاستی توجه و بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر برنامه های آموزش بازداری پاسخ و حافظه فعال بر بهبود مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال کاستی توجه و بیش فعالی انجام شد. روش پژوهش، شبه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه کودکان 7- 11 ساله شهر تهران بوده که به بیمارستان توان بخشی رفیده مراجعه و تشخیص روان پزشکی دریافت کرده اند. تعداد 16 آزمودنی به شیوه هدفمند انتخاب شده و به روش تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه جای گرفتند. به منظور ارزیابی نشانه های اختلال کاستی توجه و بیش فعالی از مقیاس درجه بندی والدین کانرز(1978)، برای بررسی مهارت های اجتماعی از نظام درجه بندی مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت فرم والدین(1990) و برای ارزیابی هوش آن ها از آزمون ریون (1938،1947) استفاده شد.آزمودنی های گروه آزمایشی طی 24 جلسه (هر جلسه 60 دقیقه) برنامهآموزش بازداری پاسخ محقق ساخته و برنامه آموزش حافظه فعال را دریافت کردند و آزمودنی های گروه گواه هیچ گونه آموزشی ندیدند. داده های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل کوواریانس یک راهه نشان داد که بین میانگین نمرات گروه آزمایشی و گواه در مهارت های اجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد (01/0P<). می توان چنین نتیجه گیری کرد که برنامه های آموزش بازداری پاسخ و حافظه فعال در افزایش مهارت های اجتماعی آزمودنی های گروه آزمایشی تأثیر جالب توجهی داشته است.
بررسی و مقایسه سبک های هویت و عوامل مرتبط با آن در دانش آموزان نوجوان شاهد
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر بررسی سبکهای هویتی دانش آموزان نوجوان شاهد و عوامل مرتبط با آن بود. بدین منظور ، از میان جامعه آماری این مطالعه، 366 دانش آموز نوجوان مدارس دخترانه و پسرانه 12 تا 18 ساله شاهد به روش نمونه گیری طبقه ای برگزیده شدند. برای انجام این پژوهش از پرسشنامه سبک های هویت، مقیاس کنارآیی نوجوانان، و مقیاس عملکرد خانواده استفاده شد. یافته های این پژوهش نشان داد که: (1) بین سبکهای هویتی دانش آموزان دختر و پسر به جز در سبک سردرگم/ اجتنابی تفاوت دیده نمی شود. (2) بین سن ، برخی از مؤلفه های عملکرد خانواده و سبکهای هویتی رابطه معناداری دیده شد، 3) بین سبک های هویتی و سبکهای کنار آمدن یا مقابله رابطه معنادار مشاهده شد. نتیجه این که شکل گیری هویت در نوجوانان شاهد تفاوتی با سایر نوجوانان ندارد. از سوی دیگر، نوجوانان دارای هویت موفق در خانواده هایی رشد می کنند که در آنها اعضای خانواده با یکدیگر روابط عاطفی خوبی دارند.