فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۴۱ تا ۳٬۰۶۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
درد یک تجربه و احساس همگانی است. گویاترین تعریف، درد را چنین توصیف می کند: احساس آسیب فردی و خصوصی. این تعریف درد را از دیدگاه ذهنی فرد توصیف می کند و به طور ضمنی به این امر اشاره دارد که فرد دردمند کاملا بر احساس خود واقف است. تعاریف دیگر تکیه بر سودمندی درد دارند. به عنوان مثال درد نشانه ای از وجود یک محرک آسیب زا در آسیب دیدگی های موضعی است که الگویی از پاسخها را برای حفاظت فرد فعال می سازد. پزشکان با تجربه، غالبا دریافته اند که درد پیامدی از اختلال عاطفی است که در اقلیت ثابتی از بیماران مشاهده می شود. فراوان اتفاق افتاده است که پزشک به بیماران دردمند خود گفته است دردی وجود ندارد زیرا شواهدی دال بر اختلال عضوی به چشم نمی خورد. اکثر پزشکان با پیامدهای اجتنابی و ناخوشایند این قبیل خطاها اشنا هستند. در این صورت بهتر است با تجربه بیمار که خود آن "" درد "" می نامد، موافقت نموده و در همه موارد در پی مکانیسم جسمانی سبب ساز نباشیم. ثابت شده است که عوامل روانشناختی نیز می تواند سبب درد باشد، که در این صورت آن را روانزاد می نامند. این اصطلاح به معنی آن است که در این موارد علل درد، تماما یا غالبا ریشه روانی دارد و از سری دیگر درد عضوی به آن گونه درد می گویند که عوامل سبب ساز آن جسمی باشد.
در این تحقیق رویکردهای نظری، دیدگاههای روانشناختی، دیدگاههای روان تحلیلگری و دیدگاههای روانی – اجتماعی و نیز بیان ویژگیهای شخصیتی همراه با توصیف درد و ارتباط آنها مورد بررسی قرار داده شده است. همچنین چگونگی ادراک در در کودکان و در جنسیت دختر و پسر با استفاده از یافته های پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است.
فرایند های خود شناختی و نظامهای پردازش خبر عقلانی و تجربه ای در ایران و امریکا
حوزههای تخصصی:
"
سازهها و مقیاسهای متعدد در خصوص فرایندهای خودشناسی، به عنوان تسهیلگر و اصلاحکننده فرایندهای خود نظمدهی، از درجات انسجام و انتزاع متفاوتی برخوردارند. هوش هیجانی و ناگویی خُلقی را میتوان به ترتیب به منزلة سازههای خودشناختی جزیینگر در زمینه وجود و فقدان خودآگاهی هیجانی توصیف کرد. دو مـؤلفه تجربهای و تأملی خودشناسی سازههای هوش هیجانی و ناگویی خُلقی در زمینه شناخت خود کلی نگرتر و منسجمتر هستند، پس باید با همه ابعاد نظامهای پردازش خبر عقلانی و تجربهای ارتباط مثبت داشته باشند. یافتههای پژوهش، در هر دو جامعه ایران و امریکا، نشان دادند دو وجه خودشناسی با همه مـؤلفههای سیستمهای پردازش خبر تجربهای و عقلانی به صورت مثبت مرتبط بودند، اما مـؤلفههای سازههای هوش هیجانی و ناگویی خُلقی چنین ارتباط جامعی را نشان ندادند. افزون بر این، دو وجه خودشناسی در هر دو جامعه ایران و آمریکا توانستند متغیرهای سلامت روانی را در فراسوی نظامهای پردازش خبر عقلانی وتجربهای پیشبینی کنند. یافتههای پژوهش بر مبنای ماهیت در هم تنیده، پویشی، انسجامی و زمانمند فرایندهای خودشناختی، بر ضرورت طراحی مقیاسهای کارآمدتر و لزوم ارزیابی گستردهتر تفاوتها و شباهتهای بین فرهنگی در قلمرو خودشناسی صحه گذاشتند.
"
بررسی انواع اختلالات خواب و روش های مقابله با آنها در سالمندان (مقاله پژوهشی)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
نقش و کارکرد کتاب های تعلیمات اجتماعی پنجم دبستان و سوم راهنمایی در شکل گیری هویت ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نهادآموزش و پرورش، عامل رسمی انتقال فرهنگ و دا نش به نسل جوان و تضمین کننده ی بقا و ثبات جامعه است. بنابراین، توجه کارشناسانه در انتخاب محتوای درسی و پیام های آنها، می تواند به صحت و سلامت فرآیند شکل دهی هویت ملی و همچنین رشد آن در دانش آموزان کمک نماید. به همین دلیل، مسأله ی کلی پژوهش حاضر عبارت است از؛ چگونگی پرداختن کتب تعلیمات اجتماعی پنجم دبستان و سوم راهنمایی، به عنوان مقاطع پایانی دو دوره ی تحصیلی، به مقوله ی هویت ملی و نیز شناسایی کاستی ها و آسیب پذیری های هر کدام از آنها در متون درسی. در انجام این پژوهش و پاسخ به مساله تحقیق، از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. در این پژوهش، ده مقوله در مورد با هویت ملی شناسایی شدند. این مقوله ها عبارتند از: بعد دینی، سیاسی، ارزش ها و هنجارهای ملی، میراث فرهنگی، اسطوره های ملی، نمادهای ملی، ویژگی های جغرافیایی، خرده فرهنگ های قومی، افتخارات ملی و تجدد. در مجموع یافته های به دست آمده از این پژوهش دلالت بر آن دارد، که در کتب نامبرده، به مقوله های دینی وسیاسی به عنوان رکن اسلامیت مربوط به پدیده ی هویت ملی در حد نسبتاً مناسبی پرداخته شده است. این در حالی است، که برخی دیگر از ابعاد هویت ملی مربوط به ارکان ایرانیت و تجدد به شدت مورد غفلت قرار گرفته اند. ابعاد مذکور عبارتند از: ارزش ها وهنجارهای ملی، اسطوره های ملی، خرده فرهنگهای قومی، نمادهای ملی و تجدد. با توجه به یافته های به دست آمده، بازنگری در اهداف و محتوای برنامه های درسی مقاطع دبستان و راهنمایی با تأکید بر پرورش هویت ملی (اسلامی- ایرانی و تجدد) پیشنهاد می گردد.
ساخت و رواسازی آزمون تشخیصی حساب نارسایی برای کودکان پایه سوم دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش ساخت و رواسازی آزمون تشخیصی حساب نارسایی پایه سوم دبستان شهر اصفهان بود.
روش: در این پژوهش پیمایشی، کتاب ریاضی پایه سوم دبستان تحلیل محتوا شد. ضریب کریپندورف مبنی بر توافق تحلیل محتوا 91/0 به دست آمد. پس از آن بر اساس مقوله های استخراج شده و اهداف رفتاری هر مقوله و با توجه به نظریه شناختی بلوم و حجم هر مقوله در کتاب ریاضی پایه سوم تعداد زیادی سؤال طرح و به طور مقدماتی اجرا گردید. سپس فرم نهایی روی یک نمونه 300 نفری از دانش آموزان پایه سوم دبستان (155 پسر و 145 دختر) که در سال تحصیلی 86-1385 به روش نمونه برداری خوشه ای چندمرحله ای از نواحی پنج گانه آموزشی شهر اصفهان انتخاب شده بودند، اجرا و پارامترهای سؤال آزمون بر اساس نظریه کلاسیک آزمون (CTT) و نظریه سؤال – پاسخ (IRT) محاسبه گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد که این آزمون دارای روایی مطلوب و نیز پایایی مناسب (93/0=، ضریب بازآزمایی = 87/0) است و حساسیت و ویژگی (دقت) آن به ترتیب 98/0 و 96/0 به دست آمد. پارامتر تشخیصی a(g) و دشواری b(g) بر اساس نظریه سؤال – پاسخ نیز نشان داد که همه سؤال ها دارای توان تشخیص مناسب (بالای 5/0) و دشواری مطلوب اند و با مدل دو پارامتری برازش کامل دارند (05/0p>). منحنی تابع آگاهی آزمون نیز نشان داد که مناسب ترین کاربرد آن در سطوح توانایی ریاضی 6/0-=R تا 6/0+=R است.
نتیجه گیری: این آزمون دارای ویژگی های روان سنجی مناسب برای تشخیص کودکان حساب نارسای پایه سوم می باشد.
تاثیر عوامل فردی، اجتماعی، خانوادگی و آموزشی بر اُفت تحصیلی از دیدگاه دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: اُفت تحصیلی زمانی اتفاق می افتد که فاصله قابل توجهی بین استعداد بالقوه و توان بالفعل افراد در فعالیت های درسی و پیشرفت تحصیلی ایجاد شود. این پژوهش با هدف بررسی و شناخت عوامل فردی، اجتماعی، خانوادگی و آموزشی موثر بر اُفت تحصیلی از دیدگاه دانشجویان انجام شد.
روش ها: این پژوهش پیمایشی در دانشجویان کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای مشغول به تحصیل در دانشگاه اصفهان در سال تحصیلی 91-13۹۰ انجام شد. 373 دانشجو با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و تعداد ۳۵۷ پرسش نامه تکمیل شده جمع آوری و بررسی شد. ابزار پژوهش پرسش نامه محقق ساخته دارای 4 مولفه فردی، خانوادگی، اجتماعی و آموزشی و 40 گویه بود که براساس طیف لیکرت از کاملاً مخالفم (1 امتیاز) تا کاملاً موافقم (5 امتیاز) درجه بندی شد. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از نرم افزار SPSS 16 و آزمون T تک نمونه ای استفاده شد.
یافته ها: از دیدگاه دانشجویان، میانگین امتیاز تاثیر عوامل فردی بر اُفت تحصیلی 47/2±16/4، میانگین امتیاز تاثیر عوامل خانوادگی بر اُفت تحصیلی 30/3±75/3، میانگین امتیاز تاثیر عوامل اجتماعی بر اُفت تحصیلی 68/3±74/3 و میانگین امتیاز تاثیر عوامل آموزشی بر اُفت تحصیلی 96/3±83/3 بود (05/0>p).
نتیجه گیری: عوامل فردی، خانوادگی، اجتماعی و آموزشی از دیدگاه دانشجویان بر میزات اُفت تحصیلی موثر است.
تبیین رویکردهای موجود درباره تربیت معنوی کودکان و نقد آنها با تأکید بر آموزه های اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله، تبیین رویکردهای موجود درباره مفهوم تربیت معنوی کودکان و نقد آنها با تأکید بر آموزه های اسلامی است.در بخش نخست، تاریخچه تربیت معنوی کودکان به اختصار ارائه می شود؛سپس با طرح سه جهان بینی عمده درباره نوع رابطه میان دین و معنویت، به تبیین تربیت معنوی کودکان با تأکید بر آراء اندیشمندان مذکور پرداخته می شود. جهان بینی های مذکور عبارت اند از: جهان بینی دینی، جهان بینی فارغ از دین و جهان بینی غیردینی (سکولار). با توجه به یافته های تحقیق می توان گفت در جهان بینی دینی، معنویت بر ارتباط شخصی با حقیقت و تبعیت از آن و تربیت معنوی کودکان، بر هدایت دانش آموز به سوی کسب دانش شخصی، پویا، آمیخته با عشق و خلاقیت تأکید می کند؛ در رویکرد فارغ از دین، معنویت یک سازه رشد شخصی و ناظر به نوعی سبک تفکر و مفروضاتی است که افراد برای توجیه رفتارشان دارند و تربیت معنوی کودکان، پرورش رویکردی شناختی نسبت به معانی فرهنگی را در کانون توجه قرار می دهد.در جهان بینی غیردینی، معنویت ناظر به درک احساسات زیباشناختی و ساخت معنا در ارتباط کودک با خود و محیط و تربیت معنوی نیز به فرآیند پرورش هویت از طریق معناسازی و روایت سازی کودک است.در بخش دوم مقاله، جهان بینی های فوق با تأکید بر آموزه های اسلامی نقد می شوند. برخی از مهم ترین نقدهای وارد بر این جهان بینی ها عبارت اند از: وجود ابهام در حقیقت، خطر پیروی از افراد به جای حقیقت، محدود ساختن تربیت معنوی به پرورش یک بعد و تغافل از سایر ابعاد، سطحی نگری درباره دین و... در پایان نیز کلیاتی درباره الگوی پیشنهادی خود با عنوان الگوی اسلامی تربیت معنوی کودکان مطرح می شود. روش انجام این تحقیق،سنتزپژوهی و کاوشگری فلسفی انتقادی است.
بررسی رابطه میان تمایزیافتگی خود و سبک های عشق ورزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه میان تمایزیافتگی با سبک های عشق ورزی و همچنین مقایسه سبک های عشق ورزی و سطوح تمایزیافتگی زنان و مردان متاهل شهر مشهد بود.
مشارکت کنندگان در پژوهش حاضر 120 نفر از افراد متاهل شهر مشهد که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شده بودند مورد آزمون قرار گرفتند. برای سنجش تمایزیافتگی از پرسشنامه تمایزیافتگی (DSL)و برای سنجش سبک های عشق ورزی از مقیاس سه گانه اشترنبرگ استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار Spss و آزمون معناداری ضریب همبستگی پیرسون جهت بررسی رابطه خرده مقیاس های تمایزیافتگی با خرده مقیاس های آزمون اشترنبرگ و آزمون مقایسه دو میانگین مستقل به منظور مقایسه خرده مقیاس های تمایز یافتگی و خرده مقیاس های آزمون اشترنبرگ درآزمودنی های زن و مرد متاهل شهر مشهد مورد تحلیل قرار گرفت. پس از تجزیه و تحلیل داده ها نتایج نشان داد که میان خرده مقیاس های صمیمیت، شوریدگی و تعهد اشترنبرگ با خرده مقیاس های واکنش هیجانی، جایگاه من، گسلش عاطفی و هم آمیختگی ارتباط معکوس معناداری دارد همچنین نتایج این آزمون نشان داد که بین میزان گسلش عاطفی مردان و زنان تفاوت معناداری وجود دارد، بدین صورت که آزمودنی های مرد میزان گسلش عاطفی بیشتری را گزارش نموده اند. در بقیه خرده مقیاس ها بین دو جنس تفاوت معناداری شاهده نشد.
مقایسه هوش هیجانی و شناختی مدیران مقاطع سه گانه آموزش و پرورش و رابطه ی آن با عملکرد شغلی آنها در منطقه لنجان اصفهان 1388
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با اهداف - مقایسه هوش هیجانی و شناختی مدیران مقاطع ابتدایی دوره های سه گانه آموزش و پرورش و رابطه آن با عملکرد شغلی آنها در منطقه لنجان اصفهان در سال 1388 انجام شده است. در این مطالعه از روش توصیفی از نوع همبستگی و نیز علی-مقایسه ای به صورت مقطعی استفاده شده است. جامعه آماری مورد پژوهش 306 نفر بود که از میان آنها 146 نفر از مدیران مدارس سه مقطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان منطقه لنجان به صورت نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از آزمون هوش هیجانی شیرینگ، پرسشنامه ریون(عباسی، 1384) و پرسشنامه عملکرد شغلی سرپرست (موتوویدلوون اسکاتر1994، به نقل از خاکسار،1384) جمع آوری شدند و با استفاده از شاخص های آماری نظیر میانگین، انحراف معیار، تحلیل واریانس و آزمون توکی و ضریب همبستگی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که؛ بین هوش هیجانی، هوش شناختی و عملکرد شغلی مدیران سه مقطع ابتدایی، راهنمایی و متوسطه تفاوت معنا دار وجوددارد (05/0P<). بین هوش هیجانی درکل و مؤلفه های آن، (خودآگاهی، خودانگیزی، مهارت اجتماعی) با عملکرد شغلی رابطه معنی دار وجود دارد( 05/0(P<. اما بین هوش شناختی و عملکرد شغلی مدیران مقطع ابتدایی رابطه معنا داری در سطح( 05/0P<) وجود نداشت. بین هوش هیجانی و عملکرد شغلی مدیران مقطع راهنمایی نیز رابطه معنا داری در سطح ( 05/0(P< مشاهده نشد.
مقایسه تاب آوری هیجانی و اجتماعی در دانش آموزان مناطق محروم با غیرمحروم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش مقایسه تاب آوری هیجانی و اجتماعی کودکان در دو بافت منطقه ای متفاوت کشور و با توجه به نقش جنسیّت بود. در این پ ژوهش 160 دانش آموز منطقه محروم و 320 دانش آموز منطقه غیرمحروم با استفاده از پرسشنامه تاب آوری هیجانی- اجتماعی مرل و روش آماری تحلیل واریانس یکراهه به همراه آزمون تعقیبی شفه مطالعه شدند. یافته های پژوهش نشان داد دانش آموزان مناطق غیرمحروم نسبت به دانش آموزان مناطق محروم در زیرمقیاس های تاب آوری هیجانی- اجتماعی نمره بالاتری به دست آوردند و این برتری در دختران بیشتر مشهود بود. در نتیجه محرومیت اقتصادی و اجتماعی می تواند بر کاهش تاب آوری(بالاخص در پسران) تأثیر به سزایی داشته باشد.
نقش هیجانات خودآگاه و تعلل ورزی در پیش بینی عملکرد و اعتماد به نفس تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی نقش هیجانات خودآگاه و تعلل ورزی در پیش بینی عملکرد و اعتماد به نفس تحصیلی دانشجویان بود. نمونه آماری 365 دانشجوی کارشناسی بود که به صورت تصادفی ساده از دانشگاه محقق اردبیلی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه هیجانات خودآگاه، مقیاس تعلل ورزی و شاخص ارزیابی شخصی جمع آوری شد. یافته های پژوهش نشان داد شرم، گناه، برون سازی و غرور با عملکرد تحصیلی دانشجویان همبستگی معنا داری دارند. همچنین تعلل ورزی با اعتماد به نفس تحصیلی رابطه منفی معناداری داشت، اما بین بی تفاوتی و تعلل ورزی با عملکرد تحصیلی دانشجویان رابطه معناداری به دست نیامد. تحلیل رگرسیون چند متغیری نشان داد که هیجانات خودآگاه و تعلل ورزی حدود 9 درصد از عملکرد تحصیلی دانشجویان را تبیین می کنند، در صورتی که هیجانات خودآگاه و تعلل ورزی فقط 8 درصد از اعتماد به نفس تحصیلی دانشجویان را تبیین کردند. از یافته ها می توان برای راهنمایی دانشجویان در زمینه آموزش و خدمات مشاوره ای استفاده کرد.
رابطه جهت گیری مذهبی و هوش معنوی با میزان تاب آوری دانشجویان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف بررسی رابطه میان جهت گیری مذهبی، هوش معنوی با میزان تاب آوری دانشجویان انجام شده است. جامعه آماری، شامل کلیه دانشجویان دانشگاه کاشان در سال تحصیلی 93-92 بود که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای (تعداد 228 دانشجو) انتخاب شدند. ابزار پژوهش، شامل پرسش نامه جهت گیری مذهبی آلپورت، پرسش نامه هوش معنوی و مقیاس تاب آوری بود. نتایج نشان داد که جهت گیری مذهبی درونی، با هوش معنوی و میزان تاب آوری دانشجویان رابطه مثبت معنی دار دارد. از سوی دیگر، بین دانشجویان دختر و پسر در جهت گیری مذهبی، هوش معنوی و تاب آوری تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین بین دانشجویان و دین پژوهان در جهت گیری مذهبی درونی و بیرونی تفاوت معناداری دیده شد، اما در هوش معنوی و میزان تاب آوری در این دو گروه تفاوتی مشاهده نگردید. نتایج تحلیل رگرسیون حاکی از آن بود که هوش معنوی، بیشترین سهم را در تبیین تاب آوری دانشجویان دارد. در نهایت، می توان گفت: افراد دارای جهت گیری مذهبی درونی، که تنها برای منافع شخصی تظاهر به دین داری نمی کنند و افراد دارای هوش معنوی بالا، از تاب آوری بالاتری برخوردارند.
ارتباط مدیریت زمان و خود اثربخشی ادراک شده با اهمالکاری تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق ارتباط مدیریت زمان و خود اثربخشی ادراک شده با اهمالکاری تحصیلی بین دانشجویان دانشگاه پیام نور اهواز مورد بررسی قرار گرفت. از بین دانشجویان مشغول به تحصیل 180 نفربه شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های-مدیریت زمان ترومن و هارتلی (1996) - خود اثربخشی ادراک شده شوارتز و جروسالم (2001) و اهمالکاری تحصیلی محقق ساخته (1387) استفاده به عمل آمد. نتایج نشان داد که بین متغیر مدیریت زمان و خود اثربخشی ادراک شده و اهمالکاری تحصیلی همبستگی منفی وجود دارد. تحلیل رگرسیون نشان داد که بین متغیرهای پیش بین (مدیریت زمان و خود اثربخشی ادراک شده) با متغیر ملاک (اهمالکاری تحصیلی) همبستگی چندگانه 553/R= معنی داری وجود دارد که در سطح 0001p</ معنی دار است و مقدار آن نیز از ضرایب همبستگی ساده هر یک از متغیرهای فوق الذکر با اهمالکاری تحصیلی بیشتر است. تحلیل رگرسیون با روش مرحله ای نیز نشان داد که مدیریت زمان و خود اثر بخشی ادراک شده با اهمالکاری تحصیلی همبستگی چندگانه معنی دار دارد و بهترین پیش بین اهمالکاری تحصیلی به شمار می روند.
بررسی تاثیر داد و ستدی خودمهاری و جنسیت بر جو روانی - اجتماعی کلاس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"در این پژوهش، تاثیر خودمهاری دانش آموزان بر جو روانی- اجتماعی کلاس های دختران و پسران بررسی شده است. امروزه، پژوهش های پرورشی و آموزشی، به جای تمرکز بر پی آمدهای آزمودنی و استاندارد شده مانند هوش و استعداد تحصیلی، بر جنبه های پیرامونی فرآیند یادگیری متمرکز شده است. به گونه ای که پژوهش های فراوانی نقش و تاثیر فرآیندهای شناختی و عاطفی فراگیر آن را بر جو روانی- اجتماعی چیره بر کلاس کرده اند. توانایی دانش آموزان در خودمهاری، از متغیرهای مهم تاثیرگذار بر جو روانی- اجتماعی چیره بر کلاس است که در این پژوهش تاثیر آن بر ابعاد برخورد (اصطکاک)، همبستگی، انضباط، و رقابت در جو روانی کلاس بررسی شده است. برای این کار، 494 دانش آموز دوره راهنمایی (240 پسر و 254 دختر) در شیراز به شیوه تصادفی گزیده شدند و به پرسش نامه های جو روانی کلاس و مقیاس خودمهاری پاسخ گفتند. یافته ها نشان داد که تاثیر دادوستدی خودمهاری و جنسیت بر جو روانی- اجتماعی چیره بر کلاس معنادار است
"
بررسی شاخص های روانسنجی فرم کوتاه پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی فرم کوتاه پرسشنامه ی پنج عامل بزرگ شخصیت و مطالعه ی ویژگی های روانسنجی آن در دانشجویان بود. در این پژوهش تعداد500 نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و با تکمیل فرم کوتاه پرسش نامه ی پنج عامل بزرگ شخصیت در این پژوهش شرکت نمودند. برای بررسی روایی پرسشنامه ی مذکور از تحلیل عاملی به روش مولفه های اصلی استفاده شد. جهت بررسی پایایی آن نیز از روش ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید. نتایج تحلیل عاملی نشان دهنده ی استقلال پنج عامل بزرگ شخصیت بود. ضرایب آلفای کرونباخ از 69/0 تا 83/0 محاسبه شد. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که فرم کوتاه پرسشنامه ی پنج عامل بزرگ شخصیت از روایی و پایایی مناسبی درایران برخوردار است و می توان از آن در فعالیت های پژوهشی استفاده نمود.
هوش هیجانی در ورزشکاران معلول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"نمونـه ای از 163 معلول (53 ورزشکار پارالمپیکی، 50 ورزشکار ملی و 60 غیرورزشکار) پرسشنامه هوش هیجانی بار ـ ان (1997) را تکمیـل کـردند. نتایج تحلیل واریانس یک راهه نشان دادند که هر دو گـروه ورزشکـار نسبت به گروه غیرورزشکار دارای هوش هیجانی بالاتـری بودنـد. نتایج تحلیل واریانـس چند متغیری حـاکی از نمره های بـالاتر ورزشکـاران پارالمپیـکی در دو زیر مقیاس خودتحقق دهی و استقـلال نسبت به ورزشکاران ملی بود. ورزشکاران در زیرمقیاسهای خودآگاهی، مسئولیت پذیری اجتماعی، روابـط بین فردی، حل مسئله، تحمل تنیدگـی و شادکامی نسبت به غیرورزشکاران نمره های بالاتری کسب کردند.
"
بررسی مقایسه ای تاثیر آموزش مهارت های خودگردانی و افزایش باورهای خودبسنده گی بر کارکرد تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"در این پژوهش، تاثیر آموزش مهارت های خودگردانی و افزایش باورهای خوبسنده گی بر کارگرد تحصیلی دانش اموزان بررسی شده است. 280 دانش آموز سال اول دبیرستان از دو مدرسه ی دخترانه و پسرانه ی شیراز انتخاب و به طور تصادفی در چهار گروه گواه، آموزش مستقیم، یادگیری هم کارانه، و یادگیری مستقل جای گرفتند. در طول دوره ی آزمایشی، گروه گواه هیچ گونه برنامه ی آموزش ...
"
نقش پذیرش درد در کاهش شدت درد و ناتوانی بیماران مبتلا به درد مزمن(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: شواهد پژوهشی نشان می دهد که پذیرش درد باعث عملکرد بهتر بیماران دارای درد مزمن می شود، اما این موضوع تاکنون در بیماران ایرانی مبتلا به درد مزمن مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطه پذیرش درد مزمن با ناتوانی جسمی ناشی از آن بود.
مواد و روش ها: مطالعه توصیفی- همبستگی حاضر بر روی 245 بیمار درد مزمن صورت گرفت. نمونه ها به روش نمونه گیری در دسترس از بین بیماران درد مزمنی که در بهار و تابستان سال 1389 به درمانگاه های درمان درد در شهر تهران مراجعه نموده بودند، انتخاب شدند. این افراد مقیاس های پذیرش درد مزمن، ناتوانی جسمی، شدت درد و اختلال در عملکرد روزانه به واسطه درد و پرسش نامه اطلاعات جمعیت شناختی را تکمیل کردند. داده ها با محاسبه ضریب همبستگی Pearson و رگرسیون چند متغیره چند مرتبه ای تحلیل شدند.
یافته ها: بین میزان پذیرش درد مزمن با شدت درد، ناتوانی جسمی و اختلال در عملکرد روزانه به دلیل درد، ارتباط معنی داری (01/0 > P) وجود داشت. در تحلیل رگرسیون، میزان پذیرش درد مزمن توانست بعد از کنترل اثر متغیرهای زمینه ای و شدت درد، واریانس معنی داری (01/0 > P) از هر دو مقیاس ناتوانی (ناتوانی جسمی و اختلال عملکرد روزانه) را تبیین کند.
نتیجه گیری: پذیرش درد مزمن از عوامل مهم و مؤثر بر میزان ناتوانی ادراک شده در بیماران درد مزمن است. بنابراین جهت به حداقل رساندن ناتوانی، علاوه بر کاهش شدت درد، می توان استفاده از روش های درمانی را که بر افزایش میزان پذیرش درد مزمن تمرکز دارند، پیشنهاد کرد.