ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۷٬۰۲۱ تا ۳۷٬۰۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۳۷۰۲۱.

تبیین و پیش بینی افسردگی بر اساس سبک دلبستگی اجتنابی، سبک دلبستگی دوسوگرا/اضطرابی و انتظارات واقع بینانه از ازدواج در رابطه زوجین شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۷۰
هدف: پژوهش حاضر با هدف، تبیین و پیش بینی افسردگی بر اساس سبک دلبستگی اجتنابی، سبک دلبستگی دوسوگرا/اضطرابی و انتظارات واقع بینانه از ازدواج در رابطه زوجین شهر تهران انجام شده است. روش: پژوهش حاضر توصیفی-پیمایشی و از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی افراد متأهل مراجعه کننده به مراکز خدمات مشاوره و روانشناسی منطقه 1 شهر تهران در بهار سال 1403 بود، که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، تعداد 160 نفر از آنان به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه های افسردگی بک (1978)، مقیاس دلبستگی بزرگسال کولینز و رید (1990) و مقیاس انتظار از ازدواج نلسون و جونز (1996) جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو بخش توصیفی و استنباطی با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه توسط نرم افزار SPSS ویرایش 26 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین سبک دلبستگی اجتنابی و سبک دلبستگی دوسوگرا/اضطرابی با افسردگی رابطه مثبت معنادار وجود دارد. همچنین، بین انتظارات واقع بینانه از ازدواج با افسردگی رابطه منفی معنادار وجود دارد. نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت که سبک دلبستگی اجتنابی، سبک دلبستگی دوسوگرا/اضطرابی و انتظارات واقع بینانه از ازدواج، افسردگی را در رابطه زوجین پیش بینی می کنند.
۳۷۰۲۲.

پیش بینی مکانیزم دفاعی روان آزرده براساس وسواس مرگ و کنترل عواطف در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۹
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی مکانیزم دفاعی روان آزرده براساس وسواس مرگ و کنترل عواطف در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های کاربردی و از لحاظ روش از نوع مطالعات همبستگی است. جامعه پژوهش را کلیه بیماران مبتلا به نارسایی قلبی جزیره کیش در سال 1402- 1401 تشکیل دادند که از بین آنها به صورت هدفمند 310 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه سبک های دفاعی باند و همکاران (1993، DSQ-40)، وسواس مرگ عبدالخالق (1998، DOQ) و کنترل عواطف ویلیامز و همکاران (1997، ACQ) بود. روش تحلیل این پژوهش، تحلیل رگرسیون همزمان بود. یافته ها نشان داد که وسواس مرگ و کنترل عواطف توانایی پیش بینی مکانیزم دفاعی روان آزرده را دارند و حدود 1/18 درصد از واریانس مکانیزم دفاعی روان آزرده در بیماران مبتلابه نارسایی قلبی توسط وسواس مرگ و کنترل عواطف پیش بینی می شود (05/0>P). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت وسواس مرگ و کنترل عواطف در بروز مکانیزم دفاعی روان آزرده در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی نقش اساسی دارند.
۳۷۰۲۳.

نقش میانجی اعتماد معرفتی و بی اعتمادی معرفتی در تبیین ذهن آگاهی بر اساس دلبستگی اجتنابی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۵۸
پژوهش حاضر با هدف توضیح رابطه بین سبک دلبستگی اجتنابی و ذهن آگاهی و بررسی نقش واسطه ای اعتماد معرفتی و بی اعتمادی معرفتی در این رابطه انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کاربران فعال بالای ۱۸ سال شبکه های اجتماعی مانند اینستاگرام، تلگرام و روبیکا و... در سال ۱۴۰۳ بود. ۳۳۰ شرکت کننده به صورت داوطلبانه از طریق فضای مجازی و با روش نمونه گیری در دسترس گزینش شدند و به نسخه تجدید نظر شده پرسشنامه تجربه روابط نزدیک فرالی و همکاران، پرسشنامه اعتماد، بی اعتمادی و زودباوری معرفتی کمپبل و همکاران، و مقیاس آگاهی و توجه ذهن آگاهانه براون و ریان پاسخ دادند. داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد مسیر مستقیم دلبستگی اجتنابی به ذهن آگاهی، اعتماد و بی اعتمادی معرفتی معنادار است. همچنین مسیر اعتماد معرفتی به ذهن آگاهی معنادار و مسیر بی اعتمادی معرفتی به ذهن آگاهی معنادار نبود؛ بنابراین، اعتماد معرفتی، بر خلاف بی اعتمادی معرفتی، نقش واسطه ای در رابطه بین دلبستگی اجتنابی و ذهن آگاهی دارد. این یافته ها نقش اعتماد معرفتی را در کاهش اثرات منفی دلبستگی اجتنابی بر ذهن آگاهی برجسته می کند و می تواند در طراحی مداخلات آموزشی و درمانی مبتنی بر دلبستگی و ذهن آگاهی، با هدف تقویت اعتماد و بهبود تعاملات اجتماعی، مورد استفاده قرار گیرد.
۳۷۰۲۴.

