فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۰۱ تا ۱٬۷۲۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تاثیر آموزش خود متمایزسازی از طریق برنامه تدوین شده به وسیله پژوهشگر بر کاهش مشکلات روانی زنان مطلقه است. روش پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه پژوهش حاضر، زنان مطلقه 20-45 ساله بودند که به خانه سلامت شهرداری مناطق 14 و 18 تهران مراجعه نموده بودند. نمونه گیری در این پژوهش به طور تصادفی صورت گرفته است. از بین 50 زن مراجعه کننده پس از مصاحبه و اجرای پیش آزمون، 30 نفر انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه کنترل (n=15) و آزمایش (n=15) جایگزین شدند. سپس، گروه آزمایش به مدت 10 جلسه در برنامه آموزش خود متمایزسازی تدوین شده توسط پژوهشگر شرکت نمودند. پس از پایان برنامه آموزشی از هر دو گروه، پس آزمون به عمل آمد. ابزاری که در این پژوهش به منظور جمع آوری اطلاعات مورد استفاده قرار گرفته است عبارت است از:-1 پرسشنامه (SCL90-R) که شامل 90 سوال درباره مقیاس های جسمانی کردن مشکلات روانی، وسواس فکری - عملی، حساسیت بین فردی، افسردگی، اضطراب، پرخاشگری، فوبیا، پارانویا و روان پریشی است.-2 پرسشنامه خود متمایزسازی (DSI-R) که شامل 46 سوال است که تمرکز بر روابط معنادار بزرگسالان و روابط جاری با خانواده اصلی دارد. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از روش تحلیل کوواریانس استفاده شده است. نتیجه پژوهش نشان داد این شیوه آموزش در ارتقا تمایز یافتگی زنان مطلقه و کاهش مشکلات روانی در 9 خرده مقیاس پرسشنامه (SCL90-R)، برای شرکت کنندگان در گروه آزمایش موثر بوده است.
بازپژوهی نقش نگرش های شغلی معلمان در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان: نگاهی نو به نقش علی یک متغیر نهفته برونزا و یک متغیر نهفته درونزا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده: اهمیت نگرش¬های شغلی مثبت در شغل معلمی و نقش آن در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در پژوهش¬های مختلف مورد تأکید قرار گرفته است، اما کمتر پژوهشی به نقش علی و توأمان «احساس کارآمدی» و «خشنودی شغلی» توجه کرده است. در پژوهش حاضر، در قالب یک الگوی مفروض، نقش احساس¬کارآمدی معلم (به¬عنوان یک متغیر نهفته برونزا) با میانجیگری خشنودی شغلی (به¬عنوان یک متغیر نهفته درونزا) در پیشرفت¬تحصیلی دانش آموزان مورد بررسی گرفته است. بدین منظور 184 دبیر درس شیمی دبیرستان¬های استان لرستان فرم¬های کوتاه «مقیاس احساس کارآمدی معلم» (شانن ـ موران و وولفولک هوی، 2001) و «پرسشنامه رضایت شغلی مینوسوتا» (ویس و همکاران، 1967) را تکمیل کرده اند. برای اندازه¬گیری پیشرفت تحصیلی، از میانگین نمرات دانش آموزان دبیران منتخب در آزمون نهایی درس شیمی استفاده شده¬ است. پس از بررسی پایایی و روایی سازه ابزارها، فرضیه های پژوهش با روش¬های آماری همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه استاندارد و تحلیل مسیر مورد آزمون قرار گرفته است. نتایج پژوهش حاکی از آن¬ است که رابطه مثبت و معناداری میان احساس کارآمدی و خشنودی شغلی معلم با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان وجود دارد. هم¬چنین خرده مقیاس-های احساس کارآمدی (کارآمدی در عجین کردن دانش¬آموز، کارآمدی در راهبردهای تدریس، کارآمدی در مدیریت کلاس) و خرده مقیاس¬های خشنودی شغلی (خشنودی درونی، بیرونی و عمومی) تبیین معناداری از پیشرفت تحصیلی داشته اند. آزمون الگوی مفروض نشان می دهد که احساس کارآمدی هم به¬طور مستقیم و هم با میانجیگری خشنودی شغلی می تواند بر پیشرفت تحصیلی اثرگذار باشد. این الگو برازش خوبی با داده ها داشته است. یافته¬های این پژوهش اهمیت تقویت احساس کارآمدی معلمان را مورد تأکید قرار می دهد. در فرجام پیشنهاداتی مطرح شده است.
تبیین و تحلیل دلالت های تربیتی دیدگاه معرفت شناختی ژیل دلوز و نقد دلالت های آن برای تعلیم و تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از قدرتمندترین جریان های فکری و نظری مطرح در جهان امروز پساساختارگرایی است و عرصه تعلیم و تربیت یکی از عرصه هایی که تحت تأثیر این جریان قرار گرفته و ورود پساساختارگرایی به عرصه تعلیم و تربیت مسائل ، پرسش ها و نگرش های جدیدی را ایجاد کرده است. پساساختارگرایی دلوز نیز با تأکید بر قلمرو زدایی و باز قلمرو سازی، تأکید بر شدن به جای بودن، نشانه شناسی ، نفی بازنمایی گرایی، رد تصویر جزمی اندیشه ، کوچ گرایی و کثرت گرایی ، تأکید بر تفکّر ریزومی و افقی در مقابل تفکّر درختی و عمودی ، تأکید بر فولدینگ ، میل و تأکید بر تفاوت و ناهمسانی و توجه به اقلیت های به حاشیه رانده شده، تعلیم و تربیت را با مسائل جدیدی مواجه کرده و بسیاری از مسائل تعلیم و تربیت فعلی را نیز مرتفع و راهبرد های جدیدی برای ابعاد و وجوه تعلیم و تربیت فراهم خواهد کرد. از طرف دیگر ، تأکید اکید او بر کثرت گرایی عرضی صرف و نفی روابط سلسله مراتبی و فضای بازنمایی، چالش های جدیدی را برای تعلیم و تربیت به خصوص در جوامع سنّتی به وجود خواهد آورد که در این مقاله پیامد های تربیتی دیدگاه معرفت شناختی دلوز بررسی و نقد شد.
رابطه بین جهت گیری مذهبی و تاب آوری در بین مادران دارای فرزندان مبتلا به بیماری(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین جهت گیری مذهبی و تاب آوری در بین مادران دارای فرزندان مبتلا به بیماری انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مادران دارای فرزندان مبتلا به بیماری است که فرزندانشان در بهمن 1389 پرونده پزشکی در بیمارستان امام خمینی داشته اند. روش پژوهش به کار گرفته شده همبستگی بوده است. با روش نمونه گیری در دسترس، یگ گروه صد نفری از مادران انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسش نامه های تاب آوری فرایبرگ (شامل 43 گویه) و جهت گیری مذهبی بهرامی احسان (64 گویه) بوده است. نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل آماری نشان میدهد که رابطه معناداری بین جهت گیری مذهبی و تاب آوری وجود دارد. همچنین رابطه مثبت و معناداری بین سن، سطح تحصیلات و تاب آوری و جهت گیری مذهبی وجود دارد.
اثربخشی آموزش شناختی رفتاری مادران بر تغییر رفتار مادرانه و دلبستگی ناایمن کودک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف این پژوهش بررسی تاثیر آموزش شناختی رفتاری رفتار مادرانه بر تغییر رفتار مادرانه و دلبستگی ناایمن کودک بود.
روش: روش این پژوهش شبه آزمایشی بود و در آن از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه آزمایش و گواه استفاده شد. جامعه پژوهش شامل مادران ساکن شهر اصفهان بود که دارای یک فرزند حداقل 1 ساله و حد اکثر 5 ساله با سبک دلبستگی ناایمن بودند. نمونه شامل 40 زوج مادر- کودک بود که به صورت تصادفی به گروه های آزمایشی و گواه گماشته شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل دو پرسشنامه کیو- ست دلبستگی (آ.کیو.اس) و مقیاس درجه بندی رفتار مادرانه بود. پیش آزمون جهت سنجش رفتار مادرانه و میزان امنیت دلبستگی کودک برای هر دو گروه آزمایش و گواه اجرا شد. سپس 12 جلسه هفتگی آموزش شناختی رفتاری رفتار مادرانه برای مادران گروه آزمایش برگزار گردید. یک هفته پس از پایان جلسات، پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد.
یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که پس از آموزش شناختی رفتاری، بین نمرات ابعاد اصلی رفتار مادرانه و نمره دلبستگی ایمن گروه آزمایش و گواه تفاوت معنی داری وجود دارد و میزان رفتار مادرانه و امنیت دلبستگی کودک در گروه آزمایش افزایش داشته است.
