فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۸۸۱ تا ۵٬۹۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
شیوع اختلالهای رفتاری در دانش آموزان دوره ابتدایی استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به منظور بررسی میزان شیوع اختلالهای رفتاری در دانش آموزان دوره ابتدایی استان فارس انجام شده است. روش: این تحقیق بر روی نمونه ای به حجم 1445 نفر صورت گرفت. از این تعداد 749 نفر دانش آموز پسر، 696 نفر دانش آموز دختر، 613 دانش آموز روستایی و 832 دانش آموز شهری بودند که به روش طبقه ای و خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند.از پرسشنامه علایم مرضی کودکان (CSI-4) به منظور شناسایی اختلالهای رفتاری در دانش آموزان و نیز یک پرسشنامه عوامل جمعیت شناختی استفاده شد. برای توصیف داده ها از روشهای آمار توصیفی مانند فراوانی و درصد و برای پاسخ گویی به سوالات و فرضیات پژوهش از آزمون خی دو استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که 22.4 درصد دانش آموزان مبتلا به اختلالهای رفتاری هستند. میزان شیوع اختلالهای رفتاری در دانش آموزان پسر بیشتر از دانش آموزان دختر و در دانش آموزان شهری بیشتر از دانش آموزان روستایی بود. علاوه بر این، میزان شیوع اختلالهای رفتاری در دانش آموزان پایه سوم بیشترین و در دانش آموزان پایه پنجم کمترین بود. در این پژوهش مشخص شد که رابطه معناداری میان اختلالهای رفتاری و جنسیت، شهری و روستایی بودن، تحصیلات مادر و شغل پدر وجود دارد. قابل ذکر است که در این مطالعه بین تحصیلات پدر،شغل مادر،فوت والدین وطلاق والدین با اختلالهای رفتاری رابطه معناداری به دست نیامد. نتیجه گیری: شیوع اختلالهای رفتاری در بین کودکان و نوجوانان نسبتا بالاست و از آنجایی که اختلالهای رفتاری بر عملکرد تحصیلی، اجتماعی و حرفه ای کودکان و نوجوانان به طور چشمگیری تاثیر منفی می گذارد و احتمال ابتلا به بیماریهای روانی در دوره بزرگسالی را افزایش می دهند؛ بنابراین، ضروری است که مسوولین و دست اندرکاران امر تعلیم و تربیت مساله اختلالهای رفتاری کودکان را مورد توجه ویژه قرار دهند.
رابطة حرمت خود بر همدلی نوجوانان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به منظور بررسی رابطة سطح حرمت خود با همدلی دانش آموزان مقطع سوم دوره راهنمایی و با استفاده از روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق را دانش آموزان مقطع سوم راهنمایی بخش روزانه شهر قم از هر دو جنس (مذکر و مؤنث) تشکیل میدهند. از تمام جامعه آماری، تعداد 220 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده است. شایان توجه است که در این تحقیق، از نمونه گیری تصادفی طبقه ای استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که: رابطة معناداری بین متغیرهای حرمت خود و همدلی، وجود ندارد، اما متغیر حرمت خود و زیرمقیاس هایش، رابطة منفی و معناداری با زیرمقیاس اندوه شخصی و رابطه مثبت و معناداری با زیرمقیاس دیدگاه پذیری دارند. این پژوهش نشان میدهد که جنسیت، با میزان همدلی رابطه داشته و میزان همدلی دختران بیش از پسران است.
نقص توجه در اختلال وسواس- بی اختیاری: تعیین واژه های فارسی مرتبط با وسواس و سوگیری توجه به آن ها(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سوگیری توجه به تخصیص افتراقی توجه به سوی محرک تهدید کننده نسبت به محرک خنثی اشاره دارد. هدف از مطالعه حاضر تعیین واژه های فارسی مرتبط با وسواس و مقایسه سوگیری توجه در افراد مبتلا به اختلال وسواس- بی اختیاری و همتایان عادی آن ها بود.
مواد و روش ها: طرح تحقیق پژوهش حاضر از نوع مورد- شاهد بوده، که در آن 46 بیمار مبتلا به اختلال وسواس- بی اختیاری با 46 فرد سالم با دامنه سنی 19 تا 41 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابتدا 265 واژه مبتنی بر ادبیات پژوهشی مربوط به اختلال وسواس- بی اختیاری انتخاب شد و سپس توسط 30 بیمار مبتلا به وسواس- بی اختیاری بر اساس بار تهدیدکنندگی، از صفر تا 10 درجه بندی شد. سپس 40 واژه دارای بیش ترین نمره، برای گنجاندن در تکلیف Stroop هیجانی انتخاب شد. زمان واکنش و همچنین تعداد پاسخ های درست و غلط در آزمون Stroop هیجانی با استفاده از آزمون t مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: دو گروه در زمان واکنش، تفاوت معنی دار داشتند (05/0 < P). همچنین تعداد پاسخ های درست در گروه افراد سالم به طور معنی داری بیشتر از گروه بیمار بود (01/0 < P).
نتیجه گیری: نتایج حاکی از نقصان در کارکردهای توجهی بیماران مبتلا به اختلال وسواس- بی اختیاری نسبت به واژه های مرتبط با وسواس بود. تعیین واژه های فارسی مرتبط با وسواس امکان انجام پژوهش های کنترل شده تر را فراهم آورده، می تواند زمینه ساز به وجود آمدن آزمون های عصب شناختی و تشخیصی کارآمد در حوزه اختلال وسواس- بی اختیاری باشد.
بررسی کارآیی مصاحبه انگیزشی بر تغییر سبک زندگی معتادین زن در حال بهبود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مصاحبه انگیزشی بر تغییر سبک زندگی زنان معتاد ساکن در مرکز ترک اعتیاد انجام شد. روش: پژوهش حاضر مطالعه ای شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه است که بر روی 32 نفر از زنان معتادی که به مرکز بازتوانی و ترک مراجعه کرده بودند اجرا شد. افراد با توجه به ملاک های ورود و خروج انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. هشت جلسه مصاحبه انگیزشی گروهی، به همراه برنامه تغییر سبک زندگی به گروه آزمایش ارائه شد. ابزار اندازه گیری پرسشنامه سبک زندگی بود.یافته ها: مداخله موجب شد میانگین نمرات سبک زندگی در گروه آزمایش بیشتر از گروه گواه باشد. نتیجه گیری: از یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که افزودن مصاحبه انگیزشی به برنامه های آموزش تغییر سبک زندگی، روشی مؤثر درجهت تغییر رفتارهای اعتیادی و به تبع آن بهبود سبک زندگی است.
آلکسی تیمیا و سبک های ابزار هیجان در خرده فرهنگ های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه الکسی تیمیا و سه سبک ابزار هیجان شامل ابرازگری هیجانی، کنترل هیجانی و دوسوگرایی در ابرازگرای هیجانی در دانشجویان چهار خرده فرهنگ ایرانی (کرد، ترک، لر و فارس) است. گروه نمونه شامل 200 دانشجوی کارشناسی (50 دانشجوی کرد، 50 دانشجوی ترک، 50 دانشجوی لر و 50 دانشجوی فارس) بود که به شیوه نمونه گیری در دسترس از میان دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران انتخاب شدند. به منظور بررسی آلکسی تیمیا از مقیاس آلکسی تیمیای تورنتو و به منظور بررسی سبک های ابزار هیجان از پرسشنامه های ابرازگری هیجانی، کنترل هیجانی و دوسوگرایی در ابزارگری هیجانی استفاده شد. نتایج نشان داد از لحاظ آلکسی تیمیا و سه سبک ابراز هیجان تفاوت معناداری میان دانشجویان چهار خرده فرهنگ وجود ندارد. به عبارت دیگر، دانشجویان ایرانی صرف نظر از اینکه متعلق به کدام خرده فرهنگ کرد، ترک، لر یا فارس هستند در توانایی تشخیص و توصیف هیجان ها و نیز نوع سبک ابراز هیجان تفاوت ندارند.
اثر بخشی آموزش گروهی مبتنی بر تحلیل ارتباط محاوره ای بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه دانش آموزان دختر پایه اول دبیرستان شهر رشت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی اثر بخشی آموزش گروهی مبتنی بر تحلیل ارتباط محاوره ای بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه دانش آموزان دختر پایه اول دبیرستان شهر رشت است. این پژوهش تجربی بر روی 40 نفر از دانش آموزانی که در آزمون پرخاشگری (AGQ) نمره بالایی بدست آورده بودند، اجرا گردید. این نمونه از طریق گزینش تصادفی چند مرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه همتا (گروه آزمایش و گروه گواه) تقسیم شدند، پس از آن برنامه آموزش گروهی به شیوه تحلیل ارتباط محاوره ای که بر طبق مجموعه مفاهیم این نظریه تهیه شده بود ، طی 8 جلسه ی 90 دقیقه ای، هفته ای یک بار به گروه آزمایش ارائه و طی این مدت گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت ننمودند. بعد از اتمام آموزش به صورت همزمان و در شرایط یکسان آزمون AGQ (پس آزمون) بر روی دو گروه آزمایش و گواه اجرا گردید. اطلاعات مذکور با استفاده از آزمون های آماری T برای گروه مستقل و تحلیل واریانس چند متغیری مانوا (MANAOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصله نشان داد که اختلاف معنی داری بین گروه آزمایش و کنترل وجود دارد( 0001/0 > P )، به عبارت دیگر مداخله آزمایشی (آموزش گروهی مبتنی بر تحلیل ارتباط محاوره ای) موجب کاهش پرخاشگری و مولفه های آن در گروه آزمایشی در مقایسه با گروه گواه شده است
بررسی تاثیر جرات آموزی گروهی به شیوه های شناختی- رفتاری و رفتاری بر رفتار جراتمندانه دانش آموزان کم جرات پسر دبیرستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تاثیر جرات آموزی به شیوه شناختی- رفتاری در مقایسه با شیوه رفتاری بر رفتار جراتمندانه دانش آموزان پرداخت. آزمودنیها 27 دانش آموز کم جرات پسر دبیرستانی شهرستان بیرجند بودند که به وسیله آزمونهای مقیاس ترس از ارزیابی منفی و پرسشنامه جرات ورزی (درجه ناراحتی، نرخ بروز رفتار) مورد ارزیابی قرار گرفته و به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل جایگزین شدند. و تعداد 6 جلسه دو ساعته جرأت آموزی گروهی به شیوه رفتاری برای گروه آزمایش یک و تعداد 6 جلسه جرأت آموزی گروهی به شیوه شناختی- رفتاری برای گروه آزمایش 2 برگزار شد. بلافاصله پس از درمان و یک ماه پس از آن ارزیابی های مرحله دوم و مرحله سوم با استفاده از همان آزمونها انجام شد. و سرانجام با استفاده از تحلیل مانوا و آزمون پیگیری LSD با استفاده از نرم افزار کامپیوتریSPSS نتایج تحلیل شد.
کتابشناسی پایان نامه های کارشناسی ارشد دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز
بررسی عوامل زمینه ای و علل مؤثر بر طلاق: یک تحلیل اکتشافی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هفدهم زمستان (بهمن) ۱۳۹۷ شماره ۷۱
765-774
حوزههای تخصصی:
زمینه: طلاق یک پدیده اجتماعی، با پیامدهای منفی اجتماعی- اقتصادی و روانشناختی است. نرخ طلاق در سال های اخیر در بسیاری از کشورها و از جمله در کشور ما افزایش چشمگیری یافته است. بررسی علل طلاق می تواند به عنوان نخستین گام در جهت پیشگیری از این واقعه آسیب زا باشد. هدف : این پژوهش با هدف بررسی عوامل زمینه ای و علل مؤثر بر طلاق از دیدگاه متقاضیان طلاق انجام گرفت. روش: جامعه آماری این پژوهش، مراجعه کنندگان به دو مجتمع قضایی خانواده در شهر تهران و یک مجتمع در شهر یزد بودند. گروه نمونه شامل 314 نفرند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه (فهرست مشکلات زناشویی) محقق ساخته است که شامل اطلاعات جمعیت شناختی و 28 سؤال بر اساس مشکلات شایع بین همسران است. روش آماری پژوهش حاضر، استفاده از آماره های توصیفی و دسته بندی عوامل طلاق بر اساس تحلیل عاملی بود. یافته ها : اکثریت متقاضیان طلاق را زنان تشکیل می دهند. بیش از نیمی از افراد، دوره نامزدی نداشته اند؛ بیش از 65 درصد پیش از ازدواج درباره ی همسرشان تحقیق نکرده بودند؛ حدود 30 درصد علیرغم مخالفت والدینشان مبادرت به ازدواج کرده بودند؛ بیش از 55 درصد کمتر از 5 سال زندگی مشترک داشتند و فقط 16 درصد برای حل مشکلاتشان از دیگران کمک خواسته بودند. همچنین به منظور کشف و دسته بندی این دلایل، از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. نتایج نشان داد که همه دلایل طلاق را می توان در سه عامل پیش از ازدواج، در حین ازدواج، و دوره ی پایانی زندگی مشترک دسته بندی نمود.این سه عامل عبارتند از: اول عامل علاقه به خانواده؛ دوم: عامل رضایت جنسی، دغدغه تکرارازدواج ؛ سوم: ازدواج تحمیلی، مدت ازدواج. نتیجه گیری: می توان گفت که فقدان آگاهی های مناسب از ازدواج و نیز عدم مهارت کافی در تنظیم روابط زناشویی منجر به ایجاد مشکلات جدی و شرایط نامساعد زندگی می گردد. نتایج این پژوهش می تواند با توجه به مهمترین دلایل طلاق، راهکارهایی را برای تدوین برنامه های آموزشی برای همه زوج ها مخصوصاً زوج های جوان فراهم نماید.
شناخت ترس و عوامل ایجاد کننده آن
منبع:
پیوند ۱۳۶۹ شماره ۱۳۳
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه بین ادراک از سبک های فرزندپروری با راهبردهای یادگیری خودتنظیمی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در چند دهه اخیر، ایجاد و پرورش مهارت های یادگیری خودتنظیمی در دانشجویان به یکی از اهداف آموزشی تبدیل شده است. بنابراین هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه ادراک از سبک های فرزندپروری با راهبردهای یادگیری خودتنظیمی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد بودند. از جامعه آماری مذکور نمونه ای به حجم 352 نفر (30 درصد مرد و 70 درصد زن) به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده مقیاس، سبک های فرزندپروری بامریند و راهبردهای یادگیری خودتنظیمی بودند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها علاوه بر شاخص های آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار)، از روش های آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه، تحلیل واریانس چندمتغیره) نیز استفاده شد. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که سبک فرزندپروری مستبدانه با راهبردهای شناختی و خودتنظیمی دارای رابطه منفی و معنی داری است اما بین سبک فرزندپروری مقتدرانه با راهبردهای شناختی و فراشناختی رابطه مثبت و معنی داری مشاهده شد. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که فقط سبک فرزندپروری مقتدرانه سهم قابل ملاحظه ای در پیش بینی نمره راهبردهای خودتنظیمی و شناختی دارد. همچنین نتایج آزمون مانووا نشان داد که بین دانشجویان دختر و پسر از لحاظ سبک فرزندپروری مقتدرانه، راهبردهای شناختی و راهبردهای خودتنظیمی تفاوت معنی داری وجود دارد. اما بین دانشجویان گروه های آموزشی مختلف فقط از لحاظ راهبردهای خودتنظیمی تفاوت معنی دار بود. باید از نتایج این تحقیق والدین را آگاه نمود و سبک صحیح فرزندپروری را به صورت جزوه، کارگاه آموزشی، جلسات خاص و غیره به آن ها آموزش داد.
ویژگی های روانسنجی چک لیست تجدید نظر شده مشکلات رفتاری کوای و پترسون(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
" بررسی عوامل خطر اقدام به خودکشی در شهرستان اردبیل در نیمه اول سال 1382 "(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"هدف: خودکشی از نظر مفهومی عمل خاتمه دادن عمدی به زندگی خود است به شرط اینکه به میل خود شخص و به دست خود او انجام پذیرد. خودکشی یک معضل عمده در بهداشت و سلامت اجتماعی می باشد و میزان آن در بین افراد 24-15 ساله در حال افزایش است. این مطالعه با هدف شناسایی عوامل خطر و زمینه ساز عمده و اساسی در خودکشی انجام شده است.
روش بررسی: پژوهش انجام شده یک مطالعه توصیفی - مقطعی است. واحد آماری در مطالعه حاضر افرادی بوده اند که در نیمسال اول 1382 اقدام به خودکشی کرده و در بیمارستانهای فاطمی و بوعلی شهرستان اردبیل بستری شده اند. حجم نمونه 218 مورد بوده و در هر رده سنی و از هر دو جنس بوده است که با روش تمام شماری همگی در مطالعه شرکت داده شدند. مصاحبه بالینی بوسیله پرسشنامه محقق ساخته با بیماران و بستگان درجه اول آنان و آزمون اجرا شده MMPI ابزار تحقیق بوده است. سپس داده های مطالعه مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفته است.
یافته ها: در پژوهش انجام شده بالاترین موارد اقدام به خودکشی (65.6 درصد) در رده سنی 24-15 ساله، در جنس مونث (61 درصد)، در افراد متاهل (53.22 درصد)، با تحصیلات در حد دبیرستان تا دیپلم (35.78 درصد) و در طبقه اقتصادی – اجتماعی متوسط (57.34 درصد) بوده است. 61.47 درصد این افراد دچار اختلالات روانپزشکی و 58.72 درصد دچار اختلالات شخصیتی بوده اند. 47.77 درصد این افراد از حمایت اجتماعی موثر برخوردار نبوده اند. بیشترین روش به کار رفته جهت اقدام به خودکشی استفاده از داروها و سموم بوده است (90.83 درصد) و بیشترین علت خودکشی اختلاف با همسر (33.94 درصد) گزارش شده است.
نتیجه گیری: این بررسی نشان دهنده فراوانی و ارتباط عوامل خطر مختلفی است که به نحوی در اقدام به خودکشی نقش دارند و شامل شرایط اجتماعی – اقتصادی متوسط، تحصیلات پایین، اواخر نوجوانی و ابتدای جوانی، زن بودن، متاهل بودن، اختلافات خانوادگی بویژه بین زوجین تازه ازدواج کرده و اختلالات روانپزشکی و شخصیتی و دستیابی آسان به داروها و سموم می باشد و با توجه به نیمرخ روانشناختی، این افراد از نظر تفکر دارای سوء ظن و بدبینی، سوء تعبیر محرکها، اشتغال فکری زیاد و میل به گوشه گیری هستند.
"
روانی کلام در افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا (یک بررسی مقایسه ای)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی جنبه هایی از مقوله روانی کلام در افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا و مقایسه آن با افراد سالم انجام شد تا بتوان علایم ثابتی از اختلالات گفتاری و زبانی و شدت آنها ارایه کرد و سپس به کمک آن آزمون های گفتاری – زبانی دقیق تری تهیه نمود و جنبه های آسیب دیده زبانی و گفتاری را شناخت.
روش: در این پژوهش تحلیلی – مقطعی با استفاده از بخش گفتار خودبه خودی آزمون زبان پریشی فارسی با دو گروه 22 نفره از افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا و سالم (17 مرد و پنج زن در هر گروه) مصاحبه شد. در پاسخ به هر سؤال ویژگی های روانی کلام (مکث پر و خالی، تکرارهای نابجا و درصد تصحیح خودبه خودی) بررسی گردید. داده ها با نرم افزار SPSS 5/11 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: گروه سالم و بیمار در میانگین درصد مکث پر و خالی با هم تفاوتی نداشت. اما میانگین درصد تکرار نابجا و تصحیح خودبه خودی تفاوت معنی دار داشت (001/0p<). در خرده آزمون های تفکیکی برای مکث پر و مکث خالی، با توجه به مرزهای نحوی و معنایی، فقط در گروه مبتلا به اسکیزوفرنیا تفاوت آماری معنی دار مشاهده شد. در مبتلایان تفاوت های درصد مکث پر قبل از تکواژ محتوایی نسبت به تکواژ دستوری (01/0p<)، درصد مکث پر در اول جمله قبل از تکواژ محتوایی نسبت به تکواژ دستــوری (05/0p<) و درصد مکث خالی در اول جمله و وسط جمله و نیز قبل از یک تکواژ محتوایی نسبت به تکواژ دستوری (001/0p<) معنی دار بود.
نتیجه گیری: کمی حجم نمونه و استفاده از متغیرهای وابسته به بافت ممکن است در یافت نشدن تفاوت معنی دار برای برخی از متغیرها نظیر مکث مؤثر بوده باشد. اما وجود تفاوت معنی دار در متغیرهای تقریباً مستقل از تاثیرات بافت (مثل تکرار نابجا) می تواند تاییدی بر یافته های سایر محققان مبنی بر آسیب روانی کلام در افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا و شاید وجود یک آسیب عصبی باشد.