تدوین بسته آموزشی اشتغال حمایت شده و تعیین اثربخشی آن بر خودتنظیمی هیجانی در افراد دارای ناتوانی هوشی، رشدی و بیماری های اعصاب و روان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۱
هدف این پژوهش تدوین بسته آموزشی اشتغال حمایت شده و و بررسی اثربخشی آن بر خود تنظیمی هیجانی در افراد دارای ناتوانایی هوشی، رشدی و بیماری های اعصاب و روان است. روش تحقیق در پژوهش حاضر روش تحقیق ترکیبی است از دو روش کیفی و کمی در مرحله تدوین بسته آموزشی از روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد قیاسی و در سنجش کمی از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون می باشد. 30 نفر از از جامعه هدف به روش نمونه گیری هدفمند از کارگاه تولیدی حمایتی بهزیستی انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. به منظور گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه ی خود تنظیمی هیجانی میلر و براون استفاده شد. پرسشنامه خود تنظیمی توسط میلر، براون و لاوندوسکی در سال 1999، جهت ارزیابی فرایندهای خود تنظیمی ساخته شده است. این پرسشنامه، از 63 آیتم و 7 خرده مقیاس (پذیرش، ارزیابی، راه اندازی، بررسی، برنامه ریزی، اجرا و سنجش) تشکیل شده که برای سنجش توانایی کلی در تنظیم رفتار طراحی شده است. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی توسط نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بسته آموزشی اشتغال حمایت شده بر خود تنظیمی هیجانی با اثربخشی معناداری همراه است. پیشنهاد می شود از نتایج پژوهش حاضر در جهت بهبود وضعیت روانشناختی افراد دارای ناتوانایی هوشی رشدی و بیماری های اعصاب و روان استفاده شود.
۳۷۰۲۵.

اثربخشی آموزش درمان هیجان مدار بر شفقت به خود در دانش آموختگان روان شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۷
در این پژوهش اثربخشی آموزش درمان هیجان مدار بر شفقت به خود دانش آموختگان روان شناسی بررسی شد. طرح پژوهش آمیخته توضیحی بود. جامعه آماری پژوهش را دانش آموختگان کارشناسی ارشد روان شناسی در شهر مشهد تشکیل می دادند. در ابتدا در یک مطالعه نیمه آزمایشی با الگوی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه اثربخشی آموزش درمان هیجان مدار مورد بررسی قرار گرفت. تعداد 24 نفر به شیوه نمونه گیری داوطلبانه انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. گروه آزمایش در ۴ جلسه ۸ ساعته آموزش درمان هیجان مدار پیشرفته را دریافت کرد. ابزار گردآوری داده ها در این مطالعه فرم کوتاه مقیاس شفقت به خود (SCS-SF) بود و داده ها با تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. در ادامه به منظور آگاهی از تجربه زیسته افراد شرکت کننده، از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد و نتایج  از طریق تحلیل محتوا کدگذاری شد. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش درمان هیجان مدار بر شفقت به خود شرکت کنندگان گروه آزمایش تأثیر معناداری دارد (0.01>P). تحلیل مصاحبه ها نیز نشان داد که شرکت کنندگان گروه آزمایش، دریافت مداخله را بر کاهش ترس از ورود به فرایند درمانگری و افزایش آگاهی و اعتماد به نفس  موثر می دانستند. بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان از کارگاه آموزشی درمان هیجان مدار به منظور افزایش شفقت به خود به عنوان یک مهارت شخصی جهت آماده سازی درمانگران بهره برد.
۳۷۰۲۶.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر شفقت بر رشد پس از سانحه در بین بیماران قلبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۲
زمینه: اگرچه درمان شناختی-رفتاری به عنوان روشی مؤثر در بهبود رشد پس از سانحه در بیماران قلبی شناخته شده، تأثیر درمان مبتنی بر شفقت بر این متغیر کمتر بررسی شده است. مطالعات موجود عمدتاً بر کاهش علائم روانشناختی متمرکز بوده اند، درحالی که مقایسه مستقیم این دو روش در ارتقای رشد پس از سانحه به ویژه در بیماران قلبی، یک شکاف پژوهشی محسوب می شود. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر شفقت بر رشد پس از سانحه در بین بیماران قلبی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد با بیماری گرفتگی رگ قلب مراجعه کننده به بیمارستان ها، کلینیک ها، مراکز و مطب های تخصصی قلب شهر شیراز در سه ماهه سوم سال 1402 بود که از میان آن ها 45 نفر به عنوان نمونه آماری با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به 3 گروه با حجم 15 نفر در هر گروه گمارش شدند. داده های مورد نظر با استفاده از پرسشنامه رشد پس از سانحه تدسچی و کالهون (1996) گردآوری شد. درمان شناختی–رفتاری بر اساس پروتکل (رضائیان و همکاران، 1393) و درمان مبتنی بر شفقت بر اساس پروتکل خودشفقتی (گیلبرت، 2009) اجرا شد. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد، بین اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر شفقت بر مؤلفه های رابطه با دیگران، قدرت شخصی، ارزش زندگی و تغییرات معنوی در بین بیماران قلبی تفاوت وجود دارد (05/0 >P) و در هر چهار مؤلفه، اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بیشتر از درمان شناختی رفتار هست (05/0 >P). نتیجه گیری: برای بهبود رشد روانشناختی بیماران قلبی، استفاده از درمان مبتنی بر شفقت به جای درمان شناختی-رفتاری توصیه می شود، چرا که این روش در تقویت روابط بین فردی، افزایش احساس توانمندی، غنای زندگی و تحول معنوی مؤثرتر عمل می کند. متخصصان سلامت روان و تیم های درمانی می توانند این رویکرد را در برنامه های توان بخشی قلبی بگنجانند.
۳۷۰۲۷.

Neuropsychological profile of memory and attention in individuals with temporal lobe epilepsy and its comparison with healthy people(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۲
Background: Epilepsy is associated with multiple neuropsychological deficits, and various studies have reported impairments in memory, language, executive functions, and attention. This condition can significantly affect social interactions and communication, leading to challenges in daily life. Aims: The present study aimed to investigate the neuropsychological profile of attention and associative memory in individuals with temporal lobe epilepsy (TLE) and compare it with healthy individuals. Methods: The research employed a descriptive, causal-comparative design. Sixty individuals with temporal lobe epilepsy and 60 healthy individuals (N= 120) comprised the sample. The Wechsler Memory Scale(Wechsler, 1945) for Adults and the Integrated Visual and Auditory Continuous Performance Test(Berginström et al., 2015) were used to measure variables. Data analysis was conducted using an independent t-test and its non-parametric equivalent, the Mann-Whitney U test. Results: The results indicated a significant difference in associative memory between individuals with epilepsy and healthy individuals (Z= 8.90, p< 0.01). Moreover, a significant difference was found in auditory attention between the two groups (Z= 8.18, p< 0.01). Finally, there was a significant difference in visual attention between individuals with epilepsy and healthy individuals (Z= 9.90, p< 0.01). Conclusion: The study’s findings suggest that individuals with temporal lobe epilepsy exhibit significant deficits in memory and attention compared to their healthy counterparts. These findings highlight the importance of the temporal lobe in cognitive processes and emphasize the necessity of neuropsychological assessments in treatment programs to improve the quality of life for these patients.
۳۷۰۲۸.

بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس بدتنظیمی هیجان مثبت در زنان مبتلا به سرطان سینه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۱
مقدمه: امروزه نقش مهم تنظیم و بیان هیجانات به ویژه در سازگاری با سرطان سینه به طور گسترده شناخته شده است. هدف: این مطالعه با هدف بررسی خصوصیات روان سنجی نسخه فارسی مقیاس بدتنظیمی هیجان مثبت انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر توصیفی – کاربردی و از نوع مطالعات روان سنجی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان مبتلا به سرطان سینه مراجعه کننده به درمانگاه شهید مطهری شیراز و نمونه شامل 200 نفر بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و مقیاس های پژوهش را تکمیل نمودند. جهت بررسی روایی و پایایی از شاخص های بارهای عاملی، میانگین واریانس استخراج شده، معیار بارهای عرضی، معیار فورنل – لارکر وآلفای کرونباخ، استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار اسمارت- PLS 3 و SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. یافته ها: مدل پژوهش از برازش مطلوب برخوردار بوده و روایی همگرا و واگرای مدل تأیید شد. بار عاملی خرده مقیاس پذیرش، اهداف و تکانه به ترتیب 69/0، 83/0 و 80/0 بود. پایایی مقیاس از سه روش آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و شاخص rho-A به ترتیب برای مقیاس بدتنظیمی هیجان مثبت 88/0، 90/0 و 89/0 محاسبه شد که بالاتر از 70/0 و در حد مطلوبی قرار داشتند. نتیجه گیری: مقیاس 13 عاملی بدتنظیمی هیجان مثبت در زنان مبتلا به سرطان سینه دارای روایی و پایایی قابل قبولی بود. با توجه به نقش هیجانات مثبت در روند بیماری، وجود مقیاس بدتنظیمی هیجان مثبت به سنجش و بررسی نقش بدتنظیمی هیجان مثبت در زنان مبتلا به سرطان سینه کمک شایانی خواهد کرد. پیشنهاد می شود از این ابراز برای غربال گری و درمان روان شناختی بیماران مبتلا به سرطان استفاده شود
۳۷۰۲۹.

اعتباریابی نسخه فارسی مقیاس انگیزش اجتماعی در افراد دارای ناتوانی جسمی-حرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۶
پژوهش حاضر با هدف اعتباریابی مقیاس انگیزش اجتماعی در افراد دارای ناتوانی جسمی-حرکتی انجام شد. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع اعتباریابی بود. جامعه آماری شامل افراد دارای ناتوانی جسمی-حرکتی شهر یزد در سال 1403 بود. 226 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس انگیزش اجتماعی (SMS، فلیپس و همکاران، 2021)، پرسشنامه کفایت اجتماعی (SCQ، پرندین و همکاران، 1385)، و مقیاس احساس تنهایی (LS، دهشیری و همکاران، 1387) بود. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی از ساختار 5 عاملی مقیاس حمایت کردند. نتایج روایی همگرا نشان داد که بین مقیاس انگیزش اجتماعی با کفایت اجتماعی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (05/0>P). همچنین نتایج روایی واگرا نشان داد بین مقیاس انگیزش اجتماعی با احساس تنهایی رابطه منفی و معنادار وجود دارد (05/0>P). نتایج پایایی به روش همسانی درونی با محاسبه ضریب آلفا کرونباخ برای نمره کل و مؤلفه های آن شامل خودکارآمدی اجتماعی و انتظار پیامد، تشخیص بیان هیجانی، پیوند اجتماعی، برانگیختگی، و قدرت/رهبری به ترتیب برابر با 86/0، 94/0، 87/0، 88/0، 89/0، 82/0 بدست آمد. با توجه به نتایج پژوهش می توان نتیجه گرفت که مقیاس انگیزش اجتماعی در افراد دارای ناتوانی جسمی-حرکتی از روایی و پایایی مطلوب برخوردار است و می تواند به عنوان ابزار پژوهشی در مطالعات روانشناسی و بالینی مورد استفاده قرار گیرد.
۳۷۰۳۰.

تدوین مدل ساختاری مشکلات رفتاری درون نمود و برون نمود در کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه- فزون کنشی بر اساس سبک های دلبستگی با نقش میانجی رفتارهای معمول خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۸
زمینه و هدف: کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه - فزون کنشی، تأثیرات عمیقی بر نظام روانی و عملکرد خانواده می گذارد. بنابراین هدف پژوهش حاضر، تدوین مدل ساختاری مشکلات رفتاری درون نمود و برون نمود در والدین کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه- فزون کنشی بر اساس سبک های دلبستگی با نقش میانجی رفتارهای معمول خانواده است. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی والدین کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه_ فزون کنشی مراجعه کننده به مراکز خدمات روان شناسی منطقه یک شهر تهران در سال 1402 بودند. تعداد 276 نفر از جامعه مذکور به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس تجدید نظرشده دلبستگی بزرگسالان (کولینز و رید،1990)، سیاهه مشکلات رفتاری کودکان (فرم والدین) (آخنباخ، 1991)، و پرسشنامه زمان و روال های رایج روزمره خانواده (کوبین و تامپسون، 1987) بود. داده ها با روش الگوی معادلات ساختاری و نرم افزار SPSS27 و SmartPLS4 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد مسیر بین دلبستگی اضطرابی بر اساس نقش میانجی رفتارهای معمول خانواده بر روی رفتارهای مشکل ساز درون نمود (004/0 =p، 096/0=r) و رفتارهای مشکل ساز برون نمود (005/0 =p، 059/0=r) مثبت و معنادار بود. همچنین مسیر بین دلبستگی ایمن براساس نقش میانجی رفتارهای معمول خانواده بر رفتارهای مشکل ساز درون نمود (005/0 =p، 081/0- =r) و رفتارهای مشکل ساز برون نمود (016/0 =p، 050/0- =r)، منفی و در سطح 05/0 معنا دار بود. نتیجه گیری: براساس نتایج به دست آمده، با کاهش سبک دلبستگی اضطرابی، افزایش دلبستگی ایمن، و رفتارهای معمول خانواده می توان رفتارهای مشکل ساز درون نمود وبرون نمود را کاهش داد. نقش دلبستگی ایمن در افزایش رفتارهای معمول خانواده و نقش دلبستگی ناایمن در کاهش آن، لزوم توجه به سبک دلبستگی را در این پژوهش مورد تأکید قرار می دهد.
۳۷۰۳۱.

روابط علی انعطاف پذیری شناختی و کیفیت روابط زناشویی با اضطراب بارداری در سه ماهه اول با میانجی گری سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۸
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه انعطاف پذیری شناختی و کیفیت روابط زناشویی با اضطراب بارداری در سه ماهه اول با میانجی گری سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت صورت گرفت. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود. از جامعه زنان باردار شهر تبریز در دوره سه ماهه اول بارداری که در بیمارستان زنان الزهرا و کلینیک میلاد تبریز دارای پرونده ی پزشکی بودند، به روش نمونه گیری هدفمند، 250 نفر انتخاب و جهت اندازه گیری متغیرها از پرسشنامه های اضطراب حاملگی (PRAQ)، انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (۲۰۱۰)، سبک زندگی ارتقادهنده سلامت والکر و کیفیت زندگی زناشویی باسبی و همکاران (1995) استفاده شد. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. تحلیل داده ها نشان داد کیفیت روابط زناشویی، انعطاف پذیری شناختی و سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت با اضطراب بارداری رابطه منفی و معنی دار دارند که در این میان، کیفیت روابط زناشویی 45 درصد، انعطاف پذیری شناختی 38 درصد و سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت 37 درصد از تغییرات اضطراب بارداری را به طور منفی تعیین می کنند. از سویی، نتایج نشان داد سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت قادر است رابطه کیفیت روابط زناشویی و انعطاف پذیری شناختی با اضطراب بارداری را به طور معنی دار میانجی گری کند. مبتنی بر یافته ها می توان نتیجه گرفت انعطاف پذیری به عنوان یک توانمندی شناختی قادر است اثرات موقعیت های سخت  را تعدیل نماید و ازطرفی، کیفیت روابط زناشویی عامل مهم در کاهش اضطراب بوده و سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت قادر است به عنوان یک عامل حفاظتی در برابر اضطراب و فشارهای دوره بارداری عمل کند.
۳۷۰۳۲.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر امید به زندگی و بهزیستی معنوی زنان مطلقه مراجعه کننده به بهزیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۸۳
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر امید به زندگی و بهزیستی معنوی زنان مطلقه مراجعه کننده به بهزیستی انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه زنان مراجعه کننده به بهزیستی شهر تبریز در شش ماهه دوم 1402 تشکیل دادند که از بین آنها تعداد 40 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی در یک گروه آزمایش (20 نفر) و یک گروه کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره (مانکوا) استفاده شد. جهت جمع آوری داده ها از دو پرسشنامه بهزیستی معنوی (SWBS) پالوتزین و الیسون (1983) و امید به زندگی بزرگسالان (AHS) اسنایدر و همکاران (1991) استفاده شد. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین پس آزمون امید به زتدگی و بهزیستی معنوی در دو گروه آزمایش و کنترل در سطح 05/0 تفاوت معناداری وجود داشت. بنابراین، از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در افزایش امید به زندگی و همینطور بهبود بهزیستی معنوی موثر بوده است.
۳۷۰۳۳.

تحلیل اهمیت- عملکرد قابلیت های تحول هیجانی- کارکردی پایه و پیشرفته در طرح واره های ناکارآمد نوجوانان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۹
زمینه و هدف: هدف از مطالعه حاضر، تحلیل اهمیت- عملکرد قابلیت های تحول یکپارچه پایه و پیشرفته در طرح واره های ناکارآمد نوجوانان بود. مواد و روش ها: در یک طرح توصیفی- همبستگی، نمونه ای به حجم 211 نفر از دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر مشهد در سال تحصیلی 1402-1403، به روش در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مقیاس تحول یکپارچه پایه نوجوان (ABIDS)، مقیاس تحول یکپارچه پیشرفته نوجوان (AAIDS) و فرم کوتاه مقیاس طرح واره های ناکارآمد اولیه (SF-YSQ) بود. تجزیه وتحلیل داده با استفاده از ماتریس اهمیت- عملکرد انجام شد. یافته ها: درمجموع یافته ها نشان داد که از میان قابلیت های تحول یکپارچه پایه و پیشرفته، به ترتیب مبادله و حل مساله اجتماعی و صمیمیت و جذب شدن به انسان ها بیشترین تأثیر را بر طرح واره های حوزه بریدگی و طرد داشته و نیازمند مداخله جدی تری هستند. همچنین، مولفه های مبادله و حل مساله اجتماعی و تفکر خاکستری، بیشترین نقش را در شکل گیری طرح واره های حوزه خودگردانی و عملکرد مختل ایفا کرده اند. در مورد طرح واره های مربوط به محدودیت های مختل، مؤلفه های تفکر چندعلیتی، تنظیم عواطف و رفتار، مبادله و حل مساله اجتماعی و تفکر خاکستری، بیشترین تأثیر را داشته اند. افزون بر این، مبادله و حل مساله اجتماعی و تفکر مبتنی بر معیار درونی، بیشترین تاثیر را در شکل گیری طرح واره های حوزه دیگر جهت مندی داشته اند. در نهایت، مولفه های مبادله و حل مساله اجتماعی و تفکر خاکستری مهم ترین سازه های تأثیرگذار بر طرح واره های حوزه گوش به زنگی بیش ازحد و بازداری شناخته شدند. نتیجه گیری: درمجموع با نظر به یافته های پژوهش به نظر می رسد که طراحی و اجرای مداخلات درمانی با هدف تقویت قابلیت های تحول هیجانی-کارکردی پایه و پیشرفته می تواند نقش بسزایی در تعدیل طرح واره های ناکارآمد نوجوانان داشته باشد
۳۷۰۳۴.

پیش بینی مهارت اجتماعی بر اساس شیوه مقابله با استرس و تمایز یافتگی خود در دانشجویان تک فرزند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۶
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی مهارت اجتماعی بر اساس شیوه مقابله با استرس باورها و تمایزیافتگی خود در دانشجویان تک فرزند انجام شد. پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان تک فرزند شهر اصفهان در سال 1403 بود. با روش نمونه گیری در دسترس 370 نفر در پژوهش شرکت کردند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه مقابله با شرایط پراسترس (CISS-21، اندلر و همکاران، 1990)، تمایزیافتگی خود (DSI-R، اسکورون و همکاران، 1998) و مهارت های اجتماعی (TISS، ایﻨﺪربیتزن و همکاران، 1992) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها به روش رگرسیون چندگانه به روش همزمان انجام شد. نتایج حاصل از انجام تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد که میان مهارت اجتماعی و مقابله با استرس و تمایزیافتگی رابطه معنادار وجود دارد (05/0>p) و حدود 1/18 درصد از واریانس مهارت اجتماعی توسط شیوه مقابله با استرس و تمایز یافتگی پیش بینی می شود. نتیجه گیری می شود که که شیوه مقابله با استرس و میزان تمایزیافتگی خود می توانند سهم معناداری در پیش بینی مهارت های اجتماعی دانشجویان تک فرزند ایفا کند و بخش قابل توجهی از واریانس این مهارت ها را تبیین نماید.
۳۷۰۳۵.

تأثیر اصوات بین آئورال و ایزوکرونیک بر هماهنگ سازی امواج مغزی و اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۵
پژوهش حاضر پژوهش با هدف تاثیر اصوات بین آئورال و ایزوکرونیک بر هماهنگ سازی امواج مغزی و اضطراب انجام شد. روش پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون_پس آزمون بدون گروه کنترل بود. جامعه آماری دانشجویان دارای اضطراب در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش اصوات بین آئورال و ایزوکرونیک (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه اضطراب بک (1996) و ثبت امواج مغزی با استفاده از نقشه برداری مغز بود. گروه آزمایش اول به اصوات بین آئورال و گروه آزمایش دوم به اصوات ایزوکرونیک در 12 جلسه 20 دقیقه ای گوش فرا دادند. داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری و استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که صوت ایزوکرونیک و بین آئورال بر موج آلفا در نقطهF4 تاثیر معنی دار دارد (05/0>P)، اما بر متغیر اضطراب تنها صوت بین آئورال اثربخش است (05/0>P). نتایج حاکی از آن است که اصوات بین آئورال و ایزوکرونیک مداخله ای سودمند جهت هماهنگ سازی امواج مغزی و صوت بین آئورال برای کاهش اضطراب دانشجویان است؛ بنابراین پیشنهاد می شود از این اصوات در کلینیک های درمان روانشناختی استفاده شود.
۳۷۰۳۶.

روابط ساختاری ابعاد مرضی شخصیت و ابعاد نشانه های وسواسی - جبری با نقش واسطه ای اجتناب تجربه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط ساختاری ابعاد مرضی شخصیت و ابعاد نشانه های وسواسی - جبری با نقش واسطه ای اجتناب تجربه ای در بین دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان انجام شده است. روش این مطالعه از نوع همبستگی به روش مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه شهید مدنی آذربایجان بود که از میان آنها 203 نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب گردید. در این مطالعه از سیاهه شخصیت DSM-5  (PID-5؛ کروگر و همکاران، 2012)، سیاهه تجدیدنظر شده اختلال وسواسی - جبری (OCI-R؛ فوا و همکاران، 1998) و پرسشنامه چند بعدی اجتناب تجربه ای (MEAQ؛ گامز و همکاران، 2011) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شد. نتایج نشان داد که اثر مستقیم ابعاد مرضی شخصیت بر ابعاد علائم وسواسی - جبری (0/84 = β) و اثر مستقیم ابعاد مرضی شخصیت بر اجتناب تجربه ای مثبت و معنادار بود (0/26 = β). همچنین اثر مستقیم اجتناب تجربه ای بر ابعاد وسواسی - جبری مثبت و معنادار بود (0/15 = β). اثر غیرمستقیم  ابعاد مرضی شخصیت بر ابعاد وسواسی - جبری مثبت و معنادار بود (0/80 = β). در این پژوهش بررسی ابعاد مرضی شخصیت به عنوان عوامل پایدار و تأثیر گذار بر ابعاد نشانه های وسواسی - جبری و نیز بررسی نقش سایر متغیرهای میانجی می تواند برای درمانگران تلویحات بالینی مختلفی در جهت تشخیص عوامل خطرساز این اختلال و نوع مقاوم به درمان آن داشته باشد.
۳۷۰۳۷.

ارتباط اختلال اضطراب اجتماعی با سبک های دلبستگی در دانشجویان: نقش میانجی مهارت های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۷۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی مهارت های اجتماعی در رابطه با اضطراب اجتماعی و سبک های دلبستگی دانشجویان انجام شد. روش این پژوهش هممبستگی و از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش 302 نفر از دانشجویان دانشگاه های تهران در سال 1400 بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های اضطراب اجتماعی کانور و همکاران، دلبستگی بزرگسالان هازن و شیور و پرسشنامه مهارت های اجتماعی ماتسون و همکاران بهره گرفته شد. برای تحلیل داده های پژوهش از همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که سبک های دلبستگی دوسوگرا و اجتنابی بر اضطراب اجتماعی اثر مثبت و معنادار دارند. اثر مستقیم مهارت های اجتماعی بر اضطراب اجتماعی منفی و معنادار بود. نتایج اثرات میانجی نشان داد که سبک های دلبستگی دوسوگرا، اجتنابی و ایمن با نقش میانجی مهارت های ارتباطی بر اضطراب اجتماعی اثر غیرمستقیم معنادار دارند. اثر کل سبک های دلبستگی دوسوگرا، اجتنابی و ایمن بر اضطراب اجتماعی معنادار بود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تقویت مهارت های اجتماعی می تواند تأثیر منفی سبک های دلبستگی ناایمن بر اضطراب اجتماعی را کاهش دهد. این نتایج بر اهمیت مداخلات آموزشی و روان شناختی برای بهبود مهارت های ارتباطی تأکید دارد
۳۷۰۳۸.

بررسی روابط ساختاری کمال گرایی و نشخوار فکری زنان: نقش تعدیل گر انعطاف پذیری روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۴
این پژوهش با هدف بررسی نقش تعدیل گری انعطاف پذیری روان شناختی در رابطه بین کمال گرایی با نشخوار فکری در زنان انجام شد. روش مطالعه از نوع همبستگی و مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری را دانشجویان شاغل به تحصیل دانشگاه الزهرا در سال 1403 تشکیل دادند. روش نمونه گیری از نوع در دسترس بود و تعداد 353 شرکت کننده در این پژوهش به پرسشنامه آنلاین پاسخ دادند. داده ها به وسیله پرسشنامه نشخوار فکری نولن-هوکسما و مارو، پرسشنامه انعطاف پذیری روان شناختی رولفس و پرسشنامه کمال گرایی هویت و فلت جمع آوری شد. داده ها با روش همبستگی و مدل سازی معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که کمال گرایی با نشخوار فکری رابطه مثبت و معنادار، انعطاف پذیری روان شناختی با نشخوار فکری رابطه منفی و معنادار و انعطاف ناپذیری روان شناختی با نشخوار فکری رابطه مثبت و معنادار دارد. همچنین، انعطاف پذیری روان شناختی نقش تعدیل گری اندکی در رابطه بین کمال گرایی و نشخوار فکری ایفا کرد. یافته ها نشان می دهند که تقویت انعطاف پذیری روان شناختی می تواند به عنوان راهکاری مداخله ای برای کاهش اثرات منفی کمال گرایی بر نشخوار فکری در دانشجویان موردتوجه قرار گیرد. نتایج این پژوهش بر اهمیت مداخلات روان شناختی برای بهبود سلامت روان دانشجویان، به ویژه در مواجهه با فشارهای کمال گرایانه، تأکید دارد. همچنین می توان از این نتیجه در زمینه پیشرفت تحصیلی نیز بهره برد.
۳۷۰۳۹.

تدوین مدل ارتباطی کیفیت زندگی، ذهن آگاهی و شفقت به خود با میانجی-گری رفتارهای خودمراقبتی در بیماران دیالیزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۷
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی تدوین مدل ارتباطی کیفیت زندگی، ذهن آگاهی و شفقت به خود با میانجی گری رفتارهای خودمراقبتی در بیماران بیماران دیالیزی بود. روش: روش این مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش بیماران دیالیزی شهر کاشان از فروردین تا مرداد سال 1403 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین (2023) و با روش نمونه گیری در دسترس 300 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (2004)، سیاهه ذهن آگاهی فرایبورگ والش و همکاران (2006)، فرم کوتاه مقیاس شفقت به خود رائس و همکاران (2011) و مقیاس تجربه توان خودمراقبتی کئرنی و فلیسچر (1979) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. نرم افزار تحلیل داده ها برنامه SPSS و AMOS نسخه 28 بود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم ذهن آگاهی (51/0=β و 001/0=sig) و شفقت به خود (54/0=β و 001/0=sig) بر کیفیت زندگی معنادار بود. همچنین نتایج نشان داد که رفتارهای خودمراقبتی در رابطه بین ذهن آگاهی (61/0=β و 001/0=sig) و شفقت به خود (52/0=β و 001/0=sig) با کیفیت زندگی نقش میانجی و معنادار دارد. مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (03/0=RMSEA و 05/0>p). نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش و اهمیت نقش ذهن آگاهی و شفقت به خود در کیفیت زندگی بیماران دیالیزی استفاده از آموزش ذهن آگاهی و درمان مبتنی بر شفقت به خود برای بهبود کیفیت زندگی در این بیماران پیشنهاد می شود.
۳۷۰۴۰.

پیش بینی کیفیت روابط میان فردی بر اساس انعطاف پذیری شناختی با نقش میانجی ذهنیت ساخت راه حل در دانشجویان دارای نشانگان افسردگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۸۶
زمینه و هدف: دوران دانشجویی، دوره ای پویا و مهم و همچنین زمانی برای رشد توانمندی ها و مهارت های شخصی، شکل گیری عادت های خوب، بهبود انعطاف پذیری شناختی و آمادگی برای ورود به بازار کار می باشد. هدف از پژوهش حاضر پیش بینی کیفیت روابط میان فردی بر اساس انعطاف پذیری شناختی با نقش میانجی ذهنیت ساخت راه حل در دانشجویان دارای نشانگان افسردگی بود. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی 1403-1404 بود. نمونه گیری به صورت دو مرحله ای (خوشه ای چندمرحله ای و هدفمند) انجام شد و 128 دانشجو (85 دختر و 43 پسر) با نمره 21 تا 27 در خرده مقیاس افسردگی پرسشنامه DASS-21 و تأیید نشانگان افسردگی شدید از طریق مصاحبه انتخاب شدند. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش شامل پرسشنامه هوش هیجانی بار-آن، پرسشنامه ذهنیت ساخت راه حل (SBI) و مقیاس افسردگی، استرس و اضطراب (DASS-21) بودند. داده های جمع آوری شده به کمک نرم افزار SPSS 27 و AMOS 24، با استفاده از تحلیل همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل ساختاری پژوهش با داده های گردآوری شده برازش دارد و انعطاف پذیری شناختی با کیفیت روابط میان فردی، رابطه مستقیم دارد (001/0p = ). همچنین رابطه غیرمستقیم انعطاف پذیری شناختی با کیفیت روابط میان فردی با میانجی گری ذهنیت ساخت راه حل معنادار بود (001/0p =). نتیجه گیری: نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشان داد که کیفیت روابط میان فردی از طریق انعطاف پذیری شناختی قابل پیش بینی است و ذهنیت ساخت راه حل در رابطه بین کیفیت روابط میان فردی با انعطاف پذیری شناختی نقش میانجی دارد. بنابراین، می توان با افزایش انعطاف پذیری شناختی و آموزش ذهنیت ساخت راه حل به دانشجویان دارای نشانگان افسردگی، کیفیت روابط میان فردی آنها را افزایش داد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان