فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۵۲۱ تا ۷٬۵۴۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی و مقایسه اثربخشی گروه درمانگری مبتنی بر اصلاح سبک زندگی و گروه درمانگری شناختی بر کاهش شاخص توده بدنی (BMI) و بهبود کیفیت زندگی در زنان دارای اضافه وزن صورت گرفته است.
روش: بدین منظور از میان زنان داوطلب، 26 نفر براساس معیارهای ورود- خروج انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه جایگزین شدند (گروهدرمانگری با اصلاح سبک زندگی و گروه درمانگری شناختی). آزمودنیهای دو گروه قبل از مداخله و پایان ماههای چهارم و هفتم به گویههای پرسشنامه کیفیت زندگی و بهزیستی مرتبط با چاقی پاسخ دادند و BMI آنها نیز محاسبه شد. دادههای جمعآوری شده با استفاده از نسخه شانزدهم نرمافزار آماری SPSS و با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: هر دو مداخله اصلاح سبک زندگی و شناختی به کاهش BMI و بهبود کیفیت زندگی و بهزیستی مرتبط با چاقی میانجامند (05/0>P). اما دو مداخله در اصلاح متغیرهای پژوهش تفاوت معناداری با هم نداشتند (05/0<P).
نتیجهگیری: نتیجهگیری کلی این است که دو مداخله با اصلاح باورهای مخرب و رفتارهای نارساکنشور افراد درباره غذا خوردن به بهبود کنشوری جسمی و کاهش ناراحتی بدنی همراه با اصلاح شاخصهای اضافه وزن منجر میشوند.
اثر تعارض کار-خانواده و غنی سازی کار-خانواده بر قصد ترک شغل و بهزیستی روان شناختی: نقش واسطه ای تعادل کار-زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی اثر تعارض کار-خانواده و غنی سازی کار-خانواده بر قصد ترک شغل و بهزیستی روان شناختی با توجه به نقش واسطه ای تعادل کار-زندگی بود. نمونه این پژوهش شامل 363 نفر(222 مرد و 141 زن) از کارکنان شرکت ملی حفاری ایران است که به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. برای سنجش متغییرهای مورد مطالعه از پرسش نامه های تعارض کار-خانواده، غنی سازی کار-خانواده، تعادل کار-زندگی، قصد ترک شغل و برای سنجش متغییر بهزیستی روان شناختی از پرسش نامه های خشنودی شغلی، خشنودی خانوادگی و سلامت روان استفاده شد. ارزیابی الگوی پیشنهادی از روش الگویابی معادلات ساختاری (SEM) و با استفاده از نرم افزار SPSS ویراست 22 و AMOS ویراست 22 انجام گرفته است. برای آزمودن فرضیه های واسطه ای در الگوی پیشنهادی از روش بوت استراپ در برنامه ماکرو پریچر و هیز [1](2008) استفاده شد. یافته ها نشان دادند که الگوی پیشنهادی از برازش نسبتاً خوبی با داده ها برخوردار است. برازش بهتر از راه همبسته کردن خطاهای دو مسیر بدست آمد. هم چنین، 12 فرضیه (مستقیم و غیر مستقیم) مورد تایید قرار گرفتند. [1] -Macro Preacher & Hayes
بررسی ارتباط مولفه های رفتاری مدیران آموزشی با اثربخشی دبیرستانهای شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
بررسی کیفیت زندگی بیماران اسکیزوفرنیک مزمن
حوزههای تخصصی:
بررسی میزان و نوع کاربرد تلفن همراه توسط دانش آموزان مدارس متوسطه نظری استان مازندران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
This study aimed at the frequency and type of using cell-phone by high school students. The research method used was a descriptive-survey one. The statistical society included all the high school students in Mazandran in 2010-11 academic year. The sample was chosen through multi-stage stratified random sampling method and 383 subjects were selected based on Kerjecie and Morgan's Table. A researcher- made questionnaire was used for collecting data. The content validity of the questionnaire was confirmed by related experts and its reliability was calculated through Cronbach Alpha by SPSS software 0/80. Two statistical methods were use in analyzing the gathered data, namely, descriptive statistics including: frequency, standard deviation and mean along with inferential statistics including: independent t test. The results showed that majority of the students had a cell-phone and consider it as a necessary tool. The girls were reported to use cell-phone and its tools more than the boy students. However, boy students used it more than girls for educational and learning purposes. There was no significant difference between boys and girls in using cell-phone for the sake of fun and social interactions.
نقش قصه در تربیت کودک
منبع:
تربیت ۱۳۷۴ شماره ۱۰۲
اضطراب کتابخانه ای در میان دانشجویان دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه شیراز برمبنای ویژگی های زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: همبستگی میان ویژگی های زمینه ای مانند جنسیت، رشته و ترم تحصیلی و میزان اضطراب کتابخانه ای دانشجویان کارشناسی ارشد دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه شیراز در ابعاد هشت گانه اضطراب کتابخانه ای (دسترسی به منابع، دسترسی به خدمات، فرایند جست وجوی اطلاعات، تجهیزات مکانیکی، استفاده از کتابخانه، سواد کتابخانه ای، کارکنان کتابخانه و ساختمان کتابخانه) بررسی شده است. روش/ رویکرد پژوهش: نسخه اصلاح شده مقیاس اضطراب کتابخانه ای چندبُعدی ون کمپن را 123 دانشجو برای این مطالعه پیمایشی تکمیل کرده اند. یافته ها: 79 درصد از پاسخ گویان سطوح متوسط و بالای اضطراب را تجربه می کنند. دانشجویان کتابداری و اطلاع رسانی کمترین، و دانشجویان رشته های کودکان استثنایی و تربیت بدنی بیشترین میزان اضطراب را در اکثر ابعاد نشان داده اند. اضطراب کتابخانه ای مردان در تمامی ابعاد آن بالاتر از زنان بود. بیشترین میزان اضطراب کتابخانه ای را دانشجویان ترم دوم و کمترین میزان اضطراب را دانشجویان ترم سوم نشان داده اند. در ابعاد هشت گانه اضطراب کتابخانه ای، اضطراب دسترسی به خدمات بیشترین، و اضطراب همکاری کارکنان کتابخانه کمترین میانگین را نشان داده است. نتیجه گیری: اضطراب کتابخانه ای عارضه ای جدّی در میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه شیراز است.
بررسی پایایی و روایی پرسشنامه ارزیابی نوآوری سازمانی آمید و همکاران (2002)(مقاله علمی وزارت علوم)
بررسی اثربخشی آموزش تفکر انتقادی بر نگرش کلی دانش آموزان نسبت به سوءمصرف مواد مخدر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی میزان اثربخشی آموزش مهارت تفکر انتقادی بر تغییر نگرش کلی نسبت به موادمخدر و سنجش میزان پایداری آن در دانش آموزان پسر دبیرستان های شهر یزد طراحی و اجرا شد. روش پژوهش در دو سـطح توصیفی - تحلیلی و نیمه تـجربی بود. 40 دانش آموز دبیرستانی به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. سپس از بین دانش آموزان گروه نمونه، نیمی از دانش آموزان برنامه ی آموزشی مهارت تفکر انتـقادی دریافت نمودنـد. میزان اثربـخشی بـرنامه ی آموزشی با مقیاس «نگرش نسبت به سوء مصرف مواد» ارزیابی شد. داده های پژوهش به کمک آزمون تحلیل کوواریانس و آزمون t زوجی تحلیل گردیدند. یافته های این مطالعه نشان داد که برنامه ی آموزشی مهارت تفکر انتقادی، موجب تقویت نگرش منفی نسبت به سوء مصرف مواد می شود. همچنین نتایج نشان داد که اثر بخشی این برنامه ی آموزشی به مدت سه ماه پایدار است. نتایج تحقیق حاضر در اثربـخشی برنامـه ی آموزشی مهارت تفکر انتقادی در تـغییر نـگرش دانشجویان نسبت به سوء مصرف مواد با نتایج تحقیقات پیشین همسو می باشد و اجرای این برنامه آموزشی به منظور پیشگیری از سوء مصرف مواد در دانش آموزان توصیه می گردد.
آموزشی و رفتاری - دارویی در ترک سیگار با کنترل سن، مدت زمان مصرف و هیجان خواهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر از دو بخش همه گیرشناسی و ترک سیگار تشکیل شده است. ابتدا میزان شیوع استعمال سیگار در کارکنان ادارات دولتی بررسی شد و سپس اثربخشی چند روش ترک سیگار مورد مقایسه و ارزیابی قرار گرفتند. روش تحقیق مرحله اول، میدانی و مرحله دوم، آزمایشی میدانی بود. جمعیت پژوهشی، کارکنان ادارات و سازمانهای غیر صنعتی دولتی شهر اهواز بود. در این پژوهش از دو نمونه همه گیرشناسی و نمونه ترک استفاده شده است. نمونه همه گیر شناسی شامل 1334 نفر(1089 مرد و 245 زن) بود که بین 26 اداره دولتی به طور تصادفی انتخاب شدند. نمونه دوم شامل135 آزمودنی بود که از بین داوطلبان ترک سیگار، انتخاب و به طور تصادفی در یکی از 5 گروه آزمایشی و گواه گمارده شدند. این گروهها عبارتند از: 1) رفتاری 2) رفتاری - آموزشی 3) رفتاری - دارویی 4) دارونما و 5) فهرست انتظار. در این تحقیق سه متغیر سن - سالهای مصرف سیگار و هیجان خواهی کنترل شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل یک پرسشنامه حاوی سوالات همه گیرشناسی و مقیاس هیجان خواهی آرنت (1994) بودند. آزمودنیها در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یکماهه، ازلحاظ تعداد مصرف روزانه سیگار مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج مرحله همه گیرشناسی نشان داد که 23% کارکنان مرد و 2/1% کارکنان زن به طور متوسط روزی 9 نخ سیگار مصرف می کنند و میانگین سن شروع مصرف سیگار 9/20 سالگی است. نتایج مرحله ترک نشان داد که روش رفتاری تاثیر معنی داری در ترک سیگار نداشت، ولی روشهای - آموزشی و رفتاری - دارویی تقریبا به یک اندازه باعث ترک سیگار شدند. متغیرهای سن، سالهای مصرف و هیجان خواهی نقش تعیین کننده ای در کاهش مصرف سیگار نداشتند.
مقایسه سرمایه روانشناختی و باورهای فراشناختی بین دانشجویان مصرف کننده مواد و دانشجویان عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه سرمایه روانشناختی و باورهای فراشناختی بین دانشجویان مصرف کننده مواد و دانشجویان عادی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز بود. روش : پژوهش حاضر از نوع علی-مقایسه ای بود. جامعه آماری دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز در سال تحصیلی 93-1392 بودند که از این جامعه، 50 نفر از دانشجویان مصرف کننده مواد و 50 نفر از دانشجویان عادی به ترتیب با بهره گیری از دو روش نمونه گیری در دسترش و نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های سرمایه روانشناختی لوتانز و باورهای فراشناختی ولز و کارت هایت هاتون استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین دانشجویان مصرف کننده مواد و دانشجویان عادی در سرمایه روانشناختی و باورهای فراشناختی تفاوت معناداری وجود دارد. به این معنی که دانشجویان مصرف کننده مواد از سرمایه روانشناختی پایین و باورهای فراشناختی مختل برخوردارند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده با افزایش سرمایه روانشناختی و نیز با به کارگیری برنامه های مربوط به باورهای فراشناختی مختل می توان گرایش به مصرف مواد را در دانشجویان کاهش داد.