نتیجه گیری: آموزش شناختی رفتاری رفتار مادرانه بر بهبود رفتار مادرانه و افزایش نمره دلبستگی ایمن کودکان موثر بود.
رابطه ویژگیهای شخصیتی و هوش هیجانی با سلام روان افراد مبتلا به فنیل کتونوریای تحت درمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مطالعه روابط میان ویژگیهای شخصیتی و هوش هیجانی با سلامت عمومی روان شناختی در بیماران مبتلا به فنیل کتونوریای ساکن شهر تهران انجام شد. در این تحقیق، همه 41 بیمار فاقد تاخیر ذهنی و معلولیت حرکتی 15 سال به بالای مبتلا به فنیل کتونوریا که در تهران سکونت داشتند مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه مشخصات فردی، شکل کوتاه پرسشنامه پنج عاملی BFI (که دارای 44 ماده است)، پرسشنامه هوش هیجانی بار-اَن و فرم 28 ماده ای پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ بود. از آنجا که طرح پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود، داده ها به کمک نرم افزار SPSS ویراست 13 مورد پردازش قرار گرفتند و ضرایب همبستگی پیرسونی محاسبه و تحلیل رگرسیون چندمتغیری خطی نیز اجرا شد. نتایج نشان داد که هوش هیجانی با برون گرایی، گشودگی، سازگاری و وظیفه شناسی همبستگی مثبت و با روان آزردگی گرایی همبستگی منفی دارد. سلامت روان شناختی نیز با برون گرایی، گشودگی و سازگاری رابطه مثبت و با روان آزردگی گرایی رابطه منفی داشت و میان وظیفه شناسی با سلامت عمومی روان شناختی رابطه ای پیدا نشد. به علاوه، برون گرایی و سازگاری دو متغیر شخصیتی بودند که توانایی پیش بینی نمرات هوش هیجانی را داشتند. روان آزردگی گرایی نیز می توانست سلامت عمومی روان شناختی را پیش بینی کند. در نهایت، هوش هیجانی هم توانست سلامت عمومی را پیش بینی کند. تحلیل واریانس نیز نشان داد که تحصیلات والدین بر سلامت روانی آزمودنیها تاثیری ندارد. نتیجه گیری: به نظر می رسد از میان ویژگیهای شخصیتی تنها برون گرایی و سازگاری با هوش هیجانی و سلامت روان شناختی رابطه قوی تری داشتند و روان آزردگی گرایی نیز رابطه منفی نیرومندتری با سلامت روانی در مبتلایان به فنیل کتونوریای ساکن تهران دارد.
اثر بخشی آموزش مهارت های ارتباطی بر تحول بلوغ عاطفی دانشجویان دختر در آستانه ی ازدواج(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شایعترین مشکل مطرح توسط زوجهای ناراضی، عدم موفقیت در برقراری ارتباط است. یکی از مهمترین عوامل موفقیت در زندگی زناشویی، رشد و بلوغ عاطفی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان اثربخشی آموزش مهارتهای ارتباطی بر تحول بلوغ عاطفی دانشجویان دختر در آستانهی ازدواج بوده است.
روشکار: پژوهش حاضر یک کارآزمایی بالینی با طرح پیشآزمون و
پسآزمون با گروه شاهد است. جامعهی پژوهش شامل تمام دانشجویان دختر در آستانهی ازدواج (نامزد و عقدکرده) دانشگاههای شهر ابرکوه در سال تحصیلی 90-1389 بودند. در این مطالعه روش نمونهگیری به شکل تصادفی بود. به این ترتیب که از میان دانشجویان 26-21 ساله در آستانهی ازدواج، آزمون بلوغ عاطفی گرفته شد و سپس از میان کسانی که در این آزمون نمرهای بین 89-106 (نشاندهندهی بیثبات بودن از لحاظ عاطفی) کسب نمودند، به شکل تصادفی 30 نفر انتخاب و در دو گروه آزمون و شاهد به شکل تصادفی جایگزین شدند. سپس گروه آزمون در 10 جلسهی90 دقیقهای در برنامهی آموزش مهارتهای ارتباطی شرکت کردند. ابزار مورد استفاده، مقیاس بلوغ عاطفی (EMS) بود. پس از اجرای آموزش از گروههای شاهد و آزمون، پسآزمون به عمل آمد. دادهها توسط آمارههای توصیفی و آزمون تی مستقل، تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد، آموزش مهارتهای ارتباطی بر بلوغ عاطفی دانشجویان موثر بوده است (001/0=P).
نتیجهگیری: با توجه به اهمیت مهارتهای ارتباطی و بلوغ عاطفی در ازدواج جوانان، برگزاری دورههای آموزشی برای جوانان به منظور آگاهی بهتر نحوهی ارتباط با دیگران به خصوص قبل از ازدواج، میتواند مفید باشد.
تاثیر آموزش مهارت های زندگی بررضایت از زندگی دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر رضایت از زندگی دانش آموزان دبیرستانی شهر مشهد انجام شده است. جامعه آماری دانش آموزان دختر ناحیه دو آموزش و پرورش شهر مشهد بوده اند. از این جامعه به روش نمونه گیری در دسترس یکی از دبیرستان ها به دلیل جمعیت زیاد و پراکندگی مشکلات رفتاری انتخاب و 24 دانش آموز از بین 60 نفر داوطلب گذراندن دوره آموزشی که ویژگی های جمعیت شناختی تقریباً یکسانی داشتند، برگزیده و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. در این پژوهش از طرح آزمایشی پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. ابزارهای پژوهش دو پرسشنامه سنجش مهارت های زندگی و رضایت از زندگی بودند. نتایج نشان داد آموزش مهارت های زندگی موجب افزایش رضایت از زندگی آزمودنی در گروه آزمایش شده است.
بررسی جامعه شناختی نقش عوامل اجتماعی ، رضایت اجتماعی و عزت نفس بر موفقیت تحصیلی
حوزههای تخصصی:
موضوع این تحقیق بررسی آزمون تأثیر عوامل اجتماعی ، رضایت اجتماعی و عزت نفس بر پیشرفت تحصیلی است . به این صورت که با بررسی مدل های نظری فرضی و تحقیقات انجام شده ، سعی در ارائه مدل نظری مبتنی بر متغیرهای تعدیل کننده یعنی جنسیت ، طبقه اجتماعی و نوع مدرسه ومتغیرهای مستقل( عزت نفس و رضایت اجتماعی ) دارد. ابزار تحقیق ، پرسشنامه عزت نفس پُوپ ومقیاس رضایت اجتماعی محقق ساخته است که میزان روایی و پایایی آنها معنادار و قابل قبول است.
گروه نمونه این پژوهش را تعداد 200 دانش آموزدختر و پسر پایه دوم دبیرستان های دولتی وغیرانتفاعی شهر شهرضا تشکیل می دهند. روشهای آماری پژوهش شامل آمارهای توصیفی، آماره آزمون t، تحلیل همبستگی، تحلیل عاملی، تحلیل ممیزی، تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر می باشد. داده های تحقیق توسط برنامه کامپیوتری spss در محیط windows کدبندی و استخراج شد و با توجه به انواع تحلیل های یک متغیره ، دومتغیره و چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت .
نتایج پژوهش نشان می دهدکه هرکدام ازپنج متغیرمستقل(جنس، نوع مدرسه، طبقه اجتماعی، عزت نفس و رضایت اجتماعی) روابط معناداری با موفقیت تحصیلی دارند و بیشترین تغییرات موفقیت تحصیلی بامتغیرهای متغیرهای جنس و نوع مدرسه و رضایت اجتماعی قابل تبیین است . اگر چه عزت نفس رابطه معناداری با موفقیت تحصیلی داشته، و لیکن با کنترل رضایت اجتماعی ، ازمیزان رابطه فوق بسیارکاسته شده است.
بررسی ارتباط بین رضایت شغلی معلمان با تعهد سازمانی آنان در مدارس راهنمایی گالیکش(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به دو نگرش اصلی نیروی انسانی یعنی رضایت شغلی و تعهد سازمانی پرداخته است. هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطهی بین رضایت شغلی و تعهد سازمانی میباشد. روش مورد استفاده در این تحقیق، روش زمینهیابی-همبستگی میباشد، جامعه آماری آن، معلمان مدارس راهنمایی بخش گالیکش و روش نمونه گیری آن، تصادفی منظم طبقه ای میباشد. برای گرد آوری اطلاعات از پرسشنامهی شاخص توصیفی شغل (JDI)، پرسشنامه تعهد سازمانی (OCQ) و همینطورپنج سؤال راجع به مشخصات فردی استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی (میانگین، جداول توزیع فراوانی، ....) و آمار استنباطی (محاسبات همبستگی پیرسون، آمار تحلیل واریانس یکطرفه، محاسبات رگرسیون و ...) استفاده گردیده است. در پایان تحقیق نشان میدهد که: 1- میانگین رضایت شغلی در کل نمونه تحت بررسی 62/3 (رضایت شغلی بالا) میباشد. 2- بین رضایت شغلی معلمان با تعهد سازمانی آنان رابطه وجود دارد. 3- بین جنبه های مختلف رضایت شغلی معلمان با تعهد سازمانی آنها رابطه وجود دارد. 4- بین میزان رضایت شغلی و جنسیت رابطه معناداری وجود دارد. 5- بین میزان تعهد سازمانی و جنسیت رابطه معناداری وجود ندارد. 6- بین میزان رضایت شغلی و تعهد سازمانی با وضعیت تأهل، وضعیت استخدامی و سابقهی خدمت رابطه معناداری وجود ندارد.
استخراج دانش مفهومی از مغز با استفاده از الگوهای زبانی و معنایی
حوزههای تخصصی:
امروزه هستان شناسی ها که پایگاه های دانش مفهومی هستند، در سیستم های اطلاعاتی کاربرد بسیاری دارند. ساخت انواع هستان شناسی برای انواع قلمروها و کاربردها، فرآیندی پرهزینه و زمان بر است. خودکارسازی این فرآیند، گامی در جهت رفع گلوگاه کسب دانش در سیستم های اطلاعاتی و کاهش هزینه ساخت آنهاست. در این مقاله، ابتدا مروری بر روش های استخراج دانش مفهومی و ساخت هستان شناسی داریم و سپس برای کشف روابط میان مفاهیم، از روی متون زبان طبیعی، به بررسی روش های مبتنی بر الگو خواهیم پرداخت. در ادامه، برای استخراج دانش مفهومی از متون زبان فارسی، برخی الگوهای زبانی و معنایی را معرفی می کنیم. این الگوها عمومی و مستقل از دامنه و کاربرد می باشند و در سطح جمله عمل می کنند. آنها جهت استخراج روابط طبقه ای و غیر طبقه ای و اصول بدیهی، از عبارات و جملات فارسی به کار می روند. از جمله روابط استخراج شده از طریق این الگوها، می توان به روابط شمول معنایی، جز ـ کل، ویژگی ـ مقدار، هم مرجعی و … اشاره نمود. در این مقاله، ضمن معرفی الگوهای استخراج روابط مفهومی، در هر مورد مثال هایی از روابط قابل استخراج ارایه خواهد شد.
بررسی نقش دلبستگی دوران کودکی، دلبستگی به خدا و سبکهای اسنادی بر اضطراب اجتماعی دانشجویان شهر بیرجند(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی نقش دلبستگی به والد، دلبستگی به خدا و سبکهای اسنادی بر اضطراب اجتماعی دانشجویان شهر بیرجند است. از میان جامعه آماری، 700 دانشجو به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تصادفی از بین دانشجویان دانشگاه پیام نور و دانشگاه آزاد شهر بیرجند انتخاب شده اند. پرسش نامه های دلبستگی به والد (هازن و شیور، 1986م)، دلبستگی به خدا، سبکهای اسنادی (ASQ) و اضطراب اجتماعی (SD) تکمیل و از طریق تحلیل مسیر بررسی شده است. نتایج نشان میدهد که سبک اسنادی شکست، و دلبستگی ناایمن به پدر به طور مستقیم اضطراب اجتماعی را پیش بینی میکنند. همچنین دلبستگی دوران کودکی از طریق دلبستگی به خدا و اسناد موفقیت بر افزایش یا کاهش اضطراب اجتماعی، مسیرهای معناداری نشان میدهد. بر اساس یافته های این پژوهش، میتوان گفت: دلبستگی ایمن دوران کودکی، سبکهای اسنادی مثبت و دلبستگی ایمن به خدا در کاهش اضطراب اجتماعی مؤثر هستند.
رابطه بین سبک های دلبستگی و نگرانی های مربوط به وزن در دختران نوجوان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
" مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین سبکهای دلبستگی و نگرانیهای مربوط به وزن در دختران نوجوان انجام شد.
روش: این مطالعه توصیفی- همبستگی روی نمونه 322نفری از دانشآموزان ریاضی، علوم تجربی و علوم انسانی مقاطع اول، دوم و سوم دبیرستانهای شیراز که با روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند، انجام گرفت. پس از بررسی مقدماتی و تعیین قابلیت اعتماد و اعتبار ابزارها، اجرای اصلی بهترتیب با استفاده از پرسشنامههای ویژگیهای فردی آزمودنی، دلبستگی بزرگسالان هازان و شیور؛ نسخه جدید (1993)، پرسشنامه نگرانیهای مربوط به وزن کیلن، پرسشنامه افسردگی بک و نیز اندازهگیری قد و وزن برای بهدست آوردن شاخص توده بدنی صورت گرفت. برای تحلیل دادههای پژوهش از تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی شفه استفاده شد.
یافتهها: دختران داری سبک دلبستگی ناایمن (اجتنابی و اضطرابی/دوسوگرا) در مقایسه با دختران داری سبک دلبستگی ایمن، نگرانی مربوط به وزن بیشتری داشتند. بین میانگین نمرات نگرانی مربوط به وزن افراد داری سبک دلبستگی اضطرابی/دوسوگرا و اجتنابی تفاوت معنیدار وجود نداشت. تعامل سبک دلبستگی و شاخص توده بدنی بر میزان نگرانی مربوط به وزن اثر معنیداری نداشت.
نتیجهگیری: شناخت سبکهای دلبستگی میتواند بهعنوان متغیر مهمی برای پیشبینی نگرانی مربوط به وزن و از سویی آسیبپذیری نسبت به اختلالات تغذیه نقش مهمی ایفا کند."
اثربخشی مدیریت استرس به روش شناختی- رفتاری بر کاهش اضطراب، استرس و افسردگی زنان سرپرست خانوار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مدیریت استرس به روش شناختی- رفتاری بر اضطراب، استرس و افسردگی زنان سرپرست خانوار کمیته امداد امام خمینی طراحی شده است.
مواد و روش ها: تعداد 40 نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه شاهد و آزمایش قرار گرفتند. با استفاده از یک طرح آزمایشی پیش آزمون- پس آزمون با گروه شاهد، گروه آزمایش طی 10 جلسه تحت آموزش مدیریت استرس به روش شناختی- رفتاری قرار گرفت، در حالی که در این مدت گروه شاهد مداخله ای را دریافت نکرد. هر دو گروه در پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از مقیاس اضطراب، استرس و افسردگی مورد ارزیابی قرار گرفتند و نتایج با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چند متغیره تحلیل شد.
یافته ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس یک متغیره نشان داد که بین دو گروه در پیش آزمون تفاوت معنی دار وجود ندارد، اما آموزش مدیریت استرس به روش شناختی- رفتاری در گروه آزمایش، نمرات اضطراب، استرس و افسردگی را به طور معنی داری کاهش داد.
بحث و نتیجه گیری: برنامه آموزش مدیریت استرس به روش شناختی- رفتاری می تواند جزء برنامه های مداخلاتی در سطوح جمعیت عمومی و گروه های هدف خود معرف یا تحت پوشش درمانی کمیته امداد امام خمینی قرار گیرد و از طریق کاهش اضطراب، استرس و افسردگی مشکلات این قشر آسیب پذیر را تخفیف دهد.
راهکارهای مقابله با گرایش به مصرف موادمخدر
حوزههای تخصصی:
اعتیاد یک مشکل جهانی است که تقریباً بیشتر کشورهای جهان با آن روبرو هستند. علاوه بر هزینه های مراقبت های بهداشتی و عدم بهره وری منابع انسانی، میلیاردها دلار هزینه اعتیاد به مواد مخدر است. اقدامات درمانی در بسیاری از موارد به نتایج مثبت منجر نمی شود. از این رو، اهمیت تلاش های پیشگیرانه و مقابله یا تمایل به استفاده از آن یک اقدام غیرقابل انکار است. مقاله حاضر با هدف مرور نظری و پژوهشی بر راهکارهای مقابله با گرایش به مصرف موادمخدر انجام شد. بر این اساس راهکارهای مقابله ای در حوزه مقابله با گرایش به مصرف موادمخدر با استفاده از مبانی نظری و عملی مرور شد. روش مطالعه حاضر، تحلیلی- توصیفی و با استفاده از تحقیقات، کتب، اسناد و منابع کتابخانه ای مرتبط بود. در مجموع با توجه به نتایج پژوهش های انجام شده،
اثر بخشی آموزش مهارت های ارتباطی بر افزایش سازگاری زناشویی همسران معتادان و پیشگیری از بازگشت معتادان مرد در شهر اصفهان
حوزههای تخصصی:
طرح مساله: این پژوهش به اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی، با رویکرد شناختی- رفتاری ، بر میزان سازگاری زناشویی همسران معتادان و پیشگیری از عود معتادان می پردازد.
روش: بررسی حاضر، یک پژوهشی شبه تجربی است که با دو گروه آزمایش و کنترل انجام شده و ضمن استفاده از متغیر آزمایشی (آموزش های مهارت های ارتباطی به مدت 8 جلسه)، از پیش آزمون و پس آزمون 1 و پس آزمون 2، به فاصله 2 ماه استفاده شده است. نمونه مورد نظر پژوهش با استفاده از نمونه گیری در دسترس، از میان همسران معتادان مرد انتخاب شد که در حال اتمام مراحل ترک خود بوده، در مقطع زمانی 4 ماه (از فروردین تا تیرماه 1386)، به مرکز ترک اعتیاد بهزیستی اصفهان مراجعه کرده و نمرات سازگاری زناشویی آنها زیر حد میانگین بوده است. (1 انحراف استاندارد زیر میانگین). برای تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده در این پژوهش نیز از روش تحلیل واریانس با اندازه های مکرر و آزمون معناداری (خی دو) استفاده شد. ابزار پژوهش، مقیاس سازگاری زناشویی اسپانیر (1979)، با چهار مؤلفه (رضایت زناشویی، همبستگی دونفری، توافق دو نفری و ابراز محبت زناشویی) بوده است و برای سنجش بازگشت به مصرف معتادان از «تست آزمایشگاهی تشخیص سریع» ، استفاده شد.
یافته ها: نتایج به دست آمده، حاکی از آن است که آموزش مهارت های ارتباطی، در سازگاری کلی، تاثیر مثبت داشته، همچنین آموزش مهارت های ارتباطی بر مؤلفه های توافق دو نفری و ابراز محبت، تاثیر مثبت نشان داد و به افزایش هر یک از شاخص های یاد شده منجر شد، اما در مؤلفه های رضایت زناشویی و همبستگی دو نفری تاثیر مثبتی مشاهده نشد. همچنین در پیشگیری از بازگشت معتادان مرد نیز تعداد بازگشت به مصرف در گروه کنترل، بیشتر از گروه آزمایش بود ولی از لحاظ آماری معنادار نبود.
نتایج: در کل، نتایج حاصل از این بررسی نشان می دهد که آموزش مهارت های ارتباطی، با رویکرد شناختی- رفتاری، بر سازگاری زناشویی همسران معتادان مرد مؤثر است.
فرهنگ پذیری خانواده، مشکلات رفتاری، و مهارتهای اجتماعی در گروهی از کودکان مهاجر ایرانی در تورنتو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی رابطه میزان فرهنگپذیری والدین بهخصوص مادران ایرانی است که به شهر تورونتو کانادا مهاجرت کردهاند و سلامت کودکان آنها از نقطهنظر مشکلات رفتاری و مهارتهای اجتماعی. برای این منظور ابتدا مقیاس فرهنگپذیری ویژه ایرانیان مقیم کانادا فراهم آمد و روایی و پایایی آن با استفاده از یک گروه 119 نفری از ایرانیان مهاجر در تورونتو و با بهکارگیری چند روش محاسبه گردید. نتایج این بررسیها نشانگر روایی و پایایی مطلوب مقیاس در چهار حیطه فرهنگپذیری مشتمل بر هویت قومی, زبان, ارزشهای خانوادگی، و رسانههای قومی بود. پنجاه مادر مهاجر ایرانی در این بررسی شرکت کرده و پس از تکمیل پرسشنامه فـرهنگپذیری, مقیـاس مهارتهای اجتماعـی (گرشام و الیوت,1990) را بـرای 86 فـرزنـد دبـسـتانـی تـکمیل کـردند. نتایج حاصل از این بـررسی نشانگر رابطه معنادار بین میـزان فـرهنگپـذیـری مادران و مـهارت اجتماعی فرزندان بـود اما مـشـکلات رفـتـاری کودکان با میزان فرهنگپذیری مادران رابطه معنادار نداشت.
مقیاس مشکلات بین شخصی: پرسشنامه، روش اجرا و نمره گذاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی: