ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۷٬۱۶۱ تا ۳۷٬۱۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۳۷۱۶۱.

اثربخشی دانش افزایی مهارت محور بر بهبود کارکردهای هیجانی و ارتباطی والدین دارای فرزند نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۴
پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه دانش افزایی مهارت محور بر بهبود کارکردهای هیجانی و ارتباطی والدین دارای فرزند نوجوان (12 تا 16 سال) بود. در این راستا، از جامعه والدین دانش آموزان شهر تبریز در سال 1399، تعداد 60 نفر از طریق غربالگری با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته «میزان آگاهی والدین از بلوغ جسمی و جنسی فرزندان» انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 30 نفر) جایگزین شدند. برای گروه آزمایش، برنامه دانش افزایی مهارت محور طی 12 جلسه 45 دقیقه ای اجرا شد، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ) و پرسشنامه مهارت های ارتباطی کویین دام در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون جمع آوری شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره نشان داد که برنامه دانش افزایی مهارت محور بر بهبود راهبردهای انطباقی و غیرانطباقی تنظیم هیجان، کاهش اضطراب، و ارتقای مهارت های ارتباطی (شامل توانایی تبادل پیام، کنترل عاطفی، مهارت گوش دادن، بینش به فرایند ارتباط، ارتباط قاطع، دانش نقش ها، ارتباطات، پاسخگویی عاطفی، همراهی عاطفی، کنترل رفتار، حل مسئله و کارکرد کلی) در والدین اثر مثبت و معنی داری دارد (p < 0/05).
۳۷۱۶۲.

بررسی رابطه ساختاری هوش هیجانی و بهزیستی ذهنی با میانجی گری سرمایه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۴۷
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین هوش هیجانی و بهزیستی ذهنی با نقش واسطه ای سرمایه اجتماعی در بین دانشجویان انجام شده است. روش : این پژوهش از نوع مدل یابی معادلات ساختاری و جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه شیراز در دوره کارشناسی در سال تحصیلی 1403- 1402 بود. تعداد 412 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و پرسش نامه هوش هیجانی برادبری و گریوز، پرسش نامه بهزیستی ذهنی کییز و ماگیار-موئه و پرسش نامه سرمایه اجتماعی اونیکس و بولن را تکمیل کردند. تحلیل آماری داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS نسخه 26 انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پژوهش برازش مطلوبی با داده ها دارد و متغیرهای هوش هیجانی و سرمایه اجتماعی در مجموع 64 درصد از واریانس بهزیستی ذهنی را تبیین می کنند. هوش هیجانی به طور مستقیم و غیرمستقیم بر بهزیستی ذهنی تاثیر می گذارد و سرمایه اجتماعی این رابطه را میانجی گری می کند. نتیجه گیری: هوش هیجانی هم به طور مستقیم بر بهزیستی ذهنی افراد تاثیر می گذارد و هم به طور غیرمستقیم از راه تقویت سرمایه اجتماعی آن را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین، با ارتقای هوش هیجانی و سرمایه اجتماعی در بین دانشجویان، می توان به طورقابل توجهی بهزیستی ذهنی آن ها را ارتقا داد.
۳۷۱۶۳.

نقش عوامل زیست محیطی در پدیدایی و تحول شخصیت در نگرش منابع اسلامی(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۸
پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش عوامل زیست محیطی در پدیدآیی و تحول شخصیت در نگرش منابع اسلامی انجام شده اس ت. از این رو با مرور قرآن و منابع حدیثی معتبر و با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، داده های مرتبط گردآوری، کدگذاری، ارزیابی و تحلیل و تبیین شد. یافته ها نشان می دهد با توجه به منابع اسلامی، هوا، آب و خاک به عنوان سه عنصر اصلی محیط زیست، عنصر سرشتی انسان و عامل پدیدایی، تحول مثبت و منفی شخصیت اوست. هوا عامل پایداری خلق و خو، نیرومندی شخصیت و ضعف و رکود آن معرفی شده. آب نیز عامل حیاتی شخصیت و هم چنین پدیدایی و تحول منفی صفات شخصیتی همچون پستخویی، پیمان شکنی، دورویی، طردشدگی و خاری معرفی است . همچنین خاک عامل ثبات شخصیت و فقدان روان آزردگی آن، سازگاری و ناسازگاری و خشک و سخت گیر بودن او معرفی شده است. به نظر می رسد اغلب نظریه های مرتبط، به جز دیدگاه جبرگرایی زیستی، با یافته های این پژوهش همسویی نشان می دهد، همچنین با توجه به آموزه های اسلامی و به منظور پیشگیری از پدیدایی شخصیت نابهنجار یا زمینه سازی تحول و تغییر مثبت در شخصیت، مهاجرت از مناطق زیست محیطی نامطلوب به مناطق مطلوب و معتدل پیشنهاد میشود.
۳۷۱۶۴.

بررسی نقش پایبندی دینی بر مؤلفه های سلامت عمومی در بین زنان جوان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۱
زمینه: سلامت عمومی، که ابعادی چون سلامت جسمی، روانی و اجتماعی را در بر می گیرد، برای رفاه فردی و اجتماعی حیاتی است و بهبود آن در زنان جوان، با توجه به نقش کلیدی شان در جامعه، اهمیت مضاعفی دارد. در این راستا، پایبندی دینی به عنوان یک متغیر پیش بین، می تواند بر مؤلفه های سلامت عمومی تأثیرگذار باشد، اما مطالعات جامعی که به بررسی دقیق این رابطه و سازوکارهای آن در میان زنان جوان شهر تهران بپردازند، محدود است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پایبندی دینی بر مؤلفه های سلامت عمومی در بین زنان جوان شهر تهران انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با ماهیت توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل زنان جوان (18-35 سال) مناطق 2 و 16 تهران در سال 1403 بودند که از میان آن ها نمونه ای 384 نفری با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و سپس تصادفی ساده انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه ابعاد پنجگانه دینداری (گلاک و استارک، 1974) و پرسشنامه سلامت عمومی (گلدبرگ، 1972) گردآوری و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه) در SPSS نسخه 26 و در سطح معناداری 05/0 تحلیل انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که دینداری همبستگی منفی با مؤلفه های سلامت عمومی شامل شکایت های جسمانی، اضطراب، افسردگی و ناسازگاری اجتماعی دارد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره حاکی از آن بود که ابعاد چهارگانه دینداری (اعتقادی، عاطفی، پیامدی و مناسکی) در مجموع تأثیر معنی داری بر سلامت عمومی زنان جوان داشته اند (002/0 >p). این ابعاد قادر به تبیین 7/11 درصد از واریانس سلامت عمومی زنان جوان تهرانی بودند. نتیجه گیری: دینداری ارتباط مثبتی با ارتقای سلامت عمومی زنان دارد. بر این اساس، با تقویت دینداری می توان از آن به عنوان عاملی آرامش زا و کاهش دهنده اضطراب و افسردگی بهره گرفت. لذا، پیشنهاد می شود سیاست گذاران و متخصصان سلامت روان، برنامه های مداخله ای و دوره های آموزشی مبتنی بر ارزش های دینی را برای ارتقای جامع سلامت روان زنان جوان طراحی و اجرا نمایند.
۳۷۱۶۵.

نقش فعالیت های ورزشی در تعدیل ساختارهای روانی، عصبی و هورمونی مرتبط با خشونت: رویکردی مبتنی بر حقوق کیفری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۷
هدف این مطالعه بررسی تأثیر مداخلات ورزشی بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه و شناخت سازوکارهای زیستی، عصبی و روانی-اجتماعی مرتبط با این فرآیند بود. پژوهش به صورت مرور سیستماتیک و تحلیل مطالعات منتخب انجام شد که عمدتاً به بررسی ورزش های هوازی با شدت متوسط تا بالا و تأثیرات آن ها بر شاخص های هورمونی، تغییرات نوروساختاری و پیامدهای روانی-اجتماعی می پرداخت. یافته ها نشان داد که ورزش منظم موجب کاهش سطح کورتیزول و تعدیل نسبت تستوسترون می شود و در عین حال افزایش ترشح اندورفین و بهبود عملکرد سیستم سروتونرژیک به کاهش تحریک پذیری و تکانشگری کمک می کند. همچنین ورزش منظم موجب افزایش نوروپلاستیسیتی، بالا رفتن سطح فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) و افزایش حجم هیپوکامپ است که بهبود قابل توجهی در عملکرد قشر پیش پیشانی به دنبال دارد و این فرآیندها به تنظیم رفتارهای تکانشی و کنترل بازداری پاسخ کمک می کنند. در بعد روانی-اجتماعی، ورزش های گروهی علاوه بر اثرات زیستی، با تقویت حمایت اجتماعی، افزایش خودکارآمدی و ارتقای مهارت های حل تعارض، زمینه ساز کاهش پایدار رفتارهای پرخاشگرانه می شوند. این یافته ها نشان می دهند که مداخلات ورزشی چندبعدی می توانند نقش مؤثری در کاهش پرخاشگری و ارتقای سلامت روان ایفا کنند و بستر مناسبی برای طراحی برنامه های درمانی و اصلاحی فراهم آورند.
۳۷۱۶۶.

رابطه ی سیستم های مغزی رفتاری با اعتیاد به گوشی های هوشمند در دانشجویان: نقش میانجی سبک دلبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۴
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین رابطه سیستم های مغزی رفتاری با اعتیاد به گوشی های هوشمند در دانشجویان با نقش میانجی سبک دلبستگی بود. روش تحقیق مطالعه حاضر توصیفی همبستگی (از نوع معادلات ساختاری) بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد سمنان در سال 1403 بود. از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شده و نمونه ای به حجم 344 نفر براساس جدول مورگان انتخاب گردید. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل مقیاس سیستم های مغزی/ رفتاری کارور و وایت ( BIS, BAS )، پرسشنامه اعتیاد به تلفن همراه ژائو و پرسشنامه سبک دلبستگی کولینز و رید ( RAAS ) است که توسط شرکت کنندگان تکمیل شد. برای تحلیل داده ها ازطریق نرم افزارهای SPSS نسخه 25 و AMOS نسخه 25 با استفاده از آزمون های نرمالیتی، همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان دادند که سیستم بازداری رفتاری با اعتیاد به گوشی های هوشمند رابطه مثبت و سیستم فعال ساز رفتاری با اعتیاد به گوشی های هوشمند رابطه ی منفی دارد. همچنین، سبک های دلبستگی نزدیکی ( Closeness ) و اضطرابی ( Anxiety ) به ترتیب با اعتیاد به گوشی های هوشمند رابطه منفی و مثبت داشتند. مدل ساختاری پژوهش تأیید کرد که سبک های دلبستگی به عنوان میانجی در رابطه بین سیستم های مغزی رفتاری و اعتیاد به گوشی های هوشمند عمل می کنند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که سیستم های مغزی رفتاری و سبک های دلبستگی نقش مهمی در اعتیاد به گوشی های هوشمند ایفا می کنند. این یافته ها می توانند به توسعه مداخلات روان شناختی برای کاهش اعتیاد به گوشی های هوشمند و بهبود سلامت روان دانشجویان کمک کنند.
۳۷۱۶۷.

اثربخشی چند رسانه ای آموزشی با طراحی عاطفی بر نگرش و یادگیری دانش آموزان در درس علوم تجربی پایه چهارم دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۱
پژوهش حاضر با هدف سنجش اثربخشی ارائه چندرسانه ای آموزشی با طراحی عاطفی بر نگرش و یادگیری دانش آموزان در درس علوم تجربی پایه چهارم دبستان انجام شد. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان چهارم ابتدایی شهرستان ایوان غرب در نیم سال اول تحصیلی 1402 - 1403 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تک مرحله ای از بین 15 مدرسه شهرستان، یک مدرسه به صورت تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شد و دانش آموزان آن (32 نفر) به صورت تصادفی در گروه آزمایش (16نفر) و گروه کنترل (16 نفر) گمارده شدند. ابتدا از نمونه ها پیش آزمون یادگیری گرفته شد. سپس، آموزش به هر دو گروه به ترتیب با استفاده از ارائه چندرسانه ای به شیوه طراحی عاطفی و ارائه چندرسانه ای به شیوه طراحی ساده و عاری از عناصر عاطفی انجام شد. آموزش در هر دو گروه در 8 جلسه ارائه شد. در پایان آموزش، پس آزمون یادگیری و پرسشنامه نگرش کنکتا و همکاران (2020) اجرا شد، و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس و آزمون تی دو گروهی مستقل استفاده شد. مقایسه نمرات یادگیری در گروه های آزمایش و کنترل نشان داد که یادگیری پس از اجرای آموزش در گروه چندرسانه ای عاطفی به شکل معناداری افزایش یافته است (0/01>p) و نگرش به درس علوم تجربی پایه چهارم دبستان در دانش آموزان گروه آزمایش نسبت به دانش آموزان گروه کنترل بهتر شده است (0/01>p). براساس یافته های این پژوهش، معلمان در صورت استفاده از آموزش چندرسانه ای با طراحی عاطفی در درس علوم تجربی ضمن افزایش کیفیت آموزش به ارتقای یادگیری و بهبود نگرش دانش آموزان کمک موثری می کنند.
۳۷۱۶۸.

اثربخشی بسته آموزش گروهی مبتنی بر تقویت خانواده بر کاهش قلدری و مؤلفه های آن در دانش آموزان پسر(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۹
زمینه و هدف: قلدری در مدرسه از رفتار های ناسازگارانه دوره ی نوجوانی است که در دهه اخیر توجه بسیاری از پژوهشگران حیطه ی روانشناسی تربیتی را به خود معطوف ساخته است. در این راستا پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بسته آموزشی مبتنی بر تقویت خانواده بر کاهش قلدری و مؤلفه های آن در دانش آموزان پسر انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه و پی گیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر مدارس دوره ی اول متوسطه شهر سنندج به همراه پدرشان در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که از بین داوطلبان واجد شرایط و بر اساس نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر انتخاب شده و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایگزین شدند. ابزار اندازه گیری پرسش نامه قلدری ایلی نویز (2001) با مولفه های قلدری، نزاع و قربانی بود. گروه آزمایش طی ۱۱ جلسه ۶۰ دقیقه ای (دو جلسه در هفته) آموزش مبتنی بر تقویت خانواده دریافت کرد؛ در حالی که گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. تجزیه و تحلیل داده های آماری با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر صورت گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که بعد از مداخله، اثر بسته آموزشی مبتنی بر تقویت خانواده بر کاهش قلدری و مؤلفه های آن در دانش آموزان پسر معنادار بود و این تأثیرات مثبت در دوره پی گیری پایدار ماند (001/0p<). نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد بسته آموزشی مبتنی بر تقویت خانواده بر کاهش قلدری و مؤلفه های آن مؤثر است. بنابراین این یافته می تواند مبنای طراحی مداخلات پیشگیرانه در مدارس قرار گیرد.
۳۷۱۶۹.

اثربخشی آموزش مهارت های هوش اخلاقی بر اشتیاق، فرسودگی و خودتنظیمی تحصیلی در دانش آموزان اهمال کار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۴
هدف از پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش مهارت های هوش اخلاقی بر اشتیاق، فرسودگی و خودتنظیمی تحصیلی دانش آموزان اهمال کار است. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری کلیه دانش آموزان پسر پایه سوم متوسطه در سال تحصیلی 1399- 1398 شهرستان شبستر بودند. تعداد 30 نفر دانش آموز اهمال کار با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایشی 8 جلسه، مهارت های هوش اخلاقی را دریافت کردند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های اشتیاق تحصیلی (فردریگز، بلومنفیلد و پاریس، 2004)، فرسودگی تحصیلی (برسو، 1997) و خودتنظیمی تحصیلی (بوفارد، وزیو و لاروشه، 1995) بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس با نرم افزار SPSS-22 استفاده شد. ضریب اعتبار بدست آمده برای پرسشنامه اشتیاق تحصیلی 0/73 و برای پرسشنامه فرسودگی تحصیلی 0/78 و برای پرسشنامه خود تنظیمی تحصیلی 0/75 محاسبه شد. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های هوش اخلاقی بر کاهش فرسودگی تحصیلی  با اندازه اثر 0/24 (0/05>p) ، بر افزایش اشتیاق تحصیلی با اندازه اثر 0/17 (0/05>p) و برخودتنظیمی تحصیلی دانش آموزان با اندازه اثر 0/19 (0/05>p) اثر بخش بود. فرسودگی، اشتیاق و خودتنظیمی تحصیلی دانش آموزان با بکارگیری مداخلات آموزشی به ویژه توانمندسازی مهارت های اخلاقی قابل تغییر بوده و این مداخلات در عرصه های تحصیلی می تواند زمینه ساز بهزیستی روانشناختی دانش آموزان باشد.
۳۷۱۷۰.

مطالعه کیفی بسترها و فرآیندهای مصرف مواد اعتیادآور در بین دانشجویان خوابگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۰
هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی کیفی بسترها و فرآیندهای مصرف مواد اعتیادآور در بین دانشجویان خوابگاهی و استراتژی های پیشگیری از آن انجام شد. روش: پژوهش حاضر کیفی و از نوع نظریه داده بنیاد بود. در این پژوهش بعد از انجام مصاحبه ها، اطلاعات مصاحبه های ضبط شده پیاده شده و با استفاده از شیوه اشتراوس و کوربین در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مشارکت کنندگان این پژوهش 20 نفر از صاحب نظران مسائل اجتماعی و فرهنگی در رشته های جامعه شناسی، روان شناسی، کارشناسان ارشد ستاد مبارزه با مواد مخدر، مسئولان حوزه بهداشت و سلامت دانشگاه و دانشجویان خوابگاهی بود. یافته ها: عوامل اجتماعی و روانی و مقوله های فشار همسالان، احساس تنهایی، عادی سازی مصرف، ماجراجویی و تغییرات ارزشی به مثابه شرایط علی در مصرف مواد اعتیادآور بودند. به علاوه، سیاست های فرهنگی و اجتماعی متمرکز، برنامه های پیشگیری ناقص و نظارت ضعیف به عنوان شرایط زمینه ای بودند. همچنین، شرایط نامطلوب اقتصادی، درآمد ناکافی و وضعیت نامساعد اقتصادی خانواده به مثابه شرایط مداخله گر شناسایی شدند. نهایتا،افزایش هزینه های دولت و خانواده، ضعف خودکارآمدی تحصیلی، افزایش هزینه های بهداشتی، و پیامدهای نامطلوب سلامتی به عنوان پیامدهای مصرف مواد اعتیادآور در بین دانشجویان خوابگاهی کشف شدند. پیشگیری رشدمدار، طراحی فعالیت های جایگزین و ایجاد محیط حمایتی به عنوان راهکارهای پیشگیری از مصرف مواد در نظر گرفته شوند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که مصرف مواد اعتیاد آور در بین دانشجویان خوابگاهی نتیجه تعامل پیچیده ای از عوامل فردی و اجتماعی و روانی است. این یافته ها بر نیاز به رویکردهای جامع و چندبعدی در پیشگیری تاکید دارند که در سطوح مختلف خرد، میانی و کلان مدنظر قرارگیرد.
۳۷۱۷۱.

بررسی تبیین مدل ساختاری خستگی هیجانی بر اساس جو مدرسه: نقش میانجی اشتیاق شغلی و عاطفه شغلی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۸۱
زمینه و هدف: خستگی هیجانی معلمان می تواند تاثیر منفی بر عملکرد معلمان بر جای بگذارد، بر این اساس شناسایی عوامل موثر بر خستگی هیجانی معلمان ضروری به نظر می رسد. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی تببین مدل ساختاری بین جو مدرسه با خستگی هیجانی با نقش میانجی اشتباق شغلی و عاطفه شغلی است. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی و از نوع مطالعات مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی معلمان شهر رومشکان بود که در سال 1403-1404 در این شهر تدریس می کردند که از بین آنها تعداد 340 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به تکمیل پرسش نامه پژوهش پرداختند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Amos و Spss در سطح معناداری 05/0 استفاده گردید. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. متغیرهای جو مدرسه (337/0-=β)، اشتیاق شغلی (234/0-=β) و عاطفه شغلی (350/0-=β) تاثیر علی مستقیمی بر خستگی هیجانی معلمان داشته اند (05/0>p)، از سویی دیگر متغیرهای اشتیاق شغلی و عاطفه شغلی در ارتباط بین جو مدرسه با خستگی هیجانی معلمان تاثیر نقش میانجی معناداری داشته اند. نتیجه گیری: از یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که جو مدرسه به طور مستقیم نقش مهمی در تبیین خستگی هیجامی معلمان دارد، همچنین بخشی از تاثیر جو مدرسه بر خستگی هیجانی معلمان به طور غیر مستقیم از طریق متغیرهای اشتیاق شغلی و عاطفه شغلی معلمان اعمال می گردد.
۳۷۱۷۲.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و درمان مبتنی بر شفقت بر نگرانی از تصویر بدنی در زنان مبتلا به پسوریازیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۵
هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و درمان مبتنی بر شفقت بر نگرانی از تصویر بدنی در زنان مبتلا به پسوریازیس بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه  زنان مبتلا به پسوریازیس مراجعه کننده به کلینیک های درماتولوژی شهر تهران در پاییز سال 1403 بودند. تعداد 45 زن بیمار تشخیص داده شده بر اساس پزشک متخصص به صورت تصادفی ساده در دو گروه شامل گروه آزمایشی درمان شناختی-رفتاری(15 زن)، گروه درمان مبتنی بر شفقت (15 زن) و یک گروه کنترل (15 زن) قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش اول تحت 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان شناختی-رفتاری و گروه آزمایش دوم تحت10 جلسه 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر شفقت قرار گرفتند. از سیاهه نگرانی از تصویر بدنی(BICI) لیتلتون و همکاران(2005) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده ها از به دست آمده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی استفاده شد. نرم افزار تحلیل داده ها SPSS نسخه 28 بود. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور در مرحله پس آزمون و پیگیری اثربخشی معناداری بر نگرانی از تصویر بدنی داشته است (0/05>p). همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که درمان مبتنی بر شفقت اثربخشی بیشتری نسبت به درمان شناختی-رفتاری بر کاهش نگرانی از تصویر بدنی دارد (0/05>p). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که درمان شناختی-رفتاری و درمان مبتنی بر شفقت می توانند به عنوان شیوه های درمانی مناسب برای کاهش نگرانی از تصویر بدنی در  زنان مبتلا به پسوریازیس در مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی به کار برده شوند و تقدم استفاده در کاهش نگرانی از تصویر بدنی زنان مبتلا به پسوریازیس با درمان مبتنی بر شفقت است.
۳۷۱۷۳.

پیش بینی اختلال اضطراب اجتماعی بر اساس ناگویی هیجانی و راهبرد های کنترل فکر با میانجی گری انعطاف پذیری شناختی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۵
هدف پژوهش حاضر پیش بینی اختلال اضطراب اجتماعی براساس ناگویی هیجانی و راهبردهای کنترل فکر با میانجی گری انعطاف پذیری شناختی دردانشجویان بود. روش این مطالعه توصیفی، مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری آن دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه زنجان در سال تحصیلی 1402-1401بودند که با روش نمونه گیری دردسترس 331 نفر نمونه انتخاب شد. شرکت کنندگان مقیاس اضطراب اجتماعی لیبویتز ، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو، پرسشنامه کنترل فکر و پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی را تکمیل کردند. داده ها با نرم افزارهای SPSS-26 و AMOS-23 تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی برازش مطاوبی داشت مسیرهای مستقیم و غیر مستقیم در مدل معنادار بودند راهبردهای ارزیابی مجدد و حواس پرتی کنترل فکر، با انعطاف پذیری شناختی رابطه مثبت و معنا دار، امّا راهبردهای نگرانی و تنبیه کنترل فکر و ناگویی هیجانی با انعطاف پذیری شناختی رابطه منفی و معنا دار همچنین انعطاف پذیری شناختی با اضطراب اجتماعی رابطه منفی و معنا دار داشت. انعطاف پذیری شناختی نقش واسطه ای مثبت و معنا داری در ارتباط بین ناگویی هیجانی، راهبردهای نگرانی و تنبیه کنترل فکر، و نقش واسطه ای منفی و معنا داری در ارتباط بین راهبردهای حواس پرتی و ارزیابی مجدد کنترل فکر با اضطراب اجتماعی ایفا کرد . هم چنین نتایج نشان داد که درصد قابل توجهی از واریانس اضطراب اجتماعی ب ه وسیله انعطاف پذیری شناختی قابل تبیین است . بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که ناگویی هیجانی و راهبردهای کنترل فکر با میانجی گری انعطاف پذیری شناختی می توانند اختلال اضطراب اجتماعی در دانشجویان را پیش بینی کنند بنایراین توجه به تعامل این عوامل با یک دیگر در برنامه های مداخله ای برای کاهش اضطراب اجتماعی ضرروی است.
۳۷۱۷۴.

طراحی و اعتبارسنجی بسته درمانی سوءظن بر اساس منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۹
مقدمه و اهداف: سوءظن و بدگمانی به دیگران به عنوان یک رذیلت اخلاقی و صفت ناپسند به شمار می رود و درباره آن آیات، روایات و احادیث گوناگونی وجود دارد. در روان شناسی نیز اصطلاح پارانویا معادل سوءظن و بدگمانی در نظر گرفته می شود که هم می تواند شاخص یک اختلال روان شناختی به نام «اختلال شخصیت پارانویید» باشد و هم اینکه می تواند به عنوان یک ویژگی شخصیتی وجود داشته باشد. بدگمانی یا پارانویا الگویی از تفکر می باشد که شامل بی اعتمادی و بدگمانی شدید و غیرمنطقی است. با توجه به شیوع اختلال و نیز علامت سوءظن و بدگمانی درمان آن مورد توجه جدی بوده و از رویکردهای دارودرمانی و روان درمانی فراوانی برای آن استفاده شده است؛ با وجود این، هیچ درمان قطعی برای آن وجود ندارد. آنچه در این پژوهش مورد نظر بوده، سوءظن به عنوان هسته این اختلال و نیز بدگمانی و سوءظن در علم اخلاق می باشد که بسیار شبیه به همان الگوی بدبینی و بدگمانی در اختلال شخصیت پارانویید یا ویژگی پارانویا است. در روان شناسی و اخلاق اسلامی سوءظن و بدگمانی به عنوان یک رذیلت اخلاقی و صفت ناپسند معرفی شده است و درباره آن آیات، روایات و احادیث گوناگونی وجود دارد. با توجه به تأثیر فرهنگ در درمان اختلال های روانی و همچنین ادبیات غنی درباره بدگمانی در اخلاق اسلامی، هدف این پژوهش نخست بررسی ابعاد سوءظن و عوامل مرتبط با آن در متون اسلامی، سپس طراحی بسته درمانی و درنهایت اعتبارسنجی طرح درمان توسط متخصصان بود. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده که در دسته تحقیقات علمی دینی قرار می گیرد. طرح پژوهش نیز از نوع توصیفی تحلیلی بود. جامعه و میدان متنی پژوهش آیات قرآن و روایات معتبر با استفاده از نرم افزارهای نور و به صورت بررسی کتب مرتبط و نمونه گیری هدفمند بود. نخست نشانه ها و علل و راهکارهای مربوط به سوءظن در منابع اسلامی براساس روش تحلیل محتوای کیفی عرفی و با رویکرد سیه و شانون (۲۰۰۵) انجام شد. برای اعتبارسنجی یافته های حاصل نیز تمامی متون با دقت مطالعه و درباره محتوای متون و همسویی با موضوع پژوهش حاضر با دو نفر از اساتید حوزه و روان شناس اسلامی بحث و تبادل نظر شد تا از مرتبط بودن متون انتخابی با موضوع حاضر اطمینان حاصل شود. کدگذاری ها توسط متخصص روان شناسی و علوم تربیتی و یک متخصص تحلیل متون دینی مسلط به روش کیفی انجام شد. ضریب همبستگی کدهای استخراجی بین دو متخصص ۸۹/۰ بود. براساس یافته ها، پس از آماده شدن پیش نویس اولیه جلسات درمانی و محتوای آن، پیش نویس در اختیار دوازده نفر از اساتید متخصص در حوزه روان شناسی با رویکرد اسلامی و با سابقه بیش از پنج سال قرار داده شد تا به پرسشنامه مربوط به ارزیابی جلسات و محتوای آن پاسخ دهند. روش نمونه گیری در این بخش به صورت هدفمند و گلوله برفی بود. متخصصان مورد هدف به پرسشنامه مربوطه پاسخ دادند، سپس پاسخ های جمع آوری شده مورد تحلیل قرار گرفت و در قالب دو شاخص ضریب نسبی روایی محتوا و شاخص روایی محتوا کمّی سازی شد. نتایج : پس از بررسی متون و انجام تحلیل ها و کدگذاری ها، نخست تعداد ۳۷۸ کد باز حاصل شد؛ سپس با دسته بندی های انجام شده و در مراحل پژوهش سرانجام چهار مقوله اصلی، چهارده مقوله فرعی و ۶۳ زیرمقوله به دست آمد. مقوله های اصلی شامل توصیف سوءظن، علل سوءظن، پیامدهای سوءظن و راهبردها بود که هر کدام متشکل از چند زیرمقوله بودند. سپس براساس مقوله های باز، اصلی و فرعی و زیرمقوله ها پروتکل درمانی در یازده جلسه طراحی شد. البته تفصیل و اجرای جلسات می تواند به فراخور مخاطب در جلسات بیشتری اجرا شود. عنوان جلسات بدین صورت بود: جلسه اول، شرح بیماری سوءظن؛ جلسه دوم، علت شناسی سوءظن؛ جلسه سوم، علت شناسی درونی سوءظن؛ جلسه چهارم، تشریح پیامدهای بین فردی؛ جلسه پنجم، تشریح پیامدهای رفتاری؛ جلسه ششم، تشریح پیامدهای درونی؛ جلسه هفتم، تشریح پیامدهای اخروی و معنوی؛ جلسه هشتم، راهبردهای شناختی؛ جلسه نهم، راهبردهای معنوی نگرشی؛ جلسه دهم، خودسازی و جلسه یازدهم، راهبردهای رفتاری. محتوای هر جلسه نیز براساس یافته ها در بخش اول پژوهش مشخص شد. برای اعتبارسنجی داده ها از دو عامل ضریب نسبی روایی محتوا و شاخص روایی محتوا استفاده شد. نتایج حاصل از این بررسی نشان داد توافق ارزیابان برای جلسات قابل قبول بوده، و هیچ جلسه ای حذف نشد. دست کم مقدار قابل قبول برای روایی محتوا ۷۹/۰ بود که برای جلسات روایی ۹۸/۰ به دست آمد؛ همچنین حداقل ضریب نسبی روایی محتوا نیز ۶۲/۰ بود که برای جلسات ۸۷/۰ حداقل مقدار به دست آمد. بر این اساس تمامی جلسات اعتبار لازم از دیدگاه ارزیابان و متخصصان را داشتند. بحث و نتیجه گیری: توصیف سوءظن شامل چهار مقوله فرعی بیماری دائم، خلاصی نداشتن، تغییر در دل نسبت به دیگران و تسلیم سوءظن (تغییر در اعمال، گفتار) بود. در حدیثی از امام علیj آمده است که انسان بدگمان همیشه بیمار است و سوءظن کارها را خراب می کند و بدی ها را برمی انگیزد. درباره علل آن نیز امام علیj فرموده اند: همنشینى با افراد شرور، بدگمانى به نیکان را به دنبال دارد و همنشینى با نیکان، افراد شرور را به خوبان ملحق مى کند و همنشینى زشتکاران با نیکان، زشتکاران را به خوبان ملحق مى سازد. براساس آیات و روایات خودسازی و تهذیب نفس و مبارزه با رذایلی چون غرور، حسادت و از بین بردن ترس در آدمی به عنوان ریشه سوءظن برای درمان سوءظن لازم و ضروری است.  در مجموع در آیات و روایات اسلامی سوءظن به عنوان یک رذیلت اخلاقی و یک بیماری معرفی شده که راه رهایی از آن دشوار بوده و برای آن علل و عوامل زیادی بیان شده است؛ همچنین پیامدها و آثار بدگمانی در حیطه های مختلف فردی، اجتماعی و معنوی و اخروی  آمده و برای رهایی از آن نیز راهبردهای فراوانی بیان شده است. مجموع این تفاسیر و بررسی ها در شناخت و درمان بدگمانی به عنوان یک رذیلت، بیماری و اختلال روان شناختی مؤثر بوده که این امر در قالب یک پروتکل درمانی در یازده جلسه ارائه و اعتباریابی شد. این طرح درمانی می تواند راهگشای متخصصان بالینی و علمای اخلاق در درمان این بیماری یا رذیلت باشد.  تقدیر و تشکر: از کلیه اساتید و افرادی قدردانی می کنیم که در اعتباریابی این پژوهش همکاری داشتند. تعارض منافع: هیچ تعارض منافعی بین نویسندگان وجود ندارد.
۳۷۱۷۵.

اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر همجوشی شناختی و حساسیت انزجاری مبتلایان به پسوریازیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۹
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر همجوشی شناختی و حساسیت انزجاری مبتلایان به پسوریازیس انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه بیماران مبتلا به پسوریازیس مراجعه کننده به بیمارستان فوق تخصصی پوست رازی تهران در سال 1403 بودند. نمونه ای به حجم 30 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایشی به مدت 8 جلسه، هفته ای دو جلسه 60 دقیقه ای، درمان مبتنی بر شفقت را دریافت کردند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های همجوشی شناختی (CFQ؛ گیلاندرز و همکاران، 2014) و حساسیت انزجاری (D-Scale؛ هیدت و همکاران، 1994) بود. داده های پژوهش با آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون همجوشی شناختی و حساسیت انزجاری مبتلایان به پسوریازیس در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح ۰۵/۰ وجود داشت. بر اساس یافته های این مطالعه، درمان مبتنی بر شفقت سبب کاهش همجوشی شناختی و حساسیت انزجاری مبتلایان به پسوریازیس می شود.
۳۷۱۷۶.

اثربخشی آموزش یادگیری مغزمحور بر نگرش خواندن و انگیزش خواندن در دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۸۰
مقدمه: خواندن از مهم ترین نیازهای آموزشی دانش آموزان است. از عوامل مؤثر بر خواندن، نگرش خواندن و انگیزش خواندن است. یکی از رویکردهای نوآورانه در تدریس و یادگیری، یادگیری مغزمحور است که با طراحی طبیعی مغز سازگار است. هدف: بررسی تأثیر آموزش یادگیری مغزمحور بر نگرش خواندن و انگیزش خواندن در دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی است. روش: پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون، با گروه آزمایش و کنترل و دوره پیگیری 2 ماهه انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه دانش آموزان پسر پایه چهارم ابتدایی مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 1403-1402 شهرستان خمینی شهر بودند که از میان آنها 30 دانش آموز که واجد شرایط ورود به پژوهش بودند، به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند؛ سپس آموزش یادگیری مغزمحور بر روی گروه آزمایش اجرا و در پایان، هر دو گروه دوباره با پرسشنامه نگرش خواندن مک کنا و کی یر (1990) و پرسشنامه انگیزش خواندن ویگفیلد و گاتری (1997) ارزیابی شدند. یافته ها با استفاده از نسخه 27 نرم افزار SPSS و به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها: آموزش یادگیری مغزمحور باعث افزایش میانگین نمره نگرش خواندن (83/0=Eta، 001/0>P، 908/138=F) و افزایش میانگین نمره انگیزش خواندن (94/0=Eta، 001/0>P، 87/462=F) در دانش آموزان شده است. نتیجه گیری: با توجه به یافته های حاصل، به نظر می رسد آموزش یادگیری مغزمحور، در بهبود نگرش خواندن و انگیزش خواندن دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهرستان خمینی شهر، اثربخش بوده و توصیه می شود در مدارس برای ارتقای نگرش خواندن و انگیزش خواندن دانش آموزان، از این روش استفاده شود.
۳۷۱۷۷.

مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس و روان درمانی مثبت گرا بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۰
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس و روان درمانی مثبت گرا بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی انجام شد. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه این پژ وهش شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهر لاهیجان در سال 1403 بود که از بین آن ها، 52 دانش آموز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل تخصیص یافتند. ابزار این پژوهش شامل پرسشنامه خوش بینی (اسچنن- موران و همکاران، 2013، AOS) بود. همچنین جهت مداخلات، درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و روان درمانی مثبت گرا، هر کدام 8 جلسه 90 دقیقه ای، هفته ای یک بار و به صورت گروهی اجرا شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد. یافته ها نشان داد که نمرات پیش آزمون خوش بینی تحصیلی با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0>P). همچنین بین دو گروه مداخله برای این متغیر، تفاوت معنادار وجود نداشت. بنابراین، می توان نتیجه گرفت اثربخشی هر دو مداخله بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال اضطراب اجتماعی از تفاوت معناداری برخودار نبود.
۳۷۱۷۸.

بازنمایی نقش فناوری های هوشمند در تحول اخلاقی کودکان با تأکید بر آموزش و پرورش: مرور نظام مند فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۹۱
زمینه و هدف: گسترش فناوری های هوشمند، الگوهای تربیت اخلاقی کودکان را در خانواده، مدرسه، و جامعه دگرگون کرده و نظام آموزش و پرورش را با فرصت ها و کشاکش های تازه ای روبه رو ساخته است. این پژوهش با هدف مرور نظام مند و فراترکیب مطالعات مربوط به نقش فناوری های هوشمند در تحول اخلاقی کودکان با تأکید بر ابعاد آموزشی، تربیتی، و ارائه چارچوبی تحلیلی در این حوزه انجام شد. روش: این پژوهش مطالعه مرور نظام مند از نوع فراترکیب بود که مطابق دستورالعمل پریزما و معیارهای ارتقای شفافیت در گزارش فراترکیب پژوهش های کیفی انجام شد. جست وجوی جامع در پایگاه هایScopus, Web of Science, PubMed, PsycINFO, Education Resources Information Center, Google Scholar از سال 2010 تا سال ۲۰۲۵ انجام شد. جست وجو با استفاده از واژگان کلیدی مرتبط با کودک، فناوری های هوشمند، هوش مصنوعی، مفاهیم اخلاقی، و روش های کیفی (به صورت ترکیبی با عملگرهای بولی) انجام گرفت. بر اساس معیارهای ورود و خروج در مجموع ۱۳ مقاله واجد شرایط انتخاب شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون توماس و هاردن در سه مرحله کدگذاری آزاد، توصیفی، و تحلیلی و با استفاده از نرم افزار MAXQDA نسخه 2024 انجام شد. یافته ها: بر اساس کدهای شناسایی شده 3 مضمون تحلیلی و 11 مضمون توصیفی استخراج شد. مضمون تحلیلی نخست فرصت های یادگیری و تحول اخلاقی در تعامل با فناوری های هوشمند بود که مضامین توصیفی (1) انسان انگاری و نسبت دادن ذهن/ هیجان به فناوری های هوشمند، (2) مسئولیت اخلاقی و پاسخ گویی، (3) ابهام در مرز انسان_ فناوری های هوشمند، (4) عدالت، انصاف، و صداقت، (5) تحول اخلاقی و یادگیری ارزش ها، و (6) فرصت های مثبت و کارکردهای تربیتی فناوری های هوشمند را شامل می شد . مضمون تحلیلی دوم مخاطرات و تهدیدهای اخلاقی _ تربیتی فناوری های هوشمند شامل سه مضمون توصیفی (1) مخاطرات چندبعدی کودکان، (2) اعتماد، اتکا، و وابستگی به فناوری (3)، ابهام و کشاکش نقش های تربیتی والدین و مربیان را پوشش داد. مضمون تحلیلی سوم چارچوب ها و زمینه های کلان در سطح مضامین توصیفی بر تأثیر (1) زمینه های فرهنگی و تفاوت های تحولی و (2) چارچوب های نظری و سیاستی در اخلاق و فناوری های هوشمند تأکید داشت. نتیجه گیری: تعامل کودکان با فناوری های هوشمند ماهیتی دوگانه دارد و نیازمند روی آوردی انتقادی، بافت محور، و حساس به مرحله تحولی است. توسعه چارچوب های اخلاقی کودک محور، ارتقای سواد دیجیتال و اخلاقی، و مداخله فعال والدین و مربیان برای استفاده ایمن و سازنده از فناوری های هوشمند ضروری است. نتایج این پژوهش می تواند به تقویت تربیت اخلاقی در نظام آموزش و پرورش ایران یاری رساند؛ نظامی که امروزه بهره گیری از فناوری های هوشمند به بخشی جدایی ناپذیر از فرایندهای آموزشی و تربیتی آن تبدیل شده است.
۳۷۱۷۹.

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر سرمایه روان شناختی، بازداری و فعال سازی رفتار دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۶۳
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر سرمایه روان شناختی، بازداری و فعال سازی رفتار دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی در شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ بود. در این راستا، ۳۰ نفر از دانش آموزان به صورت هدفمند انتخاب و به دو گروه ۱۵ نفره آزمایش و کنترل جایگذاری شدند. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش از پرسشنامه سرمایه های روانشناختی (PCQ، لوتانز و همکاران، ۲۰۰۷) و پرسشنامه سیستم های بازداری و فعال سازی رفتاری (BIS/BAS، کارور و وایت، ۱۹۹۴) استفاده شد. گروه آزمایش در ۸ جلسه تحت مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفت و پس از آن از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. تحلیل داده ها با استفاده ازتحلیل کوواریانس چند متغیری انجام شد. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون سرمایه ی روان شناختی و بازداری و فعالسازی رفتاری در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح ۰۱/۰>pوجود دارد؛ بنابراین، می توان نتیجه گرفت که این نوع درمان تأثیر قابل توجهی بر سرمایه روان شناختی ، بازداری و فعال سازی رفتار دانش آموزان دارد.
۳۷۱۸۰.

بررسی روانشناختی مفهوم عدم خشونت در اندیشه و شعر سبک خراسانی و عراقی با تکیه بر رودکی و مثنوی معنوی مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۷
زمینه: بررسی مفهوم عدم خشونت در ادبیات فارسی، به ویژه در شعر خراسانی و عراقی، حاکی از ارتباطات عمیق بین اصول انسانی و فرهنگی است. بسیاری از مطالعات به تحلیل ادبیات به طور کلی پرداخته اند و غالباً ارتباط بین اصول روانشناسی و مضامین ادبی در این زمینه نادیده گرفته شده است. این خلاءهای پژوهشی نشان دهنده نیاز به تحقیقات عمیق تر در این حوزه است تا بتوان از طریق ادبیات به درک بهتری از مسائل اجتماعی و روانشناختی دست یافت. هدف: هدف این مطالعه بررسی و تحلیل مفهوم عدم خشونت در شعر خراسانی و عراقی به ویژه در آثار رودکی و مولوی و تأثیر آن بر درک اجتماعی و روانشناختی مخاطبان بود. روش: روش پژوهش حاضر کیفی از نوع تحلیل مضمون است. جامعه این مطالعه شامل اشعار منتخب از دو شاعر برجسته فارسی، رودکی و مولوی، و همچنین نظریات روانشناسان معتبر در زمینه خشم و خشونت بود؛ نمونه گیری به شیوه نمونه گیری هدفمند بود و اشعار منتخب با تأکید بر مضامین مرتبط با عدم خشونت و تحلیل های انسانی و اجتماعی انتخاب شد. معیارهای انتخاب نمونه شامل غنای محتوایی، تنوع مضامین و تأثیرگذاری اشعار بر تفکر اجتماعی بود. داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند. یافته ها: یافته های این مطالعه نشان می دهند که مضامین محبت، همدلی و عدم خشونت در اشعار رودکی و مولوی تأثیرات عمیقی بر نگرش ها و رفتارهای اجتماعی دارند. تحلیل داده ها بیانگر این است که این اشعار می توانند به عنوان الگوهای مثبت رفتاری عمل کنند و به کاهش خشونت و تنش های اجتماعی کمک نمایند. همچنین، ارتباط میان محبت و کاهش رفتارهای خشن به طور خاص در اشعار مولوی مشهود است، که نشان دهنده تأثیر مثبت ادبیات بر رفتارهای انسانی است. نتیجه گیری: براساس نتایج این مطالعه اینطور استنباط می شود که ادبیات می تواند نقش کلیدی در شکل دهی به فرهنگ صلح و همزیستی ایفا کند. با ترویج ارزش های انسانی از طریق ادبیات، می توان به بهبود روابط اجتماعی و کاهش رفتارهای خشن در جوامع کمک کرد. این نتایج به عنوان مبنایی برای تحقیقات آینده در حوزه ادبیات و روانشناسی اجتماعی قابل استفاده هستند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان